گفتگو با قدسیه مسعودیه (IV)

اردیبهشت 1376 در اتاق کار در منزل (تهران)
اردیبهشت 1376 در اتاق کار در منزل (تهران)
کارها و تحقیقات نیمه‌تمام‌شان چطور؟ مثلاً شنیده‌ام که در مورد موسیقی آذربایجان مشغول به پژوهش بودند.
یک تعدادی هست اما اینکه دقیقا بدانیم نیمه‌تمام مانده‌اند یا نه و می‌توان روی آن کار کرد یا نه را نمی‌دانم. خیلی از آنها چاپ شده است و دست‌خط خودشان و نسخه اصلی موجود است ولی چاپ‌شده‌اند. یک مورد کتابشناسی موسیقی عرب را هم جمع آوری کرده بودند و توضیح کوتاهی هم درباره‌‌ی هر مدخل داده بودند اما مشخص است که ناقص است. یعنی مثلاً اسم یک کتاب را نوشته اند اما زیر عنوان خالی است و معلوم است که احتمالاً منتظر بوده‌اند کتاب یا اطلاعاتی در موردش به دستشان برسد تا ترجمه کنند. اکثراً هم به زبانهای آلمانی و فرانسه هستند. به هر حال خیلی از کارها دست همسرشان است. شاید همان کار در مورد موسیقی آذربایجان. حتی قرار بود کارهای نیمه‌تمام‌شان را به من بدهند اما ندادند. حتی دستگاه ضبط ریل‌شان نزد خانم‌شان است.

وقتی قصد داشتیم اینها را تبدیل کنیم اگر با همان ریل اصلی تبدیل می‌شد، کیفیت کار می‌توانست بهتر باشد ولی نتوانستیم دسترسی داشته باشیم و خودمان یک ضبط ریل خریدیم.

اما در مورد کتابی که ترجمه کرده‌اید.
بعد از فوتشان چون این کتاب به زبان فرانسه بود و به فارسی هم ترجمه نشده بود تصمیم گرفتم این کتاب را ترجمه کنم. یکی، دو سال بعد از فوتشان بود. زمان زیادی برد تا به سرانجام رسید چرا که معنی برخی اصطلاحات تخصصی را دقیق نمی‌دانستم و از یکسری از دوستان در موردشان کمک گرفتم تا به مرحله‌ی چاپ رسید. ماجرای ویرایش کتاب هم پر دردسر بود. بعد از اتمام کار، ترجمه این کتاب را در ابتدا به کسی سپردیم که متن را ویرایش کنند. بعد از یکسال ایشان گفتند که گم شده‌است! دوباره از نو تایپ کردیم چون هیچ کپی هم متأسفانه نداشتیم و تنها دستخط های خودم بود. با این ماجراها به این نتیجه رسیدیم که باید خیلی در این مسائل محتاطانه عمل کنیم.

در مورد تیراژ چه صحبتی با ناشر داشتید؟
قرار بود هزار نسخه باشد که تنها ۲۰ نسخه چاپ شد و بیشترشان را خودم از همان کتابفروشی فرهنگستان برای اهدا به دیگران خریدم. متاسفانه چون قرارداد نوشته‌ایم امکان این را هم نداریم که به انتشارات دیگری بدهیم.

بعد از اینکه دیدید تنها ۲۰ نسخه بیشتر چاپ نشده اعتراضی نکردید؟
گفتند دولت سهمیه کاغذمان را نداده است! این صحبت پارسال است. سال ۹۳٫ طبق قرارداد ۱۰۰ نسخه باید به من بدهند اما چیزی دست من نرسیده است. اعتراض‌ها هم به جایی نرسید. حق کاملاً با ماست و می‌توانیم از مسیر حقوقی هم وارد شویم ولی این کار را صحیح نمی‌دانم و وارد این مسیر نمی‌شوم.

ظاهراً این کتاب برای خود مرحوم مسعودیه خیلی مهم بوده.
بله، ۱۵ سال روی این کتاب کار کرده بود و تمام کتابخانه‌هایی که می‌توانست در دنیا برود رفت و نسخه‌ها را ثبت کرد. اما امروز خیلی‌ها حتی نمی‌دانند چنین کتابی وجود دارد. شنیده‌ام یک نسخه به زبان اصلی را به کتابخانه دانشگاه تهران داده ولی ظاهرا گم شده! البته یکسری کتابهای ایشان در کتابخانه دانشگاه وجود دارند که قدیمی هستند و ظاهراً درج شده که اهدایی هستند ولی این ترجمه‌ی من در آنجا هم وجود ندارد.

درمورد سی‌دی‌ها و فایل‌های صوتی چطور؟
می‌خواهم محتاطانه عمل کنم چون مسائلی در این مدت دیده‌ام و به این نتیجه رسیده‌ام که باید با احتیاط کامل عمل کنیم ولی باور داریم که حیف است و باید روی آنها حتما کار شود و باید دست اهلش برسد. طوری نشود که بعداً پشیمان شویم.

