چگونه سکوت مرگ را یادآوری می کند (I)

در پدیدار شناسی (phenomenology) صدا، میرایی و ناپایداری موسیقی در رابطه با سکوت و زمان تعریف می شود. همیشه صوت در طبیعتش می میرد، مگر آن که ما مرگش را به تأخیر بیندازیم. هرگاه صوت تولید می شود، در مقابلش سکوت ارائه می گردد، و به این صورت صوت تداومش را به ما یادآوری و برای مقدار کشش و شنیده شدن اش، سکوت را پیشنهاد می کند. همین ایده را سکوت به هنگام رؤیت شدنش مطرح می سازد و این رودررویی و مقابله آن قدر ادامه می یابد که به چالش و مقابله با قانون طبیعی صدا و سکوت برخیزیم.

در این هنگام موضوع زمان مطرح می شود و هر وقت که زمان، پایان ماجرا را اعلام کند، شرایط مرگ برای صدا فراهم شده است.

ناپایداری طبیعت صدا ،پایان صداست. هنگامی که اجرای یک اثر موسیقایی به نهایت می رسد و هنگامی که سازها آرام می گیرند، صدا پایان یافته است. قبل از آن که اجرای اثر آغاز گردد، و پس از آن که اثر اتمام یابد، سکوت، سرشار است. نتیجتاً موسیقی از سکوت آغاز می شود و به سکوت می انجامد.

زندگی سکوت از درون مرگ زاییده شده است. هنگامی که صدایی نباشد، عاملی نیز برای هم آمیزی با زمان وجود نخواهد داشت، چرا که تنها عامل پیش رونده در موسیقی زمان است.

در اجرای موسیقی زنده و حتا ضبط همان اجراها، مقوله ی بازگشت و چرخش وجود ندارد. در مورد اجرای زنده مراجعت امکان پذیر نیست و در مورد اجراهای ضبط شده، موضوع بازگشت منجر به حذف بخش های میرای موسیقی از جمله نَفَس اجرا کننده و مخاطب و اتفاقات بینابین، روح اجرا و … خواهد شد. به هنگام اجرای موسیقی زنده، هیچ چیز مانع از ادامه و تداوم اجرا نخواهد شد مگر اتفاقات غیر مترقبه، به همین دلیل مجری قادر به مکث و توقف نخواهد بود و برای همین است که موضوع “یکبارگی” (One Timeness) را نمی توان از نظر تئوری درون موسیقی جا داد.

در قرن بیستم، عنصر اتلاف و زیان وارد بافت موسیقایی اثر می شود و آهنگ سازان می کوشند با اختلالی که در پایان بندی (Cadence) اثر ایجاد می کنند، پایان را به تعویق و تأخیر انداخته و با سکوت به مقاومت بر خیزند و این را نوعی مقابله با مرگ می دانند.

غالباً موسیقی دانان خالق دست به اقدامات متهورانه ای می زنند که مخالفت با قوانین فیزیکی حاکم بر طبیعت صوت و زنده نگه داشتن آن است. زنده نگه داشتن با استفاده از کشش (Prolongation)، پایان بندی، پدال (Pedal)، طنین (Reverberation) و نهایتاً ایجاد بی قراری صوت و روندگی آن، که همه ی این عوامل برای تأخیر و زنده ماندن صدا، تنها به سبب غلبه بر چالش های مافوق انسانی یک مجری موسیقی خواهد بود.

موسیقی دان می بایست با یک بُعد فیزیکی اجتناب ناپذیر مخالفت و مقابله کند، چرا که به وسیله ی مجموعه ای از اصوات و ساخت عبارات و بسیاری از ابداعات، گونه ای از صوت و ترکیبات صوتی را به وجود می آورد که به وسیله ی آن ها، صدا را از سکون خارج می کند و مرحله ی کند شدن میرایی اش را فراهم می سازد.

