توضیحی درباره آوانگاری ابجد در موسیقی قدیم ایران

نگارنده بنا به ضرورت و اهمیت رسالت احترام به شعور مخاطب فهیم واجب می داند به تصحیح اشتباهی در یکی از مقالات خود با نام «آوانگاری ابجد در موسیقی قدیم ایران» بپردازد که در فروردین ماه سال جاری در ژورنال محترم گفتگوی هارمونیک منتشر گردید.

در ابتدا ذکر چند مورد الزامی است:
۱- آوانگاری ابجد در موسیقی قدیم بر اساس فواصل و دستان بندی عود شکل گرفته است.
۲- اسامی سیم های عود از بم به زیر عبارتند از: بم، سه تا (مثلث)، دوتا (مثنی)، زیر، حاد.
۳- دست باز: مطلق، انگشت اشاره: سبابه، انگشت میانه: وسطی، انگشت چهارم: بنصر و انگشت کوچک خنصر نامیده می شود.
۴- سیم ها به فاصله ی چهارم درست از یکدیگر کوک می شوند یعنی خنصر با مطلق سیم بعد برابر است.
۵- دستان بندی عود و آوانگاری ابجد آن به شکل زیر است:
مطلق (ا)، زائد (ب)، مجنب (ج)، سبابه (د)، وسطی ایرانی یا فرس (ه)، وسطی زلزل (و)، بنصر (ز)، خنصر (ح)

طبق دستان بندی بالا با فرض اینکه مطلق نغمه ی دو باشد فاصله از مطلق تا زائد: دوم کوچک (مثل دو – ر بمل)، مطلق تا مجنب: دوم نیم بزرگ (مثل دو – رکرن)، مطلق تا سبابه: دوم بزرگ (مثل دو – ر)، مطلق تا وسطی ایرانی: سوم کوچک (مثل دو – می بمل)، مطلق تا وسطی زلزل: سوم نیم بزرگ (مثل دو – می کرن)، مطلق تا بنصر: سوم بزرگ (مثل دو – می)، مطلق تا خنصر: چهارم درست (مثل دو – فا) است.

همان طور که می بینیم مطلق با خنصر تشکیل فاصله ی چهارم درست را می دهد و نغمه ی چهارم درست برابر با مطلق سیم بعد است.

موارد بالا نکاتی است که در ادامه در تفهیم تصحیح اشتباه صورت گرفته در مقاله ی مذکور نقش اساسی دارد. باید عنوان کرد که غفلت از تامل در مورد نکته ی ظریفی موجب این اشتباه شده، اشتباهی که در کتاب «مبانی نظری موسیقی ایرانی» نوشته ی حسین علیزاده، هومان اسعدی، مینا افتاده، علی بیانی، مصطفی کمال پورتراب و ساسان فاطمی نیز شکل گرفته است البته تردیدی در مورد آوانگاری ابجد نیست و بحث مورد نظر بر سر فواصل دستان بندی است که تغییر در آن مساوی با تغییر در آوانگاری نغمه ی مورد نظر است.

بر این اساس و طبق رعایت فواصلی که ذکر شد دستان بندی عود در سیم های مختلف با فرض مطلق نغمه ی دو از بم به زیر چنین است:

می بینیم که دست باز هر سیم برابر با چهارم درست سیم قبل است یعنی با انگشت گذاری چهارم سیم قبل برابر است. به طور قراردادی مطلق سیم بم را نغمه ی دو قرار داده ایم. درسیم بم تا خنصر که مساوی نغمه ی فا می شود پیش می رویم. از مطلق سیم دوم (مثلث) تا خنصر آن تشکیل فاصله ی از فا تا سی بمل را می دهد. در دستان بندی این دو سیم مشکلی وجود ندارد.

حال به فواصل سیم مثنی دقت می کنیم. می بینیم که نت های سی بمل، سی بکار و سی سری با آوانگاری یه، یو، یز لحاظ شده اما در دستان بندی مقاله ی نگارنده و در صفحه ی ۱۰ کتاب «مبانی نظری موسیقی ایرانی» سی بمل، سی کرن و سی بکار با آوانگاری یه، یو،یز بیان شده است.

