جیمی هندریکس، پدر گیتار الکتریک (II)

جیمی هندریکس درحال به آتش کشیدن گیتار خود در پایان کنسرت
جیمی هندریکس درحال به آتش کشیدن گیتار خود در پایان کنسرت
در دهه شست هر چند هندریکس توانسته بود برای خود شهرتی کسب نماید اما چت چندلر نوازنده گیتار باس گروه مشهور Animals به وی توصیه کرد که به انگلیس برود و فعالیتهایش را در آنجا ادامه دهد. انگلیش مهد موسیقی راک اند رول، به راستی تنها جایی بود که توانست نبوغ و استعدادهای هندریکس را به نمایش گذارد؛ مهارت وی در نوازندگی و استیل خاص جیمی هندریکس به همراه ابداعاتش در نوازندگی باعث شد به سرعت نامش بر سر زیانها بیفتد.

وی در انگلیس اولین آلبوم خود را با عنوان ” Are You Experienced ” منتشر نمود که موفقیت بسیار خوبی را برایش به همراه آورد، هرچند این موفقیت دلیل اصلی شهرتش در زادگاهش یعنی امریکا نبود!

وی کارهای عجیبی با گیتار انجام میداد همانند نواختن گیتار با دندان یا زبان و همراه با گروهش ترانه هایی را ضبط و منتشر نمود که جزو برترین آثار بریتانیا قرار گرفت.

اما کاری که در فستیوال پاپ مونتری انجام داد باعث شد تا وی با سرعت عجیبی نقل محافل خبری شود. پس از اجرایش در آن فستیوال، در انتهای برنامه وی برای تشکر از تماشاچیان گیتار خود را به آتش کشید!

بازگشت وی به آمریکا و حضوری جنجالی باعث شد که آلبومش در امریکا به فروش بالایی دست پیدا کند و به همین منوال دو آلبوم بعدی او با عنوان Electric Ladyland و Bold as Love مورد استقبال قرار گرفت.

اما اینکه هندریکس را به عنوان اسطوره میشناسند، چندان عجیب نیست، ساز گیتار در موسیقی راک تا سالها تنها نقش همراهی کننده را بازی مینمود.

عدم توجه به پیچیدگی های تکنیکی این ساز و قابلیتهای بالای گیتارالکتریک، مدتها بود این ساز را محدود به اجرای چند آکورد ساخته بود.

حضور جیمی هندریکس جرقه ای بود برای دیگر نوازندگان و ظهور مجدد گیتار الکتریک بدون توجه به عنصر آواز، در حقیقت موسیقی سازی را وی برای گیتار الکتریک بنیان نهاد.

نوازنده شهیر و صاحب سبک الکتریک اینگوی مالمستین، همراه از جیمی هندریکس به عنوان الگوی اصلیش یاد میکند و شاید اگر آن روز هندریکس گیتارش را به آتش نمیکشید، امروز تنها خاطره ای از وی به جا مانده بود!

وی در طی سالهای حضورش، شور هیجان خاصی را به فستیوال ها و کنسرتها میبخشید؛ در این بین گروهش را با عنوان گروه کولی ها تشکیل داد چرا که همانند کولی ها همواره مشغول سفر و اجرای برنامه در نقاط مختلف دنیا بودند.

اما این نوازنده افسانه ای گیتار در ۶ سپتامبر سال ۱۹۷۰ در زمانی که تنها ۲۷ سال سن داشت، بدلیل مصرف زیاد مشروبات الکلی و قرص از دنیا رفت. هر چند عمر وی کوتاه بود اما تاثیری که داشت تا به امروز ادامه دارد و او را الگوی اصلی بسیاری از نوازندگان برجسته گیتار امروز میتوان دید.

11 دیدگاه

  • آرش آریامنش
    ارسال شده در اردیبهشت ۲۷, ۱۳۸۷ در ۲:۵۷ ق.ظ

    روحش شاد

  • Albatross
    ارسال شده در اردیبهشت ۲۷, ۱۳۸۷ در ۱۱:۴۶ ب.ظ

    انگلیس مهد راک اند رول؟ شاید سبک های موسیقی پاپ اکثرا در انگلیس به اوج رسیده باشن ولی مهد اکثر شون امریکاست. خصوصا راک اند رول که سال ها قبل از بیتلز و … توسط سیاه های امریکا اجرا میشد.

  • milad
    ارسال شده در اردیبهشت ۲۸, ۱۳۸۷ در ۱۱:۳۳ ب.ظ

    سلاممن میلاد هستم سایت خیلی خوبی داری واقعا کارت آفرین داره از اینکه این نابغه موسیقی راکو معرفی کردی ممنون قفط اگه تونستی midiهای اهنکهاشو بذار مثل
    foxy lady little wing hey joe و..
    باز هم ازت سپاسگذاری میکنم

  • رامین منصفی
    ارسال شده در اردیبهشت ۳۰, ۱۳۸۷ در ۱۰:۵۸ ب.ظ

    جیمی هندریکس یک استوره است و اصلا نباید راجع او نظر داد.

