دوشنبه ۲۱ مرداد ۱۳۸۷ ،
سجاد پورقناد
نوشته ای که پیش رو دارید متن کامل سخنرانی سجاد پورقناد است در نشست پژوهشی"سازها و شیوه ها" ویژه ساز کمانچه که به همت خبرگزاری مهر برگزار شد؛ این سخنرانی به علت کمبود وقت نیمه تمام ماند.
اگر ما بخواهیم میزان پیشرفت یا پسرفت کمانچه نوازی را پس از انقلاب بررسی کنیم اول باید مشخص کنیم که تعریفمان از پیشرفت در این زمینه چیست. آیا نزدیک شدن به موسیقی قاجار ارزش محسوب میشود و هرچه نزدیک شدن به آن یا حرکت در راستای آن پیشرفت برای ما محسوب میشود یا ارزش های ما مطابق با ارزش های بین المللی موسیقی کلاسیک است که تسلط بر روی ساز در راستاي خواسته هاي آهنگساز مورد نظر است و نه حفاظت صرف از سنت های گذشتگان؛ اگر منظورمان از پیشرفت در زمینه دوم است، به روشنی می توان نواخته های نوازندگان قبل و بعد از انقلاب را با این معیار سنجید.
البته اینجا یک سئوال بسیار مهم مطرح می شود که اگر ما بدون در نظر گرفتن میراث ملی بخواهیم با سازی مانند کمانچه روبرو شویم آیا اصولا ساز کمانچه با شکل امروزی از منطق آکوستیکی و موسیقایی برخوردار است یا خیر؟ یا به بیانی دیگر آیا کمانچه میتواند سازی مستقل باشد یا یک نیم ویولون است؟!
بررسی ساختار کمانچه و اینکه آیا این ساز به تکامل لازم رسیده یا خیر مجالی دیگر میطلبد ولی مسئله ای که قابل کتمان نیست این است که کمانچه بالاخره سازی پوستی است و خودبخود صدایی مستقل از ویولون دارد.
بحث ما در این مطلب معطوف به نوازندگی است؛ با این دید اگر نگاهی به کمانچه نوازی پیش از انقلاب بی اندازیم، با شنیدن آثاری که از آنها در بازار موجود است می توان نتیجه گرفت که ما چند نوازنده بسیار شاخص در پیش از انقلاب داریم: باقر رامشگر، حسین اسماعیلزاده، علی اصغر بهاری، رحمت الله بدیعی و مجتبی میرزاده (البته این چند نفر عمده فعالیتشان پیش از انقلاب بوده و در این میان از کسانی که بعد از انقلاب فعالیت بیشتری داشتند نام برده نشده است)
اگر بخواهیم از میان این پنج نفر سه نوازنده را در سه زمینه ترویج کمانچه نوازی، تکنیک و ادیت انتخاب کنیم به ترتیب می شود، از علی اصغر بهاری که بزرگترین مروج این ساز تا امروز است، رحمت الله بدیعی که مهمترین مجری سبک تکنیکی نوازندگی استاد صبا روی کمانچه بوده و هست و مجتبی میرزاده که از نظر ادیت هنوز هم شاخص به نظر می رسد، را نام برد.
اینجا ذکر این مورد لازم است که عده زیادی از نوازندگان کمانچه، سبک نوازندگی رحمت الله بدیعی و مجتبی میرزاده را ویولونی میدانند، این ادعا از این جهت می تواند مورد اشکال باشد که نوازندگی ویولون ایرانی که مورد نظر این عده است، خود سبکی وام گرفته از کمانچه است و در نود درصد مواقع تکنیک هایی که روی ویولون ایرانی میشنویم، مربوط به ویولون نیست، مثلا ما در نوازندگی این افراد از دوبل نت ها (به جز در مواقع گرفته شدن نت واخوان) فلاژوله ها و استکاتوها و ... تقریبا چیزی نمی شنویم. این ادعا دقیقا مثل این است که به کسی که با سنتور، دوبل نتی را اجرا می کند بگویند، "او پیانو نواز است چون شبیه به کسی که با پیانو دو انگشتی می نوازد ساز می زند!" پیانو با استفاده از 10 انگشت است که میتواند به معنای واقعی پیانو باشد و همینطور ویولون هم با تکنیک های خود، ویولون است و سازی است از نظر تکنیکی، متفاوت از ابوا و کلارینت...
به قسمتی از نوازندگی مجتبی میرزاده به همراهی ارکستر گوش کنید (از کاست "گلبانگ شماره دوم" با صدای شجریان و موسیقی حسن یوسف زمانی)
متاسفانه در 30 سالی که رحمت الله بدیعی به خارج از کشور عزیمت کرده است، اجرای های درخشان او از دید بسیاری از نوازندگان کمانچه دور مانده و فراموش شده است.
