دارالفنون، مسیو لومر و اولین سرود ملی ایران (II)

ارکستر ملل در تالار وزارت کشور
ارکستر ملل در تالار وزارت کشور
اما «منوچهر صهبایی» در مورد تاریخ فوت لومر، در شهریور ۱۳۸۳ در گفت وگویی با مجله “گفتگوی هارمونیک”، بیان داشته است: «مطالبی هست که در هیج جا وجود ندارد مثلاً چیزی که من خیلی زحمت کشیده ام و پیدا کرده ام که از لحاظ تحقیقاتی خیلی مهم هست تاریخ تولد و فوت لومر که موزیکانباشی ناصرالدین شاه و مظفرالدین شاه بوده است که در کتاب ها تنها جایی که اشاره شده در یک کتاب از روح الله خالقی هست که در آن جا نوشته شده حدود ۴۰ سال پیش لومر فوت کرد! حالا هی شما کتاب را ورق بزنید نه تاریخ دارد… یعنی اصلاً تاریخ نوشته شدن این کتاب و انتشاراش معلوم نیست مال کی هست! الان شما کتاب را می خوانید مال ۴۰ سال پیش هست! صد سال بعد هم مال ۴۰ سال پیش هست! من با تحقیقاتم برای اولین بار در تاریخ موسیقی ایران، تاریخ دقیق تولد و فوت را پیدا کردم که لازمش این بود که تمام کشورهای اروپایی تا آراژانتین را بگردم تا نوادگان لومر (۱۸۴۲ تا ۱۹۰۷ م) را پیدا کنم که بتوانم یک چیز دقیق و مرتب بنویسم و این را پیدا کردم و الان در کتاب ها می نویسند بدون این که معلوم باشد که این راکی پیدا کرده و تا یک – دو سال پیش کسی نمی دانست که این شخص که نقش مهمی در ورود موسیقی سمفونیک در ایران داشته و به طور غیر مستقیم چندصدایی را به ایران وارد کرد، اصلاً نمی دانستند کی بود، کی به دنیا آمده و کی فوت کرده…»

آن چنان که از گفتار شتابزده جناب صهبایی بر می آید، ایشان چندان اطلاعی از منابع موسیقی ایرانی و نیز روش های پژوهشی تاریخی ندارند. زیرا دقیقاً در سی سال پیشتر از این مصاحبه، یعنی شهریور ۱۳۵۳ ش «حسینعلی ملاح» در کتاب ارزشمند تاریخ موسیقی نظامی ایران نوشته اند: «به استناد مطالب سرگذشت موسیقی ایران (ج یک – ص ۲۱۹) که نوشته است «لومر ۴۵ سال قبل درگذشته است» تاریخ وفات وی را که قاعدتاً باید سال ۱۲۸۸ خورشیدی باشد برای ثبت در تاریخ موسیقی ایران در اینجا می آوریم. » (VI) واضح است ۱۲۸۸ ش برابر با ۱۹۰۹ م است نه ۱۹۰۷٫

و اما در مورد تولد لومر: در رساله «موسیقی نزد ایرانیان» نوشته ویکتور آروی یل که در سال ۱۸۸۵ در پاریس چاپ شده و ترجمه آن در کتاب سابق الذکر ملاح چاپ شده، تولد لومر را سال ۱۸۴۲ م در “Air Sar la Lys” از توابع “pas de Calais” ذکر کرده است.

audio file بشنوید سلام شاهی، ساخته لومر را

معلوم می شود که تاریخ آقای صهبایی که از گشتن تمام کشورهای اروپایی تا آرژانتین بدست آورده، اشتباه است. شرح خدمات لومر در این مختصر نمی گنجد و باید به زمان دیگری واگذار کرد. اما نام وی با برخی اولین های موسیقی ایرانی پیوند خورده است: ۱ –اولین ارکسترهای منظم نظامی در ایران به کوشش وی تشکیل شد. ۲ –اولین کتاب تئوری موسیقی با نام «تعریف علم موسیقی» که برای شاگردان موسیقی دارالفنون تهیه شده بود در سال ۱۳۰۰ ق به سعی وی انتشار یافت.

۳– آهنگ نخستین سلام ایران که به سلام شاه معروف بود توسط وی ساخته شد. وقتی که شاه برای سلام رسمی به تخت مرمر می آمد و بر صندلی مخصوص می نشست، دسته موزیک سلام شاهی را می نواخت. این آهنگ در دروه ی مظفرالدین شاه بر روی صفحه ۱۰۳۶۱ با عنوان با سلام شاهی ضبط شد که تا دوره ی محمدعلی شاه معمول بود.
۴ – او نخستین کسی است که اقدام به نوشتن موسیقی ایرانی با خط نت کرده است و آن قطعه ای در همایون Re است که به احتمال قوی از ساخته های محمد صادق خان سرورالملک نوازنده سنتور می باشد، تاریخ چاپ این اثر را که در حضور مظفرالدین شاه در پاریس اجرا شده ۱۸۹۷ م / ۱۳۱۷ ق ذکر کرده اند.
۵– در آخر نخستین سرود ملی ایران که به دستور ناصرالدین شاه در ۱۲۹۰ ق / ۱۸۷۳ م ساخته شده است. این سرود به وسیله مؤسسه انتشاراتی «شودان» (Shoudens) واقع در کوچه سنت اونوره (Saint – Honore) در پاریس به طبع رسیده و هزینه سنگین چاپ آن، از طرف دولت ایران پرداخت شده بود. (VIII)

چندسال پیش بود که خبر وجود نسخه ای از نت این سرود در «آرشیو ملی فرانسه» منتشر شد که طبیعی است هر درخواست کننده ای می توانست و می تواند کپی از آن را داشته باشد.

