منوچهر صهبایی: ترجیح میدهم بیشتر آثار ایرانی ضبط شود

منوچهر صهبایی
منوچهر صهبایی
بدنبال تهیه مطلب “آخرین پرچمدار” با منوچهر صهبایی موسیقیدان معاصر مصاحبه ای انجام دادیم که در این مطلب قسمت اول آنرا میخوانید.

خیلی ها می خوان بدونن چرا کمتر از آهنگهای موسیقیدانان همدوره خودتون برای اجرا و ضبط استفاده می کنید؟
اصلا” فکر اینکه من آثار آهنگسازان ایران را اجرا کنم به این صورت بوجود اومد که من در سال ۱۳۷۴ یک تزی در مورد “پرستش بهار “استراوینسکی تمام کردم و به دانشگاه استراسبورگ دادم که اون موقع چندتا از همکاران از من پرسین که آیا موسیقی سمفونیک ایرانی وجود داره یا نه؟ من در اون موقع می دونستم که کارهایی وجود داره ، همینطور مطالب پراکنده ای وجود داره ولی خوب جمع آوری نشده بود به اون صورت ، بهشون قول دادم که تحقیق کنم در مورد آهنگسازان ایرانی و مطالبی برای دانشگاه جمع آوری کنم که در آرشیو داشته باشند.شروع کردم به تحقیق کردن و دیدم که این کار خیلی توسعه پیدا کرد و مطالب زیادی پیدا کردم و نوشتم …

وقتی اینها خیلی زیاد شد یکی از همکاران به من گفت شما که اینقدر زحمت کشیدی و این تحقیقات را کردی چرا این را به عنوان تز دوم دکترا نمی دی به دانشگاه؟(من دو تز دکترا نوشتم و دوتا دکترا دارم) من باز نوشتم تا اینکه این تز را در حدود ۵۷۲ صفحه نوشته شد. آثار آهنگسازان ایرانی که جمع کردم با خودم گفتم این کارها بهتره رسیدگی بشه و سروسامان پیدا کنه؛ خوب با یکسری آهنگسازانی که اون زمان که من درس می خوندم اونها استاد بودن تماس گرفتم و با زحمات خیلی زیاد؛ از همون نت نویسی اولیش تا تصحیحاتش ( چون بعضی قسمتها اصلا” مشخص نبود و خیلی وقتها دستخط بودن، درست و خوانا نبودند… همه اینها رادرست کردیم) یک موقعیتی پیش اومد از سال ۱۳۷۶ تا ۱۳۷۸ با ارکستر فیلارمونیک بلقارستان من زیاد کار داشتم و رهبر رسمیشون بودم و این موقعیت پیش اومد که من این نوازنده هارا استخدام کنم و این کارها را اجرا کنم.

در اون زمان زیاد با آهنگسازان نسل جوان در تماس نبودم و این که بیشتر این آثار مال آهنگسازان گذشته هست و یا حتی اونهایی که اصلا” دیگه وجود ندارن این هست که اینها در حقیقت یک پژوهش تاریخی در مورد موسیقی سمفونیک ایران بودن و تاریخ هم بیشتر مربوط به گذشته هست،این بود که بیشتر آثار آهنگسازان گذشته یا اونهایی که در سن بالا بودن و بیشتر در دسترسم بودن، بیشتر بهشون توجه کردم و تنها آهنگسازی که تقریبا” جوانتر از بقیه هستن و من آثار زیادی ازشون اجرا کردم آقای علیرضا مشایخی هستن که اون هم بخاطر اینه که من از زمانی که دانشجو بودم و ایشون استاد بودن در کنسرواتوار و دانشگاه ما همیشه در تماس بودیم و آثار ایشون را حتی حدود ۱۳۶۵ هم من اجرا کردم در اروپا… الان هم هستن آهنگسازان جوانی که می فرستن آثارشون را که من اجرا کنم و من می بینم با کمال میل ولی متاسفانه در حال حاضر امکان اجرای این آثار نیست چون لازمه این اجراها بودجه زیاد و انرژی و وقت زیاد هست و این حمایت یک وزارتخانه را می خواد!

