تحول در موسیقی ایرانی از قاجار تا کنون (II)

نمایی از کنسرت ارکستر سازهای ملی 
<br>
تالار وحدت 1394
نمایی از کنسرت ارکستر سازهای ملی
تالار وحدت 1394
کمانچه: این ساز که یکی از قدیمی ترین سازهای ایرانی محسوب می شود و اولین نشانه های وجود آن مربوط به سال ۹۵۰ میلادی است، دارای سه سیم ابریشمی بوده که از پایان دوره قاجار به تقلید از ویولون، چهار سیمه شده است. جنس سیم های کمانچه نیز مانند ویولون شده است ولی اکثرا نیم پرده پایین تر از کوک کنسرتی (لا ۴۰۰۹) کوک می شود.

قیچک: این ساز یکی از سازهای محلی ایران بوده است که مخصوصا در جنوب شرقی ایران رواج داشته است. این ساز در دهه ۴۰ شمسی، ابراهیم قنبری مهر، به سفارش وزارت فرهنگ و هنر، خانواده ای مانند خانواده ویولون را برای ساز قیچک طراحی و اجرا می کند و با الهام از الگوی محلی این ساز، قیچکی با چهار سیم را طراحی می کند که امروزه نوع آلتوی آن رواج زیادی دارد.

تنبک: این ساز از دوره قاجار تا دوره معاصر به جز تغییرات اندکی در ظاهر الگوی ساز، تغییر زیادی را به خود ندیده بود تا اینکه حسین عمومی حدود ۲۰ سال پیش، نوع قابل کوک آنرا معرفی و عرضه کرد.

دف: این ساز تا سال ۱۳۵۴ برای اولین بار در ترکیب سازهای ملی مورد استفاده قرار گرفت. طراحی این ساز تا پایان دهه ۹۰ میلادی و معرفی دف هایی با پوست مصنوعی توسط مسعود حبیبی، به شکل سابق خود رواج داشت. امروزه نیز طراحی سابق این ساز کم و بیش مورد استفاده قرار می گیرد ولی دف هایی با پوست سای درام رواج بیشتری دارد.

تحول در آهنگسازی
در کنار تحول سازها در موسیقی ایرانی، تحول در زمینه آهنگسازی نیز روی داد و در واقع این دو تاثیراتی دو طرفه روی هم داشته اند، به معنای ساده تر، تغییر سازها موجب تحول در آهنگسازی و تحول در آهنگسازی موجب تحول در سازها گردید.

نوعی از موسیقی ایرانی که با دسته بندی اتنوموزیکولوگهای معاصر در دسته موسیقی کلاسیک قرار می گیرد (۱)، تا دوره قاجار به صورت اونیسون اجرا می شد و تنها گاهی در همنوازی یک ساز مضرابی با سازی کششی، نوعی از هتروفونیک به گوش می رسید ولی با ظهور نت نویسی در ایران و بلافاصله بعد از آن ظهور شخصیت آهنگساز، روش دیگری باب شد که همان چند صدایی بود.

نگاه آهنگسازان ایران به چند صدایی سه حالت داشت:
۱- استفاده مو به مو از تکنیک های چندصدایی غربی
۲- استفاده بخشهایی از تکنیکهای چندصدایی غربی که مطابق با موسیقی ایرانی بود
۳- استفاده از روشی جدید برای چند صدایی با توجه به خصوصیات موسیقی ایرانی

۱- استفاده مو به مو از تکنیک های چندصدایی غربی: هنرمندانی که از این روش برای چندصدایی موسیقی ایرانی استفاده می کردند اکثرا تحصیل کردگان موسیقی کلاسیک بودند که روشی غیر از تکنیکهای چندصدایی موسیقی کلاسیک را نمی شناختند و از طرفی با موسیقی ایرانی نیز آشنایی عمیقی نداشتند که برای فواصل آن پیشنهاد جدید چندصدایی داشته باشند، از این رو این افراد به تعدیل فواصل ربع پرده دار موسیقی ایرانی پرداخته و بر روی آن تکنیکهای چندصدایی غربی را پیاده می کردند.

۲- استفاده بخشهایی از تکنیکهای چندصدایی غربی که مطابق با موسیقی ایرانی بود:
این دسته از هنرمندان، کسانی بودند که معتقد به دوری مطلق موسیقی ایرانی و موسیقی غربی نبودند و با تغییر و تعدیل و گزینش تکنیکهای چند صدایی موسیقی کلاسیک بر روی موسیقی ایرانی، روشی را پیش گرفتند که بیشتر از روش شماره ۱ وفادار به موسیقی ایرانی بود.
۳- استفاده از روشی جدید برای چند صدایی با توجه به خصوصیات موسیقی ایرانی: این دسته از هنرمندان، استفاده از روش های چندصدایی موسیقی کلاسیک غربی را کلا نادرست می دانستند و با روشهای گوناگون به طراحی بافتی مخصوص به موسیقی ایرانی پرداختند.

