منوچهر صهبایی: ترجیح میدهم بیشتر آثار ایرانی ضبط شود

منوچهر صهبایی
منوچهر صهبایی
بدنبال تهیه مطلب “آخرین پرچمدار” با منوچهر صهبایی موسیقیدان معاصر مصاحبه ای انجام دادیم که در این مطلب قسمت اول آنرا میخوانید.

خیلی ها می خوان بدونن چرا کمتر از آهنگهای موسیقیدانان همدوره خودتون برای اجرا و ضبط استفاده می کنید؟
اصلا” فکر اینکه من آثار آهنگسازان ایران را اجرا کنم به این صورت بوجود اومد که من در سال ۱۳۷۴ یک تزی در مورد “پرستش بهار “استراوینسکی تمام کردم و به دانشگاه استراسبورگ دادم که اون موقع چندتا از همکاران از من پرسین که آیا موسیقی سمفونیک ایرانی وجود داره یا نه؟ من در اون موقع می دونستم که کارهایی وجود داره ، همینطور مطالب پراکنده ای وجود داره ولی خوب جمع آوری نشده بود به اون صورت ، بهشون قول دادم که تحقیق کنم در مورد آهنگسازان ایرانی و مطالبی برای دانشگاه جمع آوری کنم که در آرشیو داشته باشند.شروع کردم به تحقیق کردن و دیدم که این کار خیلی توسعه پیدا کرد و مطالب زیادی پیدا کردم و نوشتم …

وقتی اینها خیلی زیاد شد یکی از همکاران به من گفت شما که اینقدر زحمت کشیدی و این تحقیقات را کردی چرا این را به عنوان تز دوم دکترا نمی دی به دانشگاه؟(من دو تز دکترا نوشتم و دوتا دکترا دارم) من باز نوشتم تا اینکه این تز را در حدود ۵۷۲ صفحه نوشته شد. آثار آهنگسازان ایرانی که جمع کردم با خودم گفتم این کارها بهتره رسیدگی بشه و سروسامان پیدا کنه؛ خوب با یکسری آهنگسازانی که اون زمان که من درس می خوندم اونها استاد بودن تماس گرفتم و با زحمات خیلی زیاد؛ از همون نت نویسی اولیش تا تصحیحاتش ( چون بعضی قسمتها اصلا” مشخص نبود و خیلی وقتها دستخط بودن، درست و خوانا نبودند… همه اینها رادرست کردیم) یک موقعیتی پیش اومد از سال ۱۳۷۶ تا ۱۳۷۸ با ارکستر فیلارمونیک بلقارستان من زیاد کار داشتم و رهبر رسمیشون بودم و این موقعیت پیش اومد که من این نوازنده هارا استخدام کنم و این کارها را اجرا کنم.

در اون زمان زیاد با آهنگسازان نسل جوان در تماس نبودم و این که بیشتر این آثار مال آهنگسازان گذشته هست و یا حتی اونهایی که اصلا” دیگه وجود ندارن این هست که اینها در حقیقت یک پژوهش تاریخی در مورد موسیقی سمفونیک ایران بودن و تاریخ هم بیشتر مربوط به گذشته هست،این بود که بیشتر آثار آهنگسازان گذشته یا اونهایی که در سن بالا بودن و بیشتر در دسترسم بودن، بیشتر بهشون توجه کردم و تنها آهنگسازی که تقریبا” جوانتر از بقیه هستن و من آثار زیادی ازشون اجرا کردم آقای علیرضا مشایخی هستن که اون هم بخاطر اینه که من از زمانی که دانشجو بودم و ایشون استاد بودن در کنسرواتوار و دانشگاه ما همیشه در تماس بودیم و آثار ایشون را حتی حدود ۱۳۶۵ هم من اجرا کردم در اروپا… الان هم هستن آهنگسازان جوانی که می فرستن آثارشون را که من اجرا کنم و من می بینم با کمال میل ولی متاسفانه در حال حاضر امکان اجرای این آثار نیست چون لازمه این اجراها بودجه زیاد و انرژی و وقت زیاد هست و این حمایت یک وزارتخانه را می خواد!

من تا حالا تمام این کارها را با هزینه شخصی کردم و هیچ حمایتی نبوده!و با بعهده گرفتن تمام زحمات و مخارجش (که اصلا” خیلی ها باورشون نمی شه همچین کاری را بشه انجام داد و باور نمی کردن این کارها را شخصی دارم انجام میدم) بهرحال دلیل (اجرا نشدن آثار جوانها)این بوده که من تماس زیادی نداشتم با آهنگسازان نسل جوان… انشاا… در آینده .

