تئودوراکیس، موسیقیدان سیاسی

میکیس تئودوراکیس
میکیس تئودوراکیس
تئودوراکیس را همه با موسیقی فیلم زوربایی یونایی میشناسند. آهنگسازی محبوب در میان مردم کشورش که جدا از حرفه اش در زمینه آهنگسازی فعالیت های سیاسی اش نیز مورد توجه بود و در برهه ای از زمان به دلیل این فعالیت های سیاسی، موسیقی و فعالیت وی در کشورش ممنوع بود! موسیقی و سیاست عناصری ناگسستنی در آثار تئودوراکیس میباشند.

میکیس تئودوراکیس (Mikis Theodorakis) در ۲۹ جولای سال ۱۹۲۵ در یونان بدنیا آمد.

audio file بشنوید قسمتی از زوربا را

وی در سطح بین المللی با موسیقی فیلم زوربای یونانی در سال ۱۹۶۵ و فیلم Z در سال ۱۹۶۹ و سرپیکو در سال ۱۹۷۳ شناخته شده است.

وی دوران کودکی اش را در شهرهای مختلف یونان مانند: Mytilene, Cephallonia, Pyrgos, Patras, and Tripolis سپری نمود و علاقه زیادی به موسیقی داشت؛ از همان دوران کودکی بدون داشتن هیچ سازی برای خود آهنگ می ساخت. دروس اولیه موسیقی را زمانی که در شهرهای Pyrgos و Patras بود فرا گرفت و در سن ۱۷ سالگی اولین کنسرت خودش را اجرا نمود.

audio file بشنوید قسمتی از زوربا را

پس از مدتی وی به کنسرواتوار موسیقی آتن رفت و زیر نظر مشغول Philoktitis Economidis به فراگیری آهنگسازی شد. در سن ۱۸سالگى در خلال جنگ دوم جهانى به جنبش مقاومت کشورش علیه اشغالگران آلمانى و ایتالیایى پیوست که در جریان جنگ داخلى یونان در سال هاى ۱۹۴۶ تا ۱۹۴۹ نیز در جرگه فعالین سیاسی بود و در جبهه چپ نیروهاى سیاسى یونان ایستاد که در آن دوران بارها زندانى و یا روانه تبعید شد.

او در سال ۱۹۶۳ بصورت رسمی وارد سیاست شده بود و حزب جوانان دموکراتیک را بنیان نهاده بود؛ اما دیکتاتوری نظامی در یونان شکل گرفته و در سالهای ۱۹۶۷ الی ۱۹۷۴ او دستگیر شده و مورد شکنجه قرار گرفت و گوش دادن به آثار وی نیز ممنوع شد، در نهایت از کشور تبعید شد. تئودوراکیس پاریس را انتخاب نمود و در آنجا بود که با کنسرتهایش که در راه آزای و حقوق بشر بود توانست خود را به عنوان یک هنر فعال در راه صلح جهانی به دنیا بشناساند.

در واقع خلاقیت و رشد فکری واقعی او در آهنگ سازی زمانی شکل گرفت که در کنسرواتوار پاریس مشغول به تحصیل شد و دروس آنالیز موسیقی را زیر نظر Olivier Messiaen و رهبری را با Eugene Bigot گذراند.

سالهای ۱۹۵۴ الی ۱۹۵۹ در پاریس زمانی بود که بستر اصلی فکری تئودوراکیس، در زمینه آهنگسازی شکل گرفت. در آن دوره وی قطعات مختلفی نوشت از جمله آثار سمفونیک، کنسرتو پیانو، سوئیت سمفونیک بود که مورد استقبال از سوی جامعه موسیقی قرار گرفت. در سال ۱۹۵۷ وی مدال طلایی فستیوال موسیقی مسکو را از آن خود نمود.

در سال ۱۹۵۹ Darius Milhaud استاد بزرگ موسیقی، تئودوراکیس را به عنوان برترین آهنگساز سال اروپا بخاطر اجرای باله Antigone در Covent Garden در لندن به آکادمی موسیقی Copley Music Prize معرفی نمود.

audio file بشنوید از آثار تئودوراکیس را برای آواز و ارکستر

آثار برجسته او تا سال ۱۹۶۰ عبارتند از:
موسیقی مجلسی:Trio four piano, violin, cello; Sonatina for piano ; Sonatines n° ۱ et 2 for violin and piano
آثار سمفونیک:Assi-Gonia (symphonic movement); Symphony n° ۱ (Proti Simfonia); Piano Concerto “Helicon”; Suites n° ۱, ۲ et 3 for orchestre; La Vie et la Mort
باله:Greek Carnival; Le Feu aux Poudres; Les amants de Téruel; Antigon