من تا حالا تمام این کارها را با هزینه شخصی کردم و هیچ حمایتی نبوده!و با بعهده گرفتن تمام زحمات و مخارجش (که اصلا” خیلی ها باورشون نمی شه همچین کاری را بشه انجام داد و باور نمی کردن این کارها را شخصی دارم انجام میدم) بهرحال دلیل (اجرا نشدن آثار جوانها)این بوده که من تماس زیادی نداشتم با آهنگسازان نسل جوان… انشاا… در آینده .

چرا قطعات شناخته شده (مربوط به موسیقی کلاسیک جهان) را کمتر ضبط می کنید؟
این آثار را من از باروک تا مدرن دائم اجرا می کنم و جزو رپرتوار هست و شغل منه… ولی تا اونجایی که مربوط می شه به ضبط آثار من ترجیح میدم آثار گم شده موسیقی ایرانی را پیدا کنیم و اونها را ارائه بدم و نشان بدم در بیرون؛ چون اعتقاد دارم،بهتره بجای اینکه آثار آهنگسازان مشهور را (که انقدر اجرا و ضبط کردن )اجرا کنم و بازبیام انرژی بگذارم روش و باز ضبط کنم، بیام انرژی و بودجه ای که هست صرف اجرا، ضبط و حفظ و حراست موسیقی سمفونیک ایران بکنم که تا حالا کسی به اون صورت هیچوقت به فکرش نبودن و یک مقدار زیادی آثار از بین رفت و بخاطر اینکه چیزهایی که مونده از بین نره من سعی کردم بیشتر خودم را متمرکز کنم (تا اونجایی که مربوط به ضبط می شه) روی آثار آهنگسازان ایرانی و معتقدم اجرای یک سمفونی برامس یا بتهون در شرایط امروزی مثل این هست که یکی شمع بگیره و بره زیر آفتاب و دلش خوش باشه به این شمع!در صورتی که نیاز به شمع ندارید ولی در تاریکی موسیقی ایران!وقتی این شمع روشن شه شاید بتونه روشن کننده و راهنمایی باشه برای این موسیقی سمفونیک ایران که اینقدر زجر کشیده و بهش بی توجهی شده و آثاری کاملا” نابود شده … ونگهداری اینها به نظر من بیشتر مثمرثمر خواهد بود.

کلا” ازآثار آهنگسازان ایرانی چند اثر اجرا کردید؟
در مجموع من بیشتر از ۱۰۰ اثر از آهنگسازان ایرانی از زمان ورود موسیقی چندصدایی در ایران ،گردآوری کردم و بیشتر از ۵۰ اثر اجرا شده و چندتا هم ضبط شده که بعضی منتشر هم شده و بعضی در آینده منتشر می شه حدود ۴۰ اثر هست و این کار خیلی زیادی هست نسبت به مشکلاتی که یک اثر داره تا به اجرا برسه.

چند اثرالان منتشر شده؟
حدود ۳۰ اثر از انواع و اقسام آهنگهای ایرانی منتشر شده. یک مقدار از اثاری من پیدا کردم، نتهایی هستند که حتی زمان ناصرالدین شاه و مضفرالدین شاه هستند که اصلا” از وجودش در کتابهای تاریخی و اذهان هنرمندان خبری نیست یعنی کسی در مورد این آثار هیچ اطلاعی نداره! در خیلی از کتابها مثلا” اولین نت نویسیهای موسیقی ایرانی را به اشخاصی نسبت دادن که تحقیقات من نشون داده که قبل از اونها یعنی ۱۹۰۰ کسانی بودن که آثاری نوشتن که قسمتهای از موسیقی سنتی ایرانی به نت نوشته شده بوده که بوسیله آقای لومر و شاگردان اون در قسمت موسیقی داروالفنون اینها به نت نوشته شده و هارمونیزه شده بوده …