موسیقی نقش مهمی در ایجاد توهم دارد و صدا که به طور ذاتی خارج از مجموعه ی مفاهیم قرار گرفته است، چگونه می تواند به هنگام خلق شدن یک اثر موسیقایی با قوانین فیزیکی به نبرد برخیزد؟ اما چیزی که می تواند این توهم را متوقف کند و در جهت میرندگی صدا بکوشد، قابل رؤیت و پیش بینی بودن اثر موسیقایی و همچنین وابستگی مردم به نشانه های موسیقایی است. البته باید متذکر شد که شنوندگان آثار موسیقایی، خود یکی از عوامل میرایی موسیقی به حساب می آیند.

5 دیدگاه

  • امیر
    ارسال شده در خرداد ۲۸, ۱۳۸۷ در ۸:۰۴ ق.ظ

    فوق العاده بود مرسی

  • neda
    ارسال شده در خرداد ۲۸, ۱۳۸۷ در ۱۰:۱۱ ب.ظ

    aghaye soltani fogholade ast.doostane harmonytalk lotfan baghiash ro zoottar bezarid.ba tashakor

  • matin
    ارسال شده در خرداد ۲۸, ۱۳۸۷ در ۱۰:۱۷ ب.ظ

    aghaye soltani dorood bar shoma har che midooim behetoon nemiresim .shoma in hame etelaat ro too in sen chetori bedast avordin adami be in sen osal in hame savad khosh be haletoon be ha haal mamnoonam pirooz bashid

  • ارسال شده در خرداد ۳۱, ۱۳۸۷ در ۳:۰۲ ب.ظ

    این جمله بسیار زیبا بود: کادانس نوعی مقابله با مرگ (سکوت) است.

  • ارسال شده در خرداد ۳۱, ۱۳۸۷ در ۳:۰۶ ب.ظ

    به تعویق انداختن کادانس البته…

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

تحقیقی درباره باربد؛ موسیقیدان دوره ساسانی (III)

محمدالله مستوفی گوید: در زمان بهرام کار مطربان بالا گرفت چنانکه مطربی روزی بصد درم قانع نمیشد بهرام گوراز هندوستان دوازده هزار لولی آورد که نوادگان ایشان هنوز در ایران مطربی می کنند.

مروری بر آلبوم «ایوارگاه»

وحید طهرانی آزاد با ایوارگاهش نشان می‌دهد که امروز، برخلاف تصور درونی‌شده‌ی عمومی، می‌توان بدون عملیات محیرالعقول و شعبده ساز درخور زد و گوشی یافت. اگر از چهار دونوازی کوتاه سنتور و ویلن (پرنای ۱ تا ۴)، با همه‌ی کمیابیِ خودِ ترکیب و نگاه متفاوت به سبک و سیاق خط ویلن، موقتا چشم بپوشیم هیچ چیز عجیب و غریبی در ایوارگاه نمی‌یابیم. آنچه در ایوارگاه به گوش می‌رسد غریبه که نه، اما شخصی است.

از روزهای گذشته…

نشست بررسی هارمونی در موسیقی ایران برگزار می شود

نشست بررسی هارمونی در موسیقی ایران برگزار می شود

بیست و نهمین برنامه نشست نقد نغمه به بررسی هارمونی در موسیقی ایران اختصاص دارد. در این برنامه امیرآهنگ هاشمی به عنوان کارشناس برنامه و سجاد پورقناد به عنوان کارشناس مجری حضور دارند و سه میهمان برنامه، شاهین مهاجری، شهرام توکلی و علی قمصری در مورد سبک های مختلف هارمونی در موسیقی ایران صحبت می کنند.
زنان در موسیقی قاجار (II)

زنان در موسیقی قاجار (II)

زنان کوچه و بازار برای گذشتن از عرض خیابان می بایست حتما از پاسبان اجازه می گرفتند و سوار شدن در درشکه که وسیله آمد وشد آن وقتها بوده برای یک مرد وزن ممنوع بوده هر چند با هم نسبت خونی داشته باشند. و اگر مردی در خیابان دوش به دوش زنی قدم می زده کار بسیار ننگینی از او سر زده بوده و مورد تمسخر دوستان قرار می گرفته که چرا چند متر جلو تر از زنش راه نمی رود. با این تفاسیر می توان حدس زد که زنان اهل موسیقی در آن دوره تا چه اندازه نادر و دلیر بوده اند.
بیاییم قراری خودآگاه بگذاریم!