این اولین اشتباه دستان بندی ما (نگارنده و مولفان کتاب مذکور) است. به همین ترتیب در سیم زیر مطلق، زائد و مجنب می بمل، می بکار و فا سری است با آوانگاری کب، کج، کد اما نگارنده فواصل می بمل،می کرن،می بکار را با این آوانگاری بیان کرده! و باز در سیم حاد، مطلق، زائد و مجنب به ترتیب لا بمل، لا بکار و لا سری است با آوانگاری کط، ل، لا. اما نگارنده لا بمل، لا کرن و لا بکار را به این آوانگاری اختصاص داده است.

در کتاب «مبانی نظری موسیقی ایرانی» فواصل تا یک اکتاو شرح داده شده و چه بسا که اگر ادامه می یافت این اشتباه نیز تکرار می شد.

شاید توجیه این باشد که در دستان بندی ساز موسیقی امروزی مثل تار سی سری را نداریم.این درست است اما از این نکته غافل بوده ایم که اگر برای دستان بندی عود در سیم مثنی سی بمل، سی کرن و سی بکار را لحاظ کنیم نظام فواصل عود قدیم به هم می ریزد و در سیم مثنی نسبت به مطلق به جای فواصل دوم کوچک، دوم نیم بزرگ و دوم بزرگ شاهد یکم کم افزوده (دوم کم کوچک)، یکم افزوده (دوم کوچک) و دوم بزرگ خواهیم بود و روند این فواصل در سیم های زیر و حاد نیز تکرار خواهد شد و این بر خلاف فواصل و دستان بندی عود است و اگراین توجیه را بپذیریم دیگر نمی توان گفت آوانگاری بر اساس موسیقی قدیم بوده بلکه باید دستان بندی امروزی را نیز در آن دخیل دانست.پذیرش این توجیه نظام دستان بندی موسیقی قدیم را زیر سوال می برد.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

موسیقی و شعر در «گرگیعان و گرگیعان» (XIII)

قطعا راه های مختلفی برای آموزش دادن به کودکان وجود دارد. آموزش نکات اخلاقی و مهارتهای زندگی یکی از آموزشهای مهمی است که از طرق مختلف می‌توان به کودکان ارائه داد و یکی از راههایی که می‌توانید به کودکان این آموزشها را بدهید، اشعار و ترانه های کودکانه است.

رحمت الله بدیعی: تجویدی چیز دیگری بود

آقای شهرام صفارزاده که در امریکا هستند. ایشان ۵ سال پیش من ویولون کار کرده اند، البته بعدها پیش حبیب الله بدیعی رفتند اما در شرح حالی که خود صفارزاده نوشته بود گفته اند که «من ۵ سال شاگرد رحمت اله بدیعی بوده ام»، اگر ایشان نمی گفتند، شاید من هم یادم نبود! در حقیقت گرفتن ویولون از آرشه، انگشت گذاری و کلاً تکنیک ویولون را پیش من بودند. آقای گرگین زاده شاگرد من بودند، پروین پیشه و…

از روزهای گذشته…

شرایط و کیفیت ارائه خدمات ساخت ساز در کارگاه رضا ضیائی

شرایط و کیفیت ارائه خدمات ساخت ساز در کارگاه رضا ضیائی

در بخش آموزش ساخت ساز که به صورت تخصصی و اختصاصی بر گزار می شود لزوم بررسی صلاحیت و توانایی های علمی و عملی از طریق مصاحبه حضوری با شخص متقاضی در زمان های از پیش تعیین شده، مطابق با آئین نامه به جهت شناسایی نسبی از وضعیت مسائل اخلاقی و اجتمائی، هوش، استعداد، خلاقیت، پشتکار و … طی خواهد شد. لزوم کیفیت در ارتباط صحیح با توجه به موارد مورد نیاز در موفقیت انتخاب اقدامات مربوطه، از هر حیث برای ما امری است جدی و اجتناب ناپذیر که تا مرحله تحقق آن، همچنان با حساسیت لازم تحت کنترل و پردازش خواهد بود.
نقد آرای محمدرضا درویشی (IV)