این مطالبی هست که در هیچ جا وجود نداره مثلا” چیزی که من خیلی زحمت کشیدم و پیدا کردم که از لحاظ تحقیقاتی خیلی مهم هست تاریخ تولد و فوت لومر که موزیکانچی باشی ناصرالدین شاه و مضفرالدین شاه بوده هست که تو کتابها تنها جایی که اشاره شده در یک کتاب از روح ا… خالقی هست که در اون نوشته شده “حدود ۴۰ سال پیش لومر فوت کرد! حالا هی شما کتاب را ورق بزنید نه تاریخ داره … یعنی اصلا” تاریخ نوشته شدن این کتاب و انتشارش معلوم نیست مال کی هست! الان شما کتاب را می خونید مال ۴۰ سال پیش هست!۱۰۰ سال بعد هم مال ۴۰ سال پیش هست!من با تحقیقاتم برای اولین بار در تاریخ موسیقی ایران،تاریخ دقیق تولد و فوت اون را پیدا کردم که لازمش این بود که تمام کشورهای اروپایی تا آرژانتین را بگردم تا نوادگان لومر Alfred Jean-Baptiste Lemaire1842-1907 را پیدا کنم که بتونم یک چیز دقیق و مرتب بنویسم و این را پیدا کردم و الان در کتابها می نویسند بدون اینکه معلوم باشه کی اینرا پیدا کرده و تا یکی دو سال پیش کسی نمی دونست که این شخص که نقش مهمی در ورود موسیقی سمفونیک در ایران داشته و بطور غیر مستقیم موسیقی چند صدایی را به ایران وارد کرد اصلا” نمی دونستند کی بوده کی به دنیا آمده و کی فوت کرده…

و این از لحاظ تحقیقی خیلی مهم هست و اصلا” مهمترین چیز در تاریخ این هست که بدونیم اون شخصی که یک کاری کرده در چه زمانی زندگی می کرده و این زمان حتما” باید دقیق باشه! تاریخ تولد،فوت … اینها یک کاه از خروار کارهایی هست که کردم و اینها تحقیقاتی بوده که انجام دادم و نتها هم اکثرش را دارم که انشاا… در آینده فرصت بشه که مجموعه آوازهای ایرانی را که منتشر کردم بقیه را هم منتشر کنم ودر دسترس علاقه مندان قرار بگیره و ازهم طرفی از بین نره چون اگر این کار انجام نشه مثل صدها قطعه دیگه که فراموش شد اینها هم فراموش می شه.

فایل های صوتی قسمتهایی از مصاحبه :

Audio File قسمت اول
Audio File قسمت دوم
Audio File قسمت سوم
Audio File قسمت چهارم

الان قطعه ای هست که شما دنبالش باشین و شنیده باشید که قطعه ایرانی قویی هست و شما دنبال نتش باشید؟
من تا حالا آثار خاصی از آهنگسازان ایرانی نشنیدم بجز اونهایی که خودم اجرا کردم و نتش را دارم. در کتابهایی که خواندم اشاره هایی شده به انواع و اقسام قطعات مربوط به موسیقی سمفونیک ایرانی مثل آثار پرویز محمود اما معمولا” من وقتی باور می کنم که مطمئن بشم که این قطعه وجود داشته؛ چون یکمقدار ازاین کتابها به این صورت نوشته شده که یک نفر چندتا اسم نوشته و … متاسفانه تمام آثار پرویز محمود به جز این کنچرتینو(کنسرتینو) مفقود شدن ولی یکی از قطعاتی که من در تحقیقاتی که کردم مطمئن هستم که بوده اپرتی بوده به نام ” بیشه عشق”(اپرت معمولا” یک اپرای کوچک و فکاهی هست که سبکتر از اپراست) اینرا هم از اینجا مطمئن شدم که در دیداری که با آقای ثمین باغچه بان در استامبول داشتم؛ ایشان گفتن زمانی که من ۱۵،۱۶ ساله بودم آفیشهایی که روی دیوار مربوط به بیشه عشق محمود بود دیده بودند(البته خود اپرت را ندیده بودند) در نتیجه ما میتونیم بگیم که از آثار پرویز محمود این” بیشه عشق ” وجود داشته.

