روش سوزوکی (قسمت چهارم)

شینی چی سوزوکی (1898-1998)
شینی چی سوزوکی (1898-1998)
یک نوزاد لبریز است از شادی
این داستان در حدود چهارده یا این پانزده سال قبل در یک فصل بهاری در شهر اودا (Ueda) در حوزه شینشو (Shinshu) اتفاق افتاد. شرکت کنندگان پرورش استعدادها، در یک محیط مطبوع در خانه یکی از آشنایان به دور هم جمع شدند. بچه های خانم شیمادا و خانم کیوچی با ویلونهای کوچکشان وارد شدند.

شخصی پیشنهاد داد، نمی خواهیم کمی موسیقی اجرا کنیم؟ و طبق عادت بچه ها شروع کردند قطعات مختلف را اونیسون برای ما اجرا کردند! روبروی من خانم کیوچی (Kiuchi) با نوزادش که در بغل گرفته بود، نشسته بود و در جواب من که پرسیده بودم نوزادتان چند وقتش است، گفت که پا گذاشته است به پنج ماه.

آتسومی (Atsumi) خواهر شش ساله هیرومی (Hiromi) درآن زمانها هر روز کنسرتو، لامینور ویوالدی را تمرین میکرد و هر روز هم علاوه بر آن، صفحه آنرا گوش میکرد.

بدین ترتیب هر روز هیرومی از بدو تولد، بطور مداوم این موسیقی را می شنید. من میخواستم بدانم که چه اثری در یک کودک پنج ماهه مشاهده می شود و بعد توضیح دادم که من مایلم که مقداری ساز بزنم و بپا خاستم و با ویلونم در لحظه ای که همه دراطراف من درسکوت بسر میبردند، شروع کردم به اجرای منوئتی ازباخ. درهنگام اجرا من چشمانم را ازصورت هیرومی برنمیداشتم.

صدای ساز واقعا برای کودک اطمینان بخش بود، درچشمانش درخشش عجیبی دیده میشد، در هنگام شنیدن قطعه برای اولین بار سراپا گوش بود.

کمی بعد منوئت را تغییر دادم به کنسرتو لامینور ویوالدی همان قطعه ای را که هیرومی (Hiromi) هر روز در خانه نواخته بود و شنیده شده بود، هنوز به ندرت چند نت از اثر را شروع به نواختن نکرده بودم که اتفاق عجیبی افتاد.هیرومی (Hiromi) از لحظه ای به لحظه دیگر تغییر میکرد. او لبخند میزد، چشمانش میدرخشید و همینطور چرخ میزد و صورت خوشحال خود را به طرف مادر میچرخاند که در آغوشش جا گرفته بود!

بین این موزیک من، بدون شک دلش می خواست بگوید و به سرعت صورتش را دوباره بطرف من چرخاند و بدن کوچک پر حرکش را قشنگ توی تاکت به اینطرف و آنطرف حرکت میداد. این نوزاد پنج ماهه میخواست بدون شک به مادرش چیزی بگوید. بزودی صورتش را دوباره بطرف من چرخاند و بدن کوچک و پر حرکتش را به هر طرفی میچرخاند.

این کودک پنج ماهه نشان داد که ملودی لا بمل کنسرتو ویوالدی را شناخته. با چنین شرایط و وضعیتی یک شیرخواره بدون اراده از شرایط اطرافش با شور و اشتیاق و توجه کامل از اطراف خود، چیزهائی را که می بیند و می شنود کسب می کند.

می شود همان وضع را هم برای بذر و دانه گفت که قبلا مقایسه کردیم و شرایط رشدش را توضیح دادیم. این چیزی هست که شخصیت کودک شیرخواره را شکل و فرم میدهد، این چیزی است که در مشاهداتم بسیار اهمیت دارد. از طرف دیگر یک واقعه ترسناک وجود دارد، اینکه فقط کلمات و موزیک نیست که از محیط و اطراف میگیرند بلکه هر چیز دیگر را هم می گیرند!

چهار سال بعد در شهر ماتسوموتو (Matsumoto) یک کنسرت بزرگ تشکیل شد. بر روی صحنه صد و پنجاه کودک با ویلن های کوچکشان ایستاده بودند و کنسرتو لا بمل ویوالدی را به اجرا در آوردند.

پرسیدم، این دختر چهار پنج ساله کیست که در وسط ردیف اول ایستاده؟ این بچه با قلب و روح، خودش را به دست ساز سپرده بود و رفتار و آداب صحنه اش عالی و ممتاز بود و بطور غیر قابل وصفی سرا پا خوشبخت غرق در موسیقی بود. این کودک هیرومی از شهر یوادا بود! اوه بله همان بچه است، حقیقتا من برگشتم به گذشته به آن بچه شیرخواره پنج ماهه که در تعلیم و پرورش طبیعیش به چه شادیها که دست نیافته و حالا استعدادش چه خوب پرورش یافته بود!

