اشتوکهاوزن: موسیقی می بایست دریافت حسی شود

کارل اشتوکهازن
کارل اشتوکهازن
● همزمانی و تلاقی دو زندگی پیش می آید . در این جا نقش نفس خود شما نیز مطرح می شود. شکل واقعی را شما به آن ترکیب ها خواهید داد. نفس شاید یک استعاره باشد برای بیداری و ادامه ی بیداری و موسیقی قرار است در آن لحظه نقش آن بیداری را تعیین کند؟
آنچه را که به آن واقعیت بخشیدم و به وجود آوردم، موجودیت پیدا کرده. بنابراین من سؤالی را مطرح نمی کنم. من تجربه کرده ام که بسیاری از انسان ها مثل خودم «نفس» می کشند. اصلاً قرار نیست که موسیقی چیزی را «تعیین» کند، بلکه موسیقی می بایست دریافت حسی شود.

● حتا در خواب، هنگامی که تمامی تفکر ساکن است، حس شنوایی هنوز هم هوشیار است. این حس به آیینه ای روشنگر می ماندکه بر ذهن متفکر برتری دارد، زیرا ماورای حوزه ی فکری ذهن و جسم است. در این دنیای ساها (Saha world) شاید آموزه ی فطرت و صدای شهودی گسترش یابد، اما باز هم موجودات با ادراک از حس شنوایی فطری خود غافل و نسبت به آن بی اعتنا هستند. « انسان های بیدار دنیای مشترکی دارند و خفتگان هر کدام دنیای شخصی خود را».
این حرف مخالف تجربه ای است که در ضرب المثلی آن را نقل می کنم: « وقتی که بیدار در کنار تو باشم، فقط نیمی از مرا داری».

● ببینید طبیعت مثل معبد مقدسی است که همیشه صداهایی از آن به گوشمان می رسد. این جمله از بودلر است و به نظر من «بیداری» چیزی است که شما از «خواب» منظور دارید.
بله، واژه ی خواب را با مفهومی متفاوت استفاده کرده ام- همان طور که مسیح سه بار در باغ جتسمان (Gethsemane) به حواریون خود گفت: نخوابید تا راه های پیوند با عالم الهی باز باشد و هر عمل و فکری با هماهنگی کامل سر جای خود قرار گیرد. در غیر انی صورت شما مثل طفلی می مانید که بدون طبیعت مادر زادی اش می میرد. فقط تعداد کمی از انسان ها می توانند کاملاً تنها بمانند و به خداوند اعتقاد کامل داشته باشند.

آهنگ سازان همیشه از آن چه که مهم است می گویند، مگر خود شما آقای سلطانی این گونه آهنگ سازی نمی کنید؟ ما باید ذکر بگوییم و هرگز از ذکر گفتن و یافتن خداوند در هر کجا و در هر چیزی باز نمانیم. وقتی که از این تجربه ی فطری، که برقراری ارتباط با عالم الهی است، حرف می زنم، بعضی مردم فکر می کنند که ساده لوح هستم. من کاتولیک به دنیا آمدم. تقریباً پیش از جنگ جهانی دوم، پدرم به خاطر فشار حزب نازی، مجبور به ترک کلیسا شد، و من شاهد تناقضات بسیاری بودم که به این دلیل در او به وجود آمد. در پایان سال ۱۹۴۰، او مرا به مدرسه ی دولتی ای فرستاد که در آن مذهب کاملاً سرکوب می شد، و من فقط شب ها می توانستم عبادت کنم.

در مورد اکثر مردم، جنگ ارتباط انسان و عالم الهی را از بین برد؛ انسان ها به موجوداتی صرفاً فیزیکی تبدیل شدند که به مرگ بسیار نزدیک تر بودند. وقتی شانزده ساله بودم در یک تیم آمبولانس کار می کردم که زخمی های بد حال را به بیمارستان می رساند و من بعد از بمباران هواپیما ها، درخت هایی را دیدم که همراه با تکه های گوشت انسان ها از هم پاشیده بودند. من تصوری از انسان هایی که از خدا رو می گردانند، ندارم.

● این یک اعتراض جمعی است که همه ی مردم آلمان به دوران جنگ داشته اند. شما فکر می کنید اگر مردم به حد کافی آگاهی معنوی داشتند، به جنگ می رفتند؟
فکر می کنم می رفتند. مثلاً اگر مجبور می شدید به جنگ بروید تا از شر حکومتی مانند حکومت آلمان به رهبری هیتلر خلاص شوید. من از کسی مثل آرابیندو حمایت می کنم که برادر هایش را به اروپا می فرستد تا یاد بگیرند چگونه بمب بسازند و پل ها و قطار های ارتش اشغالگر انگلیس در هند را منفجر کنند. او می توانست حرف بزند تا زمانی که بمیرد و چیزی هم تغییر نکند.

