منوچهر صهبایی: ترجیح میدهم بیشتر آثار ایرانی ضبط شود

منوچهر صهبایی
منوچهر صهبایی
بدنبال تهیه مطلب “آخرین پرچمدار” با منوچهر صهبایی موسیقیدان معاصر مصاحبه ای انجام دادیم که در این مطلب قسمت اول آنرا میخوانید.

خیلی ها می خوان بدونن چرا کمتر از آهنگهای موسیقیدانان همدوره خودتون برای اجرا و ضبط استفاده می کنید؟
اصلا” فکر اینکه من آثار آهنگسازان ایران را اجرا کنم به این صورت بوجود اومد که من در سال ۱۳۷۴ یک تزی در مورد “پرستش بهار “استراوینسکی تمام کردم و به دانشگاه استراسبورگ دادم که اون موقع چندتا از همکاران از من پرسین که آیا موسیقی سمفونیک ایرانی وجود داره یا نه؟ من در اون موقع می دونستم که کارهایی وجود داره ، همینطور مطالب پراکنده ای وجود داره ولی خوب جمع آوری نشده بود به اون صورت ، بهشون قول دادم که تحقیق کنم در مورد آهنگسازان ایرانی و مطالبی برای دانشگاه جمع آوری کنم که در آرشیو داشته باشند.شروع کردم به تحقیق کردن و دیدم که این کار خیلی توسعه پیدا کرد و مطالب زیادی پیدا کردم و نوشتم …

وقتی اینها خیلی زیاد شد یکی از همکاران به من گفت شما که اینقدر زحمت کشیدی و این تحقیقات را کردی چرا این را به عنوان تز دوم دکترا نمی دی به دانشگاه؟(من دو تز دکترا نوشتم و دوتا دکترا دارم) من باز نوشتم تا اینکه این تز را در حدود ۵۷۲ صفحه نوشته شد. آثار آهنگسازان ایرانی که جمع کردم با خودم گفتم این کارها بهتره رسیدگی بشه و سروسامان پیدا کنه؛ خوب با یکسری آهنگسازانی که اون زمان که من درس می خوندم اونها استاد بودن تماس گرفتم و با زحمات خیلی زیاد؛ از همون نت نویسی اولیش تا تصحیحاتش ( چون بعضی قسمتها اصلا” مشخص نبود و خیلی وقتها دستخط بودن، درست و خوانا نبودند… همه اینها رادرست کردیم) یک موقعیتی پیش اومد از سال ۱۳۷۶ تا ۱۳۷۸ با ارکستر فیلارمونیک بلقارستان من زیاد کار داشتم و رهبر رسمیشون بودم و این موقعیت پیش اومد که من این نوازنده هارا استخدام کنم و این کارها را اجرا کنم.

در اون زمان زیاد با آهنگسازان نسل جوان در تماس نبودم و این که بیشتر این آثار مال آهنگسازان گذشته هست و یا حتی اونهایی که اصلا” دیگه وجود ندارن این هست که اینها در حقیقت یک پژوهش تاریخی در مورد موسیقی سمفونیک ایران بودن و تاریخ هم بیشتر مربوط به گذشته هست،این بود که بیشتر آثار آهنگسازان گذشته یا اونهایی که در سن بالا بودن و بیشتر در دسترسم بودن، بیشتر بهشون توجه کردم و تنها آهنگسازی که تقریبا” جوانتر از بقیه هستن و من آثار زیادی ازشون اجرا کردم آقای علیرضا مشایخی هستن که اون هم بخاطر اینه که من از زمانی که دانشجو بودم و ایشون استاد بودن در کنسرواتوار و دانشگاه ما همیشه در تماس بودیم و آثار ایشون را حتی حدود ۱۳۶۵ هم من اجرا کردم در اروپا… الان هم هستن آهنگسازان جوانی که می فرستن آثارشون را که من اجرا کنم و من می بینم با کمال میل ولی متاسفانه در حال حاضر امکان اجرای این آثار نیست چون لازمه این اجراها بودجه زیاد و انرژی و وقت زیاد هست و این حمایت یک وزارتخانه را می خواد!

