روش سوزوکی (قسمت سوم)

شینی چی سوزوکی (1898-1998)
شینی چی سوزوکی (1898-1998)
تربیت و پرورش، عشق، علاقه، محبت و دوستیست؛ استعداد و توانایی ایجاد قابلیت می کند
یک بذر نیازمند زمان و زمین خوب است تا بتواند جوانه بزند و شروع به رشد کند…

در بخش ما توکیوشیناگاواکه (TokioShinagawa) که آقای میازاوا آنجا را اداره میکرد، یک پرنده کوچک دم درازی داشتیم که برای بچه های کوچکتری که برای درس ویولون به اینجا می آمدند بسیار عزیز بود. از زمانی که خانم و آقای میازاوا این مرغ مینا (یا بلبل) را خریدند، از همان ابتدا زبان ژاپنی یادش دادند، مرتب می گفت من پیکومیازاوا هستم!

بعدها این مرغ مینا کوچک با صدای تیزش چیزهایی را که تصادفا شنیده بود، به بچه ها می گفت: می گفت پیکو یک مینای کوچولو و دوستداشتنی است و تکرار می کرد، به عقیده آقای میازاوا یک مرغ مینا را باید از زمان تولدش تعلیم و آموزش داد، برای این کار در ابتدا پشتکار انرژی و تحمل زیاد لازم است.

برای اینکه بلبل حرف زدن را یاد بگیرد. توانایی هایش را باید رشد داد، باید کلمات لازم را دائما برایش تکرار کرد گاهی کار به جائی می رسد که ممکن است خسته و مایوس شویم ولی ناگهان متوجه می شویم که به نتیجه تلاشمان رسیده ایم.

اسم پیکو در ابتدا تقریبا هر روز پنجاه بار برای مینا تکرار می شده، یعنی سه هزار بار در دوماه!

ناگهان مینا شروع کرد به گفتن پیکو! اگر این تمرین ها با مینا با پشتکار هر روز تمرین نمی شد در نتیجه مینا هم نمی توانست استعداد و قابلیت و توانائیش را نشان بدهد. بوسیله تمرین هر روزه معلومات و آگاهی مینا در ذهنش جا گرفت. بدین ترتیب می بایستی استعداد و توانائیش بسط و گسترش پیدا میکرد تا زمانی فرا رسید و شکوفا شد.

آماده کردن، زمان و محیط اطراف باید همگی حرکتی را بوجود بیاورند. یک دانه ای که در زمین کاشته ایم را ما نمی توانیم ببینیم، در حالیکه آب حرارت نور و سایه همگی هر روز درکارهستند و تمام وقت به این دانه رشد میدهند، این تغییرات نامحسوس هستند تا اینکه جوانه در برابر چشمان ما ظاهر می شود. آیا این مشاهدات مقایسه شدنی و قابل تامق نیستند؟

بذر به طور فوق العاده ای در حال رشد است
هنگامی که جوانه به یکباره موفق به دیدار روشنائی شد، تند و تندتر رشد می کند. همچنین بعد از اینکه مینا سه هزار بارتکرار کرد، یاد گرفت که پیکو بگوید بعد به آن میازاوا اضافه کردند.

بعد از اینکه هر روز به مدت پانزده دقیقه شنید، توانست بعد از دویست بار تکرار شدن بیان کند. بدون شک این خاصیت در انسانها هم هست و هر چیزی را که یاد می گیرد در ابتدا طول می کشد؛ تا اینکه غنچه و جوانه با قابلیت و توانائی و استحکام مستقر شود… بهر حال رفته رفته این توانائی رشد می کند. اینطور نیست؟ زمانهائی می رسد که انسان دست می کشد و امیدش را از دست می دهد زیرا نتیجه ای ملموس مشاهده نمی شود و بعد تمام زحماتی که تا به آنجا کشیده شده بی فایده می ماند.

کاشت و پیوند زدنهای اولیه دوباره رو به پژمرده گی میرود، تمام تلاشها ربط پیدا میکند به صبر و حوصله و تکرار تکرار. به این شکل و وضعیت اتفاق می افتد و ما آموزش جالب توجه پیکو را مشاهده کردیم، پس ما میتوانیم متوجه بشویم که توانایی، لیاقت می آفریند.

بعدها پیکو بطور مستقل و بدون کمک کسی کلمات مختلفی یاد گرفت. زمانیکه بچه ها در اطاق تمرین قطعاتشان را اجرا میکردند پیکو هم با بچه ها با صدای کوچولوی شیرینش میخواند. این ثابت میکند که استعداد بوسیله قابلیت رشد پیشرفت میکند و دانه کاشته شده با توانایی به سرعت رشد میکند.

آقای میازاوا یک رویدادی را گزارش میکرد که میگفت، زمانی که من چند روزی گرفتار سرفه شدیدی شده بودم اتفاق جالبی افتاد که طبق معمول پرنده شروع کرد به گفتن من پیکو میازاوا (Pieko Miyazawa) هستم و بعد شروع کرد به سرفه کردن! طبیعتا کسی به پیکو سرفه کردن را آموزش نداده بود او خودش این کار را یاد گرفته بود.