آرابیندو شدیداً مخالف گاندی بود زیرا گاندی بعد از آن که چمبرلین (Chamberlin) آن قدر از موضع ضعف با هیتلر برخورد کرده بود، با شرکت انگلیس در جنگ مخالف بود و آرابیندو می گفت که اگر نیرو های شیطانی بیایند- با این که آن ها هم بخشی از عالم اند و هدف خودشان را دنبال می کنند- باز هم باید مقاومت کنی. هیتلر از مقاومت منفعل گاندی لذت می برد؛ این درست چیزی بود که او می خواست. شیطان ذهن هیتلر را به خودش مشغول کرده بود. حالا آن ها سعی می کنند او را طوری جلوه دهند که بیش تر شبیه انسان به نظر آید، انسانی که گاه به گاه ظلمی می کرد و واقعاً آگاه نبود.

گفتن گزاره های کلی، که کاملاً شخصی اند، مشکل است. تصوری از نیرو های شیطانی ندارم. بعد از جنگ در بحبوحه ی بازار سیاه، به عنوان نوازنده ی پیانو در بارها کار می کردم. ته سیگارهایی را که دیگران جا می گذاشتند، جمع می کردم و با آن ها سیگار های جدیدی می ساختم و آن ها را با کره تاخت می زدم. هر کسی سر دیگری کلاه می گذاشت، و تازه آن ها عاطفی ترین ها بودند.

آن ها تقاضا می کردند آهنگ محبوبشان را بشنوند و در پی انجام کار نیک بودند، اما تنها خدا می داند که چه اسراری در نیرو های شیطانی وجود دارد. آن ها مجبورند این نقش را بازی کنند تا همه چیز را بلرزانند و از بین ببرند، مثل آنچه در طبیعت رخ می دهد. هیچ وقت نمی خواستم که ژنرال ارتش باشم، من به طور قطع مخالف کسانی هستم که عالم الهی را رد می کنند.

● اما مستبدین هم می گویند که خدا با آن هاست.
این فقط حرف است. می خواهم بدانم که آن ها چگونه عمل می کنند. آن ها باید بفهمند که در مورد چه حرف می زنند. می خواهم بدانم آن ها حامی چه هستند، چه چیز را توصیف و چه چیز را رد می کنند. می خواهم بدانم قصد آن ها فقط سرکوبی مردم است، این که به آن ها بگویند به چه چیز فکر کنند و به چه چیز عقیده داشته باشند؛ می خواهم وضع ذهنی آن ها را بدانم … اگر کسی مثل هیتلر دوباره به قدرت می رسید، من می رفتم- حتا قبل از آن- برای این که در این موارد پیش آگاهی های زیادی داشته ام.

فکر می کنم که هدف نهایی هر انسان خلاقی، تحول تمام وجودش به عنوان یک انسان به واسطه ی هنری است که جاودان تر و روحانی تر است. همه ی انرژی من صرف موسیقی می شود؛ و این در واقع موسیقی من نیست. در نهایت نمی دانم که موسیقی من در این دنیا چه باید بکند و چه مفهومی دارد. برای آن که باید با مفاهیم جدید پر شود، با انسان های دیگر و روح های دیگر.

بنابراین به عهده ی من است که با قدرتی ماوراء طبیعی حرف بزنم تا کارم را به انجام برسانم. فکر می کنم که روح، یعنی روح انسانی، خود موسیقی است، پس دیگر نباید مواظبش باشم: موسیقی زندگی خودش را دارد و گاهی که دوباره آن را می بینم، به سختی می شناسمش.

4 دیدگاه

  • علي
    ارسال شده در اسفند ۲۲, ۱۳۸۶ در ۴:۱۱ ب.ظ

    ممنون جناب سلطانی.
    کمبود زمینه های نظری و صد البته کارگاهی در حوزه ی موسیقی مدرن به شدت احساس میشود.تداوم این مباخث را از کارشناسان محترم تقاضامندیم.
    با آرزوی موفقیت.

  • فريد
    ارسال شده در اسفند ۲۵, ۱۳۸۶ در ۱:۱۹ ب.ظ

    ba dorood
    besyar aali bood belakhare dar mosighie iran be gheyr az mafangi o moatad adamhaye hesabi ham peyda mishavad inke ye javane irani tooneste yeki az bozorgane mosighie donya ro be chalesh bekeshe jaye omidvari va fakhr dare
    aghaye soltani movafagh bashi

  • حميدرضا اردلان
    ارسال شده در خرداد ۶, ۱۳۸۷ در ۳:۰۹ ب.ظ

    اشتوکهاوزن یک اسطوره است. نباید باش مصاحبه کنیم.