من تا حالا تمام این کارها را با هزینه شخصی کردم و هیچ حمایتی نبوده!و با بعهده گرفتن تمام زحمات و مخارجش (که اصلا” خیلی ها باورشون نمی شه همچین کاری را بشه انجام داد و باور نمی کردن این کارها را شخصی دارم انجام میدم) بهرحال دلیل (اجرا نشدن آثار جوانها)این بوده که من تماس زیادی نداشتم با آهنگسازان نسل جوان… انشاا… در آینده .

چرا قطعات شناخته شده (مربوط به موسیقی کلاسیک جهان) را کمتر ضبط می کنید؟
این آثار را من از باروک تا مدرن دائم اجرا می کنم و جزو رپرتوار هست و شغل منه… ولی تا اونجایی که مربوط می شه به ضبط آثار من ترجیح میدم آثار گم شده موسیقی ایرانی را پیدا کنیم و اونها را ارائه بدم و نشان بدم در بیرون؛ چون اعتقاد دارم،بهتره بجای اینکه آثار آهنگسازان مشهور را (که انقدر اجرا و ضبط کردن )اجرا کنم و بازبیام انرژی بگذارم روش و باز ضبط کنم، بیام انرژی و بودجه ای که هست صرف اجرا، ضبط و حفظ و حراست موسیقی سمفونیک ایران بکنم که تا حالا کسی به اون صورت هیچوقت به فکرش نبودن و یک مقدار زیادی آثار از بین رفت و بخاطر اینکه چیزهایی که مونده از بین نره من سعی کردم بیشتر خودم را متمرکز کنم (تا اونجایی که مربوط به ضبط می شه) روی آثار آهنگسازان ایرانی و معتقدم اجرای یک سمفونی برامس یا بتهون در شرایط امروزی مثل این هست که یکی شمع بگیره و بره زیر آفتاب و دلش خوش باشه به این شمع!در صورتی که نیاز به شمع ندارید ولی در تاریکی موسیقی ایران!وقتی این شمع روشن شه شاید بتونه روشن کننده و راهنمایی باشه برای این موسیقی سمفونیک ایران که اینقدر زجر کشیده و بهش بی توجهی شده و آثاری کاملا” نابود شده … ونگهداری اینها به نظر من بیشتر مثمرثمر خواهد بود.

کلا” ازآثار آهنگسازان ایرانی چند اثر اجرا کردید؟
در مجموع من بیشتر از ۱۰۰ اثر از آهنگسازان ایرانی از زمان ورود موسیقی چندصدایی در ایران ،گردآوری کردم و بیشتر از ۵۰ اثر اجرا شده و چندتا هم ضبط شده که بعضی منتشر هم شده و بعضی در آینده منتشر می شه حدود ۴۰ اثر هست و این کار خیلی زیادی هست نسبت به مشکلاتی که یک اثر داره تا به اجرا برسه.

چند اثرالان منتشر شده؟
حدود ۳۰ اثر از انواع و اقسام آهنگهای ایرانی منتشر شده. یک مقدار از اثاری من پیدا کردم، نتهایی هستند که حتی زمان ناصرالدین شاه و مضفرالدین شاه هستند که اصلا” از وجودش در کتابهای تاریخی و اذهان هنرمندان خبری نیست یعنی کسی در مورد این آثار هیچ اطلاعی نداره! در خیلی از کتابها مثلا” اولین نت نویسیهای موسیقی ایرانی را به اشخاصی نسبت دادن که تحقیقات من نشون داده که قبل از اونها یعنی ۱۹۰۰ کسانی بودن که آثاری نوشتن که قسمتهای از موسیقی سنتی ایرانی به نت نوشته شده بوده که بوسیله آقای لومر و شاگردان اون در قسمت موسیقی داروالفنون اینها به نت نوشته شده و هارمونیزه شده بوده …