و اما اختلاف صهبایی و سلطانی بر سر قطعه ای از لومراست که آن بنابر شواهد فراوان اولین سرود ملی ایران نیست و محکمترین دلیل، لیبل صفحه ضبط شده این اثراست که “سلام شاه باسلامتی، ارکسترشاهی” برآن حک شده و همانطورکه پیشتر هم متذکر شدم در موارد خاصی از این آهنگ استفاده می شده است. ولی می توان از آن به عنوان “ملی” به معنای عام یاد کرد.

این اثر متعلق به تاریخ و فرهنگ این کهن مرز و بوم است. هیچ کس نمی تواند ادعای مالکیت آن را داشته باشد. همان طور که نمی توان صاحب دیگر آثار و ابنیه تاریخی ایران بود. سرود ملی لومر با تخت جمشید، حافظیه، بیستون، سرود ای ایران و هزاران اثر ملی و تاریخی دیگر هیچ تفاوتی ندارد. ادعای مالکیت آن ها غیر حرفه ای بودن هنرمند را نشان می دهد.

از سوی دیگر در یکی از سایت ها آمده بود که جناب صهبائی پارتیتور یکی از آثار «پرویز محمود» را که «پژمان اکبرزاده» از خانواده ایشان اجازه انتشار داشت را دریافت کرده و دیگر پس نداد و پس از انتشار CD آن هم هیچ گونه اشاره ای به نحوه بدست آوری آن نکرده و اعتراض اکبرزاده و خانواده محمود هم هیچ فایده ای نداشت.

audio file بشنوید سلام شاهی، ساخته لومر را با تنظیم پیمان سلطانی و شعر بیژن ترقی با اجرای ارکستر ملل به رهبری پیمان سلطانی و خوانندگی سالار عقیلی

روش اهتمام و انتشار آثار آهنگسازان ایرانی، توسط منوچهر صهبایی، روش علمی و اخلاقی نیست. زیرا وی هر پدیده مورد اهتمام را تنها در تملک و انحصار خود می داند. اگر هدف از اجرا و انتشار آثار آهنگسازان ایرانی توسط صهبایی، احیای آن ها است، طبیعی است که صهبایی و دیگر مجریان، نباید آن آثار را در تملک خود بدانند. صهبایی و دیگر مجریان این آثار، یک امکان برای انتشار آن محسوب می شوند و امکان اجرای مجدد آن ها همواره فراهم است. سخنان اخیر صهبایی نه تنها از بعد هنری، باطل است، از بعد حقوقی نیز قابل پیگرد است. حتی اگر ایشان از سوی نوادگان لومر تنها مالک و مجری آثار لومر محسوب شوند، باز هم نمی توانند داعیه مالکیت کنند. زیرا این اثر ممکن است ساخته لومر باشد، اما متعلق به ملت و دولت ایران محسوب می شود. چون لومر در آن زمان از سوی دولت ایران مأمور به ساخت این قطعه شد.

جناب صهبایی می پندارند هرچه در قلمرو اهتمام و اجرای ایشان است، تا ابد متعلق به ایشان خواهد بود. ضمن این که در این توهم بسر می برند که لومر و آثار لومر تحت تملک ایشان است، زیرا خود به تنهایی به کشف هویت لومر پرداخته و دو این که خود آثار وی را یافته و سه این که خود آثار وی را نواخته و اجرا کرده است! جناب صهبایی درباره هر سه مورد اشتباه پنداشته است. زیرا هم تاریخ زندگانی و هویت لومر را به خطا دریافته، دو این که آثار لومر یک آثار همگانی است که هم صفحه و هم نت آن کاملاً در دسترس است و حتی کتابچه ی نتی که ایشان از آثار لومر به چاپ رسانده اند قبلا با ظاهری دیگر در دسترس همگان بوده است. سه دیگر این که تنها صهبایی نخواهد بود که به اجرای آثار لومر می پردازد و خواهد پرداخت. به فرض محال صهبایی در هر سه مورد راه بر صواب دارد . اما هیچ گاه کشف هویت لومر، توسط وی، اجرای تام قطعات لومر را توسط صهبایی به همراه ندارد.

از یاد نبریم زمانی می تواند یک پدیده علمی است که قابل تحقیق و آزمون برای همگان باشد. این که تنها من یافته ام و تنها من می توانم این راه را بروم نشان از غیر علمی بودن آن گفتار است.

پی نوشت
VI – ملاح، پیشین، ص ۹۹
VII – سپنتا، ساسان، تاریخ تحول ضبط موسیقی در ایران، ص ۱۳۷
VIII – ملاح، پیشین، ص ۱۱۱

13 دیدگاه

  • آرام سرفراز
    ارسال شده در اردیبهشت ۱۴, ۱۳۸۷ در ۷:۳۳ ب.ظ

    برای دقت، نکته بینی، قدرت استدلال و منطق، اطلاعات موثق و صراحت و صداقت، که همگی بیانگر یک ذهن هشیار و فعال اند، به شما تبریک می گویم.
    پیروز باشید

  • کیوان
    ارسال شده در خرداد ۸, ۱۳۸۷ در ۱۲:۱۶ ق.ظ

    از مطالب خوبتان بسیار سپاسگذارم و کاملا در مورد آنچه راجع به نحوه ی برخورد نامناسب و مغرورانه ی آقای ( به تاکید همیشگی خودشان که دارای دو مدرک دکترا هستند و جالب این که در سایت اینترنتی شان هم نوشته شده ) دکتر / دکتر (!) صهبایی نه تنها در مورد آثار لومر بلکه در مورد آثار سمفونیک آهنگسازان ایرانی موافقم .

