نگاهی به سمفونی فانتاستیک اثر جاودان هکتور برلیوز (III)

تمبری که با موضوع سمفونی فانتاستیک برلیوز چاپ شده است
تمبری که با موضوع سمفونی فانتاستیک برلیوز چاپ شده است
موومان دوم
Allegro non troppo

مجلس رقص: او میان غوغا و همهمه ی مجلس باشکوه رقص معشوقش را باز می یابد. [شرح آهنگساز]

در موومان دوم با والسی که فرمی همانند روندو دارد (کودا- A′ B A – مقدمه) به شایستگی تضاد کاملی با موومان نخست پدید می آید. فضاسازی لطیف و درخشان در این موومان و بکارگیری دو هارپ به گونه ای که موسیقی تداعی گر بزمی مفرح می شود بسیار قابل توجه است. گفتنی است که این گونه فضاسازی ها مشخصه ی بارز برلیوز است، چنانکه این بخش را می توان با بکارگیری هارپ ها در بخش دوم رومئو و ژولیت، موومان پایانی تدئوم، مارش تروا و همچنین ارکستراسیون برلیوز برای اثری از وبر به نام دعوت به رقص مقایسه کرد.

در قسمت مقدمه، ترمولوی سازهای زهی و آرپژهای ظریف هارپ اتمسفری لرزان و مواج می آفرینند. تم موزون و خوش نوای والس (بخش A) بوسیله ویولن ها معرفی می شود.

audio file بشنوید قسمتی از مومان دوم سمفونی فانتاستیک را

در میان این والس دلربا و پرتحرک در بخش B دیگر بار ایده فیکس در میزان های ۱۲۰ تا ۱۶۲ در قالب والسی که بادی های چوبی می نوازند شنیده می شود. کمی بعد ایده فیکس با ریتم سه ضربی همراهی و با تکه هایی از تم والس در هم تنیده می شود. در واقع در اینجا چهره معشوق بین رقصندگان ظاهر و دوباره ناپدید می شود.

برلیوز در بخش کودا موومان را به اوج می رساند، اوجی که ناگهان با یادآوری دیگری از ایــده فیکس- که خیلی خلاصه تر و با حالتی جاندار بوسیله یک کلارینت سولو نواخته می شود (میزان های ۳۰۲ تا ۳۱۹)- از هم می گسلد و سپس ایده فیکس در حالتی گرداب گون پیچیده و محو می گردد. بدین گونه، والس به سوی پایانی درخشان هدایت می شود.

موومان سوم
Adagio

در دهکده: غروب تابستان در دهکده، صدای نی دو چوپان را می شنود که با نواختن نغمه ها یکدیگر را صدا می زنند. این دوئت چوپانی در چنان فضایی- صدای لطیف برگ درختان در وزش باد و امیدهای تازه اش- همگی دست به دست هم می دهند تا جانش را از آرامشی نادر سرشار سازند. و به افکارش رنگی روشن تر ببخشند.

اما معشوق باز پدیدار شده، قلبش به درد می آید و جانش از دلهره های تیره انباشته می شود. اگر او را فریب دهد چه؟ یکی از چوپانان نغمه ی روستایی را سر می گیرد، دیگری پاسخ نمی گوید. خورشید غروب می کند. در دور دست غرش رعد است… تنهایی… خاموشی. [شرح آهنگساز]

موومان طولانی سوم، قلب موزیکال این سمفونی است. این موومان در روند دراماتیک این اثر همچون پلی برای عبور از فضای واقع گرایانه در سه موومان اول به دنیای تخیلات کابوس زده در دو موومان پایانی ایفای نقش می کند. اجزاء تشکیل دهنده ی این موومان گوناگونی و پیچیدگی ویژه ای دارند، با این همه برلیوز این عناصر گوناگون را در فرم واحدی یکپارچه به هم آمیخته است.

موومان سوم هم فرمی شبیه موومان پیشین دارد (کودا- A′ B A- مقدمه). سوژه اصلی این موومان (میزان ۲۰ به بعد) که یکبار هم به طور خلاصه در میزان های ۴ و ۵ موومان نخست ارائه شده را، برلیوز پیشتر در مس سولونل (۵-۱۸۲۴) استفاده کرده بود. ولی این تم را در این سمفونی خیلی استادانه تر و متنوع تر بکار گرفته است و موومان سوم تحت تاثیر مجموعه یی از وارایاسون های این تم می باشد.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

زیستن با هنر سلوکی عاشقانه (III)

انتشار آلبوم بیداد با تکنوازی تار استاد غلامحسین بیگجه خانی و پس از آن درگذشت استاد در فروردین ماه سال هزار و سیصد و شصت و شش باعث شد که توجه بسیاری از نوازندگان دوباره به شیوه ایشان جلب شود. من به شیوه نوازندگی ایشان علاقمند بودم و به همین دلیل، وقتی جناب داوود آزاد از تبریز به تهران آمدند حدود یک سال البته به طور پراکنده درخدمت ایشان، بعضی از بخش های ردیف موسیقی و تعدادی از آثار استاد بیگجه خانی را نواختم که البته فراگیری آثار خیلی برایم مهم نبود؛ بلکه لحن و شیوه نوازندگی ایشان برایم اهمیت بیشتری داشت. پس از آن نیز به تدریج به آوانگاری تعدادی از آثار استاد بیگجه خانی پرداختم.

