آوانگاری به روش «ابجد» در موسیقی قدیم ایرانی (I)

آوانگاری به روش «ابجد» در موسیقی قدیم ایرانی *
مقاله ای که در پیش رو دارید، به روش نت نگاری «ابجد» در موسیقی قدیم ایران می پردازد. این نوشته توسط ابوالفضل زنده بودی و علی علیشاهی، جمع آوری و تالیف شده است.

حروف ابجد شیوه ای برای مرتب سازی حروف زبان عربی است که بر پایه الفبای اولیه خط فنیقی مرتب شده اند. حروف ابجد بر اساس بیست و هشت حرف زبان عربی به ترتیب زیر است:

ا ب ج د ه و ز ح ط ی ک ل م ن س ع ف ص ق ر ش ت ث خ ذ ض ظ غ

برای سهولت در به خاطرسپردن این حروف هر چند حرف پیاپی را به شکل یک واژه درآورده اند که چنین است:

اَبجَد – هُوز – حُطی – کَلَمَن – سَعفَص – قَرَشَت – ثَخَذ – ضَظِغ

هشت صورت فوق را حروف جمل یا حساب جمل یا حساب ابجد به معنی ارزش عددی حروف الفبا و واژگان می نامند. عدد ۱ تا ۱۰۰۰ را به روش زیر بین این ۲۸ حرف تقسیم کرده اند:

ا ب ج د ه و ز ح ط

۱ ۲ ۳ ۴ ۵ ۶ ۷ ۸ ۹

ی ک ل م ن س ع ف ص

۱۰ ۲۰ ۳۰ ۴۰ ۵۰ ۶۰ ۷۰ ۸۰ ۹۰

ق ر ش ت ث خ ذ ض ظ غ

۱۰۰ ۲۰۰ ۳۰۰ ۴۰۰ ۵۰۰ ۶۰۰ ۷۰۰ ۸۰۰ ۹۰۰ ۱۰۰۰

به این ترتیب برای هر کلمه یا حرفی که بخواهند به عدد تبدیلش کنند عدد متناظر را از جدول بالا به دست می آورند. علینقی وزیری نامهای سری و کرن را از اعداد حروف ابجد نام خود”علینقی”برگزید. به این ترتیب که اگر علینقی را تقطیع کنیم و به جدول بالا مراجعه کنیم به اعداد متناظر زیر می رسیم:

ع ل ی ن ق ی

۷۰ + ۳۰ + ۱۰ + ۵۰ + ۱۰۰ + ۱۰ =۲۷۰

وزیری به دو گونه مختلف به عدد ۲۷۰ نام خودش رسید که یکی را سری و دیگری را کرن نامگذاری کرد:

س ر ی

۶۰ + ۲۰۰ + ۱۰=۲۷۰

ک ر ن

۲۰+ ۲۰۰ + ۵۰=۲۷۰

اولین کسی که به نگارش نت بر اساس حروف ابجد پرداخت الکندی بود. الکندی مانند یونان باستان مبنای گام را از نت لا (مینور) آغاز می کرد و در یک اکتاو به شرح زیر حروف ابجد را قرار می داد:

الکندی در اکتاو دوم نیز همین حروف را تکرار می کرد و مشکلی که بوجود می آمد این بود که مشخص نبود مثلا “م” بیانگر نت لا در کدام اکتاو است.

پس از او فارابی برای رفع این مشکل در اکتاو دوم ادامه ی حروف ابجد را به کار گرفت:

با این ابداع فارابی، مشکل نگارش الکندی حل شد اما مشکل دیگری به وجود آمد. طبق جدول از “الف” تا “ی” بر اساس یک تا ده تنظیم شده است و این ترتیب در شیوه ی نگارش الکندی و بعد از او فارابی صدق می کند اما مشکل از اکتاو دوم شروع می شود یعنی در نگارش فارابی بعد از “ی” “ک” قرار گرفته است. در توالی اعداد ابجد “ی” برابر با ده و “ک” برابر با بیست است در صورتی که در نت نگاری فارابی نغمه “ی” نغمه دهم است و عدد ابجد آن هم ده است اما نغمه بعد که نغمه یازدهم است با حرفی مشخص شده که نسبت عدد ابجد آن بیست است و تناقض این درجه بندی در توالی اصوات نت ها از نت یازدهم به بعد با توالی اعداد ابجد، مشکل شیوه فارابی بود. بعد از فارابی ابن زیله از شاگردان برجسته ی ابن سینا با دو حرفی کردن نام نت های اکتاو دوم این مشکل را چنین بر طرف کرد:

