پانیذ فریوسفی: این ارکستر واقعا بین المللی است

پانیذ فریوسفی
پانیذ فریوسفی
گفتگویی که پیش رو دارید، قبل از آخرین کنسرت ارکستر فیلارمونیک تهران با رهبر و شف های این ارکستر، بعد از یکی از تمرین های پایانی در تالار رودکی تهیه شده است.

فکر می کنید در این چهار برنامه ای که تا به حال اجرا نموده اید، ارکستر خودش را جا انداخته است یعنی در حدی که لازم به تبیلیغ زیاد نباشد و همیشه در هنگام کنسرت سالن پر باشد، به عبارت دیگر آن بازخوردی که انتظار داشتید را الان می توانید بگیرید؟
فرشید پاتینیان: این موضوع که شما می فرمایید یعنی بازخورد را باید از مخاطب پرسید؛ البته فکر می کنم با توجه به کیفیت گرایی که در این ارکستر از طرف هد گروه که آقای گوران است و به مایسرها می رسد، این کیفیت به گوش مخاطب می رسد و طبعا آنها نیز متوجه این کیفیت گرایی می شوند. این که مخاطب ما متوجه بشود که این کیفیتی که از قطعه اجرا شده می شنود بهترین کیفیتی است که می تواند در روز و زمان بشنود…

در چه سطحی؟ در سطح ملی یا خاورمیانه؟
پانیذ فریوسفی:
حتی در دنیا! این گفته من متعصبانه نیست! من ارکسترهای جهانی زیادی را دیده ام و گاهی هم با آنها ساز زده ام؛ می خواهم اعلام کنم که این ارکستر از نظر کیفیت واقعا بین المللی است.

گوران: اینکه آقای پاتینیان همه کیفیت کار را مدیون رهبر دانستند به نظر من بیشتر به خاطر تواضع ایشان است چراکه در واقع اینطور نیست و می دانید که کنسرت مایسر این ارکستر آقای پدرام فریوسفی است و متاسفانه به خاطر مشکلی که برای ایشان پیش آمد و واقعا جامعه موسیقی مدتی ایشان را از دست داد (که البته امروز خبرهای خوبی می شنویم از ساز دست گرفتن ایشان و دوباره رسیدن به روزهای اوج)؛ کنسرت مایسر دوم ما آقای غفاری هستند که هشت سالی است که با ایشان همکاری داریم و در نبود آقای فریوسفی از کمک های ایشان بهره می بریم. فکر می کنم مایسرها دارند تواضع به خرج می دهند چراکه تنها شیوه تمرین دادن رهبر موثر نیست و شیوه ای که تک تکشان در این ارکستر زحمت می کشند و حساسیت هایی که به خرج می دهند در بحث تکنیکال و مکانیکال حتی شاید از خود من هم بیشتر است و روزهایی پیش می آید که ایده های بسیار عالی از طرف مایسرها شنیده می شود و اینقدر مورد استقبال من قرار می گیرد که با ایده های خودم ترکیب می کنم و محصولی بهتر را ارائه می دهیم.

اینجا از این تریبون استفاده می کنم و از تک تک این افراد تشکر می کنم برای اینکه اولا من را خیلی تحمل می کنند ثانیا اینکه حساسیت و دقت و منش و دانشی که دارند را بی دریغ در تمرین ها خرج می کنند. مایسرها با تمرین هایی که در سکشن ها انجام می دهند ارکستر را به جایی می رسانند که من بتوانم به راحتی با آنها کار کنم.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

زیستن با هنر سلوکی عاشقانه (III)

انتشار آلبوم بیداد با تکنوازی تار استاد غلامحسین بیگجه خانی و پس از آن درگذشت استاد در فروردین ماه سال هزار و سیصد و شصت و شش باعث شد که توجه بسیاری از نوازندگان دوباره به شیوه ایشان جلب شود. من به شیوه نوازندگی ایشان علاقمند بودم و به همین دلیل، وقتی جناب داوود آزاد از تبریز به تهران آمدند حدود یک سال البته به طور پراکنده درخدمت ایشان، بعضی از بخش های ردیف موسیقی و تعدادی از آثار استاد بیگجه خانی را نواختم که البته فراگیری آثار خیلی برایم مهم نبود؛ بلکه لحن و شیوه نوازندگی ایشان برایم اهمیت بیشتری داشت. پس از آن نیز به تدریج به آوانگاری تعدادی از آثار استاد بیگجه خانی پرداختم.