چرا قطعات شناخته شده (مربوط به موسیقی کلاسیک جهان) را کمتر ضبط می کنید؟
این آثار را من از باروک تا مدرن دائم اجرا می کنم و جزو رپرتوار هست و شغل منه… ولی تا اونجایی که مربوط می شه به ضبط آثار من ترجیح میدم آثار گم شده موسیقی ایرانی را پیدا کنیم و اونها را ارائه بدم و نشان بدم در بیرون؛ چون اعتقاد دارم،بهتره بجای اینکه آثار آهنگسازان مشهور را (که انقدر اجرا و ضبط کردن )اجرا کنم و بازبیام انرژی بگذارم روش و باز ضبط کنم، بیام انرژی و بودجه ای که هست صرف اجرا، ضبط و حفظ و حراست موسیقی سمفونیک ایران بکنم که تا حالا کسی به اون صورت هیچوقت به فکرش نبودن و یک مقدار زیادی آثار از بین رفت و بخاطر اینکه چیزهایی که مونده از بین نره من سعی کردم بیشتر خودم را متمرکز کنم (تا اونجایی که مربوط به ضبط می شه) روی آثار آهنگسازان ایرانی و معتقدم اجرای یک سمفونی برامس یا بتهون در شرایط امروزی مثل این هست که یکی شمع بگیره و بره زیر آفتاب و دلش خوش باشه به این شمع!در صورتی که نیاز به شمع ندارید ولی در تاریکی موسیقی ایران!وقتی این شمع روشن شه شاید بتونه روشن کننده و راهنمایی باشه برای این موسیقی سمفونیک ایران که اینقدر زجر کشیده و بهش بی توجهی شده و آثاری کاملا” نابود شده … ونگهداری اینها به نظر من بیشتر مثمرثمر خواهد بود.

کلا” ازآثار آهنگسازان ایرانی چند اثر اجرا کردید؟
در مجموع من بیشتر از ۱۰۰ اثر از آهنگسازان ایرانی از زمان ورود موسیقی چندصدایی در ایران ،گردآوری کردم و بیشتر از ۵۰ اثر اجرا شده و چندتا هم ضبط شده که بعضی منتشر هم شده و بعضی در آینده منتشر می شه حدود ۴۰ اثر هست و این کار خیلی زیادی هست نسبت به مشکلاتی که یک اثر داره تا به اجرا برسه.

چند اثرالان منتشر شده؟
حدود ۳۰ اثر از انواع و اقسام آهنگهای ایرانی منتشر شده. یک مقدار از اثاری من پیدا کردم، نتهایی هستند که حتی زمان ناصرالدین شاه و مضفرالدین شاه هستند که اصلا” از وجودش در کتابهای تاریخی و اذهان هنرمندان خبری نیست یعنی کسی در مورد این آثار هیچ اطلاعی نداره! در خیلی از کتابها مثلا” اولین نت نویسیهای موسیقی ایرانی را به اشخاصی نسبت دادن که تحقیقات من نشون داده که قبل از اونها یعنی ۱۹۰۰ کسانی بودن که آثاری نوشتن که قسمتهای از موسیقی سنتی ایرانی به نت نوشته شده بوده که بوسیله آقای لومر و شاگردان اون در قسمت موسیقی داروالفنون اینها به نت نوشته شده و هارمونیزه شده بوده …

این مطالبی هست که در هیچ جا وجود نداره مثلا” چیزی که من خیلی زحمت کشیدم و پیدا کردم که از لحاظ تحقیقاتی خیلی مهم هست تاریخ تولد و فوت لومر که موزیکانچی باشی ناصرالدین شاه و مضفرالدین شاه بوده هست که تو کتابها تنها جایی که اشاره شده در یک کتاب از روح ا… خالقی هست که در اون نوشته شده “حدود ۴۰ سال پیش لومر فوت کرد! حالا هی شما کتاب را ورق بزنید نه تاریخ داره … یعنی اصلا” تاریخ نوشته شدن این کتاب و انتشارش معلوم نیست مال کی هست! الان شما کتاب را می خونید مال ۴۰ سال پیش هست!۱۰۰ سال بعد هم مال ۴۰ سال پیش هست!من با تحقیقاتم برای اولین بار در تاریخ موسیقی ایران،تاریخ دقیق تولد و فوت اون را پیدا کردم که لازمش این بود که تمام کشورهای اروپایی تا آرژانتین را بگردم تا نوادگان لومر Alfred Jean-Baptiste Lemaire1842-1907 را پیدا کنم که بتونم یک چیز دقیق و مرتب بنویسم و این را پیدا کردم و الان در کتابها می نویسند بدون اینکه معلوم باشه کی اینرا پیدا کرده و تا یکی دو سال پیش کسی نمی دونست که این شخص که نقش مهمی در ورود موسیقی سمفونیک در ایران داشته و بطور غیر مستقیم موسیقی چند صدایی را به ایران وارد کرد اصلا” نمی دونستند کی بوده کی به دنیا آمده و کی فوت کرده…

