چگونه سکوت مرگ را یادآوری می کند (III)

زمانی که مرتضی نی داوود درآمد نوا را با محوریت درجه ی چهارم شور سُل اجرا می کند، قبل و بعد از آن نت (نت شاهد)، هر چه هست به سوی آن درجه کشیده می شود و جذب آن می گردد. تمامی تأکید ها و قدرت را همان نت محوری نشان می دهد و تداوم را یادآوری می کند، می ایستد و دوباره قرن را به صورت کشیده اجرا و یادآوری می کند، پدال می سازد، به واخون می زند، چرا که می خواهد بگوید پایانی وجود نخواهد داشت و بگوید که چهارچوب و قلمرو موسیقی دستگاهی این شرایط را به گونه ای برای او فراهم ساخته است که تکرار، آن را زیبا تر ساخته و این زیبایی زمانی دو چندان می شود، که آواز او را همراهی می کند.

در چنین شرایطی فرود به راحتی فراهم نمی شود؛ در عین حال در پی هر فرودی، اوجی نهفته و در پی هر اوجی فرودی. نقطه ی پایداری صدا در این نوع موسیقی، به تأخیر آمرانه ای است که از سوی مجری به ساختار این موسیقی تحمیل می شود.

واخون ها و واریاسیون ها و رفتار هِتِروفونیک (Heterophonic) واری که در درون تم ها و موتیف ها فراهم می شود، امکان گسترش و بسط را در این موسیقی دوچندان می کند و به همین دلیل این موسیقی به سوی نامیرایی سوق داده می شود.

اجراهای متأخر در قیاس با اجراهای قبل با دو تغییر عمده در رویکرد و شیوه ی اجرایی آمیخته شده است.

اجراهای موسیقی دستگاهی تا سه نسل پس از خانواده ی فراهانی، دو خاصیت عمده داشته اند؛ اول این که تداوم و ماندگاری صدا در طول اجرا حل می شده، به این معنی که از آغاز تا پایان اجرا مجموعه ی انتخابی قطعات و فرم ها در یک قالب قرار می گیرد، گرچه به سرعت و تمپوی بسیار بالا وابسته هستند، اما کُندی و تراکم مجموعه در طول روند موسیقی بارز است.

دوم تراکم و طویل بودن قطعات و مجموعه های چیده شده کنار هم است که از ابتدا تا انتها بسیار متراکم و پیوسته انجام می گردد، اما تک تک قطعات به تنهایی تمپویی بسیار بالا دارند. در اجراهای متأخر، مجموعه ی انتخابی و قطعات کنار هم چیده شده، بسیار اندک و کوتاه اند، اما قطعات به تنهایی با تراکم کم و کشیده و اجرایی کُند انجام می گیرد. بخش غالب اجراها در گذشته متکی به روحیه ی فمینین و در اجراهای اخیر، وابسته به روحیه ی مسکالین است.

گرچه موارد متعددی در موسیقی دستگاهی و حتا موسیقی فولک و در عین حال موسیقی دوران باروک، به دلیل نزدیکی این سه ژانر در برخی موارد، وجود دارد که روند امتداد و ماندگاری صوت را تضمین می کند؛ اما مهم ترین نکته ی آن درآمیختگی عبارات موسیقایی و همگونی صدا با طبیعت است.

همگونی به این صورت که بر اساس نمادهای موجود در طبیعت در این نوع از موسیقی ها، نشانه سازی صورت می گیرد. این نوع از موسیقی که متکی بر تکرار و قرینه سازی است، با اتکا به نشانه های سمبولیک، موسیقی را در مرحله ی گذار قرار می دهد و آن قدر بحران و توهم می آفریند که در فاصله ی سکوت قبل از اثر و بعد از آن، منجر به تلاقی و درگیری فضا و زمان می شود و به عمر صدا می افزاید.

البته در مورد مجریان موسیقی دستگاهی در دوران معاصر، به دلیل تغییر عقاید و نگرش و بحران های اجتماعی آن ها، موضوع صدا و شکل نگهداری آن نسبت به گذشته تغییراتی به وجود آورده، که من این واکنش را کمی افراطی و عجولانه می دانم، واکنشی که آن ها نسبت به فقدان دنیایی که می توانند به آن تکیه کنند، انجام داده اند.