از بحران اندیشه تا نااندیشیدگی بحران در موسیقی ایران (IV)

در چنین شرایطی حتی امر هنری که دیگر نقش وجودی خود را از کف داده و با فاصله گرفتن از نقش اثرگذار و هستی بخش خود، تنها به یک ابزار در دست قدرتها و یا حتی یک شیء تزئینی بدل شده است، ناتوان از ایجاد بسترهای یک جریان تاریخی نوشونده و پویا به ورطه های تکرار و فراموشی فرومیغلتد و فرد مصداق جریان کلی جامعه، اندک اندک خود را در مغاک توهم غرقه می یابد: از نگاه اراده گرایانه و کوشش بیهوده برای اعمال آن به واقعیت جریان تاریخی، تا اشکال گوناگون جزم اندیشی و حتی غرقه شدن در بسترهای فروبستۀ تجرید و تفکر محدود انتزاعی، همه و همه به نظر می رسد که محصول چنین وضعی باشند.

از روزهای گذشته…

تقلای یافتن راهی نو (III)

تقلای یافتن راهی نو (III)

در آلبوم “سخنی نیست” هم‌گاه با این مساله طرفیم. برای مثال، در خود قطعهٔ “سخنی نیست”، بر روی “پشت درهای فرو بسته، شب از دشنه و دشمن پر”، این اتفاق رخ می‌دهد که البته به دلیل خصوصیات فضاسازانه‌اش در تناسب با تصویر شعری و هم چنین حل شدن‌اش در ریتم روانی که پیش از آن جریان داشته، نمی‌توان آن را نقطهٔ ضعف دانست؛ با این حال، این مساله در دیگر قطعات این آلبوم به چشم می‌خورد، به خصوص در قطعهٔ “آنکه مست…” (یا در خارج از این آلبوم، قطعهٔ “بزم تو” و بر روی مصرع “غمِ شب‌های جدایی”) که بر روی غزلی با ابیات هم وزن و قرینه، ایجاد تنوع در شکل ریتمیک جملات با کلام دشوار‌تر است و در نتیجه خطر ایجاد این تنوع‌های تحمیلی بیشتر.
ایزایی و مکتب ویولون بلژیک (I)

ایزایی و مکتب ویولون بلژیک (I)

اوژن ایزایی، ویولنیست بلژیکی، از مشهورترین مستر ویولنیست های زمان خود به شمار می رود؛ «نیروی خارق العاده طبیعی ایزایی به عنوان یک مفسر» تحت تأثیر استعداد سرشار او در تُن و تکنیک نوازندگی نمود بیشتری می یابد. استعدادی که هم عصران او نیز به آن اشاره کرده اند. در واقع، ایزایی بزرگ ترین نماینده مکتب شگفت انگیز ویولن نوازی بلژیکی است که در هنر استادان او مانند ویوتام و وینیافسکی ریشه دارد. همانطور که خود ایزایی می گوید «در یک دوره هفتاد ساله برترین مکتبی بوده است که در کنسرواتوار پاریس و در آثار نوازندگانی مانند: ماسارت (Massart)، رمی (Remi)، مارسیک (Marsick) و دیگر مفسران حرف اول را می زده است».
سحر شهاب

سحر شهاب

متولد ۱۳۴۹ تهران فوق لیسانس گرافیک و انیمیشن پژوهشگر هنر saharshahab1970@yahoo.com
طبقه بندی صدای انسان در آواز (I)

طبقه بندی صدای انسان در آواز (I)

در موسیقی سیستمی وجود دارد که میتوان بر آن اساس جنسهای مختلف صدا (زنان و مردان) را در موسیقی کلاسیک و خوانندگی در اپرا طبقه بندی نمود و همچنین بر آن اساس شیوه های خواندن در سالنهای اپرا و تالارهای اجرا، رنگ و حجم صدا (آنهم بدون استفاده از ابزار مصنوعی و تقویت کننده) را طبقه بندی کرد.
در نکوهش خواننده سالاری

در نکوهش خواننده سالاری

دیرگاهیست دوستان اهل قلم، هر از گاهی از آنچه به بحث علمی شدن موسیقی ایرانی در همه عرصه ها بوده، یاد می کنند و هر از چند گاهی از گوشه و کنار چنین میرسد که بعضا عزیزانی با این مقوله ها سر سازگاری ندارند و آن را آب در هاون کوفتن می انگارند.
امین غفاری: تمرین های ما هیجان انگیز است!

