فرجپوری: ضبط گروهی تاثیرش در مخاطب بیشتر است

به غیر از این کارهایی که انجام می دادید در منزل روزی چقدر تمرین می کردید؟
خیلی زیاد، آن موقع من تنها زندگی می کردم و در حین کارهای روزمره مرتبا مشغول تمرین بودم.

شما در صحبت هایتان گفتید رپرتوار اجرایی نداشتید پس چه چیزی را تمرین می کردید که این همه زمان می برد؟
قطعات ساز های مختلف، قطعات کمانچه نوازان اذربایجان، اتودهایی که خودم نوشته بودم و مرتبا مشغول کند و کاو بودم و فقط در این فکر بودم که از تمرین روزانه ام به بهترین نحو بهره برداری کنم. نوازنده موقعی می تواند حس خوبی را به مخاطب القا کند که خودش راحت باشد، زمانی که خود نوازنده احساس خوبی نداشته باشد نمی تواند انرژی مثبتی را به شنونده خود بدهد و این زمانی به دست می آید که شما در قبل تمرینات خوبی را پشت سر گذاشته باشید.

من اوایل کارم ویولن می زدم و کمانچه نوازی برایم کار دشواری بود و همیشه موقعی که می خواستم از موسیقی و ساز خودم لذت ببرم می رفتم ویولنم می آوردم و شروع به نواختن می کردم. تا ۳، ۴ سال اول که کمانچه را دستم گرفته بودم با این ساز مشکل داشتم. تا یک روز به این نتیجه رسیدم که ویولنم را بفروشم و این کار را انجام دادم. حتی هر ساز دیگری هم که در خانه داشتم با ویولنم فروختم و گفتم اصلا بگذار به جز کمانچه صاحب هیچ ساز دیگری نباشم. چون کمانچه را انتخاب کرده بودم و باید می نواختم.

ویولن ایرانی می نواختید یا کلاسیک؟
ویولن ایرانی.

می گویند ذهن یک فرد باید آهنگساز باشد تا فرد بتواند آهنگ بنویسد، شما به این مسئله معتقد هستید؟ این مسئله در زمینه موسیقی ما صادق است یا خیر؟
تجربه ی من این را نشان می دهد که آهنگسازی یا اصولا خلق کردن لازمه اش فقط تمیرن کردن نیست، خیلی فاکتورهای تعیین کننده دیگری هم هستند که اهمیت دارند. یکی از آن ها شنیدن کارهای زیاد در سبک های مختلف است، مطالعه کردن، آشنا شدن با هنر های دیگر، ارتباط داشتن با جامعه، ارتباط درونی با فرهنگ آن جامعه و تفکر. مجموع این ها به اضافه تمرین و تکنیک است که باعث خلق کردن می شود.

کسانی که آثاری خلق کردند و ماندگار تر بوده انسان هایی متفکر تر از دیگران هستند.
وقتی سال ها موسیقی کار کنید دارای یک دیدگاه زیبایی شناسی و سلیقه می شوید، امکان دارد شما شیفته ریتم های مختلف بشوید، یا فیگورهای گوناگون و ملودی های مختلف و از آن ها در کارهای خود استفاده کنید، امکان دارد با سبک دیگری از موسیقی، هر چند هم که از نظر آهنگسازی قوی باشد، ارتباط بر قرار نکنید چرا؟ چون خلق و خوی زیبایی شناسی و همچنین سلیقه ی شما با آن سبک ساز گار نیست.

حالا وقتی فردی صاحب سلیقه شد و خواست کاری بنویسید چه کند؟
حالا وقت شنیدن آثار قدما تا آهنگسازان معاصر است، وقت آنالیز کردن آن ها، زندگی کردن با آن ها و در آخر مقایسه آن ها با کارهای خودش و درس گرفتن از نتیجه به دست آمده. امکان دارد شما یک ملودی بسازید و پس از گوش دادن به آن متوجه شوید که شبیه آن ملودی قبلا ساخته شده. البته این صحبت ها مربوط به موسیقی ایرانی است موسیقی غربی که بحث جداگانه خود را دارد.