2 دیدگاه

  • ارسال شده در تیر ۲, ۱۳۸۷ در ۱:۳۴ ب.ظ

    مطلب جالبی بود

    ممنون

  • matin
    ارسال شده در تیر ۹, ۱۳۸۷ در ۱۲:۴۴ ق.ظ

    بسیار لذت بردم و آموختم .ممنون
    قلم و اندیشه شما ستودنی است.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

نگرشی به تجدد طلبی در هنر و فرهنگ ایرانِ قرن بیستم (XIX)

تنها درویش خان تا حدودی با وزیری تفاهم داشت و برای شنیدن کنسرت ها و خطابه های او به مدرسه خصوصی اش می رفت. اما قبل از این که این رابطه و تفاهم ثمری به بار آورد – و قبل از ریاست اول وزیری در مدرسه موزیک (۱۳۰۷)، درویش خان فوت شد (۱۳۰۵). بعد از فوت او تجدد طلبی به کشمکش بین وزیری و مین باشیان ها یا «موسیقی نوین و علمی ایرانی» با «موسیقی بین المللی و علمی» محدود ماند.

«شیوه‌ی نوازندگی» در موسیقی ما چه معنایی دارد؟ (I)

اگر در موسیقی کلاسیک غربی کار می‌کنیم دادن جواب همه‌فهم به این سوال نسبتا ساده است. یعنی روشی که هر نوازنده آثار را می‌نوازد. بخشی به رابطه‌ی فیزیکی‌ای که یک نوازنده با سازش دارد مربوط است، یعنی مسائلی مثل روش دست گرفتن ساز یا پشت ساز نشستن، نحوه‌ی انگشت گذاشتن، انتقال نیرو به ساز (تقریبا اِکول) و … بخشی هم به مسایل صوتی، مثل صدایی که از ساز درمی‌آورد، دامنه‌ی شدت و ضعف‌هایی که می‌تواند به هر نت یا پاساژ بدهد، شیوش‌های مختلفی که می‌تواند هنگام نواختن هر نغمه یا تکنیک ایجاد کند و بخشی هم به مسایل تکنیکی مثل دامنه‌ی ویبراتوها و از این قبیل.

از روزهای گذشته…

ژان میشل ژار و کنسرتهای نمایشی

ژان میشل ژار و کنسرتهای نمایشی

در سال ۷۸ دومین آلبوم ژار یعنی Equinoxe آماده شد و در ۳۵ کشور با استقبال فوق العاده روبرو شد. ژار در این سال با بازیگر بریتانیایی، شارلوت رامپلینگ (Charlotte Rampling) ازدواج کرد و با استفاده از موسیقی “Equinoxe” در فیلمی با بازی او و ساخته پیتر فلیشمان (Peter Fleischman) به نام بیماری هامبورگ (The Illness Of Hamburg) موافقت کرد.
روناک قصیری

روناک قصیری

متولد ۱۳۶۱ تهران فوق دیپلم گرافیک – کرج لیسانس نقاشی – آمستردام-هلند [email protected]
جسور و ایرانی (I)

جسور و ایرانی (I)

“جوی نقره ای مهتاب” شاید یکی از قابل توجه ترین آثار تکنوازی سال های اخیر موسیقی ایرانی – بدون همراهی آنسامبل و آواز – باشد که با نوازندگی دو هنرمند شناخته شده ی موسیقی کلاسیک ایرانی، ”بهداد بابایی”و ”نوید افقه” منتشر شده است.
۱۱۰۰ Bel Air Place

۱۱۰۰ Bel Air Place

موفقیت بی نظیر و جهانی خولیو با آلبوم “۱۱۰۰ Bel Air Place” بوجود آمد که مجموعه ای از ترانه های دو صدایی بود و ترانه To All the Girls I’ve Loved Before, که خولیو با همراهی ویلی نلسون Willie Nelson خواننده مشهور و صاحب سبک کانتری اجرا کرده بود بسیار موفق و در فهرست ده تایی (top 10) قرار گرفت.
اِدیت پیاف، گنجشککِ آواز فرانسه (XI)

اِدیت پیاف، گنجشککِ آواز فرانسه (XI)

به لطفِ سخاوتِ دَنیل بونِل (Danielle Bonel)، منشی ادیت پیاف، مجموعه ای از اسناد و مدارک در مورد ادیت پیاف به کتابخانه ی ملی فرانسه اِهدا شد. این اسناد بیشتر مربوط به سال های آخر زندگی پیاف است و شامل دست نوشته های متنِ ترانه ها، برنامه ها، پوسترِ نمایش ها، عکس های مختلف در شهر و بر روی صحنه، مجموعه ای از نامه هایِ دوستدارانِ پیاف و همچنین تعدادی وسیله ی شخصیِ ادیت است.
صمدپور: شش نرم افزار آموزشى منتشر کرده ام