امین غفاری: تمرین های ما هیجان انگیز است!

راجع به مساله تفاوت تمرین در اینجا و اینکه شما فرمودید که با توجه به اینکه جاهای دیگر می توان درآمد بیشتری درآورد، چه چیزی باعث شده است که تمرینات در اینجا برقرار باشد، یکی از مسائلی که خیلی جالب است و فکر می کنم همه هم بدانند و حتی از نوازنده ها هم سوال شود شاید همین را جواب دهند. یک تفاوت بسیار خوب که در اینجا وجود دارد این است که در اکثر ارکستر ها، نوازنده به دنبال رسیدن به این است که چه زمانی کنسرت است؛ یعنی یک دد لاینی برای آنها مشخص می شود و دنبال رسیدن به آن تاریخ کنسرت اند و در نتیجه نوعی هیجان برای آنها ایجاد می شود ولی در این ارکستر هر تمرین، حس هیجان را به همراه خودش دارد و لذتی که آن فرد ممکن است در اکثر ارکستر ها و جاهایی که شما به خاطر درآمد یا هر چیزی که می گویید شرکت می کنند، فقط به خاطر کنسرت آن باشد ولی اینجا کسی به تاریخ کنسرت فکر نمی کند بلکه همه به خاطر خود تمرین در آن حاضر می شوند و نمی گویند که چه زمانی کنسرت داریم و آن زمان در تمرین حاضر شویم بلکه نکته ها و تفسیرها یی که رهبر کنسرت –آقای گوران- دارند، باعث هیجان و لذت در تمام جلسات تمرین می شود.
موسیقی‌شناسی‌ای که نمی‌شناسیم (XII)

موسیقی‌شناسی‌ای که نمی‌شناسیم (XII)

او ادامه می‌دهد که با وجود این گفته، به نظر او امروزه کمتر کسی مدعی است که بتواند با اعتبار یا صلاحیتی مانند آدلریا سیگر (۳۶) در مورد گستره‌ی وسیعی از مسائل موسیقی‌شناسی بنویسد (همان‌جا).
میراث منگوری (I)

میراث منگوری (I)

«آگوستین پیو باریوس»، در منطقه «میشونز» واقع در پاراگوئه جنوبی در ۵ ماه می سال ۱۸۸۵ به دنیا آمد و در ۷ آگوست در«سان سالوادور»، پایتختِ السالوادور، از دنیا رفت. برای بسیاری «باریوس» بهترین گیتاریست و آهنگساز در تمام دوران بود؛ یک مسافر دائم تا اواخر عمرش.
اطلاعیه پنجم مسابقه کشوری گیتار کلاسیک تهران ۸۷

اطلاعیه پنجم مسابقه کشوری گیتار کلاسیک تهران ۸۷

به اطلاع شرکت کنندگان عزیز می رساند که احیانا قرعه کشی صف ورود به صحنه مرحله مقدماتی از طریق اینترنت و در روز و ساعت معین انجام و مراتب متعاقـبا اعلام خواهد گردید. همه به طور آنلاین می توانند ناظر باشند. اگر این امر میسر نشد قرعه کشی مانند سابق در حضور شرکت کنندگان و در محل مسابقه خواهد بود.
چهره ی آدرنو از قابِ اتنوموزیکولوژی (V)

چهره ی آدرنو از قابِ اتنوموزیکولوژی (V)

تا حدودی مشاهده می شود که عقیده ی تکامل گرایی در هارمونی و عناصر ساختاری موسیقی، در اندیشه ی تکامل گرایی قومی ـ فرهنگیِ آدرنو هم رسوخ کرده است هر چند که رابرت ویتکین نسبت دادنِ اینگونه نقد های نژادپرستی و اروپا محوری را به آدرنو، برچسب زنی می داند و معتقد است که آدرنو در نقد پیرو فلسفه است و کاملا از نژاد پرستی به دور است (ویتیکن۵۳:۱۳۸۲ ).