  • ارسال شده در اسفند ۲۰, ۱۳۸۷ در ۴:۲۲ ب.ظ

    درجواب دکتراردلان:
    از آفات هنرو رشد هنرمند: فتیشیسم تقدس گرائی واسطوره سازیست

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

مروری بر آلبوم «ایران زمین»

سوال این است که آیا می‌توان خلاقیت را آموزش داد؟ و جواب این که حتا اگر هم نتوان، حداقل می‌شود با برانگیختن و آزاد گذاشتن، آدم‌های صاحب خلاقیت را تشویق به استفاده از آن کرد و پروراند. آنچه هشت آهنگساز نوجوان آلبوم ایران‌زمین و مدیر هوشیار «پروژه‌ی آهنگسازان جوان»، امیرمهیار تفرشی پور، به اعتبار موسیقی‌شان به صحنه‌ی امروزین موسیقی ما می‌آورند دقیقا پاسخی است که دیدیم.

آلبوم «در محاصره» با آهنگسازی منتشر شد

یکی از کنسرت‌های ارکستر «خنیاگران مهر» به سرپرستی و آهنگسازی بهزاد عبدی در قالب آلبوم صوتی تصویری «در محاصره» به خوانندگی محمد معتمدی، توسط نشر «پردیس موسیقی معاصر» منتشر شد. آلبوم «در محاصره» مشتمل بر یکی از کنسرت‌های ارکستر «خنیاگران مهر» به سرپرستی بهزاد عبدی که مرداد ماه سال ۱۳۹۵ به خوانندگی محمد معتمدی در تالار وحدت تهران روی صحنه رفت، در قالب یک اثر صوتی تصویری توسط نشر «پردیس موسیقی معاصر» وارد بازار موسیقی شد. این مجموعه همزمان با کنسرت‌های اروپایی ارکستر «خنیاگران مهر» در کشورهای فرانسه، سوئیس، کانادا و آمریکا نیز به صورت فیزیکی و دیجیتال در دسترس مخاطبان قرار گرفته است.

از روزهای گذشته…

سیری در تاریخ موسیقی و خنیاگری ساسانیان (III)

سیری در تاریخ موسیقی و خنیاگری ساسانیان (III)

گویی ارتباط هنری ایران و هند از این زمان آغاز شد و ایران از موسیقی هند تأثیر گرفت. این نوازندگان و خوانندگان در کوچه و بازار و روستاهای ایران به راه می‌افتادند و برای مردم ترانه می‌خواندند. این گروه به کولی معروف شدند و به ترانه‌هایی که می‌خواندند “ترنگ” یا “ترانک” می‌گفتند و گمان می‌رود که در زمان ساسانی، ترانک به اشعار هشت‌هجایی عشقی و انتقادی گفته می‌شده است که به تصنیف عامیانه امروز شباهت داشته است. (مستوفی، به نقل از انجمن آرای ناصری، بی‌تا)
فواصل زمانی (II)

فواصل زمانی (II)

از فواصل تبدیلی می توان به عنوان ابزاری درتغییرات متریک موسیقی ٬ مثلا تبدیل اوزان ساده و ترکیبی به یکدیگر استفاده نمود:
نائریکا، زن پهلوان

نائریکا، زن پهلوان

مینو رضایی نوازنده و مدرس دف است. فعالیت های او با ارکستر دالاهو با مدیریت مسعود حبیبی آغاز شده و با پایان گرفتن فعالیت این ارکستر، وی با جدیت مثال زدنی اقدام به تشکیل ارکستر کوبه ای بزرگی با استفاده از بانوان نوازنده کرده است. این ارکستر که نائریکا نام دارد، امروز بزرگترین ارکستر موسیقی زنان در ایران می باشد و تا به حال برنامه هایی در تالارهایی مانند میلاد و وحدت داشته است. با مینو رضایی سرپرست این ارکستر گفتگویی کرده ایم که می خوانید:
«خُرده‌روایت‌های صوتی» (IV)

«خُرده‌روایت‌های صوتی» (IV)