پس از این دوران وی با انسی که به فرهنگ و موسیقی یونان داشت، به یونان زادگاه خویش برگشت و مجموعه آوازهای وی با عنوان Epitaphios به نوعی یک انقلاب فرهنگی در کشور یونان بود را منتشر کرد. ارائه آثاری از برجسته ترین اشعار یونانی در قالب موسیقی، موجب شناخته شدن این فرهنگ به دیگر جوامع بود، آثاری همچون :Little Kyklades”, “Axion Esti”, “Mauthausen”, “Romiossini”, و “Romancero Gitan از این قبیل آثار میباشد.

تئودوراکیس، توانست خود را به عنوان سمبل موسیقی یونان و بزرگترین آهنگساز یونان به همگان معرفی نماید. او ارکستر کوچکی را در یونان تشکیل داد و کنسرتهای متعددی نیز برگزار نمود.

تئودوراکیس هر ساله کنسرتهای متعددی را در سرتاسر دنیا و بر اساس اهداف صلح جویانه و آزادی گرایایی برگزار میکند که از میان آنها میتوان بهT، کنسرت سال ۱۹۹۳ با عنوان موسیقی بدون مرز و با هدف برقراری صلح میان یونان و مقدونیه که وی به همراه «زولفو لیوانلى» موسیقیدان و و یکی از فعالان سیاسی ترکیه «انجمن صلح یونان و ترکیه» را با بنیان. نیز کنسرت به مناسب صدمین سالگرد تدوین منشور حقوق بشر در سال ۱۹۹۸ اشاره نمود.

mikis-theodorakis.net

3 دیدگاه

  • سیفی
    ارسال شده در خرداد ۲۲, ۱۳۸۷ در ۵:۴۱ ق.ظ

    با تشکر از مقاله شما می خواستم یادی بکنم از همکاری میکیس تئودوراکیس و کاستا گوراس در ساخت فیلم های انقلابی و به یادماندنی Z و حکومت نظامی. این دو هنرمند عزیز افرادی هستند که نسبت به کشور خویش متعهد بوده اند و درد اجتماع دغدغه اصلی شان بوده.

    http://www.imdb.com/title/tt0070959/
    http://www.imdb.com/title/tt0065234

  • محمد
    ارسال شده در خرداد ۲۳, ۱۳۸۷ در ۱۱:۵۹ ق.ظ

    ضمن سپاس از مقاله شما، من با تئودوراکیس موسیقیدان بزرگ و آزادمنش معاصر، از زمان دیدن فیلم زوربای یونانی، و سپس از زمان ۱۱ سپتامبر و حمله نظامی امریکا و متحدانش به افغانستان و عراق و اعتراض شدید او به جنگ، از طریق اینترنت و خواندن مقالات و نامه های او آگاه بودم. همینطور از اعتراضات تئودوراکیس به دولت اسرائیل و حمایت او از فلسطینی ها در ده های اخیر. بد نیست بدانیم در دورانی، این موسیقیدان برجسته به “ضد یهود بودن” متهم شده بود، و وی کنسرتی برای یهودیان برگزار کرد تا خود را از این اتهام تبرئه نماید. (با جستجو در وب سایت شخصی تئودوراکیس، جزئیات این اخبار قابل دسترسی است).

    بر این اعتقادم که اگر همه ی هنرمندان برجسته مخصوصا جامعه موسیقیدانان بزرگ جهان همه آزاد اندیش و روشنگر بودند، و آثار آنها نه صرفا “هنر برای هنر”، بلکه “هنر برای روشنگری بشریت”، بود، و جامعه ی هنرمندان، درمسائل جهانی و سیاست مثل بتهوون و تئودوراکیس، شجاعانه ابراز نظر می کردند، شاید اکنون شاهد جهانی بهتر بودیم. همه می دانیم که بتهوون نیز در ابتدا دلاوری های انقلابی ناپلئون بناپارت را ستود و سنفونی بزرگ اروئیکا را به او تقدیم کرد، اما در پی خودکامگی وی، آن سنفونی را از او پس گرفت.

    البته موسیقیدانان ایرانی همان بهتر که هرگز وارد سیاست نشوند! همینطوری، ریششان نزد مسئولین متحجر گرو است و ۸ موسیقی ما گرو ۹ مان است ! ، وای به اینکه ابراز نظر سیاسی هم بکنند !

