روش سوزوکی (قسمت هفتم)

دو کودکی که در بین گرگها رشد کردند!
انسان بدون استعداد متولد میشود. خصوصیت محیط زیست او تعیین می کند که چه چیزی که او بوجود می آید. نیروی حیاتش و توانائی هایش بوسیله تطبیق او با اطراف و محیطش جان میگیرد. بوضوح در کتاب پر ارزش روانشناسی کودک دکتر فومیو کیدا، این موضوع تشریح میشود. او در این کتاب، از دو دختر خردسال یاد می کند که یک گرگ آنها را پرورش داده بوده!

در سال ۱۹۴۱ دو تن از پروفسورها از دانشگاههای دنور (Denver) و ییل (Yale) یک گزارش پر اهمیت و با اعتبار دریافت میکنند.

در هند یک کشیش، دو دختر خردسال را پیدا میکند که توسط یک گرگ تربیت و پرورش یافته بودند. یکی از آنها دو ساله و دیگری تقریبا هفت ساله بوده. دختر کوچکتر آمالا (Amala) و دختر بزرگتر کامالا (Kamala) نامگذاری شده بودند. پدر سینگ (Singh) نظاره ها و مشاهداتش را که به مدت نه سال تهیه شده بودهرا با عکسها و سند نشان داده است. این کودکان را در جنگلهای جنوب شمالی کلکته پیدا کرده بودند.

سر و ناحیه سینه و شانه های دو کودک پوشیده از مو بود. وقتیکه موهای آنها را کوتاه کردند تازه آنها شبیه انسان شدند. در محل زندگی گرگها این کودکان با دست و پا راه میرفتند و در تاریکی میتوانستند خیلی عالی ببینند. حس بویائی شان بطور فوق العاده ای حساس بود و آنها چهاردست و پا به تندی سگها میدویدند و هیچ انسانی نمی توانست به آنها برسد!

شانه ها پهن، پاها بسیار قوی، کشاله ها شان، خمیده بود و باز نمیشد و هر شیعی را بجای دست با دهان میگرفتند. غذا و آب مثل سگها میخوردند. کاملا به نوع زندگی یک گرگ خو گرفته بود. آنها نه تنها گوشت خام را دوست داشت بلکه گوشت فاسد شده را ترجیح میداد و حساسیتی هم به تغییر دمای حرارت هوا نداشت و هرگز عرق نمیکرد!

وقتیکه هوا داغ بود، زبانش به بیرون آویزان میشد و مثل یک سگ له له میکرند پوستشان به صافی و تمیزی شیشه بود و کثیفی را به خود جذب نمیکرده اما سطح دستهایشان شاخی شده بود. سر با موهای بلند توی هم رفته به طور عجیبی بزرگ بود. با کوچکترین صدا گوشهایش را تیز میکرند و ماهیچه هایشان منقبض میشده؛ زمانیکه عصبانی میشدند پره های بینی شان از هم باز میشده و مثل یک سگ.


دو خواهری که توسط گرگ تربیت شده بودند
کمالا اگر در هنگام خوردن مزاحمش میشدی دندانهایش را نشان میداد. روزها میخوابید اما به محض اینکه آفتاب غروب میکرد فعال میشد. شبها در مواقع معین سه بار زوزه میکشید، در ساعتهای ده شب یک و سه صبح به همان روالی که در بین گرگها انجام بود. این عادت و رفتارها برایش دومین شکل زندگی طبیعی اش شده بود زیرا که سالها در جمع گرگها زوزه کشیده بود. همچنین در نه سالی که با انسانها زندگی کرده بود، این کار را کرده بود! تا اینکه در شانزده سالگی مرد. صدای کمالا نه شبیه انسانها بود و نه شبیه گرگها، صدائی بود مبهم و منحصر به خودش.

میشود که گفت این موروثی است؟
یک کودک که از انسان زاده شده بود و بین گرگها زندگی کرده بود و به وسیله آنها بزرگ و آموزش و تربیت داده شده بود، رفتار و عادتهای آنها را گرفته بود. انسان برای ادامه حیات خودش را بطور غریزی با محیط زندگیش وفق میدهد و بطور فوق العاده ای تلاش میکند و به خود زحمت میدهد که خود را جزئی از هستی به ثبت برساند. این توانائی احترام مرا برمی انگیزد، نگاه به این واقعیت ها به ما نشان میدهد که بچه ها در خردسالیشان چقدر به حمایت و راهنمائی نیاز دارند. باید خیلی عمیق شد به این مهم که بچه ها در دوران خردسالیشان چگونه باید رشد و تربیت داده بشوند.


