حفظ کنیم یا نه؟ (I)

سال گذشته در روزنامه ای خواندم که به یک نوازنده جوان به دلیل توانایی هایش در اجرای یکی از آثار سخت معاصر از حفظ ، جایزه داده اند. از آن زمان تا به حال روی مساله تاثیر حفظ کردن بر اجرای خوب فکر می کنم. آیا بدون نت نواختن توانایی های اجرایی نوازنده را ثابت می کند؟ برای دریافت جواب با بسیاری از همکارانم صحبت کردم.

بیشتر آنها تجربه اجرای بدون نت را داشتند. به نظر برخی از اشخاص( نوازندگان یا شنوندگان) از حفظ نواختن باعث اجرای بهتری از اثر می شود. اما در مقابل برخی آن را تجربه ای ناراحت کننده و پرتنش می دانند.

به نظر می رسد شنوندگان از نوازندگان سولو توقع دارند که قطعات را از حفظ بنوازند. کنسرت ها معمولا با رپرتوآر استاندارد ، از حفظ اجرا می شوند.

خیلی از روزنامه نگاران هم در نقدهایشان اجرای از حفظ را دلیل تسلط نوازنده می دانند. در سونات های زهی موتسارت، برای مثال، نقش پیانو همراهی کننده و ویلون به یک اندازه است، اما همه فقط از ویلونیست انتظار دارند که از حفظ بنوازد و این عادلانه نیست. اجرایی پر اضطراب یک نوازنده بدون نت چه فایده ای دارد؟ این کار علاقه شنوندگان را هم کمتر می کند.

بیرون شنکمن، نوازنده هارپسیکورد، می گوید: “مهم این است که بهترین اجرای ممکن از یک اثر را به شنوندگان ارایه دهیم. البته شیوه هر کس برای رسیدن به این هدف با دیگری متفاوت است. این خواسته با اثری که اجرا می شود هم ارتباط دارد.”

در یک کنسرت دو نوازنده جوان یک دوئت پیانو و ویلنسل از برامس را بدون نت، نواختند. اجرای آنها بد نبود اما اضطراب آنها (مخصوصا پیانیست) به دلیل اجرای بدون نت، شنوندگان را هم مضطرب کرد!

در مقاله ای خواندم که ویلونیستی در مسابقه ون کلیبورن شرکت کرده بود؛ علی رقم اجرای بسیار خوبش در فینال برنده نشد، زمانی که علت را از یکی از داوران پرسیدم، متوجه شدم او تنها فینالیستی بود که نت هایش را حفظ نکرده است.(هر چند حفظ کردن پارتیتور اجباری نبود) و احتمالا این تنها نقطه ضعف او بود.

از سولیست های کیبورد و سازهای زهی بیشتر انتظار می رود که قطعات را از حفظ بنوازند. برخی از نوازندگان با این کار موافقند، برای مثال انر یسلسما، نوازنده ویلون سل، معتقد است که سه پایه بین نوازنده سولو و شنونده مانع ایجاد می کند. او تمام آثار، از سونات های ویولونسل آهنگسازان گمنام آلمانی گرفته تا سویت های باخ و کنسرتوهای استاندارد را از حفظ اجرا می کند. اما از آنجا که نوازنده سولوی سازهای زهی معمولا وسط صحنه می ایستد یا می نشیند، سه پایه چندان آنها را پنهان نمی کند.

مدت ها بعد از فارغ التحصیل شدنم از مدرسه موسیقی هیچ اجرای سولویی نداشتم. به همین دلیل تابستان سال گذشته که قرار بود یکی از کنسرتو ویلون های باروک را اجرا کنم، بسیار نگران قسمت سولو اثر بودم. بنابراین تصمیم گرفتم از نت استفاده کنم. نوازنده سولو پاساژهای اوج گیرنده را در تضاد کامل با ارکستر اجرا می کرد. در تمرین ها تصمیم گرفتیم در قسمت های بم از پاساژهای ارکسترال من هم ارکستر را همراهی کنم. حفظ کردن این تکه ها برایم بسیار سخت تر از یادگرفتن ملودیهای سولو بود!

این تنها در مورد من صدق نمی کند. میرون لوتزک در یک کنسرت آثار متنوعی از قطعاتی برای ویولون سل باروک و موسیقی مدرن اجرا کرد.

در این کنسرت از حفظ نواختن دغدغه اصلی اش بود: “حفظ کردن جز تمرینات روزانه نوازندگان آزاد که عضو هیچ ارکستری نیستند به حساب نمی آید. به همین دلیل من جرات از حفظ اجرا کردن را ندارم . البته زمانی که صادقانه فکر می کنم، متوجه می شوم که این کار به شنوندگان اطمینان خاصی می دهد و به خود من هم حس تسلط و راحتی می بخشد. اما نداشتن اعتماد به نفس کافی دشمن اصلی من در این زمینه است.” او در آخرین اجرای بسیار خوبش از کنسرتو ویلونسل هایدن هم در نهایت از نت استفاده کرد.

