به استقبال شب فیلیپ گلس در تهران (III)

•کنسرتو هارپسیکورد (۲۰۰۲)

شاگرد یاغی نادیا بولانژه (Nadia Boulanger) و مدرسه جولیارد، راننده تاکسی نیویورک، جوان جاه طلبی که جستجوهای زیبایی شناسانه اش او را از دانشگاه شیکاگو تا مرزهای تبت کشاند و در بازگشت، او را فاتح مهمترین تالارهای اپرا و تئاتر جهان و قلب میلیون ها عاشق موسیقی کرد …” پرتره فیلیپ در دوازده بخش” در آغاز قرن بیست و یکم کامل می شود.

گلس این سالها چگونه به موسیقی نگاه می کند؟

در آغاز دهه هشتم زندگی و پس از فتح بلندترین قله های موسیقی معاصر، اصوات در ذهن پیرمرد نابغه دوست داشتنی، چه ساختمانی می سازند؟

این بار گلس به سراغ یکی از نفیس ترین و پرتاریخ ترین سازهای موسیقی کلاسیک رفت: هارپسیکورد.
سازی که زیباترین خاطرات موسیقی سازی باروک را با صدای جادویی آن تجربه کرده ایم و رنگ صدایی ویژه آن همواره آهنگسازان معاصر را نیز وسوسه کرده است.

حال در سالهای آغازین قرن بیست و یکم، این ساز تاریخی در اندیشه آهنگسازی که نوگرایی صفت ذاتی اوست، چگونه به صدا در می آید؟

“چند سال پیش از طرف چارلز و دایانا کری، نوشتن قطعه ای برای هارپسیکورد و ارکسترمجلسی جهت اجرا در سپتامبر ۲۰۰۲ توسط ارکستر مجلسی نورث وست (Northwest Chamber Orchestra) به من پیشنهاد شد.

به چند دلیل این دعوت برایم وسوسه انگیز بود. اول اینکه من همواره ادبیات هارپسیکورد را ستوده ام. تعدادی از آثار دوره باروک را به طور کامل مطالعه کرده و بعضی از آنها را نیز نواخته ام و درثانی می دانستم هارپسیکورد عصر مدرن، قابلیت صدایی غنی تر و نیرومندتر از آنچه در سازهای اتنتیک قابل دستیابی بود را داراست و می تواند همراه برازنده ای برای یک ارکستر مجلسی مدرن باشد.

سرانجام به یک اثر سه موومانی به شکل سنتی آن رسیدم که در بهار ۲۰۰۲ به اتمام رسید(…) کنسرتو نوشتن همیشه فرآیند دشواری است. من تا به حال برای ویلن، پیانو، کوارتت ساکسوفون، تیمپانی و ویلنسل کنسرتو نوشته ام و همینطور یک کنسرتو گروسو و ترکیب آنها با ارکستر، بخش بنیادی و همواره خلاقه فرآیند بوده است.

بهترین نتیجه همیشه هنگامی حاصل می شود که سولیست و ارکستر هر دو همراه با هم شانس درخشیدن در مرکز توجه موسیقی را داشته باشند… بسیار مایه خوشحالی است اگر این اثر تازه تا اندازه ای در این جهت به موفقیت دست یافته باشد.”

این اثر هم مثل کنسرتو ویلن و بنا به سنت تاریخی کنسرتوها ، دارای موومان دوم آرام و لیریک و موومان سوم تند است.

زیبایی شناسی گلس را در سالهای اخیر، به خصوص باید در سمفونی های متوالی، کنسرتوها و موسیقی های متن فیلم ها جستجو کرد. نوعی پالایش یافتگی مجدد در مفاهیم و ایده ها به علاوه استادی در ارکستراسیون و آزادی و روانی بیش از پیش ساختمان آثار، از جمله آزادی در هارمونی، حضور پررنگ و پویای خطوط باس که ماتریال بسیار بیشتری نسبت به گذشته را به خود اختصاص می دهند و صدالبته آزادی بیشتر خطوط ملودیک از قید ساختمان سلولی و اساساً نگاه فرمال پیچیده تر به تقسیم بندی های سلولی، همراه با چشمه بی پایان ملودی های زیبا و شورانگیز، به نظر می رسد گلس سالهای اخیر را حتی از گذشته دست نیافتنی تر کرده باشد و کنسرتو هارپسیکورد، نمود کاملی از همه این ویژگی هاست.