  • هانی افسری
    ارسال شده در خرداد ۱۰, ۱۳۸۷ در ۱۲:۴۲ ب.ظ

    آیا امکان دارد شما در مورد مدفن وی نیز اطلاع سازی کنید!آیا در ایران هست.

  • شهرام آقایی پور
    ارسال شده در خرداد ۱۳, ۱۳۸۷ در ۹:۲۲ ق.ظ

    آقای هانی افسری عزیز به زودی مطلبی در مورد آرامگاه لومر ارایه خواهم کرد-پیروز باشید

  • ارسال شده در مرداد ۱۰, ۱۳۸۷ در ۵:۲۹ ب.ظ

    سپاس از زحمتتان

  • مهدی صدیقی
    ارسال شده در مرداد ۳, ۱۳۸۸ در ۲:۳۶ ق.ظ

    مطلب خوبی بود ولی کاش نویسنده به جای تسویه حساب شخصی با آقای صهبایی کمی به چند و چون و تاریخچه و پارتیتور این سرود و نت نویسیهای دیگر موسیو لومیر می پرداخت.
    زمان برای آقای صهبایی بهترین منتقد خواهد بود باید دید به قول خودش چهل سال بعد هم اسمی از او می ماند یا نه!

  • محمدرضا صدیقی
    ارسال شده در اردیبهشت ۱۱, ۱۳۸۹ در ۶:۳۶ ب.ظ

    سلام آقای مهدی صدیقی :[email protected]

  • ارسال شده در مهر ۱۸, ۱۳۸۹ در ۱۱:۴۰ ب.ظ

    در این بارده که این سرود به کسی تعلق ندارد و تنها جزیی از فرهنگ موسیقی ایران است حق با نویسنده این مقاله است. آقای صهبایی در نهایت می‌توانند تصحیح‌کننده، معرفی‌کننده و یا ناشر این اثر باشند و ادعای مالکیت یا قیمومیت این اثر و داشتن حق تعیین اجرا و اشکال آن تنها نوعی انحصارطلبی و تنگ‌نگری است. آقای سلطانی به عنوان رهبر ارکستر ملل که دیگر پا را بسیار از مرزهای خود گذاشته و کلا خود را صاحب اثر می‌داند. به یک خواننده، نوازنده یا رهبر تنها بخشی از حقوق مادی و معنوی یک “اجرا” که در آن سهمی داشته باشند قرار می‌گیرد و نه بیشتر.
    در مورد اجرای جدید این اثر یادآوری چند نکته قابل توجه است:
    نگارنده‌ی این نوشته پس از «ژان باتیست لومر» و زنده‌یاد «بیژن ترقی» که احتمالاً مهمترن نقش را در محبوبیت این اثر به عهده دارد، در حقیقت تنها وارث حقوقی و هنری این اثر است که در قید حیات است.
    ادعای سال‌های اخیر سلطانی مبنی بر این که پیش از من این اثر را برای ارکستر تنظیم کرده است، آنهم دقیقا به همان شکلی که در من در بروشورهای کنسرت اعلام کرده بوده‌ام، یعنی افزایش مقدمه، بخش میانی و بخش پایانی غیرحرفه‌ای، سودجویانه و کاملا بی‌اساس است. چنین تنظیم و اجرایی هیچگاه وجود نداشته و اگر هم کنون وجود داشته باشد اخیرا نوشته شده است که به سادگی قابل اثبات است.
    چطور ممکن است کسی تازه پس از معروفیت یک اثر چنین ادعایی کند و چنگ در حقوق مادی و معنوی دیگری بیفکند. حتا قرار دادن این اجرا در اختیار رادیو و تلویزیون بدون اجازه پرداخت‌کننده آن به منظور پخش یا تبلیقات هنری غیرقانونی بوده است.
    با این که من هیچگاه چشم مادی به این اثر نداشته‌ام، به عنوان یک وظیفه فرهنگی نمی‌توانم در برابر چنین ادعاهای بی اساسی که اوج فرصت‌طلبی و سودجویی را می‌رساند و متاسفانه امروزه در سرزمین ما بسار رایج است ساکت بمانم.
    سیاوش بیضایی

  • رضا
    ارسال شده در آذر ۲۱, ۱۳۸۹ در ۹:۵۴ ق.ظ

    سپاس و درود فراوان بر شما در مورد موسیقی مطالعه دارم ولی ثا حالا لومر رو نمیشناختم از شما ممنونم.

  • ارسال شده در اسفند ۴, ۱۳۸۹ در ۱۰:۴۳ ب.ظ

    با سلام
    بنظرم میآید که این داستان اولین سرود ملی ساخته آقای لومر از نظر تاریخی صحیح نیست. اگر بخواهیم این داستان که یک فرانسوی قطعه ای رو برای ایران ساخته بعنوان اولین سرود ملی عنوان کنیم که تازه شعرش رو هم چند سال پیش آقای بیژن ترقی سرودند پس باید اولین والس ایرانی رو هم به آقای یوهان اشتراوس نسبت بدهیم که اصلن اتریشی بود. شاید بد نباشد که این والس رو هم چندباری با ارکسترهای ایرانی اجرا کنیم شاید ما به کمک این والس با آقای اشتراوس هم بیشتر آشنا بشویم.