آثار دیگری هم که نوشته می شه ،معمولا” آدمهایی که اطلاعات زیادی ندارن اینها را می نویسند و بعضی وقتها (اشتباه سر) تکرار اسم هاست؛ مثلا” در مورد این سوییت ایرانی ساخته حشمت سنجری (که من برای اولین بار اون را به شکل یک سوییت تنظیم کردم و خود مرحوم سنجری گاهی فقط قسمت چهارم را به عنوان بیز اجرا می کرد و هیچ وقت (شد)در دوره حیاتش به این چندتا اثر را سروسامون بده و سوییتی درست کنه و این سوییت ایرانی را چند سال پیش خودم به این شکل در آوردم و برای اولین بار به این شکل اجرا شد) “نیایش یزدان ” هم یک قطعه هست برای ارکستر و کر که من در اون سی دی بدون کرش را اجرا کردم که انشاا…

در آینده کرهم میزاریم روش ، چون من در خارج که ضبط کردم امکان اجرا با کری که ایرانی باشه یا شعر را خوب تلفظ کنه و خوب بخونه و شعر را درست بیان کنه نداشت و من معتقدم قطعه ای که شعر روش وجود داره باید تلفظ اشعار و کلام خیلی واضح باشه که آدم بفهمه شعر چیه و گرنه صدا بصورت لالا لا لا شنیده می شه… ولی چیزی که می خواستم بگم این بود که قسمت چهارم که رقص دایره هست،در زمان قدیم اسمش رقص دایره بود و مرحوم سنجری اومد بعد از انقلاب گفت که نه!اسمش را عوض کنیم و بگذاریم “آوای دف” حالا من در کتابهای جدید که لیست آثار سنجری را نوشتن می خونم ، می بینم که نوشتن آثار سنجری مثل “رقص دایره” و “آوای دف”…! یعنی اینکه یک قطعه که اسمهای مختلف داره را به عنوان چند اثر معرفی کردن!این مسئله ممکنه بارها در تاریخ موسیقی بوجود اومده باشه! اینطور مواردی که آدم می بینه کمی اطمینانش سلب می شه از چیزهایی که در کتابها نوشته شده و من وقتی کتابهای موسیقی را می بینم ، اشتباه خیلی زیاد داره! هم کتابهایی که جدید نوشته می شه و هم قدیمیها (البته قدیمیها را خیلی نمی دونم چون یا اون زمان به دنیا نیومده بودم یا خیلی بچه بودم که اطلاعی نداشتم که اینها حقیقت داره یا نه) ولی با تحقیقاتی که آدم می کنه می فهمه کدوم به حقیقت بیشتر نزدیکه…

ولی کتابهای جدید را می دونم نسبت به تحقیقاتی که روی موسیقی سمفونیک ایران کردم ،نسبت به سابقه فعالیتی که در ایران داشتم و خاطراتی که دارم از زمانی که در ایران زندگی می کردم ، می بینم که در هر صفحه چهار، پنج تا اشتباه تاریخی دارن و اینکه می نویسند و چاپ می کنن و به هر کس که می گیم ! می گن این چاپ شده هست و کاریش نمی شه کرد و مردم فکر می کنند چیزی که نوشته شده صد در صد صحیح هست و اشکالی نداره …