آمالا هنگام غذا خوردن
چگونه باید رشد و تکاملشان، اعمال و رفتار، روح، معنویت، ذهن، تفکر، دانش و خودشان محافظت و همراهی بشوند. تا بحال ما بر این باور بودیم که همه اینها با کودک زاده میشود و موروثی است. من مصرانه توصیه و پا فشاری میکنم که این نگرش را باید تغییر بدهیم. چه مصیبت و فاجعه ای بود برای آمالا و کمالا که وضعیت و زندگیشان به این شکل رشد و پرورش پیدا کرد. همینکه اینها را از گودال گرگها به اجتماع انسانها آوردند، دیگر همه چیز برای آنها تمام شده بود.

اما تجربه هایشان قدرت و عظمت زنده ماندن روح را نشان میدهد. با اینکه آنها انسان بودند ولی خودشان را بطور خارق العاده ای با نوع زندگیشان تطبیق دادند. اگر که این توانمندی فوق العاده در یک اجتماع متمدن همراه با یک شرایط زیست خوب همراه بود، میتوانست شرایط تعلیم و تربیت و پرورششان عالی باشد. اما علم و دانش آنها را عقب مانده بررسی کرد. از دید و نگاه من، اینگونه نیست! وقتیکه این موضوع را مورد مطالعه قرار میدهیم و در نظر میگیریم که چگونه خودشان را با محیط زندگیشان تطبیق دادند، موروثی بودن را رد شده می بینیم

بچه ها زندگی میکنند، نگاه و نظاره میکنند و احساس میکنند، لمس میکنند و بر حسب پیرامون زندگیشان به آن رشد و گسترش و قابلیت و شایستگی میدهند. البته این نوع نگرش را که همه چیز ارثی و موروثی است، خیلی ها بر روی آن سرسختانه می ایستند و از نظریه شان هم دفاع میکنند.

اگر ما این بچه ها را در نظر بگیریم که با دست و پاهایشان میدویدند و به عوض دستهایشان دهانشان را بکار میبردند و همه چیز را با دندانهایشان میگرفتند و چگونه ترجیحا گوشت خام و حتی به گوشت گندیده میل داشتند! علاوه بر این اگر چه اینها دختران خردسالی بودند، شانه ها و ناحیه سینه شان پوشیده از مو بود؛ آیا میتواند کسی از به ارث بردن، صحبت کند!؟

حالا ما در اجتماع خودمان بچه هایمان را دیگر دقیقا به جلوی گرگ نمی اندازیم! اما محیط زندگی بد، بعضی وقتها، درست بعد از تولد تجربه هایی را بوجود می آورد که بازدارنده است و صدمه ای وارد میکند، کودکان هم به همان گونه رشد میکنند که تقریبا به همان بدی میشود که زندگی در میان گرگها مضر است!

یک کودک مدرسه ای را که جلوی رشد صحیح اش گرفته شده و صدمه دیده است را زیر نظر بگیریم و بعد ثابت کنیم که این کودک این وضعیت را به ارث برده است! این چنین نگرشی بسیار اشتباه است. پس سرنوشت بچه ها در دست خانواده هایشان قرار دارد!

3 دیدگاه

  • سميرا
    ارسال شده در مرداد ۱۱, ۱۳۸۷ در ۲:۴۲ ق.ظ

    salam. vagean mamnunam babate tamamie matalebi ke to sayteton garar midid.makhsusan raveshe suzuki.nazariyate ishon ro gabul daram.to khonevadeye man kasi sazi nemizane.ama alagheye onha be musigi engadr ziyade ke az vagti yadam miyad hamishe az khoneye ma sedaye music be gosh mireside va in baes shod ke man goshe mosigi kheyli khobi dashte basham az haman dorane bachegi.va bedune hich ostadi kiboard benavazam bad ha ke alan mishe piano va violon jozve hamin sazam shode ..mamnun man donbal mikonam matalebeton ro.