و این از لحاظ تحقیقی خیلی مهم هست و اصلا” مهمترین چیز در تاریخ این هست که بدونیم اون شخصی که یک کاری کرده در چه زمانی زندگی می کرده و این زمان حتما” باید دقیق باشه! تاریخ تولد،فوت … اینها یک کاه از خروار کارهایی هست که کردم و اینها تحقیقاتی بوده که انجام دادم و نتها هم اکثرش را دارم که انشاا… در آینده فرصت بشه که مجموعه آوازهای ایرانی را که منتشر کردم بقیه را هم منتشر کنم ودر دسترس علاقه مندان قرار بگیره و ازهم طرفی از بین نره چون اگر این کار انجام نشه مثل صدها قطعه دیگه که فراموش شد اینها هم فراموش می شه.

فایل های صوتی قسمتهایی از مصاحبه :

Audio File قسمت اول
Audio File قسمت دوم
Audio File قسمت سوم
Audio File قسمت چهارم

الان قطعه ای هست که شما دنبالش باشین و شنیده باشید که قطعه ایرانی قویی هست و شما دنبال نتش باشید؟
من تا حالا آثار خاصی از آهنگسازان ایرانی نشنیدم بجز اونهایی که خودم اجرا کردم و نتش را دارم. در کتابهایی که خواندم اشاره هایی شده به انواع و اقسام قطعات مربوط به موسیقی سمفونیک ایرانی مثل آثار پرویز محمود اما معمولا” من وقتی باور می کنم که مطمئن بشم که این قطعه وجود داشته؛ چون یکمقدار ازاین کتابها به این صورت نوشته شده که یک نفر چندتا اسم نوشته و … متاسفانه تمام آثار پرویز محمود به جز این کنچرتینو(کنسرتینو) مفقود شدن ولی یکی از قطعاتی که من در تحقیقاتی که کردم مطمئن هستم که بوده اپرتی بوده به نام ” بیشه عشق”(اپرت معمولا” یک اپرای کوچک و فکاهی هست که سبکتر از اپراست) اینرا هم از اینجا مطمئن شدم که در دیداری که با آقای ثمین باغچه بان در استامبول داشتم؛ ایشان گفتن زمانی که من ۱۵،۱۶ ساله بودم آفیشهایی که روی دیوار مربوط به بیشه عشق محمود بود دیده بودند(البته خود اپرت را ندیده بودند) در نتیجه ما میتونیم بگیم که از آثار پرویز محمود این” بیشه عشق ” وجود داشته.

آثار دیگری هم که نوشته می شه ،معمولا” آدمهایی که اطلاعات زیادی ندارن اینها را می نویسند و بعضی وقتها (اشتباه سر) تکرار اسم هاست؛ مثلا” در مورد این سوییت ایرانی ساخته حشمت سنجری (که من برای اولین بار اون را به شکل یک سوییت تنظیم کردم و خود مرحوم سنجری گاهی فقط قسمت چهارم را به عنوان بیز اجرا می کرد و هیچ وقت (شد)در دوره حیاتش به این چندتا اثر را سروسامون بده و سوییتی درست کنه و این سوییت ایرانی را چند سال پیش خودم به این شکل در آوردم و برای اولین بار به این شکل اجرا شد) “نیایش یزدان ” هم یک قطعه هست برای ارکستر و کر که من در اون سی دی بدون کرش را اجرا کردم که انشاا…