دوباره از “الف” تا “ی” ده نغمه اول را در بر می گرفت اما در ادامه حرف “ی” به نه نغمه اول اضافه شد:

ی+ا (یا)=۱۰+۱=۱۱ (نغمه یازدهم)

ی+ب (یب)=۱۰+۲=۱۲ (نغمه دواردهم)

ی+ج (یج)=۱۰+۳=۱۳ (نغمه سیزدهم) که در سیستم ابن زیله معادل اکتاو بود و در اکتاو دوم:

ی+د (ید)=۱۰+۴=۱۴ (نغمه چهاردهم)

ی+ه (یه)=۱۰+۵=۱۵ (نغمه پانزدهم)

ی+و (یو)=۱۰+۶=۱۶ (نغمه شانزدهم)

ی+ز (یز)=۱۰+۷=۱۷ (نغمه هفدهم)

ی+ح (یح)=۱۰+۸=۱۸ (نغمه هجدهم)

ی+ط (یط)=۱۰+۹=۱۹ (نغمه نوزدهم)

نغمه بیستم در ابجد معادل “ک” است و در ادامه نغمات “ک” به نه حرف اول ابجد اضافه می گردد:

ک=۲۰ (نغمه بیستم)

ک+۱ (کا)=۲۰+۱=۲۱ (نغمه بیست و یکم)

ک+ب (کب)=۲۰+۲=۲۲ (نغمه بیست و دوم)

ک+ج (کج)=۲۰+۳=۲۳ (نغمه بیست و سوم)

ک+د (کد)=۲۰+۴=۲۴ (نغمه بیست و چهارم)

ک+ه (که)=۲۰+۵=۲۵ (نغمه بیست و پنجم)

ک+و (کو)=۲۰+۶=۲۶ (نغمه بیست و ششم) که معادل اکتاو دوم در سیستم ابن زیله است:



* این نوشته بعدا توسط نویسنده آن در مقاله ای با عنوان «توضیحی درباره آوانگاری ابجد در موسیقی قدیم ایران» اصلاح شده است.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

شریف لطفی در شیراز سخنرانی خواهد کرد

روز چهارشنبه نهم اسفند ماه سال جاری به همت آموزشگاه موسیقی نگین فارس و با حمایت مرکز موسیقی حوزه هنری انقلاب اسلامی فارس، شیراز میزبان شریف لطفی است. وی برنامه ریزی و تدوین رشته های تحصیلی موسیقی برای دوه های کارشناسی ناپیوسته، کارشناسی و کارشناسی ارشد را پس از انقلاب به عهده داشته و نیز رهبر و بنیان گذار ارکستر فیلارمونیک تهران است. شریف لطفی سالها به عنوان نوازنده هورن ارکستر سمفونیک تهران و آهنگساز و مدرس موسیقی شهرت دارد.

نقد تاریخ نگاری موسیقی ایرانی (I)

تاریخ نگاری در مقوله ی هنر، در فرهنگ ایرانی و فارسی بیشتر به شعر و ادبیات اختصاص یافته و تنها در این بخش است که بررسی های تاریخی مفصل، معتبر و متنوع موجود است. بررسی های تاریخی در هنرهای دیگر، از جمله موسیقی، کم یاب اند و آنچه که هست (چنان که در این نوشته بررسی خواهد شد) چندان معتبر و مفصل نیستند.

