نگاهی به سمفونی فانتاستیک اثر جاودان هکتور برلیوز (IV)

برلیوز در مقدمه ی این موومان تنهایی در دامان طبیعت را تداعی می کند: یک کرآنگله ی سولو، نغمه ای را می نوازد و پژواک آن یک اکتاو بالاتر به وسیله ابوا به صدا در می آید (تداعی گر نوای نی دو چوپان). پیش از این هرگز موومانی از یک سمفونی با دوئت این سازها آغاز نشده بود. نوای نی چوپان که در مقدمه (میزان های ۱ تا ۲۰) و دیگر بار در پایان موومان به گوش می رسد، یادآور شباهت هایی در حالت بیان و رنگ آمیزی (استفاده از کرانگله)، در رومانس مارگریت از اپرای فاوست (۹-۱۸۲۸) اثر گونود است که نسبت به سمفونی فانتاستیک خیلی هم قدیمی نیست.

این همانندی ها به اندازه ایست که می توان گفت آنها دو تفسیر از یک ایده هستند. همچنین، این موومان بیعتی آشکارا از سوی برلیوز با بتهوون است؛ آهنگسازی که وقتی برلیوز با شنیدن سمفونی های سوم و پنجم او در سال ۱۸۲۸ کشفش کرد، تحت تأثیر او با گام هایی استوار در راه موسیقی سمفونیک پیش رفت.

audio file بشنوید قسمتی از مومان سوم سمفونی فانتاستیک را

این موومان، سمفونی پاستورال بتهوون را بیاد می آورد که هر دو در یک گام (در فا ماژور) نوشته شده اند. به عنوان شباهتی برجسته می توان به شباهت این موومان با میزان های ۶۷ به بعد در موومان دوم سمفونی پاستورال اشاره کرد که در آنجا تجسم ظریف و هوشمندانه ای از آواز پرندگان انجام شده است.

هرچند حالت گوشه گیرانه ای که در این موومان موج می زند، در تضاد شدیدی با توصیف بتهوون از بزرگداشت طبیعت به آواز و پایکوبی، قرار می گیرد. ایده فیکس که در این موومان خیلی پیشتر به طور خلاصه در میزان های ۳۸ تا ۴۱ آمده بود، دیگر با حالتی پرآشوب و حادثه ای در بوسیله ابوا و فلوت و گونه ی تغییر یافته ی آن در کنترباس ها نمایان می شود (میزان های ۸۷ تا ۱۰۲). چنین آمیزه ای از ملودی های متضاد در گستره های صوتی بسیار دور از هم و با رنگ های صوتی متفاوت، تاثیری شاخص و درخشان دارد.

در پایان کودا بار دیگر نغمه ی کرآنگله ی سولو را می شنویم اما این بار ابوا پاسخ نمی گوید و به جای آن چهار تیمپانی، غرش دوردست رعد را می نمایانند. برلیوز توضیح می دهد که هدف او نه فقط تقلید صدای رعد، که «ملموس ساختن سکوت و پررنگ تر کردن اندوهی بی قرار و انزوایی دردناک» بوده است. در میزان های پایانی موومان هم ایـده فیکس خیلی بی صدا و خاموش حضور دارد (۱۵۰ تا ۱۵۴).

موومان چهارم
Allegro non troppo


به سوی اعدام: در رویا می بیند که معشوق را کشته، به مرگ محکوم شده و می رود که اعدام شود. مارشی که حالت آن به تناوب محزون، وحشیانه، درخشان و موقر می شود، گام های او را همراهی می کند … در پی فوران های پرآشوب آغازین، بی درنگ صدای گرفته ی گام هایی کند و سنگین شنیده می شود. سرانجام ایــده فیکس همچون واپسین اندیشه ی عشق باز پدیدار می شود و هجوم مرگ آنرا می گسلد. [شرح آهنگساز]

تنها از این موومانِ شیطانی به بعد است که تمان سازهای برنجی و کوبه ای بکار گرفته می شوند. برلیوز از آغاز این موومان با آمیزه ی بی همتای هورن های سوردین دار، تیمپانی هایی کوک شده به فاصله سوم از یکدیگر و آکورد های پیتسیکاتوی کنترباس ها، فضایی رعب انگیز می آفریند. تم نخست که بوسیله ی ویولنسل ها و کنترباس ها بیان می شود به گونه ای مداوم و یکنواخت، با پیمودن دو اکتاو به سمت صداهای بم تر حرکت می کند.

این ایده بارها در کنتر ملودی های نواخته شده به وسیله ی باسون ها تکرار می شود. سپس مارش سنکوپ داری را می شنویم که بوسیله ی بادی های برنجی و چوبی با صدایی بلند و غریوآسا اجرا می شود.