  • ali
    ارسال شده در خرداد ۲۹, ۱۳۸۷ در ۱۱:۱۸ ب.ظ

    مطلب جا لبی بود
    لطفاا از سلطان راک ایران کوروش یغمایی
    مطلب جدیدی بنویسید

  • mina
    ارسال شده در مرداد ۲۵, ۱۳۸۷ در ۷:۴۵ ب.ظ

    جیمی حرف نداره.

  • binaam
    ارسال شده در شهریور ۴, ۱۳۸۷ در ۱۱:۲۷ ب.ظ

    bayad khedamate albatross arz konam amrica hich gah dar zamineye moosighiye rock be paye englis nareside.

  • نیما
    ارسال شده در آبان ۱۵, ۱۳۸۷ در ۷:۱۶ ب.ظ

    جیمی هندریکس واقعا یک استوره در نوازندگی گیتار الکتریک بود. خدمت های وی در شیوه ی گیتار نوازی قابل ستایش است.
    روحش شاد – یادش گرامی

  • ( foad ) فوآد
    ارسال شده در آذر ۱۵, ۱۳۸۷ در ۵:۰۴ ب.ظ

    جیمی خشکله بی نظیره . از اوناییه که با صدای گیتار الکتریک پرواز میکنه به آسمون هفتم . من ۶ تا کلیپ تصویری و ۳ تا آلبومشو دارم . از اون خلافکارام بوده . september 1970 تو یه هتل در لندن در اثر مصرف زیاد باربیتورات ( barbitorat ) تو حالت نیمه خواب یا بهتر بگم نعشگی استفراق میکنه و چون به پشت رو تختخوابش دراز کشیده بوده بر میگرده تو گلوش و خفه میشه . روحش شاد . از اینجور آدما کم پیدا میشه . rock و blues سبکای جیمی خشکله محسوب میشه . اتفاقا الان دارم تصویری voodoo child رو نگاه میکنم . foxy lady
    و hey joe دو تا از بهترین آهنگاشه . زنده باد جیمی هندریکس . دوست دارم هر چه زودتر برم اون دنیا ملاقاتش کنم ; البته اگه تحویلم بگیره .

  • کاسکو
    ارسال شده در دی ۱, ۱۳۸۷ در ۶:۱۰ ق.ظ

    عجب معلوماتی. اولا: جیمی هندریکس با ال اس دی مایعی که دوست دختر دانمارکیش بهش داد اووردوز می کنه. ثانیا: مرگ اون مشکوکه چون تو بیمارستان دو تا گزارش مختلف ازش هست که اولی مغشوش شده. ثالثا: خلاف کار بودنش هیچ ربطی به آثار هنریش نداره. اگر یه عده فکر می کنن اون آهنگا کار مواد مخدرن یا تاثیر اونان، باید بگم چرا وقتی کسی مست می کنه و به یکی دیگه می زنه اون آدم راننده را مجازات می کنند و نمی گن تاثیر مشروب بوده؟ چرا بی خودی موسیقی و با این کثافت کاریا قاطی می کنین؟ رابعا: آمریکا همیشه موسیقی رو به سمت های دیگه منحرف کرده نمونش راک و متال و رپه. اگر بزرگان موسیقی آمریکا رو فقط با بزرگانی که از ده کوره های بیرمنگهان بیرون اومدن مقایسه کنیم می بینیم که همونقدر که سیاهپوستا رو مخترع راک می دونن انگیلیسی ها رو هم باعث پیشرفت و بهتر شدن راک می دونن.

  • ناشناس
    ارسال شده در اردیبهشت ۲۶, ۱۳۹۳ در ۷:۳۷ ب.ظ

    کاسکو
    اولا اینکه یه کسی چجوری مرده فک نمیکنم اهمیتی داشته باشه!! اگه مثلا مدونا بمیره طرفداراش شروع کنن صد تا حرف و حدیث بزنن قابل فهمه اما نه دیگه جیمی هندریکس! اصلا مضحکه! یکی از شعارهای راک اینه که هیچ‌کسی از تو برتر نیست و فن ستاره های دیگه رو‌مسخره میکنن که به فکر اینن فلان کسک طلاق گرفته یا نه!! اصلا سازمان اطلاعات امریکا کشتنش! خوب که چی. بیرمنگهان؟!!! اول اسمشو یاد بگیر بعد******** الحق کاسکویی!! یه دهکوره نشویل تولید موسیقی تاثیر گذارش کل قاره اروپا رو میذاره جیب بغلش!