قدرت نوازندگی رحمت الله بدیعی، به مدد توانایی او در نوازندگی قطعات بسیار مشکل ویولون کلاسیک (مخصوصا آهنگسازان دوره رمانتیک مانند برامس، بروخ و پاگانینی)، هنوز هم به عقیده نگارنده بی نظیر است، زیرا با توجه به فاصله سیم از دسته در سازهای قدیمی که مورد استفاده این نوازنده قرار می گرفت، او با قدرت بالا در دست چپ، چنان شفاف، واضح و با قدرت در پوزسیون های بالاتر از سوم، تحریر های بین دو سیم را اجرا می کند که هنوز هم نمونه آن توسط نگارنده شنیده نشده است؛ مخصوصا در اجرای تکنوازی
گوشه حجاز
در آلبومی که به آثار درویش خان پرداخته شده، قسمتی از توانمندی های این نوازنده قابل شنیدن است.
در مورد این نوازنده باید به این نکته نیز اشاره کرد که او اولین نوازنده ای بوده که مانند نوازندگان امروزی این ساز، همپای دیگر سازها در گروه می نواخته است. البته اینجا لازم است که یادآوری شود که نوازندگان جوانی ممکن است امروزه باشند که توانایی رقابت با رحمت الله بدیعی را داشته باشند ولی هنوز به درجه ای از شهرت نرسیده اند که آثارشان را به صورتی که از این نوازندگان می شناسیم عرضه کرده باشند.
پس از انقلاب از سه نوازنده میتوان نام برد که خدمات بزرگی برای این ساز انجام داده اند، چه از نظر ترویج این ساز، چه تعدد اجرا، چه گسترده تر کردن رپرتوار و گستره نوازندگی کمانچه؛ اردشیر کامکار، سعید فرجپوری و کیهان کلهر.
قسمتی از تکنوازی اردشیر کامکار
در میان این سه تن، کیهان کلهر با اینکه از نظر ادیت و لحن شخصی جایگاه بسیار قابل توجهی دارد ولی از نظر ژوست نواختن و تمیز نواختن به هیچ وجه با نوازندگان همدوره خود قابل قیاس نیست و بیشتر همرده نوازندگان محلی کمانچه است.
اردشیر کامکار، با دو اثر کنسرتو برای کمانچه و به یاد صبا، جلوه های بدیعی از نوازندگی این ساز را به نمایش گذاشته است و همچنان نیز با افت و خیزهایی، یکی از مهمترین نمایندگان کمانچه ایران است. سعید فرجپوری هم با تکنوازی های بی شمار و مخصوصا آلبوم کمانچه نوازی، جایگاهی قابل قبول برای خود محیا کرده است.
اما هنوز به قول علی اکبر شکارچی نوازندگان کمانچه ما فاصله قابل توجهی با همسایگان آذری شان دارند؛ ما نه در ادیت کسی همپای
هابیل علی اف
داشته ایم نه در تکنیک در حد
شریف اف
و نه در هر دوی این زمینه ها کسی مثل
حسن اف
.
مرداد ۲۲م, ۱۳۸۷ at ۷:۳۱ ق.ظ
لام
درویش رضا منظمی،مهدی آذرسینا،مرحوم کامران داروغه،هادی منتظری،داود گنجه ای،مرحوم سهیل ایوانی و …..راستی این افراد کی، کی و کارشان چی بوده؟یعنی هیچکدام شاخص نبوده اند که حداقل ذکر مصیبتی! از آنها شود؟
مرداد ۲۴م, ۱۳۸۷ at ۱۲:۱۹ ب.ظ
امیدوارم توهین نکرده باشم ولی حتما هیچ کدام شاخص نبوده که آقای پورقناد نگفته دیگه البته با توجه به اینکه چند تاشون واقعا شاخص بودن
مرداد ۲۴م, ۱۳۸۷ at ۴:۱۶ ب.ظ
دوست عزیز! نوازندگانی که نام بردید مخصوصا آقایان منتظری و مرحوم داروغه و ایوانی و … همه از بهترین نوازندگان کمانچه در تاریخ موسیقی ایران بوده اند ولی در زمینه هایی که نام بردیم اگر قرار باشد امتیاز بدهیم گمان می کنم به عقیده همین افراد هم استادانی که نام بردم شاخص باشند.
در موسیقی کلاسیک هم ما نوزاندگان بسیار خوبی داریم ولی مثلا در ویولونسل پیاتیگورسکی شاخص می شود و بسیاری دیگر نوازندگان ماهر و حتی صاحب لحن شخصی…
پس معرفی چند نوازنده شاخص به هیچ وجه به معنی بد بودن دیگران نیست.
مرداد ۲۵م, ۱۳۸۷ at ۱۰:۲۹ ق.ظ
با سلام
حتما از دید شما شاخص هستند!که بالطبع وابسته به معیارهای سنجش شما واز طرفی به میزان دانش شما از این ساز و نوازندگانش دارد.در ضمن در هیچ کجا نامی از خوب یا بد برده نشد….
به هر روی دانایی نعمت است و کم دانی آفت
مرداد ۲۵م, ۱۳۸۷ at ۲:۴۵ ب.ظ
با درود
با دوست گرامی سنتور نی موافقم
امثال اینها و بهاری ها را هم از یاد برده اید ؟؟
یعنی یکی در این خاک نبوده که کمانچه نوازی کند؟
شاید من اشتباه میکنم.