یک دیدگاه

  • hamid farhadi
    ارسال شده در اسفند ۱۳, ۱۳۸۶ در ۲:۱۹ ق.ظ

    سلام استاد سایت بسیار عالی بود .در ضمن ببخشید که به دلیل سربازی نمیتونم وقتمو با شما تنظیم کنم

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

مروری بر آلبوم «سالنامه»

سالنامه در میان آثار فیاض، بیش از همه در مسیرِ «در گذر» است. علاوه بر مشابهت در فرایند آهنگسازی و نوعِ کنار هم نشاندنِ و برخورد با مواد و مصالح موسیقی، حضور صریحِ برخی نقش‌­مایه­‌های «در گذر»، مدگردی­‌های متنوع، استفاده از نوازندگانِ گروه در مقامِ خواننده و ساختار کلی مجموعه، این همانندی را پررنگ­‌تر می­‌کند.

آرنولد شونبرگ و آهنگسازی ددکافونیک (III)

آنچه شونبرگ دنبالش می گشت، همان بود که باخ می جست: دست یافتن به وحدت کامل در یک ترکیب موسیقی. شونبرگ احساس می کرد که این روش نوین مبتنی بر ادراک کامل و جامع فضای موسیقی است. ولی به هر حال موسیقی نوشته می شد، با تمام شیوه ها، و شونبرگ اصرار داشت شنونده و آهنگساز هر دو باید شیوه ها را فراموش کنند، و موسیقی را به عنوان موسیقی بشنوند و قضاوت کنند. گفته است: «اغلب درست نمی توانم توضیح دهم: کار من ساختن موسیقی ۱۲ صدایی است نه ساختن موسیقی ۱۲ صدایی.»

از روزهای گذشته…

درباره کتاب «دُرآهنگ»

درباره کتاب «دُرآهنگ»

کتاب «دُرآهنگ» مجموعه ده آهنگ از آثار استادان ویولون، تار، سه‌تار، نی و قانون است که برای سنتور تنظیم شده است. این کتاب به همراه یک لوح فشرده توسط انتشارات خنیاگر به مدیریت شهاب منا، در سال جاری به بازار موسیقی عرضه شده است. نویسنده این کتاب محمود بامداد از شاگردان آموزش میلاد کیائی است.
گزارش جلسه سوم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (VI)

گزارش جلسه سوم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (VI)

در اینجا توسط عباس خدایاری در مورد (Discussion) در نوشتارهای علمی و رابطه‌ی آن با چنین جدل‌هایی، پرسشی مطرح شد با این مضمون که چرا در آن موارد گفتگوی مطرح شده بسیار شفاف و با در نظر گرفتن تمامی جوانب کارهای گذشتگان و … است؟ مدرس کارگاه پاسخ داد که به نظر وی بخشی از ین تفاوت به سطح کیفی بعضی نقدهایی که می‌شناسیم و بخشی دیگر به اختلاف میان کارکردها و زبان نقد و مقاله‌ی علمی بازمی‌گردد.
آنجا که موسیقی آغاز می‌شود

آنجا که موسیقی آغاز می‌شود

مجاب‌کردن هنرجوی موسیقی به شنیدنِ آنچه می‌نوازد، دشوار است. یک موسیقی‌دان جوان به‌ندرت به آنچه می‌نوازد، توجه کافی دارد و حتی از آن کمتر به «چگونگی» نواختنش. گاهی هنرجو برای اجرای صحیح ریتم، به شمارش می‌پردازد؛ اما حتی موسیقی‌دانانی که خوب و درست آموزش دیده‌اند هم ممکن است در کار با مترونوم به زحمت بیفتند. هنرجو آن‌قدر درگیر نواختن نت‌هاست که دیگر انرژی و زمانی برای امور دیگر برایش باقی نمی‌ماند؛ حتی شمردن و شنیدن.
همگون و ناهمگون (VIII)

همگون و ناهمگون (VIII)

نقشها بر روی جدولی با تقسیم‌بندیهای بسیار منظم کشیده شده‌اند. هر جدول دارای خانه‌های کوچک‌تر و هر خانه دارای پنجره‌های کوچک‌تر است. تعداد خانه‌ها بر اساس نوع نقش افزایش وکاهش می‌یابد. هر خانه دارای دو پنجره عمودی و ده پنجره افقی است، که روی هم صد پنجره را تشکیل می‌دهند.
قلب رازگوی شوپن