نقد آرای محمدرضا درویشی (IV)

شایگان در آثار بعدی‌اش از مفاهیم هایدگری فاصله گرفت و با قدری تسامح می‌توان گفت که نسبیّت‌گراتر شد. او در اوایل دهه‌ی هفتاد «غرب‌ستیزیِ شرقی [را] آفریده‌ی غرب» (شایگان۱۳۷۴: ۱۰۰) دانست و گفت: «متفکران این کشورها [ی شرقی] از خود پرسیدند که آیا تقلید از غرب، برگزیدن الگوی غرب، الهام گرفتن از غرب و تکرار تجربه‌هایی که به‌نوعی عبث از آب درآمده‌اند، به زحمتِ انجامش می‌ارزد؟ درنتیجه، سر به لاکِ خود فروبردند و از چاهِ ارزش‌های سنّت، آب برکشیدند [… درصورتی‌که] مدرنیته گستاخی است، جهش است، رسوایی است، اما درعین‌حال حسادت نیز هست. هیچ چیز بی‌جراحت زاده نمی‌شود. ما برعکس، دوستدار امنیّت و حمایتِ بیش از حد از سنّت، دوستدار وضع وجودِ دایمی هستیم. چیزهای پیش از این دیده، چیزهای پیش از این دانسته و وضعیّاتِ پیش‌بینی‌پذیر را دوست داریم.» (همان: ۱۰۰, ۲۲۱) و هشدار داد: «هرگونه بازگشتی به گذشته (سیر قهقرایی) بدون بازسنجیِ انتقادی از گذشته، سخت خطرناک است و می‌تواند به لغزش منجر شود.» (همان: ۱۵۲) شایگان در اواخر دهه‌ی هفتاد و در کتاب «افسون‌زدگی جدید» به مرقّع‌کاریِ فرهنگی و انسان چندهویّتیِ چهل‌تکّه با تفکری سیّار و سیّال رسید و چشم‌اندازهای متفاوتی را ترسیم کرد.
از کافه تا رودکی (III)

از کافه تا رودکی (III)

یکی از بخشهایی که در کارگان این خواننده همواره با استقبال مواجه می شود اجرای ساز و آواز روی قطعات ریتمیک کاور شده از موسیقی عربی است که آواز را معمولا ویولن پاسخ می دهد و گاهی بسته به حال و هوای نوازندگان بداهه نوازی کوتاهی نیز انجام می شود و کاملا یادآور خوانندگان کافه های پیش از انقلاب است. این قطعات معمولا در میان تصانیف و ترانه ها بصورت بداهه شکل گرفته و بعداز اجرا با شکست ریتم به حالت ابتدایی ترانه بر می گردد.
جنگو راینهارت

جنگو راینهارت

جنگو راینهارت نوازنده گیتار جز بلژیکی از جمله برجسته ترین نوازندگان موسیقی جز متولد اروپاست که در بلژیک بدنیا آمد اما دوران نوجوانی را درقرارگاه کولی های باسک در نزدیکی پاریس سپری کرد. از سنین نوجوانی کار نوازندگی بانجو، گیتار و ویولن را به صورت حرفه ای در سالن های رقص پاریس آغاز کرد.
به بهانه انتشار کنسرت ارکستر مضرابی (III)

به بهانه انتشار کنسرت ارکستر مضرابی (III)

“چهارمضراب دشتی” با اجرای گروه سنتور ارکستر مضرابی، دهمین قسمت از این کنسرت است که یکی از چشمگیرترین قسمتهای این برنامه است. این چهارمضراب یکی از چندین چهارمضراب دشتی فرامرز پایور است که محبوب نوازندگان این ساز است و قطعه ای به غایت زیبا و تکنیکی برای سنتور نوازان؛ انتخاب این قطعه برای اجرا با این تعداد سنتور، نشان از جسارت بالای گروه و رهبر آن دارد.
تاخیر در اجرای کنسرتهای استونز