    من نت اولین مارش ملی را دارم. میتوانم در اختیار شما بگذارم تا شاید این اشتباه تصحیح شود.
    آهنگساز این مارش : غلامرضاخان امیر پنجه موزیکانچی باشی بریکاد قزاق
    تاریخ آن : ۱۹۰۹ میلادی
    در پشت این نت نوشته شده: نخستین اشعاریست بزبان ایرانی بطرز موسیقی اورپ ( گفته جناب میرزا ابولحسن خان فروغی)
    این نکته را هم اضافه کنم که این قطعه از نظر هماهنگی شعر و موسیقی کار خوبی نیست که با توجه به این که اولین تجربه بوده بنظرم انتظار دیگری نباید ازش میداشتیم.
    با احترام
    ساسان محبی

  • مهران پدرام
    ارسال شده در فروردین ۱۰, ۱۳۹۰ در ۱۲:۲۸ ب.ظ

    انشاالله اقای سلطانی چند کار دیگر می سازند. و اثبات میکنند که توانایی همچین کارای رو دارند …که این خود میتونه تایید کنه تنظیم این اثر هم ماله خودشه….البته اگه کاری ساخته بشه از طرف ایشون

  • مهران پدرام
    ارسال شده در فروردین ۱۰, ۱۳۹۰ در ۱۲:۳۰ ب.ظ

    اصلا کاری نداریم که درست میگه کی غلط ….ولی اقای بیضایی ثابت کرده میتونه ….ولی اقای سلطانی هنوز چیزی رو ثابت نکردند.

  • از داريوش شهبازي
    ارسال شده در بهمن ۵, ۱۳۹۴ در ۹:۲۰ ب.ظ

    آلفرد ژان باتیست لومر )
    موسیقی‌دان نظامی فرانسوی است،که در دوره ناصری، مدتی بعد از اشتغال دو نفر از اعضای هیأت نظامی فرانسه به نام های بوسکه و معاونش رویون ،که به منظور سروسامان دادن موسیقی نظامی به ایران آمده بودند،با سمت معلم موسیقی دارالفنون استخدام شد.

    وی در تاریخ ۱۲۸۴قمری/ ۱۸۶۸میلادی به ایران آمد و در «شعبه موزیک» مدرسه نظام دارالفنون به آموزش و تعلیم موسیقی مشغول شد.لومر نخستین آهنگ سرود ملی ایران را ساخت،و کوشید تا موسیقی سنتی ایرانی را ثبت کند .موسیو لومر
    لومر پایه گذار موسیقی علمی در ایران است، و با تشکیل کلاس موسیقی در مدرسه دارالفنون به قصد تامین موزیکانچیان دستجات نظامی و در باری عملا نگرش علمی موسیقی را در ایران مطرح ساخت.لمر در سال ۱۲۸۵قمری/۱۸۶۸میلادی/۱۲۴۷خورشیدی به ایران آمد و کار خود را در شعبه موزیک دارالفنونآغاز کرد/موسیقی در عصر مشروطه.
    لمراولین مربی موسیقی نظام در ایران قلمداد کرد. بعدها برخی از شاگردان وی از هنرمندان بزرگ و مفاخر موسیقی ملی ایران شدند. وی در زمان سلطنت سه پادشاه (ناصرالدین شاه، مظفرالدین شاه و محمدعلی شاه) در ایران بود. لومر تا درجه سرلشکری ارتقاء پیدا کرد(در برخی از اسناد از او با درجه ژنرالی یاد کرده اند.) و ریاست کل دسته های موزیک پادشاه را عهده دار بود. ناصرالدین شاه به وی لقب «موزیکانچی باشی» داد و وی را به دریافت نشان شیروخورشید، نشان افتخار و نشان علمی مفتخر کرد.
    ملیت و پیشینه او:
    لومر ، در سال ۱۸۴۲ میلادی در ارسورلالی فرانسه چشم به جهان گشود.وی پیش از عزیمت به ایران سمت معاونت دسته موزیک هنگ اول سربازان گارد را در کشورش داشت، در تاریخ ۱۲۸۵قمری/ ۱۸۶۸میلادی به ایران آمد.
    ورود به ایران و فعالیت او در ایران:
    دارالفنون نخستین پایگاه آشنایی ایرانیان با موسیقی غربی عصر جدید(سده های سیزدهم و چهاردهم شمسی) ایران است.زمانیکه نخستین کلاس موسیقی برای تربیت موزکانچی های قشون در این مدرسه تشکیل شد،
    در اواسط سده نوزده میلادی که توسعه و پیشرفت غرب شتابان در مسیر خود گام بر می داشت،در ایران نیز با تاسیس دارالفنون در سال ۱۲۶۸قمری/۱۸۵۲میلادی، فرصت مناسبی برای هماوایی ایرانیان با مغرب زمینیان در راه دانایی خواهی پیش آمد ،که با خصومت دشمنان و نادانی دوستان و … از میان رفت .
    دارالفنون که حکم دانشگاهی بزرگ و عظیم را در آن زمان داشت؛حاصل موج تازه تفکر و اندیشه پدید آمده ای بود که با کوشش های میرزا بزرگ فراهانی و پسرش و با حمایت عباس میرزا براه افتاده بود، بدست میرزا تقی خان امیر کبیر که خود تربیت یافته همان مکتب است افتتاح گردید.این مدرسه نخستین مرکز دانش اندوزی و علم پروری در دوره جدید بود که دوشا دوش مدرسه های قدیمی که حکم حوزه های علمیه را داشتند به فعالیت پرداخت ،و بعدها با گسترش و توسعه این روند فکری راهی را گشود که منتهی به پدید آمدن دانشگاه در ایران شد.

    چهارسال پس از تأسیس دارالفنون، دو نفر از اعضای هیأت نظامی فرانسه به نام های بوسکه و معاونش رویون، به منظور سروسامان دادن موسیقی نظامی به ایران آمدند.