رفتار این پرنده (و سرفه کردن) سندی است برای باورهای من در رشد استعداد. یک احترام بزرگی برای آقای پیکو میازاوا قائل شدم، برای اینکه چنین پرنده کوچکی را پرورش و تربیت کرده بود که خود خیلی از روشهای پرورشی بچه ها را دربر دارد!

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

واکاوی نظری موسیقی امبینت (VIII)

به نظر می رسد همزمان با ظهور عصر فضا، در موسیقی نیز فناوری جدیدی متناسب با آن ظهور کرده است تا موسیقیدانان بتوانند احساسات خود را با آن بیان کنند. همین احساس بعدها (۱۹۸۳) هنوز در برایان انو زنده است و در پشت جلد آلبوم «آپولو» از شیفتگی خود برای خلق آثاری که در راستای دستاوردهای نوین علمی بشر باشد می نویسد.

بررسی برخی ویژگی های ساختاری آثار پرویز مشکاتیان (XIX)

بیشتر آثار پرویز مشکاتیان برای گروه ساز های ایرانی تنظیم شده اند و تعدادی معدودی از آنها توسط هنرمندانی چون محمدرضا درویشی و کامبیز روشن روان برای ترکیب ساز های ایرانی و جهانی تنظیم شده اند. این آثار به شرح زیر هستند:

از روزهای گذشته…

لئو فندر شخصی که نمی توانست حتی یک نت بنوازد

لئو فندر شخصی که نمی توانست حتی یک نت بنوازد

کلارنس لئونیداس فندر (Clarence Leonidas Fender) در سال ۱۹۰۹ در کالیفرنیای آمریکا بدنیا آمد. او از کودکی به مسائل برقی و مهندسی علاقه بسیاری داشت و دائم در حال ساخت و تعمیر رادیو و دیگر وسایل الکتریکی بود.

گروه موسیقی صهبای کهن به یاد پایور می نوازد

گروه موسیقی صهبای کهن به یاد پایور می نوازد

گروه موسیقی صهبای کهن به سرپرستی علی نجفی ملکی و آواز رامین بحیرایی، به اجرای رپرتواری از آثار فرامرز پایور می پردازد. گروه موسیقی صهبای کهن، پیش از این نیز آثاری از این آهنگساز موسیقی ایران به روی صحنه برده است ولی این اولین بار است که یکی از مشکل ترین قطعات فرامرز پایور که با همکاری احمد عبادی ساخته شده را به صورت رسمی اجرا می کند.
اینجا همه چیز در دسترس من است …

اینجا همه چیز در دسترس من است …

Norah Jones ، پیانیست و خواننده ، متولد ۱۹۷۹، توانسته است با ارائه موسیقی خاص – موسیقی ای ساده و ترکیبی از jazz و rock – توجه محافل موسیقی را با ارائه ترانه هایی زیبا بخود جلب کند. پدر او راوی شانکار ، نوازنده شهیر سیتار هندی است که با نبوغ خود توانسته گوشه هایی از موسیقی و فرهنگ کهن هند را به جهانیان نمایش دهد.
آثار باقیمانده از ردیف موسیقی ایران (III)

آثار باقیمانده از ردیف موسیقی ایران (III)

درباره نت نویسی کتاب مذکور لازم به توضیح است که از ذکر علاماتی که مبین حالت است، در نت نویسی خودداری شده، گو اینکه موسیقی ردیفی ایران بدیهه سرائی است و این حالات را بنا به سلیقه نوازنده واگزار مینمایند ولی چقدر به جا بود که این حالات را همانگونه که اساتید گذشته اجرا مینمودند، در نت نویسی اضافه مینمودند، مطلب دیگر اختلافاتی که بین این ردیف و سایر آثار بازمانده ساز اساتید گذشته به چشم میخورد، مثلاً در اولین دستگاه کتاب مذکور که مشهور است آنچه ذکر شده با آواز شور که توسط آقای علینقی وزیری، حضوری از پنجه آقا حسینقلی به نت درآورده، اختلاف فاحش دارد، همچنین است اختلاف در ردیف چهارگاه، ولی در دستگاه ماهور مقدمه آواز آن کاملاً با آنچه آقای وزیری نت کرده اند منطبق است و نواها توافق دارد.
گوستاو مالر (I)

گوستاو مالر (I)

گوستاو مالر (Gustav Mahler) از بهترین رهبران ارکستر و اپرا، همچنین به عنوان مهمترین آهنگساز اواخر رومانتیک-اوایل مدرنیزم شناخته شده است. اگرچه موسیقی او هیچ گاه تا پیش از مرگش از طرف کشور اطریش به طور شایسته ای مورد توجه و قبول واقع نشد. مالر سمفونی ها و اشعار فراوانی تصنیف کرد. او در خانواده یهودی آلمانی زبان در کالیشت به دنیا آمد. دومین فرزند از چهارده فرزند خانواده بود. آنان به جیلوا (جایی که مالر کودکی اش را در آنجا سپری کرد و والدینش به استعداد او در سن ۶ سالگی پی بردند و او را به کلاس پیانو فرستادند) نقل مکان کردند.
لطفی، نظریه پرداز-پژوهشگر (IV)

