درباره مشکل «شیش هشت» و «میزان های لَنگ» در وزن شناسیِ موسیقی ایرانی (II)

در مکتب هنرستان موسیقی ملی، (بنیان گذار روح الله خالقی ۱۳۲۸ هـ. ش) نت نویسی، برای امکان نقل آسان به هنرجویان مبتدی، بر پایه «ساده نویسی» قرار گرفت؛ در نوشته های آن مکتب غیر از میزان های دو ضربی، سه ضربی، شش ضربی و به ندرت چهار ضربی، وزن های دیگری مشاهده نمی شود؛ گویا موسیقی ایرانی محدود به این چهار نوعِ وزن است. سعی بر این بود که هر نوع آهنگی با هر وزن پیچیده موسیقایی در یکی از این میزان ها چپانده شود. که البته با توجه دقیق به عمل موسیقی ایرانی مورد تائید قرار نمی گیرد. در موسیقی ایرانی شش ضربی ها همه ۳+۳ نیستند و علاوه براین وزن های مفصل و پیچیده وجود دارد که همه ساده نویسی شده اند.

به عبارت دیگر «وزن شناسی» در گفتمان عامیانه موسیقی ایرانی (جعفرزاده ص ۱۱) تبدیل به فنِ «میزان بندی» شده است و سعی بر این است که نت ها را در یکی از میزان های شناخته شده بالا جا بدهند. به عبارت دیگر، مفهوم مهم و موسیقایی «وزن» مورد توجه و شناخته شده نیست.

قبل از بررسی و نقد دقیق میزان شناسیِ ابتدایی در گفتمان موسیقی ایرانی، برای ایجاد کنجکاوی، یک اشاره می کنم به یک نمونه ی معروف از تصنیف های ۶/۸ در موسیقی ایرانی،که نشان می دهد «وزن» در میزان ۶/۸ همیشه «دو ضربی ترکیبی – هر ضرب یک سیاه نقطه دار» نیست. در میزان ۶/۸ انواع متفاوت «وزن» قابل شناسایی است. به عبارت دیگر تفکیک مفهوم «وزن» از «میزان» و «ضرب» از «تاکید» ضروری است. که برنامه اصلی این مقاله است.

این نمونه تصنیف «مرغ سحر» ساخته مرتضی نی داود با شعر ملک الشعرا بهار است که با وزن ۶/۸ نوشته می شود. نت نویسی موسی معروفی (در ۱۲۴ قطعه انتخاب داریوش صفوت ص ۲۹۴)

اما اگر دقت کنیم، می شنویم که با شیش هشت هایی مانند چهار مضراب ها یا رنگ شهرآشوب هم وزن نیست. (در سی دی شماره ۶ اجرا با سه تار یا اجرای تلویزیونی محمدرضا لطفی و هنگامه اخوان) میزان دوم و بسیاری از میزان هایی بعدی، در نت نویسی دلالت به ۳+۳ (یا همان دوضربی ترکیبی) دارد که درست نیست. یک نوازنده که تصنیف را نشناسد با این نت نویسی آن را با وزن رنگ شهر آشوب اجرا خواهد کرد که تاکید ها اشتباه خواهند بود و وقار و ابهت تصنیف از بین می رود:
رنگ شهر آشوب نوشه داریوش طلایی ۳+۳

اما در اجراها می شنویم که تاکیدها چنین اجرا می شوند:
«- مر – غسحر، – نا – له سر، – کن» با این تذکر که در این قسمت شعر و موسیقی درست تلفیق نیافته اند، اما این وضعیت در تصنیف ها بسیار رواج دارد و مشکلی ایجاد نمی کند.

بنابراین وزن این آهنگ از ۳+۳ ترکیب نشده و ترکیب آن ۴+۲ است ،.نت نویسیِ درست ۶=۲+۴ مطابق با اجرا:

اما در قسمت های دیگر که شعر و ملودی تلفیق یافته اند (ای خدا ای فلک ای طبیعت…) تقسیم بندیِ ۴+۲ واضح تر شنیده می شود و نت نویسی موسی معروفی هم دلالت بر این وزن ترکیبی دارد:

اجرای این تصنیف با تئوری «دوضربی ترکیبی» همخوان نیست و چنین تئوری پردازی منسجم نیست.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

افق‌های مبهم گفت‌وگو (V)

متن نیز «دیگری» دریافت‌کننده است. نه چون از آنِ دیگری است یا از فرهنگ دیگری است بلکه چون خود «دیگری» است. فارغ از این که از ورای آن مؤلف را ببینیم که در بخش نخست دیدیم، خواه‌ناخواه دیگری است. خود متن امری است جدا از «خود»، ممکن است لحظه‌ای به درون بیاید اما ماندگار نمی‌شود. متن جزئی از هیچ دریافت‌کننده‌ی مثالی‌ای نیست همچنان که حتا جزئی از مؤلفش هم نیست. از این رو متن بیش از هر مؤلفه‌ی دیگری نیازمند مفاهمه و دریافت است. حلقه‌ی آنچه تاکنون گفته شد به یاری درک دیگری متن است که کامل می‌شود.