در آینده کرهم میزاریم روش ، چون من در خارج که ضبط کردم امکان اجرا با کری که ایرانی باشه یا شعر را خوب تلفظ کنه و خوب بخونه و شعر را درست بیان کنه نداشت و من معتقدم قطعه ای که شعر روش وجود داره باید تلفظ اشعار و کلام خیلی واضح باشه که آدم بفهمه شعر چیه و گرنه صدا بصورت لالا لا لا شنیده می شه… ولی چیزی که می خواستم بگم این بود که قسمت چهارم که رقص دایره هست،در زمان قدیم اسمش رقص دایره بود و مرحوم سنجری اومد بعد از انقلاب گفت که نه!اسمش را عوض کنیم و بگذاریم “آوای دف” حالا من در کتابهای جدید که لیست آثار سنجری را نوشتن می خونم ، می بینم که نوشتن آثار سنجری مثل “رقص دایره” و “آوای دف”…! یعنی اینکه یک قطعه که اسمهای مختلف داره را به عنوان چند اثر معرفی کردن!این مسئله ممکنه بارها در تاریخ موسیقی بوجود اومده باشه! اینطور مواردی که آدم می بینه کمی اطمینانش سلب می شه از چیزهایی که در کتابها نوشته شده و من وقتی کتابهای موسیقی را می بینم ، اشتباه خیلی زیاد داره! هم کتابهایی که جدید نوشته می شه و هم قدیمیها (البته قدیمیها را خیلی نمی دونم چون یا اون زمان به دنیا نیومده بودم یا خیلی بچه بودم که اطلاعی نداشتم که اینها حقیقت داره یا نه) ولی با تحقیقاتی که آدم می کنه می فهمه کدوم به حقیقت بیشتر نزدیکه…

ولی کتابهای جدید را می دونم نسبت به تحقیقاتی که روی موسیقی سمفونیک ایران کردم ،نسبت به سابقه فعالیتی که در ایران داشتم و خاطراتی که دارم از زمانی که در ایران زندگی می کردم ، می بینم که در هر صفحه چهار، پنج تا اشتباه تاریخی دارن و اینکه می نویسند و چاپ می کنن و به هر کس که می گیم ! می گن این چاپ شده هست و کاریش نمی شه کرد و مردم فکر می کنند چیزی که نوشته شده صد در صد صحیح هست و اشکالی نداره …

این سئوال برای بعضیها پیش اومده که چرا شما هیچ اثری از آقایان هوشنگ استوار ، احمد پژمان ، ملیک اصلانیان اجرا نکردید؟
دلیلش این بود که چند سال پیش که من به فکر جمع آوری و رسیدگی به آثار سمفونیک ایران افتادم تقریبا” با تمام اساتید بزرگ این رشته تماس گرفتم . آقای اصلانیان که اتفاقا” از اولین کسانی بود که باهاش صحبت کردم؛ کاملا” من را به خاطر داشت به عنوان نوازنده چیره دست ابوا ی جوان و… وایشان گفتند من پارتیتورها را در اختیارتون میگذارم. ایشان فکر می کنم بعد از تلفن من در صحبتی با یکی از آدمهای قدیمی که منفی باف هم هستند اون بهشون گفته بود که این آقای صهبایی بعد از چند وقت اومده اینجا و ذوق و شوق دیدن مملکتش را داره و این کارش احساسیه و کاری نیست که از یک شخص بر بیاد!

این اگر یک وزارتخونه هم پشتش باشه نمی تونه این کار را انجام بده!… و بعدا” با من صحبت کردند و بهانه آوردند که نتهام اینجا نیست و از این حرفها!ولی من می دونستم که با کی صحبت کردن و…این فکر را که یک وزارتخونه هم نمی تونه این کار را انجام بده را خیلی ها قبول داشتند! در نتیجه آقای اصلانیان این نتها را نداد چون فکر نمی کرد عملی باشه؛ وقتی دیدن عملی شد خوب یک عده تعجب کردند که پس وقتی من حرفی می زنم دارم روی اطلاعات و با تفکر و برنامه ریزی صحبت می کنم… این بود که متاسفانه هیچ اثری از آقای اصلانیان در این قطعات نیست فقط من یکبار با ارکستر سمفونیک تهران؛ اثری را به ایشون سفارش داده بودیم برای ارکستر سمفونیک و ۵ ساز سولو که من درحدود سال۱۳۵۶ که من تازه وارد ارکستر سمفونیک شده بودم و جزو جوانها بودم اون را اجرا کردم.