دوست گرامی کمی واقع بینانه تر باشیم.
شهریور ۲م, ۱۳۸۷ at ۹:۱۲ ق.ظ
من خودم نوازنده کمانچه هستم وکمانچه را خیلی دوست دارمبا تشکر فراوان از این سایت تان
شهریور ۶م, ۱۳۸۷ at ۱۱:۴۷ ب.ظ
جناب پور قنادبه درستی به تمام افراد اخص اشاره کردند اگر دوستان دقت کرده باشند استادانی چون بهاری را نیز در گروه افرادی قرار دادند که پیش از انقلاب فعالیت داشتند
نکته دیگر آنست که قرار نیست هرکه کمانچه مینوازد از بهترین ها باشد
شهریور ۱۳م, ۱۳۸۷ at ۱۰:۰۷ ب.ظ
خیلی سایت جالبیه
شهریور ۱۷م, ۱۳۸۷ at ۱۱:۲۸ ق.ظ
سجاد عزیز همیشه دوشت داشتم یک چنین چیزی در مورد کمانچه و کمانچه نوازان بخوانم.با تو موافقم.
مهر ۳م, ۱۳۸۷ at ۸:۳۳ ق.ظ
nazar gofte shode dar in maghale dorost ast vali agar az lahaze tadris be kamanche navazi negah beshe do shiveye omde vojud dare
1tadris ba tamrinha va etud haye mokhtalef ke baraye teknik bayan mishan
2tadris bar asase radif va yad giri teknik ba tekrar radif
az ostadan in do shive dar gruhe aval mitavan az kamkar farajpoori nam bord
va az groohe dovom mitavan az shekarchi montazeri monazami esm bord
shiveye tadris digari tavasot azrsina matrah shode ke besyar shabihe shiveye tadrise violone khaleghi ist
آذر ۱۳م, ۱۳۸۷ at ۳:۵۳ ب.ظ
متاسفانه نامی از کیهام کلهر و سعید فرجپوری بزرگانی دیگر در این بین نمی بینم
امبدوارم که در قسمتهای قبلی یادی از این بزرگان نموده باشید . . .
با مهر
محمد جواد صحافی
آذر ۳۰م, ۱۳۸۷ at ۳:۰۶ ب.ظ
سلام
ممنون از مطلب که گذاشتید …
اینکه کمتر در مورد استاد کلهر سخن به میان میاد … شاید به خاط این هست که سبک ایشون کمی سخت تر از سبک استاد کامکار هست …
اگر اطلاعاتتون به روز باشه باید اسم اشخاص دیگه ای رو هم میدیدید .
مثل استاد عباس جعفری و استاد مهاجری
ممنون
آذر ۳۰م, ۱۳۸۷ at ۱۰:۵۹ ب.ظ
آقای سعید عزیز، در مورد سخت تر بودن سبک نوازندگی آقای کلهر به هیچ وجه با شما موافق نیستم، نمونه هایی که در سایت گذاشته شده و اثر بر تارک سپیده که سالها پیش اجرا شده گواه بر این مدعا است. در مورد نوازندگان خوب کمانچه که جدیدا نام آنها را در کنسرت ها میشنویم و آثارشان میشنویم هم باید بگویم با اینکه دیده ام افرادی تکنیک های استثنایی داشته اند ولی زود است تا به عنوان نوازنده تاثیر گذار در کمانچه نوازی از آنها نام ببریم، اینکه نوازندگان خوبی مثل نوید مصطفی پور یا شروین مهاجر یا … در کنسرت فلان قطعه را زده اند دلیل بر تاثیر گذاری زیاد روی این ساز نیست، همچنانکه یکی از نا کوک ترین نوازندگان کمانچه ما، همین آقای کلهر است ولی بسیار تاثیر گذار بوده در زمینه کمانچه نوازی.
دی ۱۶م, ۱۳۸۷ at ۱:۵۶ ب.ظ
شمای نویسنده احیانا ترک نیستید؟
دی ۳۰م, ۱۳۸۷ at ۶:۵۲ ب.ظ
صدای کمانچه غمگین ترین صداهاست
بهمن ۳م, ۱۳۸۷ at ۱۲:۲۸ ب.ظ
من ۷ سال هست که دارم کمانچه میزنم و در حال حاظر ۱۴ سال دارم و این رو نمی تونم بپزیرم که کمانچه از غمگین ترین صدا هاست
از سایتتون خوشم اوومد سایت جالبیه!!!