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

حنانه: پدرم هارمونی زوج را به هیچ کس تدریس نکرده است

به تازگی شایعه ای منتشر شده است که رساله «هارمونی زوج» مرتضی حنانه در انتظار انتشار است. از طرفی افرادی نیز خود را صاحب صلاحیت در آنالیز و حتی تدریس هارمونی زوج معرفی می کنند. این مسائل باعث شد تا از زبان فرزند مرتضی حنانه، امیرعلی حنانه، موضوع را بررسی کنیم:

نگرشی به تجدد طلبی در هنر و فرهنگ ایرانِ قرن بیستم (III)

عصر جدیدی است که خود محصول رنسانس و روشنگری در اروپا است؛ همراه با شکست نیروهای ارتجاعی در جنگ اول جهانی، فرهیختگان و هنرمندان اروپایی به خصوص دربرلین، پاریس و وین، با امیدواری و خوشبینی به آینده ای چشم دوخته بودند که ملت های رها شده از سلطه حکومت های خود کامه با استفاده از دانش و صنعت پیشرفته یک «نظام جدید جهانی»، شکل یافته از ایده های دموکراسی و سوسیالیزم، به وجود آورند. انگیزه و موضوع فعالیت های هنری یکسره دگرگون شده بود. برنامه «جهان نو» و «انسان نو» در دستور کار هنرمندان قرار داشت. درگیری و رویاروئی هنرمندان با ضابطه ها و معیارهای جدید آنها را در پی شیوه های جدید بیان به جستجو وا داشته بود. در تمام رشته های هنری به یک باره مکتب های مختلف و متنوع هنری، با برداشت های جدید و«مدرن» به وجود آمدند. برنامه «هنر مدرن»، پا به پای ایدئولوژی های جدید، آزاد کردن هنر از قیدهای تاریخی، سنتی، بومی، دینی و طبقاتی و قابل استفاده کردن آن برای عموم مردم دنیا یا همگانی کردن آن بدون تفکیک های نژادی، قومی و دینی و طبقاتی بود. به عبارت دیگر دو ویژگی مهم هنر مدرن، یکی «جهانی بودن» هنر در سطح جهان و دیگری «همگانی بودن» آن در عمق جامعه بود. سومین ویژگی هنر را می توان «پیراسته بودن» نامید. در ادبیات آلمانی، شروع ادبیات مدرن به مکتب ناتورالیسم موسوم شد. یعنی تعریف و توصیف هرچیز به خصوص انسان آن طور که «هست».

از روزهای گذشته…

«خُرده‌روایت‌های صوتی» (IV)

«خُرده‌روایت‌های صوتی» (IV)

عدم اتکای یک اثر موسیقی پست‌مدرن به یک روایت کلان موسیقایی، سبب می‌شود تا این نوع از آثار، هم در تمامیت خود قائم به ذات باشند و هم اجزایشان استقلال بیشتری داشته باشند. می‌توان هر جزئی از چنین موسیقی‌هایی را حذف و به جای آن هر چیز دیگری جایگزین کرد. همین وی‍ژگی، خاستگاه انواع بی پایانی از فُرم‌هاست که می‌تواند وجود داشته‌ باشد و به همین دلیل است که فرم در پست‌مدرنیسم همواره خود، بخشی از محتوا و در مواردی تمام محتوا بوده است و «چیزی خارج از متن وجود ندارد»(۳). در یک اثر کلاسیک، فراروایت به عنوان اصل ساختاری حاکم، نقش اجزا را تعیین می‌کند و آنها را در قالب کلیّتی وحدت‌یافته با یکدیگر پیوند می‌دهد؛ اما در یک اثر اوانگارد، اجزا از استقلال چشمگیری در برابر کل، برخوردارند (بورگر، ۱۳۸۶: ۱۵۳).
بلا بارتوک و اتنوموزیکولوژی (I)

بلا بارتوک و اتنوموزیکولوژی (I)

بلا بارتوک آهنگساز برجسته مجارستانی، یکی از مهمترین موسیقیدانان قرن بیستم می باشد. او به همراه دوست و همکارش زولتان کودالی (Zoltán Kodály) دیگر آهنگساز بزرگ مجار، موسیقی شناسی فرهنگی– اتنوموزیکولوژی (ethnomusicology) را گسترش داد. موسیقی او از ملودیها، مقامها و بافت ریتمهای موسیقی مجار و انواع دیگر موسیقی سنتی نیرو گرفته که او آنرا با تاثیری که از موسیقیدانان معاصرش پذیرفته، ترکیب و سبکی متمایز و منحصر به خویش را خلق کرده است. بارتوک در امپراطوری بزرگ آسترو- مجارستان (Austro-Hungarian) بزرگ شد که بعد از جنگ جهانی اول بر اساس عهدنامه تریونون (Trianon) از مجارستان جدا شد.
نگاهی به «شوشتری برای ویولون و ارکستر» (I)