قلب رازگوی شوپن

ادگار آلن پو استاد نوشتن داستان های ترسناک و وابسته به مرگ بود. داستان کوتاه او با نام «قلب رازگو» یک داستان کلاسیک گوتیک است که ریشه در گناه و ترس دارد. داستان از این قرار است که تصور قلب از جا در آمده و پر تپش مقتول ذهن قاتل را تسخیر می کند. آثار پیانویی شوپن که یکی از برجسته ترین آهنگسازان دوره گوتیک است بسیار روح نوازند؛ اما یک قرن است که اتفاقات پس از مرگش ذهن دانشمندان را درگیر کرده است و ارزش این را دارد که اساس نوشتن داستان های ترسناک شود. دانشمندان در لهستان اکنون ادعا می کنند که علت مرگ شوپن را یافته اند. اما سوال اینجاست که بر اساس کدام شواهد؟ پاسخ چیزی نیست جز «قلب رازگوی شوپن».
روش سوزوکی (قسمت هفدهم)

روش سوزوکی (قسمت هفدهم)

من در بین سنین بیست تا سی سالگی غالبا به عنوان دانشجو در برلین بسر می بردم. وقتی که من به آلمان رسیدم به دنبال بهترین معلم ویولون بودم و کارل کلینگر را پیدا کردم. پروفسور به من قطعات بسیار سختی را داد که بر روی آنها کار کنم من هر روز پنج ساعت تمرین می کردم اما هر چه بیشتر کار میکردم مثل این بود که من عقب تر می رفتم! روزها و ماه ها به همین گونه سپری می شدند و من اصلا پیشرفتی نمی کردم تا اینکه بطور کلی قطع امید کردم. فکر می کردم که امیدی نیست من بی استعداد هستم. از کنسرتهای موسیقیدانهای بزرگ هم دیدن می کردم که مرا دلسردتر می کرد.
اجرای آثار سه آهنگساز ایرانی با کر شهر تهران

اجرای آثار سه آهنگساز ایرانی با کر شهر تهران

گروه کر شهر تهران در روزهای ۵ و ۶ تیر ۱۳۹۲، ساعت ۲۱، در تالار رودکی به اجرای کنسرت می پردازد. در این کنسرت که به رهبری مهدی قاسمی انجام می شود، سوییت “شبح اپرا” برای گروه کر و پیانو، ۵ کرال مینیاتور اثر محمدرضا تفضلی، دیر مغان اثر امیر اسلامی، ۳ نیایش کوتاه برای گروه کر اثر مهدی قاسمی و همچنین قطعاتی از باخ، ویوالدی و هندل به اجرا گذاشته می شود.
طبقه‌بندی سازها (I)

طبقه‌بندی سازها (I)

مدت‌ها قبل سازها و نوازندگان از شـأن امروزین برخوردار نبودند. فلوت، چنگ و طبل در اصل هیچ‌گاه به نیت لذت بخشیدن به‌کار نمی‌رفتند. هنگامی که این سازها برای اولین بار ساخته شد، برای شکار، آماده سازی غذا و ارتباطات، دفع حمله‌ی دشمنان یا ارواح شیطانی، خشنود ساختن خدایان و از بین بردن هراس، مورد استفاده قرار می‌گرفت. بدین ترتیب آن‌ها به بقای جسم و جان نژاد بشر یاری می‌رساندند.
نقدی بر «قطعه‌ای در ماهور» (VI)

نقدی بر «قطعه‌ای در ماهور» (VI)

اولین آکورد ii 9 e است در حالتی که گویا سوم و هفتم آکورد حذف شده، این آکورد که به هیچ وجه آکورد معمول و متداولی نیست (مخصوصا با حذف سوم) به آکورد بعدی که معکوس دوم آکورد دومینانت است متصل می شود، در پیشروی (Progression) طبیعی (یا حرکت هارمونیک) می‌دانیم که آکورد فونکسیون دو در حالت هفت (ii 7) به دومینانت باز، به صورت چهار صدا یعنی هفت (V c) متصل می‌شود ولی توضیح اینکه آکورد ii 9 در حالتی که سومش حذف شده و همین‌طور در حالت معکوس چهارم است و می‌خواهد به دومینات در حالت معکوس دوم وصل شود چگونه منطقی دارد جای سئوال است. پس از این وصل، آکورد بعدی در فونکسیون یک و حالت معکوس دوم می‌آید.
آرشه و تاریخی بر پدیده های آن (I)

آرشه و تاریخی بر پدیده های آن (I)

هنگامی که تصمیم برای شروع و نوشتن مطالبی درباره آرشه گرفته شد راههای متفاوتی برای چگونگی بیان بهتر آن به ذهن رسید و تلاشی سخت برای شروع آن پدید آمد، زیرا در این زمان که در حال عبور از آن هستیم، تلمبار اطلاعات درست، مبهم و پیجیده، آنقدرسنگین هست که نیرو و توان تحلیل را از انسان سلب نمایدو شاید این سوال پیش آید که مگر در رابطه با چه موضوعی قرار است بحث و گفتگو شود ؟ تحلیل و تفکیک آن نباید دشوار باشد!