از روزهای گذشته…

روش سوزوکی (قسمت هجدهم)

روش سوزوکی (قسمت هجدهم)

تلاش به فکر به اینکه انسان بی استعداد است و اینکه باعث تسلیم اش میشود نشانه ترسو بودن، بزدلی و تنبلی اش می باشد. آموزش و پرورش اندک باعث توانمندی و بازدهی اندک می‌شود اگرچه که پذیرش آن دشوار است، انسان باید تمام تلاش و کوشش خود را برای بدست آوردن و به حداکثر رساندن توانایی و رشد به کار گیرد. این را باید خوانندگان من به خاطر بسپارند. اما تلاش و زحمت درست و واقعی چیست؟ در این باره، من بعدا” خواهم گفت.
نمودی از جهان متن اثر (XV)

نمودی از جهان متن اثر (XV)

به نظر می‌رسد تا زمانی که فرض اولیه‌ی آنالیز بر «تجزیه به عناصر…» قرار دارد، نمی‌توانیم این اشکال را برطرف کنیم چرا که این امر ذاتی کنش تجزیه و تحلیل است. اما از سوی دیگر درست است که طرح پرسش رابطه‌ی جزء و کل در یک اثر موسیقایی صحیح به نظر می‌رسد اما پذیرش این که آنالیز در دست یافتن به دانشی درباره‌ی کل ناتوان است اولا آن را کاملا بی‌اعتبار نمی‌سازد، چرا که می‌توانیم اعتبارش (یا دستکم بخش مهمی از آن) را به توانایی شرح روابط میان اجزای یک قطعه نسبت دهیم؛ ثانیا اگر بپذیریم که آنالیز به طور کلی از این طریق بی‌اعتبار می‌شود، مانند این است که فضای کار دانشورانه را به سوی نوعی «عرفان موسیقایی» یا گونه‌ای «شهود شنیداری» مبتنی بر درک بی‌واسطه و کاملا شخصی و البته به همان نسبت بدون قاعده‌مندی شناخته شده از آثار موسیقی هدایت کرده باشیم؛ در این صورت تنها راه‌هایی که برای «درک» اثر باقی می‌ماند، دست یافتن به کل اثر از طریق تجربه‌ی مستقیم شنیداری یا اجرای آثار (و احتمالا غرق شدن در لحظات ناب موسیقی بدون هر گونه فعالیت تحلیلی) است.
مصاحبه با کیت جرت (II)

مصاحبه با کیت جرت (II)

بعد از ضبط متریال کافی برای دو آلبوم استاندارد، این تریو، آنقدر به خود می بالید که تصمیم گرفت تجربه ای جدید بی اندوزد که به آلبوم تغییرات (Changes) منجر شد که به صورت box set توسط ECM منتشر شد. به جز قطعه پریزم (“Prism”) که جرت ساخته بود، موسیقی ای که برای این آلبوم ضبط شد، کلا بداهه بود.
ارول اردینج، هنرمند نامدار ترکیه

ارول اردینج، هنرمند نامدار ترکیه

ارول اردینج (Erol Erdinç)، متولد ۱۹۴۵، پس از فارغ التحصیلی در رشته های نوازندگی پیانو و آهنگسازی از کنسرواتور آنکارا به تدریس در همان کنسرواتور پرداخت. او در سال ۱۹۷۵ به پاریس رفت و رهبری را نزد موزیسین های مشهوری مانند ژان مارتینون ( Jean Martinon ) در کنسرواتوار پاریس و پی یر دروو (Pierre Dervaux) در مدرسه ملی موسیقی پاریس (Ecole Normal de Musique de Paris) فراگرفت. اردینج در سال ۱۹۸۰ به ترکیه بازگشت و رهبر اپرا و باله آنکارا شد. او در سال ۱۹۸۳ به استانبول رفت و رهبر اصلی (chief conductor) و مدیر موسیقی ارکستر سمفونیک استانبول شد.
آب زنید راه را…