موومان دوم شاید یکی از دلنشین ترین موومان های تاریخ کنسرتوها در همه ادوار باشد. عصاره روح باروک در اتمسفری فرازمینی و مسحورکننده، در پرواز زیباترین آواها، شنونده را به سفری به اعماق بی وزنی و آزادی دعوت می کند.

فضای غریب باروک-مدرن این موومان که از حضور توأم ملودی و رنگ باروک و فرم و نگرش مدرن حاصل شده است، مخاطب را با یک پدیده بی زمان روبرو می کند. در حضور نگاه مدرن و به تعبیری همچنان مینیمال آهنگساز ، طبیعتاً خبری از پیچیدگی های فرمی به شیوه باروک همچون مدولاسیونهای پیاپی، کنترپوانهای پیچیده و اپیزودها و کنترسوژه های متنوع نیست و اشتراک موسیقی با آثار باروک به موضوع البته بنیادی اتمسفر تم و رنگ آمیزی ارکستر محدود می شود.

تمام موومان به نوعی واریاسیونی بر روی یک تم است. گویی موسیقی به تمامی وقف جادوی یک صدا ست. آوایی که آنقدر تکرار می شود تا در افسون آن غرق شویم. تم آغازین هارپسیکورد در واریاسیونی که گویی می خواهد تا همیشه ادامه داشته باشد، به تناوب به بخش های مختلف ارکستر و سولیست ها واگذار می شود و حضور یک تم اصلی دیگر که درست در میانه موومان توسط بادی ها و در چند صدا با طرحی انعکاسی ارائه می شود، این واریاسیون را پیچیده تر و متنوع تر می کند.

پرواز اصوات بادی ها بر فراز صدای جادویی هارپسیکورد، گویی صعود با شکوه روح باروک در آسمان عصر ماست.
.

کنسرت پیش روی ارکستر کامه راتا به رهبری کیوان میرهادی، اولین کنسرتی در ایران محسوب می شود که به طور کامل به اجرای آثار فیلیپ گلس اختصاص می یابد. رپرتوار برنامه، همان طور که به اختصار شرح داده شد، از آثار مهم و دشوار گلس به شمار می روند. .

کنسرتو ویلن از شاهکارهای موسیقی مینیمال و اثری نشانه گذار در تاریخ کنسرتوهای معاصر است. کوارتت زهی شماره ۳ ، موسیقی مجلسی گلس را در دوره شکوفایی پذیرش جهانی آثارش در دهه ۸۰ نمایندگی می کند و کنسرتوهارپسیکورد از آخرین شاهکارهای گلس، اولین معرفی این اثر در ایران با کمترین فاصله زمانی از نخستین اجرای جهانی و یک غافلگیری تمام عیار برای دوستداران پر شمار موسیقی گلس در ایران خواهد بود
.

و این همه را مدیون نبوغ و درک تاریخی موسیقیدان نوگرای ایران ، کیوان میرهادی هستیم که سالهاست عاشقانه در جهت معرفی موسیقی مدرن و ریشه دار کردن تفکر و نگرش مدرن در ایران، همگام با همه دنیا مرزها را درمی نوردد و هر بار افق های فکری مخاطبین را در تجربه مرتبه بالاتری از ادراک هنری گسترش می دهد. (کنسرت ارکستر کامه راتا به رهبری کیوان میرهادی – پنجشنبه و جمعه ۲۴ و ۲۵ مرداد ، ساعت ۱۹:۳۰ ، تالار رودکی : شب فیلیپ گلس)

4 فکر می‌کنند “به استقبال شب فیلیپ گلس در تهران (III)

  1. مقاله با هنر مینیمال آشنا شویم ورود خوبی به بحث مینیمالیسم در هنرهای معاصر و به طور اختصاصی موسیقی مینیمال هست.( در همین صفحه در قسمت “در این رابطه بخوانید ” می تونید اون رو پیدا کنید)و اگه علاقمند بودید در انتهای اون صفحه به چند مقاله عالی از آقای سلطانی در رابطه با مینیمالیسم لینک هست. ضمنا فصل پایانی از کتاب “یک قرن موسیقی مدرن” نوشته پل گریفیث با ترجمه آقای میرهادی (نشر افکار)به تاریخچه مینیمالیسم در موسیقی اختصاص داده شده.

  2. عالی بود جناب عامری اگر مطالبی درباره لامونته یانگ یا استیو رایش و تری رایلی دارید خوشحال میشیم بخونیم

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.