اسفند ۶م, ۱۳۸۷ at ۹:۴۶ ق.ظ
سجاد جان سلام …
همونطور که میدونید در کمانچه نوازی (سبک معمول) ۳ عمل :گرفتن دسته , چرخش کمانچه “کاسه” و مالش بوسیله یک دست (دست چپ برای افراد راست دست) و حرکت رفت و برگشتی آرشه توسط دست دیگه انجام میگیره. و در نهایت مایل کردن ساز تا ۱۰ درجه صورت میگیره …
اگه دقت کنید سبک کمانچه نوازی استاد کلهر علاوه بر این عملکرد ها, شامل سماع حین نواختن میشه که اعضای بیشتری در گیر میشن …
من کمتر کسی رو دیدم که به سبک استاد کلهر بزنند …
و صد البته که استاد کامکار در حال حاظر
جزء بزگان این ساز هسند که من خودم شخصا خیلی ایشون رو دوست دارم …
بگذزیم …
افرادی چون عباس جعفری و استاد مهاجر هم بسیار عالی میزنند …اگه به کارهای استاد جعفری گوش داده باشید .. متوجه میشید که بسیار روان میزنن و مالش های ایشون فوق العادست …فکر کنم ۸ سالی میشه که به صورت حرفه ای کمانچه میزنن …
ممنون از شما
اسفند ۲۵م, ۱۳۸۷ at ۱۱:۲۱ ب.ظ
با سلام. واقعا برای کسی مثل سجاد بور قناد متاسفم. چون اسم استاد محمد طغانیان را نیاوردند. یا اینکه ایشان را که فراتر از استاد بودند نمی شناسند.
استاد محمد طغانیان صاحب سبکی خاص در کمانچه نوازی بودند. او به جا سیمهای کمانچه از سیم سنتور استفاده می کرد که هیچ یک از استادهای این ساز نمی توانستند با این ساز بنوازند. این استاد به راحتی با کمانچه حرف می زد.اما متاسفانه کسی از ایشان حرفی به میان نمی اورد.
اسفند ۲۶م, ۱۳۸۷ at ۲:۳۲ ق.ظ
سلام! آقای هاشم عزیز! من حدود ۱۲ سال است با آقای طغانیان آشنا هستم و جریانات شخصی ایشان را هم دنبال کرده ام… کاش شما به جای اشاره به صدای حرف زدن در آوردن و احیانا در رکاب مبارک ساز زدن! به یک مورد موسیقایی اشاره میکردید در مورد ساز ایشان!
اگر امروز کمانچه نوازان با سیم سنتور ساز میزدند یا صداهای عجیب و غریب از ساز تولید میکردند من حتما ایشان را جز نوازندگان تاثیر گذار کمانچه جای میدادم.
فروردین ۱۷م, ۱۳۸۸ at ۱۰:۲۶ ب.ظ
با درود۰میخواستم یادی از بزگان کمانچه بکنم که به شیوه ی سینه به سینه ردیف نوازی میکردند. استادان باقر خان-حسین اسماعیل زاده-بهاری.در حال حاظرعده ی کمی به این شیوه می پردازند از جمله استاد مجید کیانی(سنتور) و همچنین استاد یاشار دولتی نیز به این شیوه در شهر زنجان تدریس مکنند.
اردیبهشت ۱۴م, ۱۳۸۸ at ۱:۲۵ ب.ظ
بعد از گوش کردن به ساز بهاری اگر می خواهید روایتی اصیل از کمانچه که ترکیبی از اصالت ساز بهاری و ردیف های ایرانی برومند است را بشنوید،ساز استاد مهدی آذرسینا را پیشنهاد می کنم…اقای شکارچی هم البته بسیار زیبا می نوازند.
البته ساز هابیل علیف هم واقعا بی نظیر است…
ساز کلهر و کامکار و فرج پوری را هم اصلا نمی پسندم…چون هیچ اصالتی در هیچ کدامشان نیست…
تیر ۴م, ۱۳۸۸ at ۵:۳۵ ب.ظ
سلام
تا به حال به نواخته های شروین مهاجر گوش کردید یکی از نوازندگان شاخص کمانچه که تکنیک نوازندگیه خارق العاده ای داره و همینطور حس فوق العاده اقای مهاجر
آبان ۷م, ۱۳۸۸ at ۱۲:۲۰ ق.ظ
من فکر میکنم باید کمانچه رو فقط مثل کمانچه زد .روح موسیقی ایرانی به ناله های کمانچه گره به عقیده من وفادار ترین نوازنده به کمانچه استاد شکارچی هستند.با تمام احترامی به سایر اساتید کمانچه دارم
آبان ۹م, ۱۳۸۸ at ۱:۳۹ ب.ظ
ostafe kamanche faghat ostad keyhane kalhor jadoo mikone zende bad kordo kordestan
دی ۲م, ۱۳۸۸ at ۳:۱۱ ب.ظ
من خودم کمانچه نوازم به نظر من اسم استاد محمد امینی یکی از بهترین کمانچه نوازان را هم ببرید
دی ۱۲م, ۱۳۸۸ at ۴:۱۱ ق.ظ
من کمانچه می زنم
در این مقاله اسم هایی برده شد(البته بجز کامکار-کلهر-بهاری و فرجپوری) که فکر کنم فقط خودشون اسمشو شنیدن
چراعلی اکبر شکارچی رو فراموش کردین؟
کسی که به نظر من بعد از انقلاب بیشترین تاثیر رو روی آموزش کمانچه گذاشت
کسی که در سرزمین کمانچه بزرگ شد
من بعضی از کارهای کلهر رو خیلی دوست دارم ولی کیهان کلهر باید تو هند به دنیا میومد
پس بهتر برین کارهای استاد شکارچی رو گیر بیارین و بعد درباره نوازندگان کمانچه بحث کنید.