این سئوال برای بعضیها پیش اومده که چرا شما هیچ اثری از آقایان هوشنگ استوار ، احمد پژمان ، ملیک اصلانیان اجرا نکردید؟
دلیلش این بود که چند سال پیش که من به فکر جمع آوری و رسیدگی به آثار سمفونیک ایران افتادم تقریبا” با تمام اساتید بزرگ این رشته تماس گرفتم . آقای اصلانیان که اتفاقا” از اولین کسانی بود که باهاش صحبت کردم؛ کاملا” من را به خاطر داشت به عنوان نوازنده چیره دست ابوا ی جوان و… وایشان گفتند من پارتیتورها را در اختیارتون میگذارم. ایشان فکر می کنم بعد از تلفن من در صحبتی با یکی از آدمهای قدیمی که منفی باف هم هستند اون بهشون گفته بود که این آقای صهبایی بعد از چند وقت اومده اینجا و ذوق و شوق دیدن مملکتش را داره و این کارش احساسیه و کاری نیست که از یک شخص بر بیاد!

این اگر یک وزارتخونه هم پشتش باشه نمی تونه این کار را انجام بده!… و بعدا” با من صحبت کردند و بهانه آوردند که نتهام اینجا نیست و از این حرفها!ولی من می دونستم که با کی صحبت کردن و…این فکر را که یک وزارتخونه هم نمی تونه این کار را انجام بده را خیلی ها قبول داشتند! در نتیجه آقای اصلانیان این نتها را نداد چون فکر نمی کرد عملی باشه؛ وقتی دیدن عملی شد خوب یک عده تعجب کردند که پس وقتی من حرفی می زنم دارم روی اطلاعات و با تفکر و برنامه ریزی صحبت می کنم… این بود که متاسفانه هیچ اثری از آقای اصلانیان در این قطعات نیست فقط من یکبار با ارکستر سمفونیک تهران؛ اثری را به ایشون سفارش داده بودیم برای ارکستر سمفونیک و ۵ ساز سولو که من درحدود سال۱۳۵۶ که من تازه وارد ارکستر سمفونیک شده بودم و جزو جوانها بودم اون را اجرا کردم.

نماد‌شناسی عود (VII)

ابن سینا در کتاب خود «شفا» (کتاب ریاضیات) (۲۲) بخش زیادی از فصل مربوط به آلات موسیقی را به بحث کوک و فواصل و فیزیک صدا اختصاص داده و در آن بیان کرده‌است که عود بهترینِ سازها و محبوب‌ترینِ آنها نزد مردم است. (۲۳) مضاف بر این در ادامه‌ راجع به تعداد سیم‌های عود می‌گوید که ما پیش‌تر آن را در یکی از افسانه‌هایی با نگاهی تن-نمایانه برای عود یافتیم: او می‌گوید که عود گاهی دارای ۵ جفت سیم است اما بیشتر ۴ جفت سیم دارد(۲۴) و در هر دو صورت سیم‌های این ساز معمولاً با یک فاصله‌ی چهارم نسبت به هم کوک می‌شوند.(۲۵)

مغالطات ایرانی – اجرای جهانی

یکی از مهمترین معیارهای سنجش کیفیت یک اثر موسیقایی در فضای موسیقی کلاسیک، اجرای چندین باره یک اثر توسط گروه ها و ارکستر های مختلف در اعصار مختلف است. این اعتقاد در بعضی از جوامع مثل کشور ما چنان همه گیر و جا افتاده شده است که به عنوان تنها معیار سنجش کیفیت یک اثر موسیقی کلاسیک به حساب می آید.