    آن دو، در سال ۱۸۵۵ میلادی یک دسته موزیک به شیوه متداول برای دربار سلطنتی ایران ترتیب دادند. بوسکه سال ۱۲۷۳ قمری / ۱۸۵۷ میلادی ایران را ترک کرد و رویون هم که مردی رنجور و بیمار بود، گرچه تا ۱۲۸۴ قمری / ۱۸۶۸ میلادی در ایران بود، اما به واسطه عدم پیشرفت شاگردان موزیک، عملاً در کار خود موفق نبود/ ملاح، حسینعلی، تاریخ موسیقی نظامی ایران، تهران، انتشارات مجله هنر و مردم. ۱۳۵۴، ص ۱۰۲

    وقتی بوسکه به وطن خود بازگشت و فعالیت رویون هم به سبب بیماری متوقف شد، شخصی به نام مارکو (Marco) از ایتالیا برای آموزش دسته موزیک به خدمت گرفته شد. مارکو مردی عامی بود که تنها در نواختن کلارینت (قره نی) آشنایی داشت.
    ناصرالدین شاه پس از آشنایی با موسیقی نظامی به ضرورت سامان دادن قشون به دسته های موزیک نظامی پی برد،و چون شیفته تشریفات و جلال و جبروت دستگاه پادشاهی بود،تمایل خود را به تشکیل این قسمت در قشون از خود نشان داد و زمانیکه دانست موزیک نظامی می تواند در تشریفات سلطنتی بر ابهت امر بیافزاید چنان علاقمند شد که از دولت فرانسه تقاضای کمک خواست.براین اساس وزیر جنگ این کشور موسیو لومر را بدو معرفی نمود.
    لومر به استخدام دولت ایران درآمد و با رونق دوباره دسته موزیک سلطنتی، در مدرسه دارالفنون به آموزش موسیقی مشغول شد. وی علاوه بر تربیت هنرجویان ایرانی، تعدادی مارش و سرود برای مناسبت های مختلف هم ساخت تا در هنگام جشن های دولتی اجرا شود. از جمله ساخت نخستین سرود ملی ایران بود که در تیر ماه ۱۲۵۲ (۱۸۷۳ میلادی) به لومر سفارش دادند. این سرود که از ابتدا بی کلام بود و به سلام شاهی شهرت داشت، در سال ۱۲۸۴ خورشیدی (۱۹۰۵ میلادی) برای نخستین بار نسخه ای از آن به رهبری موسیو لومر ضبط گردید./ خالقی، روح‌الله. سرگذشت موسیقی ایران. تهران: بنیاد فرهنگ و هنر ماهور، ۱۳۸۱.
    بدین ترتیب با حمایت مستقیم دولت موسیقی علمی در ایران پایه گذاری شد و تا چند دهه بعد هر ساله تعدادی نوازنده واجد صلاحیت تربیت می شدند،تمامی این تعداد در دستجات مارش نظامی دسته های مختلف قشونی مشغول به کار شدند و تعداد اندکی از آنان نیز گروه نوازندگان ساطنتی را تشکیل داده و در مراسم های رسمی به نواختن مارش نظامی می پرداختند.
    در فاصله زمان ورود لمر به ایران تا انقلاب مشروطیت۱۳۲۵-۱۲۸۵قمری/۱۲۸۶-۱۲۴۷خورشیدی موسیقی در حصار کلاس مدرسه دارالفنون و افواج نظامی محصور بود.در این میان تشکیل انجمن موزیکال در سال۱۲۸۶قمری/۱۲۴۸خورشیدی می توانست سنگ بنایی برای گسترش موسیقی علمی در میان طبقه تحصیل کرده جامعه باشد لیکن به نظر می رسد این انجمن بر خلاف نامش یک محفل خصوصی بود برای گردهم آمدن اعیان و اشراف و خارجیان مقیم تهران/چشم انداز موسیقی ایران ،سپنتا.
    به تعبیر سالار معزز کلاس لمر حدود سالهای ۱۲۷۷-۱۲۷۵ به طور کلی منحل شد/همان
    این تعطیلی تا بعد از انقلاب مشروطه به طول انجامید به نحوی که در ذی القعده ۱۳۲۶قمری/آذر و دی۱۲۸۷ مهدی قلی هدایت (مخبرالسلطنه)طی نامه به رییس مدرسه نظام در خواست پذیرش سی نفر از متعلمین موزیک را در آن مدرسه می نماید/همان.
    غلامرضا خان امیر پنجه صاحب منصب اداره قزاق خانه و ریاست کل موزیک کشور از اواسط سال۱۳۲۹قمری/۱۲۹۰خورشیدی به فکر احیای کلاس موزیک مدرسه دارالفنون افتاد.تلاش او مثمر ثمر بوده و کلاس موزیک با بودجه ماهی یک صد و پنجاه تومان تاسیس شد/بلوکباشی،ص۶۶٫