    این هم نامه ی سرگشاده و پر احترام هنرمند آزاد اندیش (تئودوراکیس) به رییس جمهور ایران در اواخر سال ۲۰۰۶ در اعتراض به قانون اعدام در ایران، که شاید برای خوانندگان ارجمند جالب توجه باشد:

    http://en.mikis-theodorakis.net/index.php/article/articleview/481/1/70/

  • شکاری
    ارسال شده در تیر ۲۶, ۱۳۸۸ در ۱:۴۸ ق.ظ

    من به تازگی این فیلم رو دیدم و در کنار سایر نکات درخشانی که اثر کاکویانیس برایم به همراه داشت موسیقی بیادماندنی تئودوراکیس بود که هیچگاه تصور فیلم بدون این موسیقی را مممکن نمی سازد.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

لیر یا چنگ ارجان (IV)

موسیقی شناسان آلمانی و اتریشی “Curt Sachs” و “Erich von Hornbostel” سیستم رده بندی سازها را در ۱۹۱۴ ارائه دادند. خط کلی این رده بندی برمبنای بررسی اولین صفت مشترک سازها یعنی ویژگی فیزیکی ارتعاش ساز بنا شده است. بر این اساس سازها به پنج دسته تقسیم می شوند:

درباره‌ی پتریس وسکس (VI)

در آغاز این قرن در سال ۲۰۰۵ وسکس قطعه‌ی دیگری با عنوان کانتو دی فورتزه برای دوازده ویولنسل و فیلارمونیک برلین نوشت. او می‌گوید «این قطعه با قسمتی ساکن و خاموش شروع می‌شود. قلب کار شامل دو موج گسترشی است. ابتدا قطعه به آرامی فرود می‌کند و دور می‌شود تا با موفقیت به اوج برسد. سپس منجر به یک نقطه‌ی عطف می‌شود. در مقایسه، بیشتر قطعات و ترکیبات من در سکوت حل می‌شوند. نقطه‌ی اوج کانتو در فورتزه در یک فورتیسیمو بسیار پر قدرت وجود دارد. من متوجه شده‌ام که با موسیقی می‌توان جهان را متعادل نگه داشت.»

از روزهای گذشته…

لیر یا چنگ ارجان (III)

لیر یا چنگ ارجان (III)

محسن شهرنازدار در مقاله “سازشناسی و سازهای اقوام ایرانی” مطالبی را در مورد باستانشناسی و اهمیت آن در شناخت موسیقی قدیم ایران مطرح کرده است. او اعتقاد دارد مهمترین اسناد حضور موسیقی در دوران باستانی ایران، یافته های باستان شناسی است. تاریخ تمدن موسیقی در فلات ایران، صرفا بر اساس اشاراتی که در متون کهن تاریخی در این باره وجود داشته است، از دوره هخامنشی عقب تر نمی رفته است اما امروزه یافته های باستان شناسی گواهی می دهند که تاریخ حضور موسیقی و ساز در تمدن ایرانی به هزاره های قبل تر از تاریخ هخامنشیان و به دوران تمدن عیلامی و حوزه های تمدنی کوچک تر در فلات ایران باز می گردد.
واریاسیون های موتسارت

واریاسیون های موتسارت

از کارهای زیبای موتزارت می توان به واریاسیون های او روی قطعات و ملودی های معروف اشاره کرد.
کنسرواتوار ایروان در گفت وگو با نیک‌رای کوثر (قسمت اول)

کنسرواتوار ایروان در گفت وگو با نیک‌رای کوثر (قسمت اول)

نیک‌رای کوثر ویولنیستی جوان است متولد ۱۳۶۵ شیراز. در یازده سالگی موسیقی را با ساز ریکوردر آغاز کرد و بعد از یک سال به ویولن تغییر ساز داد. مدتی محضر شجاع‌الدین لشکرلو را درک کرد و با ارکستر آذرگون، ارکستر مجلسی دیبا و کوارتت آرشه همکاری داشته است. نیک‌رای هم‌اکنون از دانشجویان موفق کنسرواتوار ایروان در ارمنستان است.
دستانم یاریم نمی کنند (I)

دستانم یاریم نمی کنند (I)