از روزهای گذشته…

به بهانه انتشار کنسرت ارکستر مضرابی (III)

به بهانه انتشار کنسرت ارکستر مضرابی (III)

“چهارمضراب دشتی” با اجرای گروه سنتور ارکستر مضرابی، دهمین قسمت از این کنسرت است که یکی از چشمگیرترین قسمتهای این برنامه است. این چهارمضراب یکی از چندین چهارمضراب دشتی فرامرز پایور است که محبوب نوازندگان این ساز است و قطعه ای به غایت زیبا و تکنیکی برای سنتور نوازان؛ انتخاب این قطعه برای اجرا با این تعداد سنتور، نشان از جسارت بالای گروه و رهبر آن دارد.
بررسی جنبش احیای موسیقی دستگاهی در نیمه سده‌ حاضر (VII)

بررسی جنبش احیای موسیقی دستگاهی در نیمه سده‌ حاضر (VII)

از آن‌جا که تقریبا تمامی مراکز و شوراهای تصمیم‌گیری موسیقی در اختیار احیاگرایان بود، جنبش احیا -دستکم در آن سال‌ها- ماهیتی رسمی یافت. با توجه به تعریف لیوینگستُن از احیا، می‌توان گفت در ایران یک جنبش ذاتا مخالف خوان بر اثر اتفاقی که اصلا موسیقایی نبود و ربطی هم به خود جنبش نداشت، تبدیل به نگاه رسمی شد، در نتیجه برای این جنبش نیز احتمالا همان اتفاقی افتاد که برای دیگر جنبش‌های مخالف فرهنگی که در موضع رسمی قرار می‌گیرند، رخ می دهد۱۸؛ یعنی احتمال گم شدن هدف احیا، چرا که دیگر هیچ نیروی معارضی باقی نمی‌ماند که سنت در مقابل آن نیاز به حفاظت داشته باشد.
گاه های گمشده (IX)

گاه های گمشده (IX)

هم چنین در مقام راست اعراب یک مدولاسیون مرسوم، رجعت به «سیکاه» (از نت می ربع پرده کم، یا می کرن) است. یعنی سیکاه بر درجه سوم مقام راست و یا مقام یکاه قرار می گیرد. در اجناس موسیقی اعراب، سیکاه به صورت یک تریکورد با فواصل جـ + ط است که بر روی نت ربعی بسته می شود. با توجه به خصوصیات سه گاه و سیکاه، شباهت این دو غیرقابل انکار است.
انیو موریکونه – ۱

انیو موریکونه – ۱

در سال ۱۹۶۴، همکاری مشهور او با سرجیو لئونه و برناردو برتولوچی (Bernardo Bertolucci) آغاز شد. او برای لئونه موسیقی “به خاطر یک مشت دلار” را ساخت که با تعدادی وسترن دیگر ادامه پیدا کرد. در سال ۱۹۶۸ او بیشتر به آهنگسازی فیلم پرداخت و در یک سال، بیست موسیقی متن ساخت.
سخنرانی روح الله خالقی درباره وضعیت رادیو تهران (I)

سخنرانی روح الله خالقی درباره وضعیت رادیو تهران (I)

تابستان سال ۱۳۸۶، با تلفن دکتر سیف الله وحیدنیا به دیداری فراخوانده شدم. برادر زاده وحید دستگردی، تنها یک نشانی داد و گفت شما را جای بدی نمی برم. حق با دکتر وحیدنیاست. بسیاری از شخصیت های بی مانند زمان حاضر را تا آنجا که فرصتمان اجازه می داده است با لطف او و با هم دیدار کرده ایم. ساعت ۵ عصر زنگ خانه بزرگی در زعفرانیه را به صدا در می آورم. خودم را معرفی می کنم و در باز می شود. دکتر سیف الله وحیدنیا بر پلکان آن سوی حیاط پر گل و پر درخت ایستاده است. چاق سلامتی که می کنیم می گوید: “اینجا خانه نسیم اردکانی است” می گویم: “بله ولی ایشان از شاگردان وحید است، من گمان می کردم که ایشان درگذشته باشند” حیرتا و شگفتا.
گزارش جلسه دوم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (I)

گزارش جلسه دوم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (I)