عدم اتکای یک اثر موسیقی پست‌مدرن به یک روایت کلان موسیقایی، سبب می‌شود تا این نوع از آثار، هم در تمامیت خود قائم به ذات باشند و هم اجزایشان استقلال بیشتری داشته باشند. می‌توان هر جزئی از چنین موسیقی‌هایی را حذف و به جای آن هر چیز دیگری جایگزین کرد. همین وی‍ژگی، خاستگاه انواع بی پایانی از فُرم‌هاست که می‌تواند وجود داشته‌ باشد و به همین دلیل است که فرم در پست‌مدرنیسم همواره خود، بخشی از محتوا و در مواردی تمام محتوا بوده است و «چیزی خارج از متن وجود ندارد»(۳). در یک اثر کلاسیک، فراروایت به عنوان اصل ساختاری حاکم، نقش اجزا را تعیین می‌کند و آنها را در قالب کلیّتی وحدت‌یافته با یکدیگر پیوند می‌دهد؛ اما در یک اثر اوانگارد، اجزا از استقلال چشمگیری در برابر کل، برخوردارند (بورگر، ۱۳۸۶: ۱۵۳).
پیوند نام اثر موسیقایی با محتوا و نقد آن (II)

پیوند نام اثر موسیقایی با محتوا و نقد آن (II)

با چنین انگیزه ای بوده است که گوستاو مالر نامِ “ترانه ای برای درد و رنج زمین” را که در ابتدا برای اثرِ معروف خود برگزیده بود، با این هدف که از بار اندوه اثر برای مخاطب بکاهد، به “ترانه ی زمین” تغییر می دهد که حقیقتن دو عنوان، با دو بارِ عاطفی متفاوت اند.
گاه های گمشده (XIII)

گاه های گمشده (XIII)

با توجه به مقامات معرفی شده توسط صفی الدین ارموی، مقام نوا از فواصل ط + بـ + ط + ط + بـ + ط + ط تشکیل شده است که در دانگ اول با پنجگاه منطبق است و در دانگ دوم در یک نت ربع پرده اختلاف دارد که با توجه به بحور و اصناف، این اختلاف قابل توجیه است.
گزارشی از دومین نشست «نقدِ نقد» (I)

گزارشی از دومین نشست «نقدِ نقد» (I)

دومین نشست نقدِ نقدِ موسیقی با عنوان «جایگاه واکاوی در نقد موسیقی در ایران» با حضور محمدرضا فیاض (منتقد، پژوهشگرموسیقی و آهنگساز)، آروین صداقت‌کیش (منتقد و پژوهشگر موسیقی) و حمیدرضا عاطفی (عضو هیئت مدیره کانون پژوهشگران و مجری این نشست) به همت کانون پژوهشگران خانه موسیقی در خانه هنرمندان برگزار ‌شد.
در آمدی بر تدوین فهرست جامع<br /> آثار روح الله خالقی(II)

در آمدی بر تدوین فهرست جامع
آثار روح الله خالقی(II)

در دوران دوم، آهنگساز بربازسازی آثار گذشتگان همت گمارده و خود نیز آثاری پخته و منسجم بر اشعار سنتی متقدمین و متاخرین خلق نموده که “چنگ رودکی” و “حالا چرا” نمونه هایی از آنانند. در این آثار فاصله گرفتن از شور و شر جوانی و گام نهادن به دوران میانسالی و تمایل به خلق آثار جاویدان فرهنگی ملاحظه میشود.
گفتگو با پولینی (V)

گفتگو با پولینی (V)

پلینی هنوز هم چپی است و از اینکه برلوسکنی این چنین قدرت را در دست گفته است اظهار تأسف می کند. «اوضاع الآن با اوضاع دهه شصت فرق کرده است اما هنوز هم وحشتناک است. برلوسکنی دارد با تصویب قانون هایی که در مغایرت با دموکراسی هستند قدم به قدم به سوی دیکتاتور شدن پیش می رود. آنچه دارد رخ می دهد نمایش خنده دار و کاملا مضحک، شرم آور و همچنین خطرناک است و به نظر می رسد که حزب چپ هم ضعیف تر از آن است که مخالفتی کند. به عبارت هنری، اوضاع بسیار اسفناک است. درست است که با یک بحران مالی روبرو هستیم اما دولت نیز با فرهنگ مخالف است. قطع بودجه سازمان های موسیقیایی توسط دولت، ادامه فعالیت را برای آن ها تقریبا غیر ممکن ساخته است که این امر فاجعه ایست که نباید رخ می داد.»
چوب، عاملی ارزشمند برای ساخت سازها (II)

چوب، عاملی ارزشمند برای ساخت سازها (II)

در این میان هنرمندان، صنعتگران و سایر اقشار متقاضی این ماده اولیه، دچار مشکلات عدیده ای هستند.به طور مثال هنرمندان و سازندگان ادوات موسیقی که مشخصا در گروه تولید کنندگان سازهای چوبی هستند، نابسامانی واتلاف این ماده مورد نیاز را بیشتر لمس کرده و متاسفانه در بعضی از مواقع راهی به جز استفاده از همین کیفیت نا مطلوب برایشان فراهم نمی شود،البته تعجب آور است که گاهی همین چوب نامناسب نیز یافت نمی شود.