برعکس برخی از نوازندگان زمانی که به نت وابسته نیستند احساس آزادی بیشتری می کنند. بیرون شنکمن همیشه در رسیتال هایش از حفظ می نوازد:“احساس می کنم با این کار به شنونده نزدیکترم و رابطه مستقیم تری بین ما ایجاد می شود. این به هردوی ما اجازه می دهد روح اثر را بهتر درک کنیم.” او در اجرای آثار باروک به این نتیجه رسید که جزییات کمتر از نتیجه نهایی اهمیت دارد و اجرای بدون نت به نوازنده فضای آزادتری می دهد.

اسکات متکاف، ویلونیست، هم استقلالی را که از اجرای بدون نت به دست می آورد، دوست دارد:“ حفظ کردن نوازنده را از قید چیزهایی که روی کاغذ آمده است، آزاد می کند. ممکن است طبیعت اجرا به اوج برسد و همچنین امکان دارد تنها موجب پدید آمدن تصوراتی در او شود.”

7 دیدگاه

  • ارسال شده در اسفند ۱, ۱۳۸۶ در ۱۱:۴۶ ق.ظ

    خیلی عالی و مفید بود واقعآ جمله درستیه “مهم این است که بهترین اجرای ممکن از یک اثر را به شنوندگان ارایه دهیم.”.
    راستی چرا دیگه مثله سابق کسی کامنت نمیذاره… خیلی غم انگیزه سایتی به این خوبی اینجوری باشه!!!

  • محمد
    ارسال شده در اسفند ۴, ۱۳۸۶ در ۶:۴۴ ب.ظ

    به نظر بنده بین حفظ کردن و حفظ شدن یک قطعه تفاوت بسیار است.اولی بصورت اکتیو و دومی پاسیو است.
    ضمنا ساختار روانی و ذهنی افراد را نیز نباید بی تاثیر بدانیم.برای برخی حفظیات نتیجه ی مطلوبی در پی خواهد داشت و برای بعضی دیگر خیر.
    ممنونم از مقاله ی خوبتون

  • ارسال شده در اسفند ۵, ۱۳۸۶ در ۲:۰۲ ب.ظ

    حفظ نکنیم ولی حفظ بشیم . حفظ کردن یعنی توالی نتها را دانستن ولی حفظ شدن امری است اکتسابی که از درک درست آهنگ و تمرین کافی بدست می آید .

  • ارسال شده در اسفند ۱۴, ۱۳۸۶ در ۲:۱۵ ب.ظ

    سلام مقاله عالی بود من با نظر محمد موافقم در این مدتی که من موسقی کار میکنم دو دسته دیده ام که نت ها را حفظ میکنند اولی آنهایی که زدن قطعه رو از روی نت کاری سخت و دشوار میدانند به همین دلیل راه حل منطقی رو در حفظ آن قطعه میبینند و دومی انهایی که در نت خوانی مشکل ندارند و در اثر تمرینات منطقی و خوب و درک آهنگ قطعه رو حفظ میشوند

  • كاميار علوي
    ارسال شده در اردیبهشت ۳, ۱۳۹۱ در ۲:۴۸ ب.ظ

    با تشکر از مقاله جالبتون به نظر من هم تا قطعه را با تمرین زیاد حفظ نکنیم به ریزه کاریهیش پی نمیبریم در ضمن حداقل مزیت این کار میتونه جلوگیری از بروز آلزایمر باشه.

  • حسین
    ارسال شده در اردیبهشت ۹, ۱۳۹۱ در ۹:۵۸ ب.ظ

    من که بیشتر دوست دارم از نت بزنم تا اینکه حفظ کنم، البته به نظر من یه ته ذهنی از نت هایی که میخوایم بزنیم داشته باشیم بهتره.

  • سینا
    ارسال شده در مهر ۸, ۱۳۹۶ در ۱۱:۱۴ ق.ظ

    من چون اخیرا شروع به نوازندگی پیانو کرده ام دشیفتم قوی نیست و نمیتوانم سریعا تصمیم بگیرم که چه نتی را باید بنوازم دست چپ و راست مجزای از هم ممکن است عمل کنند و در کل تشخیص نت ها و هماهنگ کردن هر دو دست مشکل است من ترجیح دادم که حفظ کنم ولی دارم روی دشیفتم کار میکنم. قبلا نوازنده تنبک بودم در تنبک هیچ وقت نیاز به حفظ کردن نداری چون همش یک خط نت نویسی داره و دست راست عموما فعال تره و همش از تم و بک و پلنگ تشکیل شده که علایمش مشخصه دیگه دو ر می فا سل لا سی نداره دیگه نت دو در کلاویه های مختلف نداره برای همین دشیفتش هم اسون تره ولی امادگی دست برای نواختن یه خرده کار میبره