مجله شهر کتاب

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

دنبال ساز دست دوم می‌گردید؟

گاه از زبانِ آنها که تصمیم گرفته‌اند به دنیای موسیقی گام بگذارند می‌شنویم که دنبال یک «ساز دست دوم» هستند؛ احتمالاً با این ذهنیت که قیمت‌اش ارزانتر باشد یا اینکه اگر از ادامه‌ی راه منصرف شدند، زیاد متضرر نشوند.

افق‌های مبهم گفت‌وگو (IV)

از چنین راستایی می‌توانیم گفت‌وگو با دیگری فرهنگی را در موسیقی شدنی‌تر بیابیم زیرا آغاز راهش سهل‌تر می‌نماید ( و تنها می‌نماید وگرنه دلیلی نداریم که حقیقتاً باشد). احساس اولیه از دریافت دیگریِ فرهنگ موسیقایی اگر به خودبزرگ‌بینی منجر نشود، همچون طعمه‌ای فریبنده پنجره‌ی گفت‌وگو را می‌گشاید. نخست به این معنا که بدانیم دیگری موسیقایی نیز وجود دارد. بر وجود او آگاه شویم. و سپس خواست فهمیدن او پدید آید. و این خواست مفاهمه چیزی افزون بر آن دارد که پیش‌تر میان دریافت‌کننده و دیگری مؤلف برشمرده شد. اینجا پای «خود» به مفهوم هویت جمعی نیز در میان است.

از روزهای گذشته…

سه خبر

دو فیلم بر اساس زندگی آنتونیو ویوالدی، ویولونیست و آهنگساز برجسته ایتالیایی در دوران باروک، در حال ساخته شدن هستند. کمپانی کلمبیا و ایمیج اینترتینمنت (Image Entertainment) در پاییز گذشته ساخته شدن فیلمی به نام ویوالدی را اعلام کردند. این فیلم که با کارگردانی کاترین هاردویک آغاز شده است، بیشتر بر رابطه بین ویوالدی که یک کشیش بوده است و معشوقه اش آنا ژیرار (Anna Girard) پرداخته است. از طرفی یک کمپانی مستقل به نام مکانیکز (Mechaniks) مشغول تولید فیلم دومی است که آنتونیو ویوالدی نام دارد و فیلمنامه آنرا روزنامه نگاری به نام جفری فریدمن (Jeffrey Freedman) نوشته و قرار است ویولونیست سبک هارد راک اشلی مک آیزاک (Ashley MacIsaac)، نقش ویوالدی را ایفا کند. این فیلمنامه بر روی دوران تدریس ویوالدی در مدرسه دختران بی سرپرست و موفقیت او در مقام معلم موسیقی که به اجرای برنامه در مقابل پاپ انجامید، بنا شده است.
روش‌های آوانگاری فُنمیک و فُنتیک (II)

روش‌های آوانگاری فُنمیک و فُنتیک (II)

مانتل هود (Hood 1971: 59) در شرح روشی که از استادش فراگرفته است توضیح می‌دهد که برای آوانگاریِ موسیقی، مرحله به مرحله، از طرح فنمیکِ کلی به جزییاتِ فنتیک پیش می‌رود. میزانِ اعتبارِ تعبیری که او از این مراحل به «فنمیک» و «فنتیک» کرده است از طریق مقایسه‌ی آن با توضیحاتِ پیشین و موارد تکمیلی پیشِ روی بررسی خواهد شد.
آموزش گیتار به کودکان (VII)

آموزش گیتار به کودکان (VII)

۶- بچه‌ها را به فروشگاه‌های موسیقی ببرید. یک فروشگاه ساز گیتار می‌تواند از زیباترین و هیجان‌انگیزترین مکان‌های تفریحی برای فرزندتان باشد. (البته صرفاً برای تفریح داخل مغازه نروید!)‌ می‌توانید برای خرید حتی یک برچسب جدید موسیقی، خرید سیم‌گیتار و دفترنت به فروشگاه‌ بروید.
به بهانه کنسرت ارکستر کامه راتا در تالار وحدت (IV)

به بهانه کنسرت ارکستر کامه راتا در تالار وحدت (IV)

تونر در سالهای اخیر به کاوش و پژوهش در مذاهب اقصی نقاط جهان پرداخته و المان های موسیقایی غیر غربی را در آثارش به کار گرفته است. در سال ۲۰۰۳، “The Veil of the Temple” را بر پایه متونی از چند مذهب مختلف، در مقیاسی فوق العاده بزرگ نوشت. این اثر برای ۴ گروه کر، چندین ارکستر و سولیست نوشته شده و حداقل ۷ ساعت به طول می انجامد.
ادوارد الگار، آهنگساز انگلیسی (XXI)

ادوارد الگار، آهنگساز انگلیسی (XXI)