درباره «سرزمین کلاغ‌های مهاجر»

مؤسسه فرهنگی هنری «آوای ماد» آلبوم «سرزمین کلاغ‌های مهاجر» به آهنگسازی مزدک کوهستانی را روانه بازار موسیقی کرده است. این آلبوم شامل هفت قطعه برای ویولن و ارکستر زهی است که با تفکرات موسیقایی قرن بیستمی و با رگه‌هایی از موسیقی ایرانی هرچند نهفته در لایه‌های موسیقی پلی‌تنال و بعضاً آتنال موسیقی غربی تصنیف شده‌اند. به گفته مزدک کوهستانی او در این آلبوم تلاش داشته که از آنچه موسیقی مدرن گفته می‌شود فاصله بگیرد. بابک کوهستانی در نقش سولیست این اثر حضور داشته است.

از روزهای گذشته…

جزئیاتى که آموزش موسیقى به آن نیاز دارد

جزئیاتى که آموزش موسیقى به آن نیاز دارد

یک تمرین خوب با یک برنامه خوب و صحیح آغاز مى شود. اگر شما ۵ دقیقه تمرین را در برنامه یک روز شلوغ خود جا مى دهید یا یک بعدازظهر کامل را صرف این کار مى کنید، باید نحوه درست تمرین کردن را بدانید. تمرین کردن جزئیات زیادى دارد که آموزش موسیقى محتاج آن است. البته قطعاً زمانى که به درستى تمرین مى کنید هم مسائلى از قبیل مشکلات موجود در قطعات، شگفتى هاى پنهان در آنها و تجربه هاى تازه هم به وجود مى آید. اما مى توانید از قبل خود را براى آنها آماده کنید. یک برنامه صحیح به شما شیوه تمرکز حواستان روى یک مشکل براى برطرف کردن آن را آموزش مى دهد. منظور من از برنامه، توالى خشک یک سرى فعالیت نیست.
اشتوکهاوزن، عقل گرا و عارف (I)

اشتوکهاوزن، عقل گرا و عارف (I)

کارلهاین اشتوکهاوزن که در ۷۹ سالگی درگذشت یکی از موزیسین های آینده بین و برجسته قرن بیستم بود. اشتوکهاوزن پیوسته یک بیت شعر از ویلیام بلیک را نقل می کرد: «کسی که لذت را در لحظه در می یابد، در طلوع جاودانگی به سر می برد». اشتوکهاوزن که مانند بلیک، تصویر های ذهنی خود را دنبال می کرد؛ همانند او به راه های عجیب غریب کشانده شد. در نتیجه او احترام فرقه ای را به خود جلب کرد که پیروی از آن در بین آهنگسازان قرن بیستم منحصر به فرد است. البته باید اشاره کرد که نتیجه فعالیت های او همچنین به تمسخر این آهنگساز نیز منجر شد. شاید این جمله از راجر اسکروتن که می گوید: «اشتوکهاوزن بیشتر از اینکه امپراطوری برهنه باشد، ستی از لباس های با شکوه است که یک امپراطور کم دارد» این دید تردید آمیز درباره اشتوکهاوزن را به خوبی توضیح می دهد. این دیدگاه از دهه ۷۰ قرن بیستم در کشورهای آنگلوساکسون حاکم است.
نگاهی به وضعیت خواننده و خواننده سالاری در موسیقی معاصر ایران (I)

نگاهی به وضعیت خواننده و خواننده سالاری در موسیقی معاصر ایران (I)

شاید همۀ ما سالهاست که با این واژۀ نام آشنا مواجه هستیم و با معضلات و حواشی آن دست و پنجه نرم می کنیم. البته این پدیده (خواننده سالاری) جزئی از معضلات و مشکلات هنری در کلیۀ کشورها و فرهنگ ها است ولی این مساله در ایران به مانند بسیاری از مسائل دیگر بالاخص در ۳ دهۀ اخیر به مساله ای پیچیده و لاینحل تبدیل شده و بازتاب اجتماعی و فرهنگی آن بسیار ملموس تر از بسیاری فرهنگ های دیگر در سایر ملل می باشد.
گزارش جلسه هشتم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (V)

گزارش جلسه هشتم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (V)