شما آثاری را که با گروه دستان ضبط می کنید و در دسترس ما قرار می دهید نسبت به آثار دیگر دوستان حس و حال بهتری را به شنونده القا می کند یعنی فقط موسیقی نمی شنویم بلکه از احساس شما نوازندگان هم بهره می بریم مثل اجرای زنده که شنونده کاملا در تسخیر احساس نوازنده و اهنگ ساز است. سوال من این است شما وقتی برای ضبط یک اثر به استودیو می روید، آیا تک تک قطعات را ضبط می کنید و بعدا روی هم میکس می شود یا به صورت گروهی مانند یک اجرای زنده می نوازید که کار این گونه دارای احساس است؟
ما از ۱۰ سال گذشته تا به حال همیشه سعی کردیم که گروهی بنشینیم چون حس و حال جمعی نواختن، اگر هم اشکالاتی داشته باش، تاثیرش روی مخاطب بیشتر است. وقتی وارد استودیو می شویم صدابردار جاهای مخصوصی را برای هر یک از ما درست می کند به طوری که ما همدیگر را ببینیم و بعد می نوازیم که حس و حال گروهی نواختن را پیدا کند.

استاد از یکی از سازهایتان که داخل آن از ترکه های سفید استفاده شده بیشتر استفاده می کنید، سازنده ی این ساز کیست؟
ساخت آقای ملکی است که خودشان اهل لرستان هستند و چند سالی است که به تهران آمدند و مشغول این حرفه هستند.

اجراهای مختلفی با گروه دستان همراه با همایون شجریان در اروپا داشتید که اولین اجرای مستقل آقای همایون شجریان محسوب می گردد، کمی در این باره برای ما بگویید؟
عرض کنم اصولا ما در گروه دستان پروژه های مختلفی را دنبال می کنیم، اعضای گروه دستان ثابت هستند ولی در هر پروژه با یک خواننده کار می کنیم. برای اینکار از ۲ سال پیش تصمیم داشتیم که با آقای همایون شجریان همکاری داشته باشیم. دو کار آماده کردیم، یک کار در دشتی از حمید متبسم و کار دوم در اصفهان که از ساخته های من بود. در این تور یازده اجرا داشتیم که در کشورهای ایتالیا، آلمان، سوئد، انگلیس و آخرین کنسرت های ما در هلند و بلژیک بود. در حال حاضر در این فکر هستیم که یکی از این اجراهای زنده را برای سی دی صوتی آماده و منتشر کنیم.

جناب همایون شجریان دارای مشخصه خاصی هستند که ایشان برای این تور انتخاب شدند؟
گروه دستان یک گروه کاملا حرفه ای محسوب می شود و توان کاری خواننده برای ما خیلی مهم است. یکی دیگر از فاکتورها شخصیت کاری خواننده است که قبل از انتخاب همه این ها را لحاظ می کنیم.

آقای همایون شجریان در حال حاضر یکی از بهترین خوانندگان این مملکت محسوب می شوند و به جز این مسئله خود ایشان یک موزیسین حرفه ایست که این بسیار حائز اهمیت است و خوشبخانه در این یازده کنسرت خیلی خوب ظاهر شدند و تاثیر خوبی هم داشت.

با تشکر از شما و پاسخ های صادقانه و صمیمیتان.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

تکنیک های هارمونی در موسیقی های امپرسیونیسم و رومانتیسم (II)

من این نوع دیدگاه گسترش هارمونی را در هفت متد اصلی دسته بندی و خلاصه می کنم که در جای خود در باره ی هر کدام صحبت می کنم. این متد ها عبارتند از:

اولین دکتر موسیقی (I)