این مطالبی هست که در هیچ جا وجود نداره مثلا” چیزی که من خیلی زحمت کشیدم و پیدا کردم که از لحاظ تحقیقاتی خیلی مهم هست تاریخ تولد و فوت لومر که موزیکانچی باشی ناصرالدین شاه و مضفرالدین شاه بوده هست که تو کتابها تنها جایی که اشاره شده در یک کتاب از روح ا… خالقی هست که در اون نوشته شده “حدود ۴۰ سال پیش لومر فوت کرد! حالا هی شما کتاب را ورق بزنید نه تاریخ داره … یعنی اصلا” تاریخ نوشته شدن این کتاب و انتشارش معلوم نیست مال کی هست! الان شما کتاب را می خونید مال ۴۰ سال پیش هست!۱۰۰ سال بعد هم مال ۴۰ سال پیش هست!من با تحقیقاتم برای اولین بار در تاریخ موسیقی ایران،تاریخ دقیق تولد و فوت اون را پیدا کردم که لازمش این بود که تمام کشورهای اروپایی تا آرژانتین را بگردم تا نوادگان لومر Alfred Jean-Baptiste Lemaire1842-1907 را پیدا کنم که بتونم یک چیز دقیق و مرتب بنویسم و این را پیدا کردم و الان در کتابها می نویسند بدون اینکه معلوم باشه کی اینرا پیدا کرده و تا یکی دو سال پیش کسی نمی دونست که این شخص که نقش مهمی در ورود موسیقی سمفونیک در ایران داشته و بطور غیر مستقیم موسیقی چند صدایی را به ایران وارد کرد اصلا” نمی دونستند کی بوده کی به دنیا آمده و کی فوت کرده…

و این از لحاظ تحقیقی خیلی مهم هست و اصلا” مهمترین چیز در تاریخ این هست که بدونیم اون شخصی که یک کاری کرده در چه زمانی زندگی می کرده و این زمان حتما” باید دقیق باشه! تاریخ تولد،فوت … اینها یک کاه از خروار کارهایی هست که کردم و اینها تحقیقاتی بوده که انجام دادم و نتها هم اکثرش را دارم که انشاا… در آینده فرصت بشه که مجموعه آوازهای ایرانی را که منتشر کردم بقیه را هم منتشر کنم ودر دسترس علاقه مندان قرار بگیره و ازهم طرفی از بین نره چون اگر این کار انجام نشه مثل صدها قطعه دیگه که فراموش شد اینها هم فراموش می شه.

فایل های صوتی قسمتهایی از مصاحبه :

Audio File قسمت اول
Audio File قسمت دوم
Audio File قسمت سوم
Audio File قسمت چهارم

الان قطعه ای هست که شما دنبالش باشین و شنیده باشید که قطعه ایرانی قویی هست و شما دنبال نتش باشید؟
من تا حالا آثار خاصی از آهنگسازان ایرانی نشنیدم بجز اونهایی که خودم اجرا کردم و نتش را دارم. در کتابهایی که خواندم اشاره هایی شده به انواع و اقسام قطعات مربوط به موسیقی سمفونیک ایرانی مثل آثار پرویز محمود اما معمولا” من وقتی باور می کنم که مطمئن بشم که این قطعه وجود داشته؛ چون یکمقدار ازاین کتابها به این صورت نوشته شده که یک نفر چندتا اسم نوشته و … متاسفانه تمام آثار پرویز محمود به جز این کنچرتینو(کنسرتینو) مفقود شدن ولی یکی از قطعاتی که من در تحقیقاتی که کردم مطمئن هستم که بوده اپرتی بوده به نام ” بیشه عشق”(اپرت معمولا” یک اپرای کوچک و فکاهی هست که سبکتر از اپراست) اینرا هم از اینجا مطمئن شدم که در دیداری که با آقای ثمین باغچه بان در استامبول داشتم؛ ایشان گفتن زمانی که من ۱۵،۱۶ ساله بودم آفیشهایی که روی دیوار مربوط به بیشه عشق محمود بود دیده بودند(البته خود اپرت را ندیده بودند) در نتیجه ما میتونیم بگیم که از آثار پرویز محمود این” بیشه عشق ” وجود داشته.

آثار دیگری هم که نوشته می شه ،معمولا” آدمهایی که اطلاعات زیادی ندارن اینها را می نویسند و بعضی وقتها (اشتباه سر) تکرار اسم هاست؛ مثلا” در مورد این سوییت ایرانی ساخته حشمت سنجری (که من برای اولین بار اون را به شکل یک سوییت تنظیم کردم و خود مرحوم سنجری گاهی فقط قسمت چهارم را به عنوان بیز اجرا می کرد و هیچ وقت (شد)در دوره حیاتش به این چندتا اثر را سروسامون بده و سوییتی درست کنه و این سوییت ایرانی را چند سال پیش خودم به این شکل در آوردم و برای اولین بار به این شکل اجرا شد) “نیایش یزدان ” هم یک قطعه هست برای ارکستر و کر که من در اون سی دی بدون کرش را اجرا کردم که انشاا…