شجریان؛ پدیده‌ی اجتماعی (III)

در حقیقت آنچه اهمیت دارد در سیمای این پدیده ژرف‌کاوی کنیم نه فضیلت‌های اخلاقی یا منش‌های پسندیده‌ای است که یک خواننده/انسان برای برقرار نگه‌داشتن مسیر حرفه‌ای‌اش به کار بسته تا در دورانی پر فراز و نشیب آلوده‌ی بسیاری از چیزها نشود و متضاد اینها، یعنی سرمشق‌ها و منش‌های نکوهیده (گرچه همه‌ی اینها در جای خود شایسته‌ی توجه‌اند)، بلکه بیش از آنها وضعیت جامعه‌شناختی است که یک پدیده (ولو از جنس هنر و طبعاً درگیر مسائل درونی ارزش خودبسنده‌ی هنری و …) در تلاطم حوادث می‌پذیرد.

پاسخ پیمان سلطانی به نامه سرگشاده سیاوش بیضایی

آقای پورقناد با من تماس گرفتند و از من خواستند تا در مورد ادعاهای (به زعم من کاذب و هیاهوی دوباره) آقای بیضایی درباره ی قطعه ی «ایران جوان» متنی را بنویسم. اینجانب اعلام‌ می کنم قطعه ی «ایران جوان» که قبلا خود من از آن به عنوان «نخستین سرود ملی ایران» نام برده ام ساخته ی اینجانب است. از آنجا که ملودی استفاده شده در بخش آوازی این اثر قدیمی است هر موزیسین علاقه مندی حق دارد و می تواند آن را برای هر آنسامبلی هارمونیزه، ارکستره و تنظیم کند کما اینکه چندین آهنگساز قبل و بعد از لومر نیز بر اساس این تم‌ قدیمی آثاری را ساخته اند لذا همین جا اعلام‌ می کنم که این ملودی متعلق به آقای لومر نیست و اسناد آن در اختیار اینجانب است.

از روزهای گذشته…

ویژگی های یک سنتور خوب (VI)

ویژگی های یک سنتور خوب (VI)

به طور کلی تا امروز، اینکه بین سازهای بسیار خوب کدام سازها واقعا درجه یک هستند قضاوت بسیار مشکل است تا وقتی که رشته ی “ساز سازی” و “ساز شناسی” به عنوان یک رشته حرفه ای نگریسته و کار نشود و اجماع نظرها اتفاق نیفتد و کیفیت سازها با سطوح مختلف استاندارد نشود ماجرا همین خواهد بود. بنابراین سازی که مثلا استادی قیمت یک میلیون تومان را برای آن تعیین می کند، استاد دیگر بعید نیست آن ساز را یک ساز متوسط تلقی کند و بیش از چهارصد هزار تومان بر روی آن قیمت نگذارد و این بازار آشفته تا به سرو سامان برسد سلیقه افراد همیشه به عنوان موثرترین چاشنی عمل خواهد کرد، به طوری که نتیجه آن کماکان دورتر شدن از مبحث استاندارد خواهد بود چرا که بازه ی سلیقه ی افراد بسیار گسترده و تابع عوامل گوناگون است.
دنیای نوازنده و حقیقت درک صدا (III)

دنیای نوازنده و حقیقت درک صدا (III)

دوم، جنبه فیزیکی و جسمی شخص است که طبیعتا به اعضای درگیر با این موضوع منتهی می شود، به طور مشخص عضو تعیین کننده ای که بیشترین حساسیت در مورد آن اعمال می گردد، گوش و سیستم شنوایی است که به عنوان ورودی اطلاعات صوتی، انتقال وتبدیل ایفای نقش می کند و قسمت نهایی، سلسله اعصاب و مغزمی باشد و کیفیت، تحلیل و پاسخ را به عهده دارد.
راز خوش‌طبعی ‌عارف؟

راز خوش‌طبعی ‌عارف؟

کم و بیش هدف همه‌ی تجزیه و تحلیل‌های موسیقی یافتن راز و رمز زیبایی، ارج و ارزش قطعه‌های موسیقی است با گوشه‌ی چشمی به تکرارپذیر ساختن‌شان. همچنین است کتاب «بررسی ساختار تصنیف‌های عارف قزوینی» که در آن «مرجان راغب» ۱۵ تصنیف شناخته‌شده و معتبر عارف را آنالیز کرده است تا به گفته‌ی مولف از آنها «در حکم دستورالعمل‌هایی برای تصنیف‌سازی» (ص ۲۸) استفاده شود.
حسین دهلوی، هنرمند کمال گرا (I)

حسین دهلوی، هنرمند کمال گرا (I)