  • سميرا
    ارسال شده در مرداد ۱۱, ۱۳۸۷ در ۲:۴۴ ق.ظ

    fgata ye khaheshi ashtam agar emkanesh bashe asare in honarmande aziz ro ham to saiteton garar bedid .

  • سميرا
    ارسال شده در مرداد ۱۱, ۱۳۸۷ در ۲:۴۴ ق.ظ

    fagata ye khaheshi dashtam agar emkanesh bashe asare in honarmande aziz ro ham to saiteton garar bedid .

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

دوران انتقالی در تاریخ موسیقی و پس از آن (I)

پرسش از چگونگی دریافتن به‌آخر رسیدن ظرفیت سبکی خاص در هنر به‌ویژه موسیقی، پرسش از آغاز دورانی است که می‌توانیم مقدمه‌ی آن را دوره‌ی انتقال بنامیم؛ دوره‌ای که در آن سبک، مکتب یا شیوه‌ای آرام‌آرام توانایی عرضه‌ی آثار نو و زاینده را از دست می‌دهد و صحنه را برای برآمدن سبکی نو می‌آراید؛ درحقیقت، به‌بحث گذاشتن توانایی منتقد در دریافت اتمام ظرفیت نوعی خاص از موسیقی، سخن گفتن از توانایی او در درک این دوران انتقالی است.

نوائی: عرضه و تقاضا برای ساز فلوت منطقی نبود

نوشته که پیش رو دارید گفتگویی است با سعید تقدسی، نوازند فلوت و رهبر ارکستر و فیروزه نوایی، نوازنده فلوت و سرپرست کر فلوت تهران؛ این گفتگو در برنامه نیستان در شبکه فرهنگ انجام شده است. از شما خواهش می کنم که اول در مورد کر فلوت تهران صحبت کنید؛ اصولا کر فلوت چه چیزی…
ادامهٔ مطلب »

از روزهای گذشته…

رودز: «از عبارت “موسیقی کلاسیک” متنفرم» (II)

رودز: «از عبارت “موسیقی کلاسیک” متنفرم» (II)

رودز، با موهای درهم بر هم مدل بایرونی و خالکوبی هایش (او «سرگئی راخمانینوف» را با حروف سیریلی بر ساعد راستش خالکوبی کرده است)، قطعا یک فرد عصبی است. مأموریت او بازگرداندن موسیقی کلاسیک به قشر عادی جامعه است مانند جیمز الیور اما در زمینه موسیقی کلاسیک: «کاری که جیمز الویر انجام داد این بود که آشپزی را آسان، قابل فهم و سرگرم کننده ساخت. به نظرم برای موسیقی کلاسیک نیز کاری بهتر از این نمی توان انجام داد».
نگاهی به موسیقی قاره آفریقا (III)

نگاهی به موسیقی قاره آفریقا (III)

موسیقی آفریقا یکی از پویاترین اشکال هنری است. مصر طی مدتی طولانی کانون فرهنگی جهان عرب بوده‌است، درحالی که تجدید خاطره‌ی نواخت‌های مناطق پایین صحرا به ویژه در غرب آفریقا، از طریق تجارت برده اطلسی به رقص سامبا، آهنگ‌های بلوز، جاز، رگا، موسیقی رپ، و بزن و بکوب نوین منتقل شد.
بیانیه هیات داوران سومین جشنواره سایت ها و وبلاگ های موسیقی

بیانیه هیات داوران سومین جشنواره سایت ها و وبلاگ های موسیقی

در سومین جشنواره سایت ها و وبلاگهای موسیقی، دکتر پیروز ارجمند به عنوان سخنگوی هیات داوران به روی صحنه آمد و بیانیه هیات داوران را قرائت کرد که در ادامه متن این بیانیه را به همراه تصاویری از جلسه هیات داوران،‌ می خوانید و می بینید:
عشق‌بازی می‌کنم با ˝نام˝ او (II)

عشق‌بازی می‌کنم با ˝نام˝ او (II)

آیا عنوان “مثنوی در موسیقی دستگاهی” به معنای معرفی و سپس بسط این گوشه در موسیقی دستگاهی نیست؟ و اگر پاسخ سوال پیشین مثبت است، این اتفاق چگونه رخ داده؟
مجید کیانی و “طبیعت در هنر موسیقی” (II)