لازم به ذکر است امروزه روش دسته دوم رواج بیشتری میان آهنگسازان ایرانی دارد.

پی نوشت
برای کسب اطلاعات بیشتر در این باره، به کتاب «پیدایش موسیقی مردم‌پسند در ایران» تالیف ساسان فاطمی، انتشارات ماهور، مراجعه کنید.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

مروری بر آلبوم «بازشنودی از نی دوره قاجار؛ صفدرخان و نائب اسدالله»

غیر از موسیقی کلاسیک غربی که تنوع در عینِ تناسب را درآن به غایت رسانده‌اند در دیگر موسیقی‌های کلاسیک، سازهای بادی در اقلیت‌اند. در موسیقی ایران این قلت به نهایت رسیده و امروز تنها ساز بادیِ حاضر، نیِ موسوم به هفت‌بند است. نه تنها دیگر سازهای بادیِ ممکن و آزموده مانند کلارینت بلکه سازهایی را که برای خود جایگاهی یافته بودند نیز انگ‌های توتالیتری دهه‌های گذشته از میدان راندند.

جنبه‌هایی از فرم مقدمه‌ بیداد پرویز مشکاتیان (IX)

گردش الگوی مضرابی در این بخش نیز مانند بخش قبل عمل می‌کند و تا لا بمل اوج گرفته و به شاهد بیداد باز می‌گردد. در این بین اما، ظاهر شدن نقش‌مایه‌هایی مشابه با آنچه در بخش اول نقش اصلی را برعهده داشت خبر از آمادگی سیر موسیقی برای بازگشت می‌دهد. درست از همین بخش است (شاید با کمی چشم‌پوشی از مشابهت‌های کم‌رنگ‌تری که در قسمت اول بخش دوم دیدیم) که یادآوری از طریق اشاره‌ی ضمنی (برپایه‌ی مشابهت) یا تکرار عینی، نقش خود را علاوه بر افزایش طول قطعه، به مثابه حافظه‌ در ساختار بزرگ مقیاس هم به نمایش می‌گذارند.

از روزهای گذشته…

نی و قابلیت های آن (XIII)

نی و قابلیت های آن (XIII)

در چند قسمت در مورد محدوده های صوتی و شیوۀ انگشت گذاری ساز نی صحبت کردیم و در ادامه به بررسی برخی ویژگی های اجرایی ساز نی در تکنوازی، همنوازی و گروهنوازی می پردازیم. همانطور که ذکر شد نی از لحاظ تنوع صدایی و تولید صداهای متفاوت دارای قابلیت های بسیار برای یک آهنگساز بوده و آهنگسازانی که از فواصل اجرایی ساز نی و قابلیت های آن آگاهی کامل داشته باشند میتوانند از آنها به بهترین نحو و در حالات متفاوت استفاده نمایند برای مثال صداهای بم نرم و بم معمولی نی دارای دو شخصیت کاملا متضاد هستند، به نحوی که حتی می توان چنین تصور نمود که این دو نوع صوت از دو ساز متفاوت تولید می شوند.
موسیقی بلوز – قسمت هفتم

موسیقی بلوز – قسمت هفتم

از دیدگاه تاریخی می توان بلوز را به دو دوره تقسیم کرد: بلوز قبل از جنگ جهانی دوم (Prewar Blues) و بلوز بعد از جنگ (Postwar Blues). استفاده از این طبقه بندی از جنبه سبک شناختی نیز مفید است.
نقدی بر مقاله پیمان سلطانی، «آهنگ شعر معاصر» (I)

نقدی بر مقاله پیمان سلطانی، «آهنگ شعر معاصر» (I)

آنچه را در ادامه می خوانید، تاملی است بر مقاله پیمان سلطانی با عنوان «آهنگ شعر معاصر» که در ژورنال گفتگوی هارمونیک منتشر شده است. مقاله ی اخیر ایشان در مورد آهنگ شعر معاصر باعث شد تا در مورد آن نکاتی را بیان کنم. برای وضوح مطالب و مقاصدم نه تنها به نقل مضمون بلکه به نقل مطلب پیمان سلطانی پرداخته ام.
نگاهی به اپرای مولوی (XVII)

نگاهی به اپرای مولوی (XVII)

در ادامه پرده دهم حضور شمس را می بینیم که با آوازی متریک می خواند: «… ابلیس فقیه است گر اینها فقهایند». لطف اجرای این بخش که با قدرت مثال زدنی همایون شجریان در آواز به اجرا در می آید، با پاساژی که بعد از یک سکوت توسط ارکستر به گوش میرسد دوچندان می شود؛ در ادامه این کلام شمس، مرید او مولانا به تکرار آن جمله می پردازد و مریدان جاهل را به خشم وا می دارد.
ایدئولوژی موسیقی پست مدرن و سیاست‌های چپ (پایانی)