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

مرور آلبوم «باغ بی برگی»

زبان اصالت برای مدرنیست‌ها یا آهنگسازان «موسیقی معاصر» ما معادل منطق زبانی است. عمدتاً گنجینه‌ی از پیش موجود دستگاهی را می‌کاوند تا بخشی از منطقش را در بستری آشنازدایی‌شده به‌کارگیرند و موسیقی به‌راستی پیشرو بیافرینند. برای بعضی (که بیشتر در خارج از ایران کار و زندگی می‌کنند) همین برداشت ماده‌ی اولیه کافی است. ماده‌ای که برداشته‌اند یا منطقی که ترکیب کرده‌اند به‌قدر کافی ناآشنا هست که «مدرن» بنماید. اما برخی دیگر از این پله فراتر می‌روند. درک و جذب منطق زبانی و توان تکلم با آن ولو با کلماتی که از آنِ همان زبان نیست، هدفشان می‌شود (گرچه گاه ناخودآگاه). آنها در پی چیرگی نوآورانه بر منطق کهن و تصعید آن به جهانی نو هستند.

بررسی برخی ویژگی های ساختاری آثار پرویز مشکاتیان (XIII)

به همین ترتیب مثال های زیر را مشاهده کنید و سعی کنید جملات تاثیر گرفته از ردیف را مقایسه کنید. قطعۀ «پیش درآمد نغمه» در دستگاه چهارگاه و گوشۀ زنگ شتر از ردیف میرزا عبدالله.

از روزهای گذشته…

مقایسه‌ی روش‌های آموزش ساز عود در موسیقی ترکی (II)

مقایسه‌ی روش‌های آموزش ساز عود در موسیقی ترکی (II)

مقایسه‌ی روش‌های آموزش ساز عود در موسیقی ترکی، هم مبنای آوازی دارد و هم مبنای سازی. اما ویژگی‌های مبنای سازی دارای معانی متفاوتی ا‌ست. در این خصوص، عود که از سازهای موسیقی سنتی ترکیه است، نقش مهمی در اجرای موسیقی دارد. تأثیر متقابلی که نوازندگی ساز عود در موسیقی ترکیه و انواع دیگر موسیقی‌ها در طی قرن‌ها بر یکدیگر نهاده‌اند، اهمیت بسیاری دارد.
ضرابی: هر قطعه باید به زبان همان ساز دربیاید

ضرابی: هر قطعه باید به زبان همان ساز دربیاید

یکی از دلایل دیگر ساده تر کردن این قطعات بود برای هنرجویان سنتور که بتوانند به راحتی آن را اجرا کنند و در اجرای آن مشکلی نداشته باشند. این قطعات به خاطر زیبایی شان مورد علاقه هنرجویان است ولی اگر نت آنها نباشد شاگرد با گوش به شکل نادرستی آنها را مینوازد.
وضعیت موسیقی ایران قبل از ورود اعراب (XII)

وضعیت موسیقی ایران قبل از ورود اعراب (XII)

دوران جوانی خور را در مراغه گذراند. تیمور لنگ هنگام فتح ایران مجذوب عبدالقادر شد و او را با خود به سمرقند برد اما عبدالقادر تحمل غربت را نداشت و به وطن بازگشت. مدتی در دستگاه میرانشا پسر تیمور در تبریز بود اما هنگامی که همه ی اطرافیان مورد غضب و خشم میرانشا قرار گرفتند و محکوم به مرگ شدند، عبدالقادر نیز که در میان محکومان بود فرار کرد و تنها او توانست جان سالم به در برد.
وام‌گیری موسیقایی به مثابه ارجاع به هویت (V)

وام‌گیری موسیقایی به مثابه ارجاع به هویت (V)

از این دیدگاه؛ از سویی موسیقی‌هایی که او انتخاب کرده است (فرهنگِ دهنده) عمیقا «مونودیک» یا تک صدا درک می‌شود و از سوی دیگر نظریه‌ای وجود دارد که چیرگی یک تک صدای موسیقایی را (بدون هارمونی) و گاه حتا بدون در نظر گرفتن جای آن در یک نردبان موسیقایی می‌پذیرد (فرهنگِ پذیرنده)، برای آن ساختار قائل می‌شود و تاثیر این ساختار بسیار تکین را بر ساختارهای کلان‌تر بررسی می‌کند. علاوه بر این حرکت مصالح موسیقایی به شکل مونودیک، یعنی وقایع موسیقایی منفرد که اگر هم بافت همراهی دارند، به عنوان یک رویداد تکین در لحظه‌ی موسیقایی ظاهر می‌شود و ارتباطی با قبل و بعد از خودش (به مفهوم توالی) نمی‌یابد.
روی دانوب زیبای آبی (I)