    لومر، میرزا علی اکبرخان نقاش باشی، استاد زبان فرانسه و نقاشی دارالفنون را به مترجمی گرفت و ۱۰ نفر اول را خود تعلیم داد و تا سه سال شاگرد جدید نگرفت. بعد از این از همان ۱۰ نفر برای تعلیم مبتدیان استفاده کرد. هنرجویان پس از پایان دوره پنج ساله تحصیل به سمت معاون دسته موزیک در قشون خدمت می کردند، هنرجویانی که دوره هشت سال را می گذرانیدند، پس از موفقیت در آزمون دیپلم رهبر ارکستر می گرفتند و با درجه افسری به فرماندهی دسته موزیک قشون گمارده می شدند.
    اولین سرود ملی ایران در سال ۱۲۷۳ هجری شمسی توسط «ژان باتیست لومر» برای پیانو نوشته و در همان زمان توسط ارکستر سازهای بادی مدرسه نظام به اجرا در آمد. هرچند که پس از اجرای این سرود توسط ارکستر ملل در سال ۱۳۸۴ برخی در مورد واژه ی «اولین» که به این سرود اطلاق شده بود نظر مساعدی نداشتند، لیکن این اجرا تحسین اغلب اهالی موسیقی در مورد تنظیم، چگونگی اجرا و شعر سروده شده بر روی آن را در بر داشت.
    اولین سرود ملی ایران در سال ۱۲۷۳ هجری شمسی توسط «ژان باتیست لومر» نوشته و در همان زمان توسط ارکستر سازهای بادی مدرسه ی نظام به اجرا در آمد.این سرود در اصل برای پیانو نوشته شده است.
    لومر برنامه درسی مدرسه نظام را در هشت سال تنظیم و در ابتدا با ده تن هنرجو کار خود را آغاز کرد. برنامه درسی وی آموزش نت با قواعد علمی، نواختن سازهای بادی، کوبه ای، زهی متداول در موسیقی نظام اروپا، آموزش شناسایی پارتیتورهای موزیک نظام، تربیت رهبر ارکستر و تغییرات در اصطلاحات موسیقی نظام رایج در ایران بود/ بلوکباشی، علی و شهیدی، یحیی، پژوهشی در موسیقی و سازهای نظامی دوره قاجار، تهران، دفتر پژوهشهای فرهنگی، ۱۳۸۱، ص ۷۸

    اعتمادالسلطنه از موسیو لومر نوشته است:
    ناصرالدین شاه از همان سالهای نخست پس از امتحان دانش آموزان همراه وزیران و درباریان به دارالفنون می آمدند و به شاگردان جایزه می دادند.در این مراسم در تالار تئاتر مدرسه لومر و مزین باشی نمایش هایی به اجرا می گذاشتند../ المآثر و الآثار،ج۲،ص۷۲۸/سرگذشت تهران.

    در آن هنگام سرپرست موسیقی نظام را« موزیکانچی باشی کل»می گفتند ،که مدتی لقب موسیو لومر بود:
    «…علوم موسیقی را نزد ژنرال لمر موزیکانچی باشی کل و معلم موزیک دارالفنون … تحصیل نموده ..»/تاریخچه هنرستان عالی موسیقی،۱۳۳۱قمری،ص۲۷٫
    لومر در اواخر کار به درجات بالای نظامی دست یافت.از او با ژنرال نیز یاد کرده اند/قرهنگ اصطلاحات قاجاریه به نقل از تاریخچه هنرستان عالی موسیقی ،۱۳۳۱قمری.
    مرحوم اقبال آشتیانی به اشتباه لومر را در شمار معلمین هفتگانه ای(آنها زاتی،گومنز،کرزیز،نمیرو،کارنتا،پلاک و فکتی هستند/امیر کبیر و ایران) که بفرمان امیر کبیر استخدام شدند،دانسته در حالیکه می دانیم لومر سالها پس از وی به ایران آمد و به این کار اشتغال پیدا کرد:
    «…هفت نفر معلمی که به دستور امیر و به دستیاری مسیو جان داود از اطریش به ایران آمدند… (۷)دیگر لمر فرانسوی معلم موسیقی و غیره..»/میرزا تقی خان امیر کبیر،ص۱۶۲٫
    دوستعلی خان معیرالممالک از مراسمی که در باغ شاه برگزار و توسط ناصرالدین شاه افتتاح شد،می نویسد؛روزی را برای مراسم پرده برداری از مجسمه جشن گرفتند و از شاهزادگان و اعیان و وزراء و نمایندگان خارجی دعوت کردند… چند دسته موزیک در نقاط مختلف باغ به نوبت به نواختن آهنگهای گوناگون پرداختند.در ساعت مقرر ناصرالدین شاه به مجلس جشن در آمد و همین که پرده از روی مجسمه برداشته شد،دسته های موزیک هم آهنگ سلام ملی ایران را نواختند./تهران بروایت تاریخ.