بیاییم قراری خودآگاه بگذاریم!

همانطور که میدانید ما برای بیان کیفیت صدا همواره از کلمات زیر و بم استفاده میکنیم که در فارسی کلمه زیر معنی پائین و بم که مخفف بام است، معنی بالا می دهد! میبینید که این، کاملا مغایر با کابرد این دو کلمه در موسیقی است؛ یعنی: ما به صدای بالا، زیر و به صدای پایین بم میگوییم. بصورت کل، جمله اخیر بی معنی و بلاتکلیف مینماید لذا ما برای حل این نقیصه بطور ناخودآگاه قرار گذاشته ایم که دو اصطلاح زیر و بم را با هم و بالا و پائین را با هم بکار میبریم تا اشتباهی رخ ندهد. با این وجود…
چکیدۀ درس‌گفتارهای مبانی اتنوموزیکولوژی، جلسه سوم (II)

چکیدۀ درس‌گفتارهای مبانی اتنوموزیکولوژی، جلسه سوم (II)

پیش از آن‌که اصطلاح اتنوموزیکولوژی توسط یاپ کونست (۱۰) طرح شود، شیوۀ کار موسیقی‌شناسانِ تطبیقی حدود پنجاه سال بود که تغییر کرده و از «تطبیقی» چیزی بیش‌تر از یک نام نمانده بود. از اوایل ۱۹۰۰ رویکردِ نگاه مقایسه‌ای و صدور تئوری‌های عمومی در مورد موسیقی ملل تا حدود زیادی کم‌رنگ شد. این امر موجب شد مطالعات روی یک حوزۀ فرهنگی خاص، به ویژه فرهنگ‌های پیش‌رفتۀ آسیایی که بررسی موسیقی آن‌ها نیازمند کار تمام عمر یک محقق بود، متمرکز و عمیق‌تر گردد و نیز این واقعیت مهم را نمایان کرد ‌که اگرچه بسیاری از عوامل متشکله موسیقیِ ملل قابلیت بررسی تطبیقی را دارد، شمار زیادی از اتفاقات موسیقایی نیز در هر فرهنگ وجود دارد که امکان مقایسۀ آن‌ها نیست.
هنر از هنر تا جامعه (I)

هنر از هنر تا جامعه (I)

رابطه هنر با فرد و جامعه همواره رابطه ای بحث انگیز بوده است، علت شاید وجود تضادی است که میان قلمرو فرد و خلق و درک اثر هنری با مقولات دیگر اجتماعی بویژه سیاست وجود دارد. این تضاد ها ناشی از این نکته مهم است که برای سیاست تمامی پدیدارها تنها به وسیله تبدیل میشوند(به همین دلیل نیز سیاست یک دستگاه زاینده قدرت تلقی نمیشود، سیاست در حقیقت یک دستگاه مبدل قدرت اقتصادی به نظم اجتماعی آنهم، از نوع تحمیل شده و قانونی آن است). در حالیکه در فرهنگ موضوع معکوس است.
در باب متافیزیک موسیقی (IX)

در باب متافیزیک موسیقی (IX)

یک رشته آکورد کنسونانت، همچون کرختی ناشی از برآورده شدن امیال، ملال آور و خسته کننده و پوچ می شود. از این رو گرچه دیسونانس ها ناراحت کننده اند و تاثیری تقریبا دردناک دارند، با این حالب باید به کار روند، اما تنها برای آنکه دوباره و با آمادگی مناسب در کنسونانس ها حل شوند. در حقیقت، در سرتاسر موسیقی تنها دو آکورد اصلی وجود دارد، یعنی آکورد دیسونانت هفتم و تریاد هارمونیک و تمامی آکوردهای موجود را می توان به این دو آکورد برگرداند.
منتشری: نگه داری سنت ها وظیفه ماست