ایدئولوژی موسیقی پست مدرن و سیاست‌های چپ (پایانی)

برخلاف هر دو سبک مکتب فرانکفورت درباره‌ی کالایی کردن و پوپولیسم نو که چیزی بهتر از «بروس اسپرینگزتین» (Bruce Springsteen) نمیتواند تصور کند ( من جدل «جسی لِمیش» (Jesse Lemisch) برعلیه سبک جبهه خلق “موسیقی فولکلور” را بیاد می‌آورم )(۲۹)، من فکر می‌کنم، ما باید این ایده را که گونه‌های معینی از موسیقی – از روی قیاس– اخلاقا و بطور سیاسی خوب است و دیگران نه، پس بزنیم (که معنیش این نیست که کشمکش ایدئولوژیکی در موسیقی و انتخاب آن وجود ندارد).
ساز دهنی (I)

ساز دهنی (I)

سازدهنی‌ها، همه جا هستـنـد؛ در فیلم‌هایی از جنــگ جهانـی دوم ۱ در فیلم‌هایی از جنگ‌های داخلی آمریکا ۲ در فیلم‌هایی راجع به افسردگی و ماتم ۳ و به همین ترتیـب شمـا می ‌توانیـد سازدهنی‌ هـا را درکـارخانـه ‌هـای ماشین ‌سازی، در دسته گانگسترها و در جیب گاوچران‌ های آوازخوان، پیدا کنید.
Sorry seems to be the hardest word

Sorry seems to be the hardest word

به ملودی مقدمه این آهنگ که یکی از زیباترین کارهای التون جان (Elton John) در میان انبوه کارهای موسیقی او است، دقت کنید.
قلب رازگوی شوپن

قلب رازگوی شوپن

ادگار آلن پو استاد نوشتن داستان های ترسناک و وابسته به مرگ بود. داستان کوتاه او با نام «قلب رازگو» یک داستان کلاسیک گوتیک است که ریشه در گناه و ترس دارد. داستان از این قرار است که تصور قلب از جا در آمده و پر تپش مقتول ذهن قاتل را تسخیر می کند. آثار پیانویی شوپن که یکی از برجسته ترین آهنگسازان دوره گوتیک است بسیار روح نوازند؛ اما یک قرن است که اتفاقات پس از مرگش ذهن دانشمندان را درگیر کرده است و ارزش این را دارد که اساس نوشتن داستان های ترسناک شود. دانشمندان در لهستان اکنون ادعا می کنند که علت مرگ شوپن را یافته اند. اما سوال اینجاست که بر اساس کدام شواهد؟ پاسخ چیزی نیست جز «قلب رازگوی شوپن».
ضرابی: ممکن است استادان در مورد سونوریته خوب توافق نداشته باشند

ضرابی: ممکن است استادان در مورد سونوریته خوب توافق نداشته باشند

آقای پایور قبلا با صراحت زیادی درباره این نوازندگان صحبت میکردند ولی این اواخر که نظرشان را پرسیدم بسیار با لطافت و ظرافت جواب دادند و چیزی که جواب دادند تعریف شامخی از نوازندگی آقای مشکاتیان و کامکار نبود، البته این به نظر من رسید و نمیدانم تا چه حد دقیقا نظر ایشان است، برداشتی که من کردم اینطور بود که مثلا ایشان نسبت به زمانی که کار کرده اند خیلی خوب است مثلا آقای مشکاتیان نسبت به این استادانی که داشته و این زمانی که ساز زده است بسیار خوب مینوازد.
شریفیان: بسیاری از آثار جشنواره ای سطحی اند

شریفیان: بسیاری از آثار جشنواره ای سطحی اند

راستش تا آنجا که به ذهنم می رسد، بسیاری از فعالیت ها مختص شده بود به فضای فیلمسازی. یادم هست در موسیقی اتفاقات به مراتب کمتری می افتاد و با اینکه سعی می کردیم کارهای مختلفی انجام بدهیم در نهایت کماکان همه جذب موسیقی فیلم می شدند به این دلیل که مسائل مختلف در سینما کار می شد و جریان اصلی هنرها را انسان در سینما یا انیمیشن می دید. بسیار بسیار سینمای فعالی بود و من این را به خوبی به خاطر دارم؛ سینمایی که انسان احساس می کرد خیلی امیدها را در خود دارد. نوع سوژه ها و کارها طیف بسیار وسیعی را دربرمی گرفت و این طور نبود که فقط در محدوده خاصی کار شود. الان انسان احساس می کند بعد از گذشت این همه سال سوژه ها اغلب در یکی دو مورد کلیشه ای محدود و کانالیزه شده اند.