دی ۲۰م, ۱۳۸۸ at ۲:۲۷ ق.ظ
استاد مهدی آذر سینا رو فراموش کردید. حرف نداره . چنان ردیف میرزا عبدالله رو اجرا کرده که اگه خود میرزا زنده بود کتابشو دو برابر مینوشت . البته شاخص ها رو خوب در آوردین . اما اسم کلهر رو به عنوان شاخص نباید مینوشتین . اگه دمب شجریان رو نگرفته بود الان باید تو عروسیای کرمانشاه ساز میزد . اسمشو که آوردین در حق امثال آذرسینا جفا کردین.
دی ۲۶م, ۱۳۸۸ at ۲:۱۳ ب.ظ
با سلام به نظر من شما می بایست اسم اقایان استاد علی اکبر شکارچی و استاد فرج علی پور را در ابتدا ذکر میکردید
بهمن ۲۹م, ۱۳۸۸ at ۱۰:۲۳ ب.ظ
هدف از تاثیر گذاری چیه؟ اینکه کمانچه را برداریم و باهاش ویولن بزنیم ؟ کمانچه باید صدای کمانچه بده. آقای آذرسینا یک دوره ردیف میرزا عبدالله را با کمانچه اجرا کرده که واقعا بیانگر اصالت این ساز ملی ماست. فکر کنم منظور شما از تاثیر گذاری، جذب مخاطب بوده. وگرنه فکر می کنید چند نفر تا حالا با استفاده از آلبوم ایشون با طرز اجرای درست ردیف آشنا شده اند؟ اهل عامی موسیقی این رو نمی فهمند، اما از شما انتظار نمیره.
بهمن ۲۹م, ۱۳۸۸ at ۱۰:۳۷ ب.ظ
راستی از بچه ها کی ردیف اجرایی استاد آذر سینا رو داره؟ خواهش میکنم با من تماس بگیره. ۰۹۱۶۳۵۰۹۱۸۵
m_rv_2008@yahoo.com
اسفند ۱۶م, ۱۳۸۸ at ۱:۴۸ ق.ظ
کی گفته هر کس کثیف تر و پر خش خش تر ساز بزنه اصیل تره؟!؟! هر نوازنده دوره گرد و بی دست و پایی سازش بد صداس و همش آرشش به سیمهای دیگه می خوره این یعنی اصیل زدن؟!! آذرسینا چیکار کرده برای کمونچه غیر از اینکه این ساز را چند سال عقب برده از نظر تمیز زدن؟؟
فروردین ۱۹م, ۱۳۸۹ at ۱۰:۴۸ ق.ظ
با سلام و تشکر از زحمات شما
گویا نام علی اکبر شکارچی ، رضا منظمی ، هادی منتظری ، مهدی آذر سینا ، اضغر بهاری ، محمد مقدسی و . . . را از یاد برده اید ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
لطف فرموده و جایگاه واقعی خودتان را در عرصه کمانچه نوازی برای اینجانب مشخص نمایید و اینکه اظهار نظر شما در مورد نوازندگی کیهان کلهر منصفانه نیست و دیگر اینکه به نظر شما نوازندگان محلی ضعیفترین نوازنده ها هستند که در آنجایی که بحث ژوست نوازی کیهان کلهر به میان میاید پای نوازندگان محلی را وسط میکشید .
ای کاش تمام نوازندگان پایتخت نشین به اندازه ی سر انگشتان شاهمیرزا مرادی ، حاج قربان سلیمانی ، سبزعلی درویشیان ، خلیفه آغاغوثی ، عاشیق حسن اسکندری ، مسعود بختیاری ، محمد اسحاق بلوچ نسب ، دین محمد زنگشاهی ، غلامعلی پور عطایی و بسیار بزرگان دیگر میتوانستند به فرهنگ غنی ایرانی خدمت کنند . . .
اردیبهشت ۸م, ۱۳۸۹ at ۶:۰۴ ق.ظ
دوستان عزیز خواهشمندم بجای واژه نا مانوس نوازنده کمانچه از لغت مانوس کمانچه کش استفاده کنید
اردیبهشت ۱۸م, ۱۳۸۹ at ۹:۵۸ ق.ظ
ای بابا این همه نظره غیر کارشناسی………
به صرف یک دوره کلاس رفتن که نمیشه نطر داد..همه در حد توان کمک کردند.. ولی یادتون باشه خیلی ها به خاطره نبود کمانجه نواز معروف شدند..