در آینده کرهم میزاریم روش ، چون من در خارج که ضبط کردم امکان اجرا با کری که ایرانی باشه یا شعر را خوب تلفظ کنه و خوب بخونه و شعر را درست بیان کنه نداشت و من معتقدم قطعه ای که شعر روش وجود داره باید تلفظ اشعار و کلام خیلی واضح باشه که آدم بفهمه شعر چیه و گرنه صدا بصورت لالا لا لا شنیده می شه… ولی چیزی که می خواستم بگم این بود که قسمت چهارم که رقص دایره هست،در زمان قدیم اسمش رقص دایره بود و مرحوم سنجری اومد بعد از انقلاب گفت که نه!اسمش را عوض کنیم و بگذاریم “آوای دف” حالا من در کتابهای جدید که لیست آثار سنجری را نوشتن می خونم ، می بینم که نوشتن آثار سنجری مثل “رقص دایره” و “آوای دف”…! یعنی اینکه یک قطعه که اسمهای مختلف داره را به عنوان چند اثر معرفی کردن!این مسئله ممکنه بارها در تاریخ موسیقی بوجود اومده باشه! اینطور مواردی که آدم می بینه کمی اطمینانش سلب می شه از چیزهایی که در کتابها نوشته شده و من وقتی کتابهای موسیقی را می بینم ، اشتباه خیلی زیاد داره! هم کتابهایی که جدید نوشته می شه و هم قدیمیها (البته قدیمیها را خیلی نمی دونم چون یا اون زمان به دنیا نیومده بودم یا خیلی بچه بودم که اطلاعی نداشتم که اینها حقیقت داره یا نه) ولی با تحقیقاتی که آدم می کنه می فهمه کدوم به حقیقت بیشتر نزدیکه…

ولی کتابهای جدید را می دونم نسبت به تحقیقاتی که روی موسیقی سمفونیک ایران کردم ،نسبت به سابقه فعالیتی که در ایران داشتم و خاطراتی که دارم از زمانی که در ایران زندگی می کردم ، می بینم که در هر صفحه چهار، پنج تا اشتباه تاریخی دارن و اینکه می نویسند و چاپ می کنن و به هر کس که می گیم ! می گن این چاپ شده هست و کاریش نمی شه کرد و مردم فکر می کنند چیزی که نوشته شده صد در صد صحیح هست و اشکالی نداره …

این سئوال برای بعضیها پیش اومده که چرا شما هیچ اثری از آقایان هوشنگ استوار ، احمد پژمان ، ملیک اصلانیان اجرا نکردید؟
دلیلش این بود که چند سال پیش که من به فکر جمع آوری و رسیدگی به آثار سمفونیک ایران افتادم تقریبا” با تمام اساتید بزرگ این رشته تماس گرفتم . آقای اصلانیان که اتفاقا” از اولین کسانی بود که باهاش صحبت کردم؛ کاملا” من را به خاطر داشت به عنوان نوازنده چیره دست ابوا ی جوان و… وایشان گفتند من پارتیتورها را در اختیارتون میگذارم. ایشان فکر می کنم بعد از تلفن من در صحبتی با یکی از آدمهای قدیمی که منفی باف هم هستند اون بهشون گفته بود که این آقای صهبایی بعد از چند وقت اومده اینجا و ذوق و شوق دیدن مملکتش را داره و این کارش احساسیه و کاری نیست که از یک شخص بر بیاد!

این اگر یک وزارتخونه هم پشتش باشه نمی تونه این کار را انجام بده!… و بعدا” با من صحبت کردند و بهانه آوردند که نتهام اینجا نیست و از این حرفها!ولی من می دونستم که با کی صحبت کردن و…این فکر را که یک وزارتخونه هم نمی تونه این کار را انجام بده را خیلی ها قبول داشتند! در نتیجه آقای اصلانیان این نتها را نداد چون فکر نمی کرد عملی باشه؛ وقتی دیدن عملی شد خوب یک عده تعجب کردند که پس وقتی من حرفی می زنم دارم روی اطلاعات و با تفکر و برنامه ریزی صحبت می کنم… این بود که متاسفانه هیچ اثری از آقای اصلانیان در این قطعات نیست فقط من یکبار با ارکستر سمفونیک تهران؛ اثری را به ایشون سفارش داده بودیم برای ارکستر سمفونیک و ۵ ساز سولو که من درحدود سال۱۳۵۶ که من تازه وارد ارکستر سمفونیک شده بودم و جزو جوانها بودم اون را اجرا کردم.