در سال ۱۳۰۶ مصادف با تحولات شدید فرهنگی و سیاسی در ایران متولد شد. پدرش معلم تار و ویولون (به سبک ایرانی) و از شاگردان خوب علی اکبرخان شهنازی بود. ابتدا با تار شروع کرد ولی به دلیل کوچک بودن جثه اش به ناچار ویولون در دست گرفت و دیری نپایید که به شاگردان ابوالحسن صبا پیوست. شکل گیری شخصیت حسین دهلوی در واقع در این دو محیط او را شخصیت اسطوره ای موسیقی ما کرده است.
بادی گای، سمبل شیکاگو بلوز (III)

بادی گای، سمبل شیکاگو بلوز (III)

تکنیک های بادی گای بر موسیقی راک اند رول نیز بی تاثیر نبود ، او معمولا گیتار را با صدای بلند و خشن می نواخت، تکنیک های تحریفی را به کار می گرفت و تک نوازی های طولانی را با ترکیبی از انگیزه و احساس اجرا می کرد. نوازندگان موج نوی دهه ۶۰ انگلستان مشتاقانه دنباله روی سبک گای بودند، همان سبکی که بعدها تبدیل به ویژگی بنیادین موسیقی راک – بلوز و مشتقات آن هارد راک و متال شد.
گزارش جلسه چهارم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (VII)

گزارش جلسه چهارم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (VII)

در پی این تعریف، نمونه‌ی دیگری و این بار از قلم «ساسان فاطمی» با عنوان «شوق شنیدن موسیقی قدیم: نگاهی به آلبوم شوق‌نامه» در فصلنامه ماهور شماره‌ی ۵۳ خوانده شد: «مثلا دور ایقاعی کار عجم (بتی دارم) هم از سوی رئوف یکتا […] مخمس دانسته شده و هم در همه‌ی نسخه‌های موجود در سایت‌های نامبرده مخمس معرفی شده است. صبحی ازگی […] نیز آن را با دور مخمس ثبت کرده است […] با این حال، کتابچه‌ی آلبوم به ما نمی‌گوید به چه علت این اثر با دور خفیف اجرا شده و چه نسخه‌ای مبنای چنین تصمیمی بوده است.» (ص ۲۱۷)
استولزمن و سبکهای مختلف با کلارینت

استولزمن و سبکهای مختلف با کلارینت

تک نوازی با بیش از ۱۰۰ ارکستر، نوازندی ای چیره دست، هنرمندی بزرگ در عرصه موسیقی مجلسی و هنرمند مبتکر سبک جاز. ذوق هنری، نوازندگی و جاذبه بالای شخصیت استولزمن باعث رسیدن او به قله های بلند موفقیت بین المللی شد و او را به یکی ازهنرمندان موفق موسیقی در عصر حاضر تبدیل کرده؛ استولزمن منتقدین و شنوندگان آثار خود را با اجرای زیبای انواع موسیقی مجذوب خود کرده است.
فخرالدینی: پیش از انقلاب هم آثار حنانه را رهبری کرده ام

فخرالدینی: پیش از انقلاب هم آثار حنانه را رهبری کرده ام

این سیاست مربوط به آقای ابتهاج می‌شد. من از آقای علیزاده و آقای لطفی چند کار دیده بودم و یک کار هم بیشتر با هر دوی این هنرمندان نداشته ام، “داروگ” که تنظیم تصنیفی از آقای لطفی بود که آقای شجریان خواند و یک اثر “چهارگاه” که ساخته آقای علیزاده بود و من تنظیم کردم. این هنرمندان بیشتر در گروه موسیقی عارف و شیدا بودند و زیاد وابسته به گروه رادیو و تلویزیون نبودند.
تئودوراکیس، موسیقیدان سیاسی

تئودوراکیس، موسیقیدان سیاسی

تئودوراکیس را همه با موسیقی فیلم زوربایی یونایی میشناسند. آهنگسازی محبوب در میان مردم کشورش که جدا از حرفه اش در زمینه آهنگسازی فعالیت های سیاسی اش نیز مورد توجه بود و در برهه ای از زمان به دلیل این فعالیت های سیاسی، موسیقی و فعالیت وی در کشورش ممنوع بود! موسیقی و سیاست عناصری ناگسستنی در آثار تئودوراکیس میباشند.
پیمان سلطانی

پیمان سلطانی

متولد ۱۳۴۹ تهران گرافیست، نوازنده تار، سه تار و سنتور، آهنگساز و رهبر ارکستر [email protected]