تاریخچه آموزش موسیقی به کودک در دنیا (IV)

سوزوکی، ویلنیست، معلم و فیلسوف انسان دوست ژاپنی نیز فعالیتهای
بسیار چشمگیر و موفقیت آمیز در زمینه آموزش موسیقی به کودکان داشته است. او در سال
۱۹۲۱ ژاپن را ترک کرد و به نقاط مختلف دنیا سفر نمود. بالاخره تصمیم گرفت در آلمان
بماند و به تحصیلات موسیقی ادامه دهد. به همین منظور ابتدا از انجمنهای گوناگون
موسیقی در برلین دیدار کرد تا استادی برگزیند.

تاثیر عمیقی کوارتت “کارل
کلینگر” ( Karl Klinger) سبب شد که به ملاقات وی در رفته و شاگرد او شود. سوزوکی در
چهارچوب آموزشهای “کلینگر” جنبه های تکنیکی نواختن ویولون و بیان هنری موسیقی را
آموخت و سالها بعد به دلیل بیماری سخت مادرش دوباره به ژاپن بازگشت و در دانشگاه
های توکیو و جا های دیگر به تدریس ویلن پرداخت. در این زمان بود که به تعلیم و
تربیت کودکان خردسال علاقمند شد. بعد از جنگ جهانی دوم همدردی و علاقه اش به کودکان
را وارد حرفه اش کرده و زندگی خود را وقف آموزش موسیقی به کودکان نمود.

روش
او بر اساس این اعتقاد بود که توانایی موسیقایی، استعداد ذاتی نیست، بلکه قابلیتی
است که می توان آنرا پرورش داد. توانایی های بالقوه کودکان رشد خواهد کرد. به شرط
آنکه برای آنها، تعلیم صحیح و محیط فراگیری مناسب فراهم شود.

او آموزش
موسیقی را همانند آموختن زبان مادری میدانست و معتقد بود، کودکان در اثر شنیدن مکرر
لغات مختلف که توسط مادران ادا می شود خیلی زود این لغات را یاد میگیرند و قسمتی از
حافظه آنها شکل میگیرد و ظرف مدت چند سال چنان به زبان مادری خود سخن خواهند گفت که
تعجب همگان را بر می انگیزد. سوزوکی این تئوری را در مورد آموزش ویلن به کار برد و
به تمام کودکان قطعات باخ، ویوالدی، هندل و موزارت را آموخت و آنها خیلی زود یاد
گرفتند، قطعاتی را که به وسیله شنیدن ملودی های کوتاه، که بارها تکرار می شدند
بنوازند. تا اینکه بالاخره کل اثر را حفظ نمایند.

بدین ترتیب اگر هزاران
کودک از سراسر کشور دور هم جمع میشدند، قادر بودند بدون داشتن تمرین قبلی با هم
گروه نوازی کنند. سوزوکی به آموزش ذهنی اعتقادی نداشت و معتقد به آموزش شفاهی بود.

همان روش که سالهاست در کشور ما رایج است و موسیقی ایرانی را از قدیم به
صورت شفاهی یا به قولی “سینه به سینه” آموزش می داده اند، و کسانی که با این روش
آموزش دیده اند، چه در کشور ما چه در سایر نقاط دنیا، بعنوان بهترین و شاخصترین
نوازندگان دنیا مطرح شده اند.

یکی از ویژگیهای روش سوزوکی شروع زود هنگام آموزش است. سوزوکی
پیشنهاد کرد که آموزش رسمی اغلب از سه یا چهار سالگی صورت پذیرد و معتقد بود سالهای
اولیه عمر در رشد و تکامل فرایندهای ذهنی و هماهنگی عضولانی کودکان خردسال بسیار
مهم است. دیگر ویژگی روش سوزوکی، نقش والدین در آموزش کودکان است.

والدین
در این روش موثرترین نقش را به عنوان مربی ایفا میکنند. در حقیقت آموزش را متکی بر
سه محور (معلم، کودک و والدین) میداند. در روش او نیازی نیست که اولیا حتما
موسیقیدان باشند، بلکه به آنها قدم به قدم آموزش داده میشود، تا به کودک در منزل
کمک کنند.

جنبه دیگر روش سوزوکی به تاخیر انداختن نت خوانی و آشنایی
با شکلهای اصلی موسیقی است و تا زمانی که مهارتهای شنیداری و تکنیک سازی کودکان
کاملا تثبیت نشده باشد، این عمل به تاخیر می افتد( همانگونه که آموزش دستور زبان و
نگارش آن را فقط بعد از آنکه کودک توانست سخن بگوید تعلیم میدهند)

بدین
ترتیب روش سوزوکی می تواند یکی از بهترین روشهای آموزش موسیقی به کودکان باشد.