«حقیقت اینست که روزی روزگاری نسل بدبختی، غم جانش را، در مادر چاه قناتی گریسته است و شما در طول قنات تاریخ این زنجموره ننه من غریبم را چاه به چاه در اعصاب ملتی فرو کردید که برای قیام بر جهل و ظلم و سیاهی نیازمند شادی و نور و جرات است. چقدر دلم می‌خواست فرصتی باشد تا بتوانم روی کلمه‌ی شادی تکیه کنم و با همه‌ی وجود به مدح آن بپردازم! افسوس که این موسیقی موذی از درون جونده، مویه‌گر پایین تنه‌های محروم و به انحراف کشاننده‌ی مفاهیم عمیق انسانی عشق و شادی و زندگی است! افسوس که این موسیقی جرثومه‌ی فساد و تباهی جان است.» (شاملو ۱۳۶۹)
گام بلوز را بهتر بشناسیم

گام بلوز را بهتر بشناسیم

یک گام بلوز در نسخه استاندارد شامل نتهایی با فاصله های پایه، سوم کوچک، چهارم درست، چهارم افزوده، پنجم درست و هفتم کوچک است.
نگاهی به Rhapsody in blue

نگاهی به Rhapsody in blue

راپسودی آبی از مشهورترین کارهای George Gershwin می باشد که فقط طی پنج هفته در سال ۱۹۲۴ توسط این موسیقیدان بزرگ تهیه شده است. این کار زیبا به سفارش سرپرست یک گروه موسیقی – بنام پاول وایتمن (Paul Whiteman) در اواخر سال ۱۹۲۳ – برای اجرا در سالروز تولد آبراهام لینکلن ساخته شد.
در خانه عنایت الله شیبانی با استاد سه تار، احمد عبادی (II)

در خانه عنایت الله شیبانی با استاد سه تار، احمد عبادی (II)

به لباس های عبادی که بسیار خوشرنگ بود خیره شدم و به کفش هایش که انگار تازه از کفاشی خریده است، کروات و «پوشت» او که با لباسهایش هماهنگی کامل داشت و بوی ادکلنی که در فضای اطاق پیچیده نشان می داد که تا چه حد به نظافت و حفظ ظاهر اهمیت میدهد. شاید خنده دار باشد اگر بگویم که جوراب های عبادی هم از نظر رنگ و فرم برای من تازگی داشت.
نگاهی به اپرای مولوی (XVIII)

نگاهی به اپرای مولوی (XVIII)

این پرده که دیدار نام دارد و با همان ملودی «پرده ششم» (که به عنوان موسیقی آرم این اپرا هم در دی وی دی آن در نظر گرفته شده)‌ آغاز می شود ولی اینبار کر بدون کلام نمی خواند و به اجرای مثنوی مشهور مولوی که با نام نی نامه مشهور است می پردازند: « بشنو از نِی چُون حکایت می‌کند، از جُدایی‌ها شکایت می‌کند…» فرشتگان با شمعی به دست رقصان این بخش را اجرا می کنند و شمس و مولوی را در حال سماع می بینیم.
گفتگو با عمر زیاد قانون‌نواز عراقی (II)

گفتگو با عمر زیاد قانون‌نواز عراقی (II)

در کشور عراق اولین کسی که قانون و قانون نوازی را در ارکستر رسمی کرد چهره ی سرشناسی بود به اسم “یوسف زعرور” (Yusuf Zaarur) که ایشان از یهودی های کشور عراق بودند و از ایشان می توانم به عنوان “موسس قانون” در کشور عراق نام ببرم. او در زمان خودش شیوه های خاصی داشت و فرد متمایزی بود و این مربوط به دهه های ۲۰ و ۳۰ میلادی است و بعد از آن با ورود رادیو و تلویزیون به معروفیت و شهرت ایشان اضافه شد. “زعرور” با بسیاری از هنرمندان و خواننده های معروف همکاری داشته است. بعد از او از نسل های دیگر می توان از “سالم حسین” و “حسن شکارچی” نام برد.
ضیائی: سازسازی را به شیوه آکادمیک تدریس میکنم

ضیائی: سازسازی را به شیوه آکادمیک تدریس میکنم

گام ها را با تاریخ آغاز کردم و در مسیر شناخت مواد، ابزارسازی، فیزیک، شیمی، هندسه، هنر ساخت ویلن را به پیش گرفته و با آموزش و کسب علم در هر جایی از این کره خاکی که لزوم و امکان آن فراهم بود، مسیر را ادامه داده و ما حصل آن را به علاقمندان این رشته در ایران تحت پوشش کارگاه تخصصی ساخت ویلن در حد توان انتقال دادم.