لطفی، نظریه پرداز-پژوهشگر (IV)

پیوند زدن مفهوم سرعت اجرا و منحصر به فرد بودن نغمه‌ی اجرایی با مقام و کارکرد نغمه‌ها در آن یکی دیگر از مختصات نظریه‌ی وی است. او معتقد است مقام‌ها هر چه که در محور اصلی بالاتر می‌روند سرعت اجرایشان بیشتر می‌شود (۱۳) (هر چه به نغمه‌های زیرتر در اجرای یک دستگاه نزدیک می‌شویم) (۱۴). همچنین از نظر لطفی هر نغمه از نظر نواک در ساختار دستگاه منحصر به فرد است (به عنوان مثال نمی‌توان به ساختمان دستگاه وفادار ماند و یک درآمد را منطقه‌ی زیرتری از اوج همان دستگاه اجرا کرد).
عدم اعتنا به بی اعتنایی! (III)

عدم اعتنا به بی اعتنایی! (III)

آیوز می نویسد: «علایق غریزی هنر در هر فرد، حرکتی پیش رونده دارد و این علایق، آمال و آرزوها را برآورده می سازد. غریزه هنر از هر فرد، انسانی نوین به بار آورده و افق های تازه ای پیش روی او می گشاید. به وضوح می بینم آن روز را که فردی عادی هنگام پوست کندن تکه ای سیب زمینی، موسیقی حماسی خویش را زمزمه کند یا سمفونی و اپرایی برای خود بنویسد؛ نیز میبینم که یکی از این خلایق، در غروبی بر صندلی حیاط پشتی خود نشسته و پیپی دود می کند و در همان حال که به کودکان سرخوش می نگرد، می شنود که آنان نیز تم های موسیقی خود را برای سونات های زندگی خویش زمزمه می کنند، پس به دوردست ها و کوه ساران خیره می شود و در می یابد که رؤیاهای او به واقعیت تبدیل گشته است و نغمه های متعالی سمفونی روزانه را که در گروه های کر متجلی گشته است می شنود؛ نغمه هایی زیبا که بر بادهای غرب و شرق سوارند و بر شاخسارها می وزند!»
مروری بر آلبوم «سالنامه»

مروری بر آلبوم «سالنامه»

سالنامه در میان آثار فیاض، بیش از همه در مسیرِ «در گذر» است. علاوه بر مشابهت در فرایند آهنگسازی و نوعِ کنار هم نشاندنِ و برخورد با مواد و مصالح موسیقی، حضور صریحِ برخی نقش‌­مایه­‌های «در گذر»، مدگردی­‌های متنوع، استفاده از نوازندگانِ گروه در مقامِ خواننده و ساختار کلی مجموعه، این همانندی را پررنگ­‌تر می­‌کند.
جادوی نام زیبا  (I)

جادوی نام زیبا (I)

پشت چهره‌ی این آلبوم مسئله‌ی نام نهفته است و رابطه‌ای سبک‌شناسانه، و زیباشناسی این هر دو و نسبت‌اش با فرم. نام کلی آلبوم را آهنگساز به فارسی منظومه‌های سمفونیک نهاده، عنوانی که بیشتر با ترجمه‌ی (Poematic Symphony) (1) نزدیک است (۲). اما آن‌چه در مورد نام این اثر اهمیت دارد عنوان فارسی آن نیست -چرا که می‌توان آن را با اغماض اطلاقی شاعرانه دانست که آهنگسازی علاقه‌مند به ادبیات برگزیده تا موسیقی‌اش را شعرگونه‌ای با ابزار سمفونیک بنمایاند- بلکه ترجمه‌ی انگلیسی آن است که روی جلد حک شده است؛ Poem Symphonies به معنای پوئم سمفونی‌(ک)ها (۳) و از همین جا است که مسئله‌ای که من آن را «جادوی نام زیبا» نهاده‌ام آغاز می‌شود. برای این که بتوانیم راهی به شرح دقیق این اصطلاح بپوییم بهتر است کمی در سه قطعه‌ای که در این آلبوم جمع آمده‌ است تعمق و خصوصیاتشان را بررسی کنیم.
بوگی: ژانری که آرام و قرار ندارد (II)

بوگی: ژانری که آرام و قرار ندارد (II)

هر بار که “Sweet Home” را از رادیو می شنوم، سعی می کنم که معنی آن را بفهمم اما نهایتا تسلیمِ گروو (groove) قوی آن می شوم. البته در “Delta Swamp” گروو های فراوانتری وجود دارند. مانند “Stone Fox Chase” از “Area Code 615″، حتی اگر نام و عنوان آهنگ هم چیزی را برایتان تداعی نکنند، تمِ تیرهء ریف هارمونیکای آن را در “The Old Grey Whistle Test” به خاطر می آورید. وقتی که این قطعهء سازی را برای اولین بار شنیدم، فهمیدم که چقدر به گروه فانکِ معاصری مانند جنگ (War) نزدیک است.