    آثار او:
    اولین اثر موسیقی ملی ایران که به خط بین المللی موسیقی نوشته شده و به چاپ رسیده و نسخه آن در دسترس می باشد مجموعه ای است به قطع تقریبی ۲۰ ×۳۰ سانتیمتر در ۵۰ صفحه که به وسیلهً آ. لومر فرانسوی رئیس موزیک نظامی ایران تنظیم شده و در سال ۱۹۰۰ میلادی مقدمه ای در یک صفحه به زبان فرانسه بر آن نوشته شده و در پاریس به چاپ رسیده است.
    اولین آهنگ سلام رسمی ایران مربوط به دوره قاجار ساخته اوست (این سرود برای پیانو نوشته شده و یک بار به هنگام ورود مظفرالدین شاه قاجار و در حضور وی در پاریس اجرا گردید ).این آهنگ با نام «سلام شاه»خوانده شدو گفته می شود نخستین سرود ملی ایران را نیز لمر ساخته است/پژوهشی در موسیقی دوره قاجاریه نقل در موسیقی در عصر مشروطه.
    لمر دسته های موزیک نظامی تشکیل داد و کنسرت هایی را نیز اجرا نمود/چشم انداز موسیقی ایران سپنتا،ص۷۷٫
    نخستین کتاب موسیقی نظری جدید که از نوشته های مسیو لومر بود در همان زمان توسط مزین الدوله نقاشباشی به فارسی برگردانده شد و در دسترس هنر آموزان قرار گرفت و در سال ۱۳۱۲ هجری شمسی تعلیم موسیقی رسماً در برنامه مدارس قرار گرفت.
    زندگی خصوصی:
    گویا لومر دست کم برای مدتی موزیکانچیگری را عملاً رها کرد و با حفظ منصب موزیکانچی باشی دربار به کار دادوستد و تجارت پرداخت،زیرااعتمادالسلطنه در خاطرات روز دوشنبه ۷ جمادی الاول سال ۱۳۱۳ قمری (سال ترور ناصرالدین شاه) درباره لومر می نویسد:
    لومر موزیکانچی که موزیکانچیگری را ترک کرده، سالی سه چهارهزار تومان از دولت جیره و مواجب می گیرد و برای خود تجارت می کند/ روزنامه خاطرات اعتمادالسلطنه، ص ۱۰۳۹٫
    لومر بعد ها عمارت مناسبی در محله تازه تاسیس و اعیانی دولت برای خود دست و پا کرد.
    اعتمادالسلطنه در سخن از خانه های خیابان علاءالدوله در حاشیه غربی خیابان بترتیب عمارتهای پایین قرار داشتند:
    ۱ – خانه عزیز خان. ۲ – خانه مسیو لومر موزیکانچی باشی. ۳ – عمارت دکتر تولوزان و …/المآثر و آثار.
    لومر در تهران از همسرش که نادختری تولوزان حکیم باشی(طبیب ناصرالدین شاه) بود، جدا شد و او را با چند فرزند با سالی چهارصد تومان مخارج، به پاریس فرستاد/ هفته نامه اختر، ش ۴۶، سال ۴، ۲۴ ذی القعده ۱۲۹۵ قمری ، ص ۳
    پایان کار:
    لومر در ۲۵ دی ۱۲۲۰ در ارسورلالی فرانسه دیده به جهان گشود و در ۴ اسفند ۱۲۸۵ در تهران دیده از جهان فرو بست.
    داریوش شهبازی

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

مروری بر آلبوم «ایران زمین»

سوال این است که آیا می‌توان خلاقیت را آموزش داد؟ و جواب این که حتا اگر هم نتوان، حداقل می‌شود با برانگیختن و آزاد گذاشتن، آدم‌های صاحب خلاقیت را تشویق به استفاده از آن کرد و پروراند. آنچه هشت آهنگساز نوجوان آلبوم ایران‌زمین و مدیر هوشیار «پروژه‌ی آهنگسازان جوان»، امیرمهیار تفرشی پور، به اعتبار موسیقی‌شان به صحنه‌ی امروزین موسیقی ما می‌آورند دقیقا پاسخی است که دیدیم.

آلبوم «در محاصره» با آهنگسازی منتشر شد

یکی از کنسرت‌های ارکستر «خنیاگران مهر» به سرپرستی و آهنگسازی بهزاد عبدی در قالب آلبوم صوتی تصویری «در محاصره» به خوانندگی محمد معتمدی، توسط نشر «پردیس موسیقی معاصر» منتشر شد. آلبوم «در محاصره» مشتمل بر یکی از کنسرت‌های ارکستر «خنیاگران مهر» به سرپرستی بهزاد عبدی که مرداد ماه سال ۱۳۹۵ به خوانندگی محمد معتمدی در تالار وحدت تهران روی صحنه رفت، در قالب یک اثر صوتی تصویری توسط نشر «پردیس موسیقی معاصر» وارد بازار موسیقی شد. این مجموعه همزمان با کنسرت‌های اروپایی ارکستر «خنیاگران مهر» در کشورهای فرانسه، سوئیس، کانادا و آمریکا نیز به صورت فیزیکی و دیجیتال در دسترس مخاطبان قرار گرفته است.

از روزهای گذشته…

منبری: صدیف مطالب زیادی دارد

منبری: صدیف مطالب زیادی دارد

بنده در سه مقطع از کلاسهای آقای شجریان استفاده کردم. دو سال قبل از انقلاب ۵۷، دوره انقلاب و کلاسهای جواب آواز ایشان بعد از انقلاب. نگاه ایشان به مقوله آواز چند وجهی بود. ردیف محض نبود مثل کلاسهای استاد کریمی برای مثال.
«لحظه های بی زمان» (II)

«لحظه های بی زمان» (II)

بله، چون ایده های اصلی کاملا در ذهنم واضح و روشن بود. از طرفی بیش از یک ماه به کنسرت نمانده بود و قصد داشتم که این کار حتما در رپرتوار کنسرت باشد. بنابر این سه روز، به طور فشرده برای نوشتن این دو قطعه وقت صرف کردم.
نمودی از جهان متن اثر (II)

نمودی از جهان متن اثر (II)

اصطلاح «آنالیز موسیقی» اشاره به نوعی از مطالعه‌ی موسیقی دارد که به جای آنکه از عواملی بیرون از کار هنری (۲) (اثر موسیقایی) شروع کند، از خود موسیقی می‌آغازد. این تعریفی است که سادگی اولیه‌اش پهلو به پهلوی دشواری نهایی‌اش می‌زند. در همین صورت‌بندی اولیه، سوالات بسیاری نهفته است که پاسخ دادن به آنها چندان هم آسان به نظر نمی‌رسد؛ چه نوع مطالعه‌ی موسیقی مد نظر است؟ منظور از «خود موسیقی» در اینجا دقیقاً چیست؟ برای آنکه این مسایل دقیق‌تر روشن شود بهتر است ابتدا به بعضی از تعاریفی که از این اصطلاح موسیقایی داده شده نظری بیفکنیم:
کنسرت علی اکبر مرادی و اولاش اوزدمیر در مادرید