یک دیدگاه

  • hossein
    ارسال شده در تیر ۱۲, ۱۳۸۷ در ۴:۴۰ ب.ظ

    سلام.عالی بود.کسی میتونه به ایمیل من نت ویولن کلاسیک بفرسته؟ایمیل منviolen_hj1990@yahoo

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

رمضان: به اجرای آثار معاصر علاقه داشتم

نوشته که پیش رو دارید گفتگویی است با لیلا رمضان، نوازنده و مدرس پیانو درباره فعالیت های اخیرش، این گفتگو در برنامه نیستان در شبکه فرهنگ انجام شده است. لیلا رمضان مدتی است که مشغول ضبط و اجرای آثار آهنگسازان ایرانی برای ساز پیانو است و اخیراً هم با یکی از انتشارات‌های معتبر موسیقی کلاسیک در فرانسه یک CD از این آثار ضبط و منتشر کرده است.

مشاهدات موسیقی شناس آلمانی از موسیقی ایران (II)

ممکن نیست درباره موسیقی ایرانی قضاوت کرد بدون‏ آنکه اختصاصات اجتماعی گسترش تاریخی دولت در قرن‏ بیستم، سیاست فرهنگی و حتی سیاست خارجی کشور ایران‏ در نظر گرفته شود. در حقیقت این حاصل سیاست فرهنگی‏ ایران است که جشنواره شیراز هم یکی از مظاهر آن شمرده‏ می‏ شود. پس آنکه در سال ۱۳۰۵ شمسی (۱۹۲۶) حکومت‏ فاسد قاجار برافتاد، کشور ایران با سرعت و شدت بسوی‏ تمدن غربی رو آورد.

از روزهای گذشته…

به چه سبکی سنتور بنوازیم؟ (V)

به چه سبکی سنتور بنوازیم؟ (V)

این نظریه که ” قضاوت فرد کاملاٌ وابسته به اول، سواد و دوم اطلاعات و سوم دید کاملاٌ بی تعصبانه نسبت به یک موضوع است ” به صورت کلی مصداقی تجربه شده دارد. طبیعی است اگر ما به نوازندگی نوازنده ای گوش می کنیم صریحاٌ نظر به اینکه ما این سبک را می پسندیم یا خیر قضاوت می کنیم بدون اینکه به پیشینه و چرایی بوجود آمدن آن سبک دقت کافی به خرج دهیم.
هفتادمین شماره فصلنامه ماهور منتشر شد

هفتادمین شماره فصلنامه ماهور منتشر شد

هفتادمین شماره فصلنامه ماهور منتشر شد. این شماره با همکاری هیئت تحریریه: ساسان فاطمی، محمد موسوی، بابک خضرایی، آرش محافظ، سعید کردمافی و مدیر مسئول: محمد موسوی با مطالبی در حوزه موسیقی شناسی به انتشار رسیده است.
از بداهه نوازی تا آهنگ سازی (IV)

از بداهه نوازی تا آهنگ سازی (IV)

به هر تقدیر اکنون بهتر است به موضوع مهم و پیچیده (!) شکل گیری اثر هنری بپردازیم: آنچه که موضوع خلق هر اثر هنری است، بیش از هر چیز از این پرسش ناشی می شود که اثر هنری چگونه پدید می آید؟ در این نکته شکی نیست که فرآیند خلق هر اثری اصولا رویدادی «درونی» است. در مقابل فرآیند تجلی آن که رویدادی بیرونی است، شما هنگامی که اثری خلق می کنید این اثر را در «خودِ» درونی تان پدیدار می سازید.
گفتگو با علی صمدپور (II)

گفتگو با علی صمدپور (II)

افراد لیست می‌توانستند بدون مجوز بروند و ضبط کنند و بعد از ضبط بروند مجوز بگیرند؛ یعنی یک مانع را از جلوی پای عده‌ای برداشتند.تازه این محدودیت برای کنسرت چند برابر بود و البته شاید هم شأن بالاتری برای کنسرت دادن قائل بودند. موضوع دیگر این است که نسل قبل از ما موزیسین‌های شناخته‌شده‌ای بودند و از طرف جامعه‌ی محدود موسیقی‌ایرانی دوستان هم پذیرفته شده بودند. جامعه پذیرای آدم جدید نبود. از طرفی بزرگان آن نسل هم ایران نبودند. فقط مشکاتیان ایران بودکه او هم آن کارهای عالی با شجریان را منتشر می‌کرد. دیگران نبودند. تا می‌رسیم به سال ۶۷ که آقای علیزاده برگشتند و کنسرت شورانگیز را گذاشتند که نقطه‌ی عطفی بود و یک پتانسیل همه‌جانبه بعد از آن دوباره به راه افتاد.
همه چیز به جز فلسفه و موسیقی! (VI)

