یکشنبه ۸ اردیبهشت ۱۳۸۷ ،
شهرام آقایی پور
| از این نویسنده بخوانید: |
x |
|
اما «منوچهر صهبایی» در مورد تاریخ فوت لومر، در شهریور 1383
در گفت وگویی با مجله "گفتگوی هارمونیک"، بیان داشته است: «مطالبی هست که در هیج جا وجود ندارد مثلاً چیزی که من خیلی زحمت کشیده ام و پیدا کرده ام که از لحاظ تحقیقاتی خیلی مهم هست تاریخ تولد و فوت لومر که موزیکانباشی ناصرالدین شاه و مظفرالدین شاه بوده است که در کتاب ها تنها جایی که اشاره شده در یک کتاب از روح الله خالقی هست که در آن جا نوشته شده حدود 40 سال پیش لومر فوت کرد! حالا هی شما کتاب را ورق بزنید نه تاریخ دارد ... یعنی اصلاً تاریخ نوشته شدن این کتاب و انتشاراش معلوم نیست مال کی هست! الان شما کتاب را می خوانید مال 40 سال پیش هست! صد سال بعد هم مال 40 سال پیش هست! من با تحقیقاتم برای اولین بار در تاریخ موسیقی ایران، تاریخ دقیق تولد و فوت را پیدا کردم که لازمش این بود که تمام کشورهای اروپایی تا آراژانتین را بگردم تا نوادگان لومر (1842 تا 1907 م) را پیدا کنم که بتوانم یک چیز دقیق و مرتب بنویسم و این را پیدا کردم و الان در کتاب ها می نویسند بدون این که معلوم باشد که این راكی پیدا کرده و تا یک – دو سال پیش کسی نمی دانست که این شخص که نقش مهمی در ورود موسیقی سمفونیک در ایران داشته و به طور غیر مستقیم چندصدایی را به ایران وارد کرد، اصلاً نمی دانستند کی بود، کی به دنیا آمده و کی فوت کرده ...»
آن چنان که از گفتار شتابزده جناب صهبایی بر می آید، ایشان چندان اطلاعی از منابع موسیقی ایرانی و نیز روش های پژوهشی تاریخی ندارند. زیرا دقیقاً در سی سال پیشتر از این مصاحبه، یعنی شهریور 1353 ش «حسینعلی ملاح» در کتاب ارزشمند تاریخ موسیقی نظامی ایران نوشته اند: «به استناد مطالب سرگذشت موسیقی ایران (ج یک – ص 219) که نوشته است «لومر 45 سال قبل درگذشته است» تاریخ وفات وی را که قاعدتاً باید سال 1288 خورشیدی باشد برای ثبت در تاریخ موسیقی ایران در اینجا می آوریم. » (VI) واضح است 1288 ش برابر با 1909 م است نه 1907.
و اما در مورد تولد لومر: در رساله «موسیقی نزد ایرانیان» نوشته ویکتور آروی یل که در سال 1885 در پاریس چاپ شده و ترجمه آن در کتاب سابق الذکر ملاح چاپ شده، تولد لومر را سال 1842 م در Air Sar la Lys از توابع pas de Calais ذکر کرده است.
بشنوید سلام شاهی، ساخته لومر را
معلوم می شود که تاریخ آقای صهبایی که از گشتن تمام کشورهای اروپایی تا آرژانتین بدست آورده، اشتباه است. شرح خدمات لومر در این مختصر نمی گنجد و باید به زمان دیگری واگذار کرد. اما نام وی با برخی اولین های موسیقی ایرانی پیوند خورده است: 1 – اولین ارکسترهای منظم نظامی در ایران به کوشش وی تشکیل شد. 2 – اولین کتاب تئوری موسیقی با نام «تعریف علم موسیقی» که برای شاگردان موسیقی دارالفنون تهیه شده بود در سال 1300 ق به سعی وی انتشار یافت. 3 – آهنگ نخستین سلام ایران که به سلام شاه معروف بود توسط وی ساخته شد.
وقتی که شاه برای سلام رسمی به تخت مرمر می آمد و بر صندلی مخصوص می نشست دسته موزیک سلام شاهی را می نواخت. این آهنگ در دروه ی مظفرالدین شاه بر روی صفحه 10361 با عنوان با سلام شاهی ضبط شد که تا دوره ی محمدعلی شاه معمول بود. 4 –او نخستین کسی است که اقدام به نوشتن موسیقی ایرانی با خط نت کرده است و آن قطعه ای در همایون Re است که به احتمال قوی از ساخته های محمد صادق خان سرورالملک نوازنده سنتور می باشد- تاریخ چاپ این اثر را که در حضور مظفرالدین شاه در پاریس اجرا شده 1897 م / 1317 ق ذکر کرده اند. 5 – در آخر نخستین سرود ملی ایران که به دستور ناصرالدین شاه در 1290 ق / 1873 م ساخته شده است. این سرود به وسیله مؤسسه انتشاراتی «شوان» (شوانس Shoudens) واقع در کوچه سنت اونوره (Saint - Honore) در پاریس به طبع رسیده و هزینه سنگین چاپ آن، از طرف دولت ایران پرداخت شده بود. (VIII)
چندسال پیش بود که خبر وجود نسخه ای از نت این سرود در «آرشیو ملی فرانسه» منتشر شد که طبیعی است هر درخواست کننده ای می توانست و می تواند کپی از آن را داشته باشد. واما اختلاف صهبایی و سلطانی بر سرقطعه ای از لومراست كه آن بنابرشواهد فراوان اولین سرود ملی ایران نیست ومحكمترین دلیل، لیبل صفحه ضبط شده این اثراست كه "سلام شاه باسلامتی، اركسترشاهی" برآن حك شده و همانطوركه پیشتر هم متذكر شدم درموارد خاصی از این آهنگ استفاده می شده است. ولی میتوان از آن بعنوان "ملی" به معنای عام یاد كرد.