حســین ناصحی در سال ۱۳۰۴ در خانواده ای هنردوست به دنیا آمد. مادرش از شاگردان استاد درویش خان بود و تار می نواخت. به همین جهت ذوق موسیقی او از اوان کودکی پرورش یافت. وی از ســن ۱۴ سالگی با ورود به هنرستان عالی موسیقی و انتخاب ساز ترومبون زیر نظر اســتاد چک «ژوزف اسالدک» مشغول تحصیل گردیــد و پس از مــدت کوتاهی به همکاری با ارکســتر رادیو به سرپرستی پرویز محمود پرداخت. او جزو شاگردان ممتازی بود که به دعوت دولت ترکیه و با بورســیه هنرستان برای ادامه تحصیل روانــه آنکارا گردید و در آنجا زیر نظر اســتاد «کاظم آکســس» از شاگردان برجســته «بلا بارتوک» آهنگساز شهیر مجارستان به همراه دوست دیرینه اش ثمین باغچه بان به فراگیری آهنگسازی پرداخــت.

از روزهای گذشته…

Sonny Boy اسطوره سازدهنی بلوز (VI)

Sonny Boy اسطوره سازدهنی بلوز (VI)

ویبره ها را در کارهای هیچ نوازنده دیگری نشنیده ام. تنها Howlin’ Wolf تا حدی به او نزدیک می شود که او هم سازدهنی را از سانی بوی یاد گرفته و تا حدی هم Big Walter Horton . در میان نوازندگان سایر سازهای بادی هم –تا آن جا که شنیده ام- تنها ویبره های Louis Armstrong با سانی بوی قابل مقایسه است. برای نمونه به آهنگ زیر گوش کنید.
خواننده ای سالار یا خواننده سالاری…

خواننده ای سالار یا خواننده سالاری…

مقاله ای که پیش رو دارید نوشته ای است از علی رضا امینی، منتقد ادبی و موسیقیدان که در ادامه بررسی معضل خواننده سالاری در موسیقی ایران نگاشته شده است: در پی نقدها و نوشته های اخیر آقای علیرضا جواهری پیرامون بحران دیرپای خواننده و خواننده سالاری بر آن شدم از زاویه و نگاهی دیگر به این مساله بپردازم. شاید به همت سایر هنرمندان و دست اندرکاران هنر بتوانیم چاره ای برای حل این ضایعۀ فرهنگی و هنری بیندیشیم. ضایعه ای که گریبانگیر همۀ دست اندرکاران موسیقی بالاخص نسل جوان شده و اگر به اهتمام دوستان در پی حل این ماجرا نباشیم به زودی باید با دنیای موسیقی هنری و هنر موسیقی در ایران وداع کنیم چون با رشد سرطانی این غده های بد خیم دیگر مجالی برای کار کردن جوانان نخواهد بود و می بایست این جوانان در آیندۀ نزدیک در پی حرفه و شغلی جدید برای خود باشند.
رامپال، اسطوره فرانسوی فلوت (I)

رامپال، اسطوره فرانسوی فلوت (I)

ژان پیر رامپال در Marseille متولد شد، او فرزند آندره (Andree née Roggero) و فلوتیست موفق فرانسوی جوزف رامپال بود. ژان-پیر رامپال اولین نماینده عصر مدرن بود که فلوت سلو را در اتحادیه کنسرت بین الملل تثبیت کرد و موجب تحسین و تشویق بسیار زیاد مخاطبان شد، بطوریکه کنسرت های او با برنامه های خواننده های مشهور، پیانیستها و ویولونیستها برابری می کرد.
نوازندگی نی (III)

نوازندگی نی (III)

در خصوص محل قرار گرفتن زبان نیز باید گفت که بین نوازندگان اختلاف نظر وجود دارد؛ عده ای نوک زبان را روی تیغه سر نی و عده ای نیز روی دندان های پیشین تحتانی یا پشت آن می گذارند که البته این امر را میتوان نوعی عادت نوازندگی دانست ولی این نکته را نیز نباید فراموش کرد که زبان به دلیل نقش مهمی که در تولید و تغییر صدای نی ایفا می نماید،‌ می بایست دارای جایگاه ایستا و ثابتی باشد تا بتوان تغییر حالت های زبان در ایجاد صداهای مختلف را به شکل بهتری کنترل کرد.
درگذشت دنی دوهرتی