کنسرت علی اکبر مرادی و اولاش اوزدمیر در مادرید

کنسرت علی اکبر مرادی استاد تنبور و اولاش اوزدمیر نوازنده ارزنده ترک در محل کانون فرهنگی پرسپولیس در مادرید برگزار شد. در بخش اول این برنامه مرادی به تکنوازی تنبور پرداخت و قطعاتی را براساس مقام “الله ولی” و “هجرانی” اجرا کرد و اشعاری به زبان کردی خواند.
توماس فتس والر، اسطوره جز (III)

توماس فتس والر، اسطوره جز (III)

گروه “Fats Waller And His Rhythm” در طی سالهای ۴۳-۱۹۳۴ پس از بستن قرارداد با شرکت ویکتوری بیش از ۱۵۰ صفحه ضبط کردند که باید به آن آثار سولوی پیانو و ارگ والر و چند اثر با گروههای مشهور را اضافه کنیم.
آواز بنان (IV)

آواز بنان (IV)

او غزلی را اجرا کرده است با ردیف «نشینم» (۲) که غزل‌سرا به جای «ببوسم»، «نشینم» را انتخاب کرده و بنان با چنان مهارتی این غزل را اجرا کرده که زهر و ابتذال کلمه را گرفته و این کاری است که از عهده همه کس برنمی‌آید.
آیا در آفریقا به اتنوموزیکولوژی نیازمندیم؟ (III)

آیا در آفریقا به اتنوموزیکولوژی نیازمندیم؟ (III)

اغلب برایم جای سوال است که چرا اتنوموزیکولوژیست ها از تئوری موسیقی شانه خالی می کنند. آیا می تواند به این دلیل باشد که افرادی در بین آنها هستند که نمی توانند نت خوانی کنند؟ ما باید در آفریقا سواد موسیقی را ترویج دهیم نه اینکه افراد را نسبت به آن دلسرد کنیم.
نوربخش: برای یادگیری دیر نیست!

نوربخش: برای یادگیری دیر نیست!

برای رسیدن به یک پاسخ مناسب و قانع کننده به این سئوال لازم است که این پرسش را از چند زاویه مختلف مورد بررسی قرار دهیم. این سئوال از این بابت جالب است که دغدغه فکری بسیاری از کسانی است که به صدا و نوازندگی ویولون علاقمندند ولی نمیدانند که در سنی که در حال حاضر قرار دارند، مناسب یادگیری است؟ و آیا دیر نشده؟ برای من جالب بوده است که خیلی از کسانی که در سایت گفتگوی هارمونیک نظراتشان را بیان می کنند، این مسئله را مورد پرسش قرار میدهند، در طی سالهای مختلفی که در سایت فعالیت داشته ام و همینطور از دوستانی که در بیرون از فضای سایت دیده ام، این مسئله رو مورد سوال قرار داده اند.
آموزش ساز، کاری دانشگاهی نیست (II)

آموزش ساز، کاری دانشگاهی نیست (II)

از جمله با وزیر فرهنگ و هنر وقت آقای پهلبد، با رئیس سازمان رادیو تلویزیون آقای قطبی و همچنین با رئیس دانشگاه تهران آقای دکتر عالیخانی آشنا شدم که ایشان، عالیخانی، گویا از سوابق دانشگاهی من اطلاعاتی کسب کرده بود و با من راجع به دپارتمان موسیقی که اخیراً در دانشگاه تهران تأسیس‌شده بود صحبت کردند. به گفته او این دپارتمان بی‌سروسامان بود و برنامه خیلی مشخصی نداشت و به‌علاوه کادر آموزشی افرادی بودند که به‌صورت حق‌التدریسی می‌آمدند، درس می‌دادند و می‌رفتند و تماس با دانشجو، به جز سر کلاس، خیلی کم بود. این‌که کار دانشگاهی محسوب نمی‌شود، چراکه کار دانشگاهی فقط درس دادن و رفتن نیست. باید شخصا استاد درصحنه دانشگاه حضورداشته باشد تا به نیاز دانشجویان توجه کند و در برنامه‌های تحقیقاتی که دارند آنها را کمک نماید یعنی فقط رفتن سر کلاس نیست. به‌هرحال، آقای عالیخانی راجع به این‌که این دپارتمانی است که وضع هنوز مشخصی نیافته توضیح دادند بعلاوه کسی که بانی احداثش بود آقای دکتر مهدی برکشلی، یک موسیقیدان حرفه‌ای نبود.
بیانیه‌ی هیات داوران پنجمین جشنواره‌ی سایت‌ها و وبلاگ‌های موسیقی

بیانیه‌ی هیات داوران پنجمین جشنواره‌ی سایت‌ها و وبلاگ‌های موسیقی

پنجمین دوره‌ی جشنواره‌ی سایت‌ها و وبلاگ‌های موسیقی ایران را در شرایطی به اجرا در می‌آوریم که ضرورت حضور بیشتر اهالی هنر موسیقی در چنین فعالیت‌هایی بیش از پیش احساس می‌شود به ویژه که در این دوره، هیات داوران با مقالاتی ارزشمند در شاخه‌های مختلف موسیقی روبرو بودند. هیات داوران امیدوار است در جشنواره‌ی امسال توانسته باشد زمینه را برای حضور بیشتر اهل اندیشه و موسیقی در جهت نمایان شدن بهتر پتانسیل‌های موجود در این شاخه از موسیقی کشور فراهم سازد.