امروزه یکی از شایعترین معضلات عضلانی که گریبان نوازندگان را می گیرد (به خصوص نوازندگانی که بصورت حرفه ای موسیقی را دنبال می کنند)، سندروم کرامپ نویسندگان یا نوازندگان (Writers Cramp) می باشد. این سندروم بصورت انقباض عضلانی به خصوص در دو ناحیه شست دست و ساعد بوجود می آید و باعث اختلالات حرکتی در دست نویسندگان، نوازندگان و تمامی کسانی که بصورت دائمی از انگشتان دست فعالیتی تکراری را طلب میکنند، می شود.
بررسی جنبش احیای موسیقی دستگاهی در نیمه سده‌ حاضر (II)

بررسی جنبش احیای موسیقی دستگاهی در نیمه سده‌ حاضر (II)

با به‌کار بردن واژه‌ی منحط یا واژگانی از این دست برای اجرا‌های موسیقی رادیویی در آن وقت، و سعی در اثبات این موضوع که موسیقی دستگاهی نمونه‌ی موسیقی هنری و اندیشمندانه (گاه در گرایش‌های سختگیرانه‌تر، تنها شکل هنری موسیقی ایران) است، عملا جنبش می‌خواست وضعیت موسیقی را بهبود بخشد و الگوی موسیقایی بهتری را دست‌کم برای قشر فرهنگی جامعه‌ی آن‌وقت ارائه کند. نگاهی اجمالی به گفته‌های اعضای جنبش در آن سال‌ها، میزان تطابق وضعیت جنبش احیای موسیقی را با تعریف لیوینگستُن نمایش می‌دهد:
ظرایف آرشه (I)

ظرایف آرشه (I)

هر آرشه بسته به میزان عواملی چون چگالی، فشردگی بافتی و مقاومت چوب و نیز منحنی انحنا در راستای طولی که بر اساس آن طراحی و ساخته شده به میزان مشخصی توسط پیچ انتهایی بایستی سفت شود که در آن مقدار، بهترین پاسخ برای تکنیک های پرشی آرشه بدست می آید.
نگاهی به نقش ارکستر سمفونیک تهران در جشنواره بیست و دوم فجر (I)

نگاهی به نقش ارکستر سمفونیک تهران در جشنواره بیست و دوم فجر (I)

بیست و دومین جشنواره موسیقی فجر هم به پایان رسید و با اتمام این جشنواره اهالی و علاقمندان موسیقی مطمئن شدند که برگزار کنندگان این جشنواره ها کوچکترین درسی از ۲۲ سال برگزاری این مراسم نگرفته اند.
موسیقی کانتری (IV)

موسیقی کانتری (IV)

در سال ۱۹۷۷ خانم دالی پارتون (Dolly Parton) موسیقیدان برجسته سبک کانتری با آهنگ “اینجا باز هم تو” به عنوان بهترین آهنگ کانتری و در رده سوم بر روی بیلبورد بهترینهای پاپ آمریکا جای گرفت. همچنین کنی راجرز (Kenny Rogers) پس از موفقیت در پاپ، راک و موسیقی محلی با آهنگ “لوسیل” به موسیقی کانتری راه یافت و در رده پنجم بیلبورد بهترینهای پاپ آمریکا قرارگرفت. در حقیقت راجرز و پاترون هر دو این توانایی را داشتند که هم زمان هم در موسیقی کانتری و هم پاپ برترین باشند.
طبقه بندی صدای انسان در آواز (I)

طبقه بندی صدای انسان در آواز (I)

در موسیقی سیستمی وجود دارد که میتوان بر آن اساس جنسهای مختلف صدا (زنان و مردان) را در موسیقی کلاسیک و خوانندگی در اپرا طبقه بندی نمود و همچنین بر آن اساس شیوه های خواندن در سالنهای اپرا و تالارهای اجرا، رنگ و حجم صدا (آنهم بدون استفاده از ابزار مصنوعی و تقویت کننده) را طبقه بندی کرد.
نمودی از جهان متن اثر (XI)

نمودی از جهان متن اثر (XI)

نقد موسیقی نیز به شکل گسترده‌ای آنالیز را به‌ کار می‌برد و همچنین موسیقی‌شناسی به گونه‌ای آن را به کار می‌گیرد تا حدی که برخی اساسا آنالیز را عملی موسیقی‌شناسانه تلقی می‌کنند (۴۹). اگر هدف شناخت خود موسیقی باشد زیاد هم شگفت‌آور نیست که یکی از راه‌های اصلی آنالیز باشد؛ چه چیز بیش از این ممکن است به گشودن یک اثر موسیقی برای فعالیتی شناختی نزدیک شود؟