تاخیر در اجرای کنسرتهای استونز

ستاره های افسانه ای موسیقی راک گروه رولینگ استونز برنامه اجراهای زنده خود در کشورهای اسپانیا، بلژیک، روسیه، فرانسه و ایتالیا را تغییر می دهند. قرار است تور “A Bigger Bang” در جولای از سر گرفته شود.
اشکنازى از شوستاکوویچ مى گوید

اشکنازى از شوستاکوویچ مى گوید

اگر روى شوستاکوویچ برچسب معماگونه بودن مى زنند تنها براى آسان تر کردن کارشان است او یک انسان ساده است با درجه بالایى از هوشیارى نسبت به زندگى. جان استراتفورد و جان ریلى در اکتبر ۱۹۹۱ با ولادیمیر اشکنازى این مصاحبه را انجام دادند. اندکى پس از آن بود که اشکنازى ارکستر رویال فیلارمونیک را براى اجراى سمفونى هشتم شوستاکوویچ تمرین داده بود.
تحلیلی بر کتاب‌شناسی‌های موسیقی در ایران (IV)

تحلیلی بر کتاب‌شناسی‌های موسیقی در ایران (IV)

تا کنون ۵ عنوان کتاب کتاب‌شناسی موسیقی به زبان فارسی چاپ شده، که به ترتیب سال انتشار عبارت است از: [۱] «کتاب‌شناسی موسیقی» تالیف ویدا مشایخی ۱۳۵۵ «مرکز اسناد فرهنگی آسیا»، [۲] «کتاب‌شناسی موسیقی» تالیف «محمدحسین درافشان»۱۳۸۲ «مرکز پژوهش‌های اسلامی صدا و سیما»، [۳] «کتاب‌شناسی موسیقی (۱۳۸۱-۱۲۸۱)» تالیف «مهتاب خرمشاهی» ۱۳۸۳ «سرود»، [۴] «کتاب‌شناسی موسیقی در ایران» تالیف «سیمین حلالی» ۱۳۸۴ «ماهور» و [۵] «کتاب‌شناسی و مقاله‌شناسی موسیقی ایران به طریق توصیفی» تالیف «سید علی‌رضا میرعلی‌نقی» ۱۳۸۶ «مرکز موسیقی حوزه هنری» (۷). شاید اولین نکته‌ای که در همان نظر اول توجه را جلب می‌کند فاصله‌ی تقریبا سی ساله میان اولی و بقیه‌ی کتاب‌شناسی‌های موجود است. این شکاف که برای اهل موسیقی در ایران ناشناخته نیست در دیگر عرصه‌های موسیقی نیز (البته با طول مدت کمتر) اتفاق افتاده.
راخمانینف؛ واپسین نماینده یک سلسله بزرگ (I)

راخمانینف؛ واپسین نماینده یک سلسله بزرگ (I)

“هنرمند می کوشد و باز می کوشد تا به غیر ممکن دست یابد. گاهی خوش اقبال است و کمی به هدفش نزدیک می شود. اما همه مدت به جایی دیگر رانده می شود، به جایی که کسی نمی تواند او را آرام کند، کسی نمی تواند کمکی به او بکند.”
طنین آوای گلستان دربرمینگام

طنین آوای گلستان دربرمینگام

مطلب فراروی به بهانه برگزاری کنسرت گروه گلستان در شهر برمینگام انگلستان نوشته شده و نویسنده هرچند سالها تجربه تحقیق و به کار گیری مبانی هنر در شاخه ای از معماری را درکارنامه خود داراست با این وجود خود را کارشناس و منتقد موسیقی ندانسته بلکه همانند بسیاری از شما تنها از دیدن و شنیدن کاری خلاقانه و منحصربفرد هنری به وجد آمده و به این وسیله به ارتقاء کیفیت جنبه های معنوی و غیر مادی زندگی در عصری خسته از ضد ارزشها و لبریز از چالشهای بزرگ امیدوار می شود.