این اثر متعلق به تاریخ و فرهنگ این کهن مرزوبوم است. هیچ کس نمی تواند ادعای مالکیت آن را داشته باشد. همان طور که نمی توان صاحب دیگر آثار و ابنیه تاریخی ایران بود. سرود ملی لومر با تخت جمشید، حافظیه، بیستون، سرود ای ایران و هزاران اثر ملی و تاریخی دیگر هیچ تفاوتی ندارد. ادعای مالکیت آن ها غیر حرفه ای بودن هنرمند را نشان می دهد.
از سوی دیگر در یکی از سایت ها آمده بود که جناب صهبائی پارتیتور یکی از آثار «پرویز محمود» را که «پژمان اکبرزاده» از خانواده ایشان اجازه انتشار داشت را دریافت کرده و دیگر پس نداد و پس از انتشار CD آن هم هیچ گونه اشاره ای به نحوه بدست آوری آن نکرده و اعتراض اکبرزاده و خانواده محمود هم هیچ فایده ای نداشت.
بشنوید سلام شاهی، ساخته لومر را با تنظیم سیاوش بیضایی و شعر بیژن ترقی با اجرای ارکستر ملل به رهبری پیمان سلطانی و خوانندگی سالار عقیلی
روش اهتمام و انتشار آثار آهنگسازان ایرانی، توسط منوچهر صهبایی، روش علمی و اخلاقی نیست. زیرا وی هر پدیده مورد اهتمام را تنها در تملک و انحصار خود می داند. اگر هدف از اجرا و انتشار آثار آهنگسازان ایرانی توسط صهبایی، احیای آن ها است، طبیعی است که صهبایی و دیگر مجریان، نباید آن آثار را در تملک خود بدانند. صهبایی و دیگر مجریان این آثار، یک امکان برای انتشار آن محسوب می شوند و امکان اجرای مجدد آن ها همواره فراهم است. سخنان اخیر صهبایی نه تنها از بعد هنری، باطل است، از بعد حقوقی نیز قابل پیگرد است. حتی اگر ایشان از سوی نوادگان لومر تنها مالک و مجری آثار لومر محسوب شوند، باز هم نمی توانند داعیه مالکیت کنند. زیرا این اثر ممکن است ساخته لومر باشد، اما متعلق به ملت و دولت ایران محسوب می شود. چون لومر در آن زمان از سوی دولت ایران مأمور به ساخت این قطعه شد.
جناب صهبایی می پندارند هرچه در قلمرو اهتمام و اجرای ایشان است، تا ابد متعلق به ایشان خواهد بود. ضمن این که در این توهم بسر می برند که لومر و آثار لومر تحت تملک ایشان است، زیرا خود به تنهایی به کشف هویت لومر پرداخته و دو این که خود آثار وی را یافته و سه این که خود آثار وی را نواخته و اجرا کرده است! جناب صهبایی درباره هر سه مورد اشتباه پنداشته است. زیرا هم تاریخ زندگانی و هویت لومر را به خطا دریافته، دو این که اثار لومر یک اثار همگانی است که هم صفحه و هم نت آن کاملاً در دسترس است و حتی كتابچه ی نتی كه ایشان ازآثارلومر به چاپ رسانده اند قبلا با ظاهری دیگردردسترس همگان بوده است. سه دیگر این که تنها صهبایی نخواهد بود که به تنظیم و اجرای اثار لومر می پردازد و خواهد پرداخت. به فرض محال صهبایی در هر سه مورد راه برصواب دارد . اما هیچ گاه کشف هویت لومر، توسط وی، اجرای تام قطعات لومر را توسط صهبایی به همراه ندارد.
از یاد نبریم زمانی می تواند یک پدیده علمی است که قابل تحقیق و آزمون برای همگان باشد. این که تنها من یافته ام و تنها من می توانم این راه را بروم نشان از غیر علمی بودن آن گفتار است.
VI - ملاح، پیشین، ص 99
VII - سپنتا، ساسان، تاریخ تحول ضبط موسیقی در ایران، ص 137
VIII - ملاح، پیشین، ص 111
اردیبهشت ۱۴م, ۱۳۸۷ at ۷:۳۳ ب.ظ
برای دقت، نکته بینی، قدرت استدلال و منطق، اطلاعات موثق و صراحت و صداقت، که همگی بیانگر یک ذهن هشیار و فعال اند، به شما تبریک می گویم.
پیروز باشید