درگذشت دنی دوهرتی

دنی دوهرتی شصت و شش ساله، یکی از چهار عضو گروه مشهور فولک-راک دهه ۱۹۶۰ به نام the Mamas and the Papas ، که به خاطر همنوایی بی نقصشان در ترانه هایی چون California Dreamin و Monday, Monday، مشهور بود.
وس مونتگومری

وس مونتگومری

بسیاری وس مونتگومری را بهترین نوازنده گیتار جز (Jazz) می دانند که دنیا تابحال بخود دیده است. اولین بار در سال ۱۹۴۸ در عالم موسیقی خودنمایی کرد و پس از آن تا سال ۱۹۵۷ خاموش بود، اما با این وجود و با وجود عمر کوتاهی که داشت توانست بیشترین تاثیر را در دنیای موسیقی جز برای گیتار بگذارد.
سه سبک آهنگسازی فرامرز پایور

سه سبک آهنگسازی فرامرز پایور

اگر بخواهیم آهنگسازی استاد فرامرز پایور را به دوره های مختلف تقسیم بندی کنیم، دو گروه اصلی را باید مدنظر قرار بدهیم، آثار ساخته شده برای سنتور و آثار ساخته شده برای ارکستر سازهای ایرانی. ابتدا به آثاری که وی برای ساز سنتور ساخته می پردازیم: این دسته از آثار استاد پایور بیشتر جنبه آموزشی و افزایش توانایی و مهارت در نوازندگی دارند، هر چند در این رابطه نمی توان ارزش ملودیک این دسته قطعات را که بیشتر شامل پیش درآمدها، رنگها و چهارمضراب ها می شوند را نادیده گرفت. آثاری مانند پیش درآمد اصفهان (راست کوک) ، رنگ سه گاه (راست کوک) وچهارمضراب دشتی (چپ کوک) که چه از لحاظ تکنیک نوازندگی و چه از لحاظ محتوی و ارزش ملودیک در سطح بالایی قرار دارند و در شمار مهمترین قطعات در موسیقی ایرانی به شناخته میشنود.
قاسمی: کنسرت ها در فضای باز است

قاسمی: کنسرت ها در فضای باز است

نمی دانم، به هر حال چون زمان کافی نیست و قرار است صبح تمرین شود و عصر اجرا شود، بایستی احتمال انجام اش وجود داشته باشد و قبلا راجع به آن توسط جشنواره فکر شده است که چگونه اجرا شود. این روز دوم است و اسم آن را هم شب هزار صدا (Night of Thousand Voices) گذاشته اند.
برونو والتر، رهبر بزرگ آلمانی (I)

برونو والتر، رهبر بزرگ آلمانی (I)

برونو والتر یکی از معروف ترین رهبران قرن بیستم در شهر برلین به دنیا آمد. او بین سال های ۱۹۳۳ و ۱۹۳۹ در کشورهای مختلف زندگی کرد اما نهایتا در سال ۱۹۳۹ تصمیم گرفت که در ایالات متحده زندگی کند. نام اصلی او برونو اشلسینجر (Bruno Schlesinger) بود اما او در سال ۱۸۹۶ تصمیم گرفت به جای اشلسینجر از نام والتر استفاده کند. اما در سال ۱۹۲۲ زمانی که شهروند اتریش شد رسما نامش را به والتر تغییر داد.
“پیانو اپتوفوتیک” تلفیق موسیقی و نقاشی

“پیانو اپتوفوتیک” تلفیق موسیقی و نقاشی

حتماً تابه‌حال با (جلوه‌های تصویری)visualization های نرم‌افزارهای پخش موسیقی مثل WinAmp و Media Player کار کرده‌اید. در نرم‌افزارهایی مثل Win Amp، این جلوه‌های تصویری حاصل الگوریتم‌های پیچیده ریاضی است. تابع‌هایی که با متغیرهای صوتی مثل شدت و یا فرکانس کار می‌کنند. پیشینه این جلوه‌های تصویری برای موسیقی به سال ۱۹۱۶ باز می‌گردد.