از حالا به بعد کسی کمانجه نوازه خوب شد شرطه!…. با احترام به زحمات تمام استادان…
کسی که کمانجه رو بشناسه و شاگردیه کامکارو کرده باشه می فهمه جه خدمتی کرده… با توجه به اینکه قبل ایشون مطلبه خاصی برای کمانجه نبود…
ویولن کلاسیک کمانجه اذری کمانجه محلی دارای امتیازاتی هستند …که اگه درست برای کمانجه استفاده بشه همشون مفید هستند…
یادتون نره موقعی از کمانجه اسم می بریم میگوییم سازی با دامنه صوتی مثلا ۳ اکتاو
که این شامل پوزیسیون های پایین هم میشه
اونجا هم جز ساز ودارای رنگ صوتی متفاوت است..
عدم استفاده از پوزیسیون ها دلیل بر شناخت نیست خیلی وقتها به خاطر عدم تواناییه….
مثل اینه که بگی نباید با پشت خرک سنتور یا با پایین دسته تار ساز نزد…
در این مورد استاد کامکار شروین مهاجر سهراب پور ناظری….به قدرت رسیدن…
در ضمن هر کدوم از استید یه امتیاز دارند..اگه کسی بتونه پارامتر های مثبت همه رو بگیره و قدرتشو داشته باشه می تونه مووفق بشه….
متاسفانه کمانجه فعلا نوازنده قلدری به خودش ندیده….
کسی مثل علیزاده در تار
ولی در اینده میشنویم صبر کنید….
خرداد ۱م, ۱۳۸۹ at ۱۱:۵۰ ق.ظ
سلام به همه
دوستان به نظر من این اسامی چندان مهم نیست چون همه ما اساتید بنام همه رشته ها رو با کمی اختلاف نظر میشناسیم و قبولشون داریم. نکته مهم اینه که کمانچه به عنوان یه ساز ملی، توی فرهنگ ما خیلی مهجور واقع شده. به نظر من باید از هر کسی یا چیزی که در این زمینه فعالیت یا اطلاع رسانی میکنه، بدون تعصب ورزی، حمایت کنیم.
خرداد ۳۰م, ۱۳۸۹ at ۱۰:۱۰ ب.ظ
در حال حاضر تنها صدای یک کمانچه ایت که در دنیا حرفی برای گفتن دارد و آن صدای کمانچه ای است که استاد اردشیر کامکار می نوازد. روح را به ابدیت پرواز می دهد.
شهریور ۲۳م, ۱۳۸۹ at ۴:۲۵ ب.ظ
سلام. آقای پورقناد در جواب انتقادم که داده بودید بهتون بگم که اگر استاد محمد طغانیان را ۱۲ ساله میشناسید باید اینو هم بدونید که علی اصغر بهاری خیلی قبولش داشت.
شهریور ۲۴م, ۱۳۸۹ at ۱۱:۱۷ ب.ظ
آقای هاشم، اگر مرحوم بهاری زنده یاد طغانیان را غیر از اینکه دوست داشته میپرستیده، تفاوتی در نوشته این مقاله بوجود نمی آمده، اینجا صحبت تاثیر گذاری ها و افراد شاخص است…
دوست عزیز آقای فرشاد سیفی، همانطور که عرض کردم محور بحث در این مقاله مشخص است و بخش اعظم این مطلب هم در حضور بسیاری از کمانچه نوازان معروف خوانده شده است و کسی اعتراضی نکرد که چرا آقای فلانی نامش وجود ندارد و این افرادی هم که نام بردید با تمام توانایی هایشان به اندازه افرادی که بنده در مقاله نام بردم تاثیر گذار نبوده اند… آثار ضبط شده، تربیت شاگرد، صاحب سبک بودن و … را در نظر بگیرید.
ضمنا باید تعریف شما از خدمت به فرهنگ مشخص شود! عجیب است، فرامرز پایور، علی اکبرخان شهنازی، وزیری، صبا، تهرانی و … جمعا به اندازه مرحوم شامیرزا مرادی خدمت نکردند به هنر؟!
شهریور ۲۸م, ۱۳۸۹ at ۹:۵۲ ب.ظ
ali akbare shekarchi marde harf va amal ast bedone cheshm dasht be madiyat donya sazash ra be hamegi ba mehrabani eraee midahad dar zemn az shahrestani ha ham shahriye nemigirad va darke in ra darad ke mabada hazinehay ayab zahab baese tarke shagerd az darsash shavad mersi az ostad shekarchi
مهر ۳م, ۱۳۸۹ at ۳:۳۴ ب.ظ
عالی
مهر ۱۰م, ۱۳۸۹ at ۸:۳۸ ب.ظ
با درود
من خودم کمانچه میزنم و از همه علاقه مندان به کمانچه خواهش میکنم چند اثر از استاد بزرگ کمانچه فرج علیپور و استاد علیرضا حسینخانی گوش کنید تا تفاوت رو احساس کنید.خیلی تعجب کردم اسامی این بزرگان چیره دست رو بین بهترینهای این سایت ندیدم.