برای ارضای حس ادبی خویش (البته که او نویسنده ای دارای چند کتاب چاپی بود) و همچنین برای تامین سوخت برای آتش موسیقی های الگار، آلیس در بسیاری از قطعات نقش ترانه سرا را ایفا کرده است:
علینقی وزیری؛ ناسیونالیسم دولتی و روشنفکر موسیقی (II)

علینقی وزیری؛ ناسیونالیسم دولتی و روشنفکر موسیقی (II)

این چارچوب، دو چارچوب پنهان دیگر را در دل خود داشت؛ گذشتهٔ درخشان که روزگاری این سرزمین از سر گذرانده، عظمتی – گاه – خیالی که شاید کارکرد اصلی‌اش متوازن کردن تحقیری بود که یک فرهنگ در جریان آگاه شدن از چارچوب نخست (عقب‌ماندگی) تحمل می‌کرد؛ پناه بردن به نشئهٔ افتخاری در گذشته. چارچوب فکری دیگر آن بود که تقصیر وضعیت شرم‌آور موجود بر گردن یک عامل «بیگانه» (یا مجموعه‌ای از آن‌ها) انداخته می‌شد.
تنها نامى برجا مانده است

تنها نامى برجا مانده است

در روزهایى که PERSIA (نام باستانى ایران در زبان هاى غربى) بر سردر موزه بریتانیا خودنمایى مى کند و ده ها هزار نفر از سراسر جهان را براى بازدید از ارزش هاى تاریخى و فرهنگى ایران به لندن کشانده، کمپانى موسیقى کلوسئوم (Colosseum) در آلمان نیز با همین عنوان، دوستداران موسیقى کلاسیک را به شنیدن ساخته هاى آهنگسازان ایران امروز با حال و هوایى که طبعاً ریشه در همان تاریخ کهن دارد دعوت مى کند.
تأملی بر آموزش گیتار کلاسیک در ایران (III)

تأملی بر آموزش گیتار کلاسیک در ایران (III)

در بیشتر آموزشگاه‌های موسیقی تأکیدی بر یادگیری تئوری موسیقی پیش یا حین دوره‌ی نوازندگی نمی‌شود و اگر هم، چنین دوره‌هایی اجرا شود چندان بر ذائقه و درک موسیقایی هنرجو راهگشا نمی‌افتد (به این دلیل که ضرورت آن به‌درستی برای هنرجو و خانواده‌ها تشریح نمی‌شود و از روش‌های مناسب هرگروه سنی بهره برده نمی‌شود و هدف را بر ساختن یک شنونده‌ی خوب موسیقی قرار نمی‌دهند). از آنجا که جلسات هفتگی سی‌دقیقه‌ای فرصت کافی برای آشنا‌کردن هنرجو با موسیقی و نه صرفاً نوازندگی در اختیار مدرس قرار نمی‌دهند، دوره‌ی آموزش گیتار به آموزش یک یا دو کتاب مقدماتی و چند ترانه‌ خلاصه می‌شود.
چگونه چین، موسیقی کلاسیک را از آن خود ساخت؟…

چگونه چین، موسیقی کلاسیک را از آن خود ساخت؟…

«تئاتر بزرگ ملی» که اکنون در حال ساخته شدن در بخش جنوبی میدان تین آن من [در پکن] است به کانون جلب توجه فراوان از سوی رسانه ها بدل شده است. پشتیبانان این طرح، آن را به مروارید تشبیه کرده اند و از آن به عنوان یک جایگاه جهانی برای هنرهای نمایشی که بسیار بدان نیاز بوده استقبال می کنند. در عین حال خرده گیران، پروژه را با یک تخم مرغابی مقایسه کرده و از از هزینه های آن انتقاد کرده اند ولی خواه ناخواه، این تئاتر نماد قدرتمندی است از اهمیت روزافزون نقشی که موسیقی کلاسیک در حیات فرهنگی ملی و پایتخت چین ایفا می کند.
آرت تاتوم

آرت تاتوم

آرت تاتوم (Art Tatum) در ۱۳ اکتبر ۱۹۰۹ در تولدو (Toledo) اوها یو متولد شد و علی رغم آنکه از یک چشم نا بینا بود نواختن جاز پیانو را آغاز کرد و آنرا تا زمانی که زنده بود ادامه داد. از یک خانواده علاقه مند و اهل موسیقی برخاسته بود و هنگامی که جوانترهای فامیل در مدرسه موسیقی تولدو تمرینات فرمال موسیقی انجام میدادند، او به تنهایی تمرین می کرد. معلمش به سرعت متوجه استعداد و توانایی خارق العاده وی در موسیقی شد و تلاش کرد تا او را به جلو هدایت کند و موجبات پیشرفت او را فراهم آورد. تا شاید بتواند آرت را در جمع نوازندگان پیانوی کلاسیک جای دهد!