منتشری: نگه داری سنت ها وظیفه ماست

ما این سی دی ها را به همین دلیل ضبط می کنیم چون وظیفه ماست. کلام و آهنگ و تصنیفش وارد بازار می شود. پدر و مادر ها وظیفه دارند که اینها را گوش کنند و تاریخچه و فلسفه اش را برای بچه هایشان بگویند. ما که این ها را به صورت مجموعه وارد بازار می کنیم. یادم است که روزی در خیابان می رفتم آقایی که موجه به نظر می آمد به سمتم آمد که سی دی “هفت سین” و “چهارشنبه‌سوری” در دست داشت و با من سلام و احوال پرسی کرد. من به او گفتم که می توانم بپرسم که چرا شما این دو تا سی دی را خریدید؟ گفت بچه های من در حال بزرگ شدن با فرهنگ امریکا هستند.
گفت و شنودی درباره سازهای ابداعی (IV)

گفت و شنودی درباره سازهای ابداعی (IV)

فرمودید: «حتی نوازندگان ویلن ایرانی هم از سیم های زه استفاده نمی کنند و اغلب یک پارچه ی بزرگ به ویلن وصل می کنند تا شفافیت صدا را کم کنند و صدای ویلن را از حالت اصلی خود به صدای تودماغی کمانچه نزدیک کنند میدانید چرا؟ چون ساز زدن با این سیمها مشکل است چون فالش نزدن با این سیمها مشکل است چون فالشی ها به بهترین شکل شنیده میشود در حالیکه وقتی شما با کمانچه فالش میزنید مردم خوششان هم می آید» البته در همه موارد اینطور نیست، بسیاری از نوازندگان مطرح ویولون کلاسیک از سیم های متال هم استفاده می کنند چه ایرانی و چه غیر ایرانی (حتما در فیلم ها دیده اید)‌ پارچه انداختن روی ویولون هم مشکل فالشی را حل نمی کند، فقط کمی (بسیار کم)‌ ارتعاش را دمپ می کند و این اتفاق باعث خاموشی هارمونیک هایی می شود که شدت کمتری دارند. ضمنا کسی از کمانچه فالش بیشتر از کمانچه ژوست خوشش نمی آید، اگر اینطور بود الان شاگردان استادان از استادان بیشتر طرفدار داشتند (گمان می کنم این قسمت را به مزاح گفتید!)
کلد پلی پایه گذار سبک جدیدی از موسیقی راک (I)

کلد پلی پایه گذار سبک جدیدی از موسیقی راک (I)

گروه انگلیسی کلد پلی (Cold Play) از محبوب ترین گروههای سبک آلترناتیو راک (alternative rock) است که تا کنون بیش از ۵۰ میلیون نسخه از آلبومهایشان به فروش رفته است. کلد پلی جوایز زیادی دریافت کرده و به سرعت نور به مراتب بالا و شهرت جهانی رسیده است. طرفداران کلدپلی نه تنها دوستداران موسیقی راک بلکه بسیاری از دوستداران موسیقی پاپ و سبک های دیگر هستند که همه و همه جذب موسیقی عمیق با ملودی ساده و دلچسب این پسران نابغه شده اند.
موسیقی و نلسون ماندلا (II)

موسیقی و نلسون ماندلا (II)

به دنبال این کنسرت ترانه های گوناگونی برای گرامی داشت و تجلیل مبارزه نلسون ماندلا که همچنان در جزیره روبن در زندان به سر می برد، ساخته شد. از جمله این آثار عبارتند از: اسیمبونانگا («او را ندیدیم»، Asimbonanga) که توسط گروه آفریقای جنوب به نام ساووکا (Savuka) که جونی کلِگ (Johnny Clegg) رهبری آن را بر عهده دارد، ساخته شد.