همه چیز به جز فلسفه و موسیقی! (VI)

نام این کتاب چنان‌که پیش‌تر هم اشاره شد «فلسفه‌ی موسیقی» است. از نام چنین بر می‌آید که موضوع کتاب پرداختن به مسایل بنیادی موسیقی است. شناخت خواننده از صفوت ممکن است او را یاری دهد که بفهمد موضوع کتاب احتمالاً به کل موسیقی نمی‌پردازد، بلکه موسیقی ایرانی را هدف گرفته است و در اینجا عبارت موسیقی بر یک یا دو نوع خاص از موسیقی معمول جغرافیای ایران (موسیقی دستگاهی و احتمالاً بعضی گونه­های خانقاهی) دلالت می‌کند.
منصوری: تا امروز اسپانسری نداشتیم

منصوری: تا امروز اسپانسری نداشتیم

قطعا ولی فعلا ما یک سری مشکلات داریم. می دانید که ما اگر بخواهیم یک اپرای کامل را با تمام ابعادش روی صحنه ببریم به خاطر مشکلات دکور، مشکلات لباس، جای تمرین و این قبیل مشکلات که داریم چه پروژه سنگینی است. اگر یک سری مساعدتها بشود، امیدوار هستیم اپراهای زیادی را روی صحنه ببریم. در حقیقت ما به سازمانی نیاز داریم که همه چیز را به صورت مستقل مدیریت کند و ما، درگیری هایی به غیر از درگیری موسیقی نداشته باشیم. مثلا آرا کاراپتیان وقتی بخواهد کار خوانندگی را انجام دهد، فقط درگیری خوانندگی را داشته باشد یا من که کار ارکستر و رهبری اپرا را انجام می دهم، دیگر درگیری خارج از برنامه نداشته باشم که مثلا من امروز جای تمرینم کجاست یا مثلا فردا چه جور تمرین کنیم یا مثلا این هزینه لباس و دکور را چکار کنیم.

موسیقی و گردشگری (II)

موسیقی و گردشگری (II)

تا اینجا بحث بر سر رونق اوضاع موسیقی و جلب مخاطب داخلی بود و از گردشگر خارجی صحبتی نشد! تا همینجا حتما متوجه شدید که ماجرای موسیقی و گردشگر خارجی در ایران مانند همان داستان ملی پوشمان است که به کاپیتان گفته شد به جای مهاجم خارجی او را جمع کنند!
رامین صدیقی: گفتم که دیگر در جشنواره نیستم

رامین صدیقی: گفتم که دیگر در جشنواره نیستم

من تا پیش از نشست خبری از آمدن گروه اطلاعی نداشتم. اصلا اگر بهترین گروه دنیا هم بودند، باید مسئول بخش بین الملل از آن خبردار می شد. حتی اگر رایگان و بدون تحمیل هزینه به جشنواره آمده بوده باشند. این بدترین بی احترامی و ناهماهنگی اداری بود.
چه مقدار تمرین، چه مقدار پیشرفت (VIII)

چه مقدار تمرین، چه مقدار پیشرفت (VIII)

در هر تمرین دو امر جریان دارد: یکى تمرینِ ذهن جهت پرداخت و آنالیزِ قطعه ى مورد نظر و دوم تمرین دست ها جهت بدست آوردن نرمى لازم. ذهن شما قبل از دست هاى شما مشغول به کار مى شود، در نتیجه کار بر روى ذهن، هم مهمتر است و هم اولویت دارد. شما هرگونه که ذهنتان را عادت دهید همانگونه رفتار خواهد کرد.
سلیقه موسیقی مغز

سلیقه موسیقی مغز

در سن ۱۱ سالگی برای اولین بار تصمیم گرفتم که شخصیت موسیقایی خود را به همه نشان دهم و اولین کاست گلچین ترانه های مورد علاقه ام را از روی رادیو ضبط کنم. ساعتها با انگشتی که روی دگمه REC. خشک شده بود منتظر ماندم تا بالاخره توانستم یک کاست گلچین ضبط کرده و از شر نوارهای موسیقی قدیمی مادرم راحت شوم.