مروری بر آلبوم «موسیقی نو در ایران (۲)»

آنگاه که یک مجموعه‌ی دنباله‌دار «موسیقی نو در ایران» نام می‌گیرد و از پس شماره‌ی نخستش شماره‌ی دومی نیز می‌آید، انتظاری را در پس خود برمی‌انگیزد. آن انتظار از جنس توصیف است یا تبیین. بدین معنا که شاکله‌ی «موسیقی نوی واقعا موجود» همچون یک بیانیه دست‌کم از خلال فرایندهای شناسایی/گزیدن و اعتباربخشی پدیدآورنده‌ی آن برابر ما بایستد.

پرتی ینده، الماس جدید اپرا (II)

پرتی ینده ۶ مارس ۱۹۸۵ در آفریقای جنوبی متولد می شود در حالی که هنوز نظام سیاسی آپارتاید در این کشور برقرار است. او در محله سیاه پوست نشین به نام تَندوکوخانیا (Thandukukhanya) در شهر پیِت رِتیف (Piet Retief) بزرگ می شود. او در نوجوانی از طریق تبلیغ هواپیمایی بریتانیا که دوتایی برای گل ها (Duo des fleurs ) اثر لئو دلیب (Léo Delibes) را به تصویر می کشد با اپرا آشنا می شود. در سن شانزده سالگی در یک کنکور آواز برنده می شود و از این طریق به مصاحبه ای در کالج موسیقی آفریقای جنوبی وابسته به دانشگاه کیپ (Cap) راه می یابد.

از روزهای گذشته…

بررسی اجمالی آثار شادروان <br>روح الله خالقی (قسمت بیست و هفتم)

بررسی اجمالی آثار شادروان
روح الله خالقی (قسمت بیست و هفتم)

مقایسهِ پیوندِ عارفانه شمس و مولانا با دوستی خالقی و وزیری به معنای یکسان شمردن ابعاد و ثمراتِ آنها نیست؛ اما چگونه میتوان وجوهِ مشترک آنها را نادیده گرفت. هر دو تمام کمال، دوستی روحی و رابطه ای متعالی و آسمانی بوده و هر دو تأثیری عمیقاً عاطفی به جای گذارده اند.
از زندگی ایگور استراوینسکی

از زندگی ایگور استراوینسکی

ایگور استراوینسکی (۱۸۸۲-۱۹۷۱) نگین افتخار موسیقی مدرن، در طول زندگی خود هرگز سعی نکرد تا با رقبای خود به مبارزه بپردازد، چرا که هر یک از آنها یک به یک از صحنه میدان کنار کشیدند. حتی شوئنبرگ که بیشتر ریاضی دان بود تا موسیقیدان فقط مدت کوتاهی برای او به عنوان یک رقیب خطرناک عرضه اندام کرد.
جنیفر پال، تلاش و استمرار روی یک ساز

جنیفر پال، تلاش و استمرار روی یک ساز

جنیفر ایرنه پال (Jennifer Irène Paull) متولد ۲۴ نوامبر ۱۹۴۴ در لیورپول انگلستان، موسیقیدان، ناشر، سخنران و نویسنده است. وی سلوئیست ابوا دمور (oboe d’amore) است. وی به سرعت به عنوان نوازنده ابوای دمور در ارکستر سمفونیک BBC و ارکستر فیلارمونیک BBC حضور یافت. جنیفر پال به کمک معلم پیانوی خود در سنین بسیار پائینی دنیای غنی موسیقی را شناخت.
MIDI را بهتر بشناسیم – قسمت سوم

MIDI را بهتر بشناسیم – قسمت سوم

در نوشته های گذشته راجع به رابط MIDI ، نحوه برقرار کردن ارتباط میان سازها و کامپیوتر با یکدیگر و لوازم مورد نیاز برای اینکار صحبت کردیم. همچنین به بررسی انواع پیامها در ساختار نرم افزاری MIDI پرداختیم و به تشریح پیامهای نمونه هایی چون Note On / Note Off پرداختیم؛ هم اکنون توجه شما را به ادامه این سلسله مطالب جلب می کنیم.
زلتان کودای، خادم موسیقی فولک