بعد از ظهر چهارشنبه ۴ بهمن ماه دومین جلسه‌ی «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» در خانه‌ی موسیقی تشکیل شد. عنوان درس این جلسه «تکنیک‌های عمومی نقد» بود و به مسائل و تکنیک‌هایی می‌پرداخت که عموما در حوزه‌ی منطق عمومی جای دارند و در همه گونه کنش یا نوشتار انتقادی (و نه فقط نقد موسیقی) ممکن است به کار روند و از همین رو «عمومی» خوانده می‌شوند.
نقدی بر «قطعه‌ای در ماهور» (VI)

نقدی بر «قطعه‌ای در ماهور» (VI)

اولین آکورد ii 9 e است در حالتی که گویا سوم و هفتم آکورد حذف شده، این آکورد که به هیچ وجه آکورد معمول و متداولی نیست (مخصوصا با حذف سوم) به آکورد بعدی که معکوس دوم آکورد دومینانت است متصل می شود، در پیشروی (Progression) طبیعی (یا حرکت هارمونیک) می‌دانیم که آکورد فونکسیون دو در حالت هفت (ii 7) به دومینانت باز، به صورت چهار صدا یعنی هفت (V c) متصل می‌شود ولی توضیح اینکه آکورد ii 9 در حالتی که سومش حذف شده و همین‌طور در حالت معکوس چهارم است و می‌خواهد به دومینات در حالت معکوس دوم وصل شود چگونه منطقی دارد جای سئوال است. پس از این وصل، آکورد بعدی در فونکسیون یک و حالت معکوس دوم می‌آید.
روش سوزوکی (قسمت پنجاه و ششم)

روش سوزوکی (قسمت پنجاه و ششم)

با تمرین می‌توانی توانایی را نگهداری و بهتر و بهتر حفظ کنی؛ تمرین باعث کسب قابلیت و توانایی و شایستگی می‌شود و با گذشت زمان آن را در ذهن جا می‌دهد. مهارت و فن و صنعت کسب شده در ذهن نقش می‌بندد و بالاخره انسان به آن مهارتی می‌رسد که می‌تواند چیزی را با سرعت در حافظه خود جای بدهد و چیزی را که یک بار یاد گرفته می‌شود آن را دیگر انسان فراموش نمی‌کند، فن و مهارت کسب شده را حافظه ضبط می‌کند. هر کس می‌تواند اگر به اندازه کافی برای آن زحمت بکشد، آنرا کسب کند.
کتابی در اقتصاد موسیقی (IV)

کتابی در اقتصاد موسیقی (IV)

نشانه‌ها حاکی از آن‌اند که در بیشتر موارد موسیقی مردم‌پسند یا هر نوع موسیقی‌ای که ویژگی‌های موسیقی مردم‌پسند را به خود گرفته باشد، موسیقی مورد نظرِ متن بوده است. (۴) دقیق‌تر آنکه نکات مندرج در متن عموماً اهالی موسیقی مردم‌پسند را راهنمایی کرده است و آنان را به سمت درآمد و سود هدایت می‌کند:
تفاوتهای صوتی استردیواری و گوارنری (I)

تفاوتهای صوتی استردیواری و گوارنری (I)

۳۰ ویولون کرمونایی که در کارگاه های استرادیواری و گوارنری ساخته شده اند، با توجه به طیف های میانگین طولانی مدت مورد مقایسه قرار گرفتند. طیف های ۳/۱ اکتاو نیز از یک برنامه ضبط شده که در آن قطعه های یکسانی در شرایط یکسان با هرکدام از ویولن ها نواخته می شوند گرفته شدند. در حالت کلی طیف ها با یک باند ۱۰ دسی بلی از ۲۵۰ تا ۴۰۰۰ هرتز منطبقند. یک ویولن استرادیواری معمولی در باند های ۲۰۰ و ۲۵۰ و بالاتر از ۶/۱ هرتزی قوی تر است.