نگاهی به «شوشتری برای ویولون و ارکستر» (I)

اگرچه پنج اثر سمفونیک حسین دهلوی، توجه اهالی موسیقی را چنان به خود مشغول کرد که او را در رده بزرگ ترین آهنگسازان ایران و مخصوصا دو اثر «بیژن و منیژه» و «مانا و مانی» را یکی از آثار با ارزش بین المللی موسیقی سمفونیک بدانند ولی عظمت و شکوه دو اثر نام برده نباید یک پژوهنده هنر را چنان شیفته خود گرداند که از دیگر گلهای باغستان حسین دهلوی روی گرداند.
گفتگو با حسین علیشاپور (IV)

گفتگو با حسین علیشاپور (IV)

چنین اتفاقی تا حد زیادی در مورد ساز، مثلا سبک های سه تار و تار نوازی رخ داده. به طور مثال تاری که استاد علیزاده می نوازد با تاری که میرزاعبدلله می نوازد بسیار تفاوت دارد. اما این اتفاق در مورد آواز چندان رخ نداده.‌ در مورد آواز خیلی ها هستند که ردیف را شناخته اند و از آن عبور کرده اند. منتهی ما در هیچ حوزه ای از موسیقی ایرانی شخصیت کاریزماتیکی مثل آقای شجریان نداریم.
شهسوار تار

شهسوار تار

جلیل شهناز را می توان به جرات بنیانگذار سبکی در تارنوازی نامید که در دوران حکومت مکتب تهران بر موسیقی ایرانی، تار ملیح مکتب اصفهان را به اوج شکوفایی خود در پایتخت رساند.
اپرای سان فرانسیسکو (II)

اپرای سان فرانسیسکو (II)

کورت هربرت آدلر (Kurt Herbert Adler) (1905-1988) کارگردان و رهبر اپرا در سال ۱۹۳۸ بعد از تجربه های اولیه و تمارین فراوان در زمینه های مختلف موسیقی و تاتر در اتریش، آلمان و ایتالیا، به آمریکا رفت. به مدت ۵ سال برای تشکیل گروه کر، در کمپانی اپرای شیکاگو (chorus of the Chicago Opera Company) کار کرد. مرولا (Merola) که درباره او شنیده بود، او را به اپرای سن فرنسیسکو (San Francisco opera) در سال ۱۹۴۳ به عنوان گرداننده اجراهای کر، دعوت کرد.
مروری بر آلبوم «در ستایش تونالیته»

مروری بر آلبوم «در ستایش تونالیته»

حکمت بردن یک قطعه که برای سازی نوشته شده به ساز دیگر (یا همان انتقال) چیست؟ چرا می‌خواهیم قطعه‌ای را که برای یک ساز مشخص ساخته شده با سازهای دیگر بنوازیم؟ ترانسکریپسیون سوییت‌های باخ برای دیگر سازها، کار بسیار مرسومی است پس بعید است که پاسخ این دو سوال را برای آنها بتوان به «بازیگوشی»، «ماجراجویی موسیقایی» یا صرفا «تصادف» حواله داد.
ویژگیهای ارتعاشی چوب و کوک کردن صفحات ویولن (I)

ویژگیهای ارتعاشی چوب و کوک کردن صفحات ویولن (I)

با توجه به ویژگیهائی چون سختی، جرم و اصطکاک درونی می توان ویژگیهای ارتعاشی چوب را تعیین کرد. ما سعی داریم به شما نشان دهیم که چگونه می توان صفحه روی ویلنی را ساخت که به ما ویژگیهای آکوستیکی (ارتعاشی) مورد نظرمان را بدهد.
ii-V-I

ii-V-I

یکی از توالی آکوردهای (Progressions) مهم که در سبکهای مختلف موسیقی کاربرد بسیاری دارد به ii-V-I معروف است.
هستی و شناخت در منظر هنر (II)

هستی و شناخت در منظر هنر (II)

علت این تمایز حاصل برجسته شدن یکی از دو رکن عشق و تجربه (نه تسلط آنها) در جریان شناخت است. بدین ترتیب که در عرصه علم، محور اصلی میدان اثرات متقابل سه رکن، تجربه است اما در هنر این محور به عشق و آرزومندی تبدیل می شود. به همین دلیل است که هنر در صورت تکرار به فن و فن در صورت خلاقیت به هنر نزدیک می شوند و باز هم به همین دلیل است که میان هنر و فن رابطه ای ویژه وجود دارد. این رابطه از طریق ظهور یا خلا خلاقیت و زایندگی پدید می آید.