از بحران اندیشه تا نااندیشیدگی بحران در موسیقی ایران (IV)

در چنین شرایطی حتی امر هنری که دیگر نقش وجودی خود را از کف داده و با فاصله گرفتن از نقش اثرگذار و هستی بخش خود، تنها به یک ابزار در دست قدرتها و یا حتی یک شیء تزئینی بدل شده است، ناتوان از ایجاد بسترهای یک جریان تاریخی نوشونده و پویا به ورطه های تکرار و فراموشی فرومیغلتد و فرد مصداق جریان کلی جامعه، اندک اندک خود را در مغاک توهم غرقه می یابد: از نگاه اراده گرایانه و کوشش بیهوده برای اعمال آن به واقعیت جریان تاریخی، تا اشکال گوناگون جزم اندیشی و حتی غرقه شدن در بسترهای فروبستۀ تجرید و تفکر محدود انتزاعی، همه و همه به نظر می رسد که محصول چنین وضعی باشند.

از روزهای گذشته…

پیشرفت همچون یک اصل بنیادین (II)

پیشرفت همچون یک اصل بنیادین (II)

گسترش جغرافیای سیاسی اروپا (به ویژه آلمان بعد از بیسمارک، و امپراتوری هاپسبورگ) (۲)، دیدگاه‌های فلسفی هگل در مورد تاریخ و ماتریالیسم تاریخی مارکس (۳) را نیز نباید از نظر دور داشت که در مورد سوم وضعیت اقتصادی-سیاسی-اجتماعی بشر فرگشت اجباری می‌پذیرد و نوعی جبر تاریخی را پیش می‌نهد.
از کافه تا رودکی (II)

از کافه تا رودکی (II)

مهمترین عنصر گروه موسیقی در سفره خانه از نظر مراجعین، تماشاچیان و مدیر سفره خانه خواننده گروه است. با توجه به مشاهدات عینی در سه سفره خانه ی متفاوت در پایین شهر وسط شهر و بالای شهر تهران آشکارا می توان به محبوبیت بالای خواننده در میان شنوندگان، صاحبان سفره خانه ها و همچنین عوامل پذیرایی و کارکنان پی برد. بر خلاف گروه نوازندگان که در اکثر سفره خانه ها پوششی بصورت لباس فرم با نقوش سنتی خاص دارند و هنگام اجرا روی صندلی های خودشان می نشینند، خواننده ی گروه با پوششی دلخواه که غالبا کت وشلواری است با رنگ های متفاوت برای هر شب، به هنگام اجرا روی صحنه راه می رود و مستقیما با تماشاچیان در حین اجرا گفتگوی مختصری دارد.
نگاهی به رقابت در جشنواره موسیقی فجر (I)

نگاهی به رقابت در جشنواره موسیقی فجر (I)

جشنواره موسیقی فجر مانند بسیاری دیگر از رویدادهای فرهنگی کشورمان در گذر زمان رویکردی بومی گرا داشته است. “تقویت فرهنگ ملی” و “حفظ فرهنگ خودی در برابر فرهنگ بیگانه”، رویکرد مشترک اکثر جشنواره های فرهنگی-هنری این سالها بوده است. در میان این تقابلهای فرهنگی و بعضا سیاسی، وضعیت موسیقی وضعیتی مبهم تر از سایر هنرهاست؛ چه از نظر نوع و میزان حمایت دولت و چه از نظر مشخص نبودن مرز موسیقی ملی، قومی و مردمی. اصطلاح هایی مانند موسیقی فاخر، موسیقی والا و موسیقی عرفانی هم هنوز معنای مشخص و دقیقی پیدا نکرده اند؛ نه در کلام آنها که از این عبارات برای ممیزی و ارزش گذاری موسیقی استفاده می کنند و نه در سیاستهای کلان جشنواره ای.
واریاسیون روی ii-V-I، قسمت دوم