مهر ۱۱م, ۱۳۸۹ at ۱۲:۵۸ ق.ظ
اینجا قرار نبود از بهترین ها صحبت کنیم، ممکن است یک نوازنده جوان و گمنام تمام استادان نام برده را پشت سر بگذارد ولی نوازنده شاخص نمیتواند باشد.
مهر ۱۱م, ۱۳۸۹ at ۹:۵۲ ق.ظ
با تشکر از شما و ارزوی توفیق روز افزون
مهر ۲۷م, ۱۳۸۹ at ۱۱:۰۰ ق.ظ
ای کاش صباوخالقی زنده بودند و اردشیرکامکار رامیدیدند.تانگران ازدنیا نمی رفتند ( غلامرضاکرمی کلهر)
دی ۲۸م, ۱۳۸۹ at ۱۲:۵۸ ق.ظ
آقای پور قناد میخواستم ببینم شما فیلم استا بهاری در فستیوال فرانسه رو دارید؟
بهمن ۱۴م, ۱۳۸۹ at ۱۰:۴۷ ق.ظ
سلام،چه جالب،مطلب برای سال ۸۷ است ولی تا همین دی ماه ۸۹ هم نظر داشتیم،هر کسی هم یه نظری داره و از یکی خوشش میاد،ایشالا که هر کسی از هر کسی خوشش میاد از شیوه ی نوازندگی اون شخص هم پهره ای برده باشه،نوازندگی آقای کلهر بسیار زیباست،ولی اگر چنین صداهای خاصی از نوازندگی ایشون شنیده میشه نصفش بخاطر ساز ایشونه،وگرنه الان کسانی هستند که میخوان مثل ایشون نوازندگی کنن ولی بخاطر تفاوت ساز هنوز نتونستن فورم ایشون رو در آرن،ولی نکته ی مهم اینه که تو این بین باید به استادی اشاره شود که بخوبی تونسته اونچه رو که یاد گرفته،به جامعه تحویل بده،چه کسی به خوبی اردشیر کامکار تونسته اینکار رو کنه،مستر کلاس خودش یه شرطه!!!شرطی که میتونه علاقه مندان رو پس بزنه!!!
اسفند ۲م, ۱۳۸۹ at ۱۲:۴۶ ق.ظ
کمانچه منتظری بیداد میکنه
اسفند ۱۴م, ۱۳۸۹ at ۳:۰۱ ق.ظ
به نظر میرسه بالاخره تو یه مقاله حق مطلب درباره استاد رحمت الله بدیعی ادا شد. استاد بهاری تنها به این دلیل که سایرین از کمانجه دست کشیدن معروف شد. وگرنه با گوش دادن به صدای ساز بدیعی عیار هر کسی معلوم میشه. البته استاد بهاری به دلیل زنده نگه داشتن یک صدا از صداهای موسیقی ملی همیشه مورد احترام هستند. در زمانی که همه از کمانچه صدای پر خش در می اوردن و بی خود به سیم های مجاور کمانه اونها می گرفت استاد بدیعی به درستی فقط در استفاده از واخوان از سیم های مجاور استفاده می کردند. مثل نواختن سه گاه در مجموعه آثار درویش خان. پاساژهای ایده آل و معنی دار هم از دیگر کاراشونه. والبته اینکه نوازندگی ایشون به هیچ وجه ادم رو دلزده نمی کنه. یعنی اون چیزی که از ردیف انتظار داری رو نشونت میده. وقتی میگن موسیقی شرق روحانی و با روح ادم بازی میکنه دقیقا همون چیزیه که استاد بدیعی اجرا می کردن. اونا که میگن ویولنی میزدن باید به ساز داروغه گوش بدن تا بفهمن که ویولنی چی هست. از مقاله جالبتون هم بسیار تشکر می کنم.
خرداد ۱۱م, ۱۳۹۰ at ۹:۳۱ ق.ظ
با سلام و خسته نباشید. جسارتا چرا نامی از سلطان کمانچه نوازی لرستان (استاد فرج علیپور) نبردید؟ همگان به وضوح می دانند که کمانچه ساز اصیل و میراث سرزمین باستانی لرستان است که از آن دیار به سایر مکانهای داخل و خارج معرفی گردید.قوم لر بی کمانچه و جدا از آن شناخته شدنی نیست.ای کاش اینجا امکان upload کردن قطعاتی از ملکوت نوازی ایشان وجود داشت تا پرواز روح تا فراسوی لامکان را با همه وجودتان احساس می کردید.
مرداد ۲۳م, ۱۳۹۰ at ۸:۳۱ ب.ظ
با سلام خدا وکیل حق استاد داود گنجه ای خیلی بیشتر از این بحث و گفتگو هاست. اگر فقط و فقط ۱ ساعت در کلاس ایشان باشید متوجه می شوید منظورم چیه.
استاد داود گنجه ای به نظر من اسطوره حال حاضر کمانچه و ویلن است.به تمام گوشه ها و ردیف ها آشنایی کامل و تسلط بی همتایی داره. با تشکر فراوان.