روی دانوب زیبای آبی (I)

یوهان‌ اشتراوس به آن دسته کوچک از آهنگسازان بزرگ‌ تعلق دارد که در زمان‌ حیات‌ شان، شاهد‌ موفقیت‌های بـزرگ خـود بودند و بارها به عناوین مختلف در برابر هزاران تماشاگر برای‌ او جشن‌ گرفتند. یکی از جشن‌های بزرگ در روزگار اشـتراوس در سال‌ ۱۸۹۲ بود که‌ به مناسبت پنجاهمین سال‌ نخست‌ کنسرت او در دوممایر (Dommayer) هـیتسینگ وین برپا شد. یـکی‌ از جـراید وین سخنرانی کوتاه یوهان اشتراوس را که به مناسبت‌ این جشنواره بیان کرده بود چاپ کرده که این متن توسط سعدی حسنی، موسیقی شناس فقید ایرانی ترجمه شده است:
سایه روشن تاریخ موسیقی ما (XI)

سایه روشن تاریخ موسیقی ما (XI)

چنین تاریخ‌نگاری نه تنها اطلاعاتی از برخی دوره‌های تاریخی دارد که پیش از این کسی در مورد آن‌ها سخنی نمی‌گفت، بلکه می‌تواند بعضی جریانات تاریخی همسایه را –که با فرهنگ ما ارتباط داشته‌اند- نیز در نظر بگیرد.
لیلا رمضان در جشنواره «سه گاه»

لیلا رمضان در جشنواره «سه گاه»

لیلا رمضان در جشنواره «سه گاه» پنسیلوانیا با اجرای آثار آهنگسازان ایرانی و ترک شرکت می کند. در این فستیوال که با حمایت دانشگاه کارنگی ملون آمریکا (Carnegie Mellon University) و مرکز موسیقی ایرانیان (CFIM) برگزار می شود غیر از لیلی رمضان هنرمندان دیگری از کشور ایران به اجرای برنامه می پردازند که شامل: داریوش ثقفی (Dariush Saghafi)، جهانگیر محمدی (Jahangir Mohammadi)، خسرو سلطانی (Khosrow Soltani) و کیان سلطانی (Kian Soltani) می شوند.
رحمتی: بررسی زندگی و عملکرد وزیری را مهم می دانم

رحمتی: بررسی زندگی و عملکرد وزیری را مهم می دانم

سال گذشته به دعوت مدیر بخش پژوهش های موزه ی موسیقی ایران و با هدف بازنویسی سخنرانی ها و کنفرانس های ماهانه ی تخصصی اتنوموزیکولوژی -که در سالن همایش های موزه ی موسیقی برگزار می شد-، وارد همکاری شدم. کنفرانس های متعدد و متنوعی را که گاه توسط اتنوموزیکولوگ های ایرانی و گاه غیر ایرانی و با موضوعات و روش های جدید و به روز دنیا ارائه می شد، با چشم انداز انتشار کتابی سالانه با عنوان “کتاب سال موزه ی موسیقی” بازنویسی کردیم، که زمستان سال گذشته مراحل مختلف آن به پایان رسید و در انتظار انتشار است.
موسیقی سینه به سینه (گفتگو با خسرو سلطانی)

موسیقی سینه به سینه (گفتگو با خسرو سلطانی)

خسرو سلطانی (موسیقیدان ایرانی مقیم اتریش)، اخیراً آلبوم تازه ای به نام «ماهور کبیر» منتشر ساخته است. اجرای اثر را «گروه شیراز» – متشکل از خسرو سلطانی (سرنا، کرنا، بالابان)، مجید درخشانی (تار، سه تار، رباب)، علی اکبر شکارچی (کمانچه) و فرزانه نوایی (چنگ) _ به عهده داشته و بخش های آوازی توسط افسانه رثایی و علیرضا قربانی خوانده شده است.
نماد‌شناسی عود (I)

نماد‌شناسی عود (I)

عود (معرب wood) ساز اصلی موسیقی کلاسیک عربی است. شاعران در سراسر قلمروی اسلام هزاران سال در وصف آن شعرها سروده‌اند. العود، در واژه و محتوا، به فواصل دور تا اروپا و آفریقا و آسیای غربی راه پیدا کرده‌است. پشت گلابی‌شکل آن به چشم‌ها آشنا است. نقاشان همواره دوست داشته‌اند جزییات آن را در مینیاتورهای شرقی و نقاشی‌های اروپایی به تصویر بکشند.