زلتان کودای، خادم موسیقی فولک

زلتان کودالی (Zoltán Kodály) آهنگساز، محقق موسیقی و فرهنگ فولکلور، اتنوموزیکولوژیست، زبان شناس و فیلسوف مجار، بیشتر کودکیش را در گالانتا (امروزه: ترناوا-اسلواکی) گذراند. پدرش رئیس ایستگاه قطار و موسیقیدانی غیر حرفه ای بود و با حضور وی، کودالی به عنوان یک کودک نواختن ویلن را آموخت. با وجود تحصیلات بسیار کم او در آن زمان در زمینه موسیقی، در گروه کر کلیسا می خواند و قطعاتی نیز برای اجرا می نوشت.
در بازار موسیقی

در بازار موسیقی

بعد از انقلاب در کشور ما همواره به دلیل نبود تریبونی برای معرفی موسیقی خوب، تنها مکان عرضه و معرفی این کالاهای فرهنگی، نوار فروشی ها بوده است! متاسفانه بیشتر نوار فروشی ها از کم و کیف آثاری که به فروش گذاشته می شود بی خبر بوده و حتی گاهی آنها را نسبت به رنگ جلد طبقه بندی می کنند!
کنسرت ارکستر کوبه ای “نایریکا”

کنسرت ارکستر کوبه ای “نایریکا”

ارکستر کوبه ای نایریکا به رهبری مینو رضایی در تاریخ اول تیرماه در ساعت ۲۱ در تالار وحدت به اجرا میپردازد. این ارکستر از بهمن ماه ۱۳۸۷ آغاز به کار کرد و از مهمترین فعالیت های این ارکستر همکاری در موسیقی متن سریال مختارنامه اشاره کرد که در آن اجرای قطعات ریتمیک را عهده دار بوده است.
دسته بندی و زمان بندی: ادراک متر (XIV)

دسته بندی و زمان بندی: ادراک متر (XIV)

آنچنان که اطلاعات اجراهای سپرینگر (springar) نشان می دهد، چنین فرآیند های تکثیرپذیری ممکن است تا دو سطح زیرین نیز ادامه پیدا کند (تاثیر گذار بر سطح بیت و سطح زیرشاخه ها). مشخصه ی متمایز این دیدگاه این است که ما نباید تمام انحرافات از نسبت های ریاضی را به “بیانگری” ارتباط دهیم، اما آزادیم که هرگونه تقسیمات زیرشاخه ای را در مدل های الگوی متریک وارد کنیم. اما مسئله ی نحوه ی نمایش این الگو ها در نت نویسی استاندارد حل نشده باقی می ماند و همچنین کل مسئله ی توضیح چنین الگوهایی نیز همچنان بی پاسخ می ماند.
گفت و شنودی درباره سازهای ابداعی (XVIII)

گفت و شنودی درباره سازهای ابداعی (XVIII)

یک نکته اخلاقی را در جدال کلامی یادآور می شوم، یکی اینکه “قضاوت موردی” در مورد اشخاص حقیقی یک نقد را غیر قابل استناد میکند.
ال سیستما، مدلی موسیقی و اجتماعی متولد ونزوئلا (VII)

ال سیستما، مدلی موسیقی و اجتماعی متولد ونزوئلا (VII)

گُفری در کتابی با عنوان اِل سیستما: سازماندهی جوانان ونزوئلایی (El Sistema : Orchastrating Venezuela’s Youth) تحقیقاتش را در مورد این برنامه آموزشی در ونزوئلا شرح می دهد و اظهار می نماید که این برنامه “کودکان بسیار محروم را فراموش کرده است”. گُفری همچنین در این کتاب پروژه اِل سیستما را زیر سوال می برد: ” من نوازنده های زیادی از اِل سیستما را ملاقات کردم که معتقد بودند که این برنامه کودکان آسیب پذیر را هدف قرار نمی دهد […] به نظر آنها اکثر کودکانِ اِل سیستما از طبقه متوسط جامعه هستند”.