آب زنید راه را…

در سی سالگی تصنیف این اثر ارکسترال، چه برای کسانی که پخش آن از تلویزیون دوشبکه ای صدا و سیمای دهه شصت را خوب به یاد دارند و شنیدن مجدد آن بیشتر جنبه های نوستالژیک برایشان دارد، و چه برای آنها که شاید حتی یک بار هم آن را نشنیده باشند! شنیدن آن خالی از لطف نخواهد بود. همچون بسیاری از دیگر آثار، یافتن نسخه ای با کیفیت از اجرای این اثر توسط ارکستر سمفونیک تهران (البته اگر وجود داشته باشد) بسیار دشوار است. با این حال همین نسخه ای که موجود است نیز با تمام بی کیفیتی اش تا حدود زیادی عظمت اثر را باز می نمایاند.
نصیحت کورساکوف به استراوینسکی

نصیحت کورساکوف به استراوینسکی

در کتاب داستان هنر موسیقی آمده است که ریمسکی کورساکوف به استراوینسکی نصیحت کرده بود که هرگز به موسیقی دبوسی گوش نده. او همواره هشدار میداده است که باید از این موسیقی پرهیز کرد (احتمالا” بخاطر نوآوری های او در موسیقی و سبک کاریش یعنی امپرسیونیسم ).
آشنایی با رشته موسیقی کلاسیک (I)

آشنایی با رشته موسیقی کلاسیک (I)

با وجود آنکه بسیاری از علاقمندان به موسیقی در ابتدای راه تحصیل و فراگیری موسیقی، به رشته موسیقی کلاسیک علاقمند می شوند اما اغلب در ادامه راه پس از آشنایی با پیچیدگی و گستردگی آن دچار رعب و وحشت در ادامه و یا شک و تردید در انتخاب مسیر آینده می شوند. این ترس به حدی است که ممکن است باعث رها کردن این رشته و یا حتی در نهایت تحصیل موسیقی شود.
مصاحبه ای با دیلنا جنسون (IV)

مصاحبه ای با دیلنا جنسون (IV)

دیلنا:” اما پس از مدتی از پا نشستم، نباید خودم را به آن سادگی از دست می دادم. یک توصیه بسیار گرانبهایی که برنامه ریز به من کرد این بود که: تو نمی توانی به همه بگویی که ساز نداری چون اینطوری من نمی توانم هیچ کنسرتی برایت رزرو کنم…! حق با او بود، همه چیز خراب شده بود، شرکت ضبط از من عصبانی بود زیرا با آنان قرارداد داشتم که به مدت ۱۰ سال، سالی یکبار با آنان ضبطی انجام دهم. تقریبا همه از من دلگیر بودند زیرا نمی توانستم مشکلم را حل کنم و برای خودم ویلنی تهیه سازم.”
نقشه‌برداری موسیقایی (IV)

نقشه‌برداری موسیقایی (IV)

نکتۀ اوّل تأثیرپذیری و رابطۀ همۀ هنرها با یکدیگر و با اوضاع اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی موجود در جامعه است. در این مجموعۀ به هم پیوسته، هر معماریْ از هنرهای دیگر و از جمله موسیقی؛ هر آهنگ‌سازی از هنرهای دیگر و از جمله معماری متأثر است. ادیب معاصر، محمدرضا شفیعی‌کدکنی، در مقاله‌ای با عنوان «ساختار ساختارها» در مجلۀ «بخارا» به این رابطه پرداخته است.
موسیقی آفریقای جنوبی (III)

موسیقی آفریقای جنوبی (III)

یکی از شاخه های مارابی، کوئلاست که موسیقی آفریقای جنوبی را در دهه پنجاه قرن بیستم به جایگاهی جهانی رساند. موسیقی کوئلا نام خود را از کلمه ای به زبان زولو (قبیله ای در آفریقای جنوبی) به معنی «بالا رفتن» گرفته است و همچنین اشاره ای است به ماشین های ون پلیس که کوئلا-کوئلا نامیده می شدند. این نوع موسیقی مورد استقبال نوازندگان خیابانی در شهرهای آلونک نشین قرار گرفت. سازِ موسیقی کوئلا، نی لبک (Penny Whistle) بود که هم ارزان قیمت و ساده بود و هم می توانست به صورت سولو یا در آنسامبل نواخته شود.