مجید کیانی و “طبیعت در هنر موسیقی” (II)

کلدانیان از ۶۲۶ تا ۵۳۸ قبل از میلاد در سرزمین حاصل خیز بین النهرین استقرار داشتند. از زمان سومریان معابد مرکز عمده کاهنان ٬ شاعران ٬ ریاضی دانان و منجمان بود. بر اساس نوشته های برخی مورخان قدیمی مانند Plutarch در زمان کلدانیان با توجه به گسترش نجوم و ارتباط موسیقی نظری با اخترشناسی و ریاضیات عقایدی مانند اعتقادات زیر مرسوم گردید:
جشن خانه موسیقی و سازهای شجریان!

جشن خانه موسیقی و سازهای شجریان!

چهار شب جشن خانه موسیقی همزمان با پایان مهرماه به آخر رسید. در این سه شب گروه شهناز با سرپرستی مجید درخشانی و آواز محمدرضا شجریان، گروه کامکارها به سرپرستی هوشنگ کامکار و ارکستر ملی به رهبری فرهاد فخرالدینی به اجرای برنامه پرداختند و در روز چهارم که در واقع اختتامیه این برنامه بود طی مراسمی از مقام هنری چند هنرمند که هیچ کدام در محل برنامه حضور نداشتند، تقدیر شد و نیز در قسمت دوم برنامه داریوش طلایی به همراه آرش فرهنگفر به اجرای برنامه پرداختند.
رامین صدیقی: با کلی گویی به جایی نمی رسیم

رامین صدیقی: با کلی گویی به جایی نمی رسیم

حق با شماست. آقای هوشنگ کامکار هم جشنواره های قبلی را غیرحرفه ای دانسته اند که بهتر است بگویند کجا، کی، چه کسی و چه چیزی در جشنواره های قبلی غیرحرفه ای بوده است. باکلی حرف زدن که نمی شود جشنواره بهتری داشت و این مسایل تنها آزرده خاطری ایجاد می کند.
جان مک لافلین، موسیقی جهانی روی گیتار!

جان مک لافلین، موسیقی جهانی روی گیتار!

جان مک لافلین (John McLaughlin)در ۴ ژانویه سال ۱۹۴۲ یورکشایر انگلستان متولد شد. بسیاری وی را با خواننده و نوازنده پاپ/راک با عنوان Jon McLaughlin اشتباه میگیرند! اما جایگاه جان مک لافلین گیتاریست جز همواره در تاریخ موسیقی جز بعنوان یکی از برترین ها جاودان شده است.
تور کنسرت های موسیقی هادی سپهری به مناسبت نوروز

تور کنسرت های موسیقی هادی سپهری به مناسبت نوروز

تور کنسرت های موسیقی «هادی سپهری» به مناسبت نوروز در چند شهر از کشور ترکیه برگزار خواهد شد. هادی سپهری سرپرست گروه موسیقی تلفیقی آواز (گروه مشترک بین ایران و ترکیه) این بار همزمان با عید نوروز در شهرهای کارص (سه شب)، ازمیر (سه شب) و آنکارا (یک شب) همراه با «سپیده شایان راد» نوازنده ی ضربی به اجرای موسیقی کلاسیک ایرانی و موسیقی مردمی ترکیه خواهند پرداخت.
مارسین دیلا؛ آقای برنده (I)

مارسین دیلا؛ آقای برنده (I)

در سال های اخیر بیش از هر زمان، شاهد برگزاری مسابقات و همایش های موسیقی در زمینه نوازندگی بوده ایم. این مسابقات هنوز نتوانسته اند موافقت همه هنرمندان و دست اندرکاران موسیقی را با خود همراه کنند؛ انتقاداتی از این دست که: “نمی توان همه را با یک سنگ، محک زد”؛ “سلیقه داوران تاثیری انکار نشدنی در انتخاب برندگان دارد” و “کسانی که شایستگی کسب رتبه دارند اما حائز رتبه نمی شوند” بر این مسابقات وارد شده است. با این همه، کسب رتبه در مسابقات معتبر، تاییدی است بر کیفیت کار نوازندگان.