صمدپور: شش نرم افزار آموزشى منتشر کرده ام

مى توانم بگویم که یادم نیست چطور! موسیقى درونى ترین لایه ى حس و وجود من بود و شخصى ترین انتخاب. هرچند نمى دانم که با این حس عمیق چه کرده ام و چقدر موفق بوده ام. در خانه اى بزرگ شدم که انواع و اقسام سازها در آن بود به لطف برادرهاى بزرگ تر! ولى بازى کردن با سازها از بچگى عادت شد و بعدتر جنگ مقدارى رشته ى پیوندم با موسیقى را براى چند سالى گسست تا دوباره از ١۴ سالگى با تار آموختن را شروع کردم و بالاخره راضى شدم در ١٧ سالگى به کلاس آقاى ظریف بروم.
گریت فول دد (I)

گریت فول دد (I)

داستان شکل گیری گروه گریت فول دد (Grateful Dead) به زمانی بر می گردد که جری گارسیا (Jerry Garcia) طرفدار پر و پا قرص موسیقی Bluegrass (سبک خاصی از موسیقی محلی غربی که بیشتر با بانجو نواخته می شود و ریشه در کشورهایی چون انگلستان، ایرلند، اسکاتلند و … دارد) از حدود پانزده سالگی شروع به نواختن گیتار کرد.
صداسازی در آواز (IX)

صداسازی در آواز (IX)

باز هم با در نظر گرفتن الگوی فوق این موضوع تا حد زیادی به نحوه به کارگیری دو عامل فک پایین یا A3 و حد فاصل انتهای دو فک یا A2 بستگی دارد.به این شکل که برخی با افزایش طول A2 نیازی به باز کردن بیشتر دهان ندارند و بعضی دیگر با باز کردن فک پایین بخصوص در نت های بالا که منجر به باز شدن بیشتر دهان خواهد شد اجرایشان را پی می گیرند.این تفاوت را می توان به خوبی در اجرای مشترک کتلین بتل و جسی نورمن دید که اولی بیشتر از افزایش طول A2 استفاده می کند درحالیکه دومی با تکیه بر قابلیت فک پایین، دهان خود را بیشتر باز می کند. (برای درک بیشتر چگونگی افزایش A2 تصور کنید که می خواهید یک جسم خارجی را که در بین دندانهای کرسی شما گیر کرده، با زبان خود خارج کنید.)
بندتی، رمانتیک می شود! (II)

بندتی، رمانتیک می شود! (II)

اولین نتیجه تغییری که به آن اشاره شد Fantasie بود که در سال ۲۰۰۹ عرضه شد. در حالیکه آثار پیشین او گواه هدف جدی او بودند – کارهایی از شیمانوسکی، مندلسون، تاونر (Tavener)، مک میلان – در Fantasie، بندتی اثری را عرضه کرد که در آن شاهکارهای کولی مآبِ بی پروایی با آهنگ هایی ساده اما متفکرانه در هم آمیخته شده بودند.
پنجره ای موسیقی شناسانه به موسیقی آوانگارد (II)

پنجره ای موسیقی شناسانه به موسیقی آوانگارد (II)

یافتن دلیل این رویکرد همگانی نویسندگان و تفاوتی که با دیگر متن‌ها وجود دارد چندان ساده نیست زیرا عوامل تبدیل شدن قطعات و اشخاص به مرجع،بسیار پیچیده‌ هستند. اما در تحلیل اولیه چند دلیل به ذهن می‌رسد. نخست این که شاید پای نوعی اغراق ملی‌گرایانه‌ی شورویایی در میان بوده و در حقیقت موسیقی‌شناسان به نفع همکاران آهنگسازشان جهت‌گیری کرده باشند. دوم که درست عکس این است، شاید تاریخ موسیقی آوانگارد که تاکنون می‌شناخته‌ایم بیش از اندازه غرب‌محور (اروپای غربی و آمریکای شمالی) بوده است خواه به دلیل آن که نویسندگان در بیشتر سال‌های قرن بیستم دسترسی اندکی به آثار شوروی‌ها داشتند و درنتیجه این آثار در یک فرآیند ته‌نشینی طولانی مدت در کتاب‌های موسیقی‌شناسی جایگاهی نیافته‌اند و خواه به این علت که نوعی خودبینی و خودمحوری در کار منتقدان و موسیقی‌شناسان وجود داشته است و سوم که از این نقدهای پیچیده‌ی تاریخ علم به‌دور است شاید تنها با کاربردی بودن کتاب مربوط باشد؛ این یک کتاب آموزشی برای دوره‌های تحصیلات تکمیلی در روسیه بوده پس عجیب نیست اگر لااقل بخشی از مثال‌هایش به آثاری اختصاص یابد که دانشجویان با آنها آشناتر هستند.