مهر ۹م, ۱۳۹۰ at ۸:۱۲ ب.ظ
سایت بسیار جالبی بود در مورد کمانچه نوازی………همه ی این اساتیدی که نام برده شده اند واقعا قابل تحسین میباشند ولی استاد هابیل علی اف مافوق تمام کمانچه نوازهای دنیاست …….
مهر ۱۸م, ۱۳۹۰ at ۹:۱۸ ب.ظ
واقعا متاسفم که نام فرج علی بور در سطر جدول نیست جون واقعا او از اساطیت موسیقی لری هست
مهر ۲۱م, ۱۳۹۰ at ۱۱:۰۰ ب.ظ
من فکر میکنم زیبایی وتاثیر گذاری صدای یک ساز یک مساله نسبی است وصدای ساز هر کدام از نوازنده های فوق حال و هوای خود را دارندو طبعا مخاطبین خود را دارند ۰پس به این صورت قیاس کار جالبی نیست
آذر ۱۳م, ۱۳۹۰ at ۱۲:۴۴ ب.ظ
باعرض سلام.ازلطف شما ممنونم. (ای کاش صباوخالقی زنده بودند و اردسیرکامکار را میدیدند تا نگران از دنیا نمی رفتند…) تقدیم به استادمسلم کمانچه عصر ما استاداردشیرکامکار. لطفانظر بدهید. متشکرم
آذر ۱۳م, ۱۳۹۰ at ۱۲:۵۴ ب.ظ
سلام به خانم نفیسه من هم با نظر شما موافقم و واقعا استاد علیپوراستاد مسلم کمانچه لری هستند اما چرا اسمی از استادان پیرولی کریمی وعلیرضاحسینخانی نمیبرند؟؟؟چون آنهایی که در تهران بودند امکانات دارند و آواز خود را بر دهلها میکوبند… در ضمن لرستان وخوزستان وکرمانشاه و چهارمحال و اصفهان و… اینها جزئی از ایلام باستان بودند و بدون شک موسیقی لکی و لری تنهاموسیقی بازمانده ایلام پیشین است. باتشکر غلامرضاکرمی از ایلا
آذر ۱۸م, ۱۳۹۰ at ۲:۵۸ ق.ظ
درود.من آرسام هستم پانزده ساله سر یکدوراهی بزرگ برای انتخاب بین کمانچه و ویولن گیر کردم.وقتی نوازندگی استاد رحمت الله بدیعی راباکمانچه و ویولن گوش میدم صدای ویولن رو بیشتر میپسندم.ازطرفی دیگه نمیتونم از اصالت کمانچه دل بکنم.چه کنم؟
آذر ۲۱م, ۱۳۹۰ at ۱:۲۵ ق.ظ
با تشکر فراوان از این وبلاگتان
دی ۶م, ۱۳۹۰ at ۷:۴۹ ب.ظ
با سلام.من خودم هم سه تار میزنم هم کمانچه.اما واقعا متاسفم که اسمی از استاد فرود گرگین پور یکی از بزرگترین نوازندگان کمانچه و ویولن برده نشده.در ضمن ایشان یکی از بهترین آهنگ ساز های ایران هستند و قشقایی هستن و الان دیگه به خاطر سن بالا ساز نمیزنن…با تشکر
دی ۱۹م, ۱۳۹۰ at ۷:۲۵ ب.ظ
باسلام.قطعا هر کدام از اساتید بزرگ کمانچه نوازی سبک خاص خودشون رو دارن. این درست نیست که ما بخوایم نظر کارشناسی چه درست و چه نادرست در مورد هر یک از استاتید این ساز بدیم مثلا این چه لفظی هستش که اقای کلهر فالش میزنن .اینقدر کم لطفی نکنیم.جناب پور قناد این زشت که شما بگید که کیهان کلهر همرده نوازنگان محلی هستن.توی این جامعه یاد گرفتیم فقط نقد کنیم.اگه امثال اساتید حال حاضر نبودن بعد استاد بهاری چه کسی میراث دار ساز کمانچه میشد؟ یقینا تمامی نوازندگان ساز کمانچه از فارس ترک لر کرد گیلگ سعی بر این دارند که این ساز حفظ بشه .امیدوام کسی از حرفم ناراحت نشده باشه.در اخر ارزوی موفقیت برای همه اساتید و هنرجویان رو دارم.
دی ۱۹م, ۱۳۹۰ at ۷:۳۲ ب.ظ
آقای سعید عزیز!
فرمودید ما در این جامعه فقط بلدیم نقد کنیم!
کاش اینطور بود و به جای طرفداری کورکورانه از اساتید گرامی کمی هم آثارشان را رداشتی کردید.نقد میکردیم.
بنده با ارائه نمونه قبلا در این سایت به نوازندگی کمانچه آقای کلهر پرداخته ام و اینکه عرض کردم ایشان همرده نوازندگان محلی می توانند محسوب شوند، دلایلی دارد که آن را هم عرض کردم.
لطفا به موضوع این مطلب هم توجه کنید که بنده دنبال چه چیزی بودم و شما چه برداشتی کردید.