واریاسیون روی ii-V-I، قسمت دوم

در ادامه مطلب تئوری قبل راجع به واریاسیون های مختلف روی توالی آکورد ii-V-I در اینجا به چند مورد رایج دیگر اشاره می کنیم.
خبر شوکه کننده برای ویولنیست ها؟! (II)

خبر شوکه کننده برای ویولنیست ها؟! (II)

امروزه نام هایی مانند آنتونیو استرادیواری، جوزپه گورانری و نیکولو آماتی در سراسر دنیا برای ویولنیست ها احترام می آورد، اینان شاید بزرگترین ویولن سازان تاریخ بوده اند. برخی از اعضای خانواده، وابسته ها یا دنباله رو های این سه شخص شهرتی قابل مقایسه اما کمتر از آنها بدست آورده اند. این سه ویولن ساز در دوره ای که دوره طلایی ویولن سازی بود زندگی می کردند یعنی حدود سال ۱۵۵۰ تا ۱۷۵۰ در شهر کرمونای ایتالیا که به خصوص به مرکز تولید مشهور بود.
جنبه‌هایی از فرم مقدمه‌ بیداد پرویز مشکاتیان (XI)

جنبه‌هایی از فرم مقدمه‌ بیداد پرویز مشکاتیان (XI)

حالا در بخش‌های سوم و پایانی (شکل‌های ۱۴ و ۱۶) درست به عکسِ آغاز قطعه از مرکز گرایش ر آغاز و سپس حل با مرکز ر و بعد حل با مرکز سل و در نهایت نقش‌مایه‌ی آ می‌آید، آن هم درست زمانی که قطعه با همین نقش‌مایه‌ی پراهمیت به پایان می‌رسد. بدین ترتیب بازگشت ظریف در فرم این قطعه کامل می‌شود و اکنون می‌توان نمای فروکاهیده‌ی دقیق‌تری از ساختار بزرگ مقیاس آن دید.
گفتگوی هارمونیک هشت ساله شد

گفتگوی هارمونیک هشت ساله شد

با همیاری و همراهی شما علاقمندان موسیقی، به هشتمین سالگرد تولد سایت «گفتگوی هارمونیک» رسیدیم. در مدت هشت سال فعالیت در زمینه موسیقی جز و بلوز ۲۲۷ شماره، در زمینه موسیقی راک ۱۴۹ شماره، در زمینه فیزیک و مهندسی موسیقی ۱۰۱ شماره، در زمینه موسیقی فیلم ۶۱ شماره، در زمینه موسیقی ملل ۸۳ شماره، در زمینه موسیقی معاصر ۲۱۲، در زمینه موسیقی کلاسیک غربی ۹۱۹ شماره، در زمینه موسیقی کلاسیک ایرانی ۹۶۹ شماره، در زمینه مبانی نظری موسیقی کلاسیک ۷۰ شماره، در زمینه مصاحبه و گفتگو ۱۱۵ شماره، در زمینه مطالب عمومی ۳۹۰ شماره، در زمینه نقد و بررسی ۳۵۱ شماره، در زمینه اخبار موسیقی ۱۹۳ شماره، در زمینه مبانی نظری موسیقی جز ۷۷ شماره، در زمینه دانستی های موسیقی ۲۵۶ شماره و در زمینه ساز و نوازندگی ۳۹۰ شماره مطلب و در کل ۲۹۵۱ مطلب تقدیم نمودیم.
آوازهای تلخ سرزمین من  (II)

آوازهای تلخ سرزمین من (II)

او که بسیار به موسیقی محلی ایران علاقمند بود، در سال ۱۳۳۸، به ضبط هشت ترانه ی محلی ایران پرداخت که در کشور فرانسه جایزه ی اول “شارل کروس” را دریافت نمود. وکیلی پیش از این به تحقیق در مورد شیوه ی اجرای این ترانه های روستایی در مناطق مختلف ایران پرداخته بود.
مصاحبه با راجر واترز (I)

مصاحبه با راجر واترز (I)

“Amused to Death” یکی از زیباترین کارهای راجر واترز می باشد که با وجود شباهت هایی که از لحاظ ساختاری به برخی از کارهای قبلی وی دارد؛ به مراتب از آنها پیچیده تر و سنگین تر می باشد.
نقدی بر «قطعه‌ای در ماهور» (III)

نقدی بر «قطعه‌ای در ماهور» (III)

احمد عبادی فرزند میرزا عبدالله فراهانی و هنر آموخته به روش سنت آموزشی شفاهی موسیقی دستگاهی است و با اینکه بعضی از موسیقی دانان هم دوره وی از طریق مدرسه موسیقی نظام و یا هنرستان موسیقی با خط نت آشنا شده بودند، وی آشنایی با این روش آموزش نداشت و خود نیز سه‌تار را به صورت شفاهی آموزش می داده است.