مینی مالیسم، فیلیپ گلاس و کامه راتا (IV)

زمانی که گلاس به شهرت رسیده بود، به خاطر نیاز مالی و امرار معاش، بر می گردد به سر کار اولش – تاکسی رانی – او خاطره ای از آن دوران را بیان می کند: «کمی از حادثه ی متروپولیتن گذشته بود که روزی خانمی خوش پوش سوار تاکسی من شد. پس از دیدن اسم راننده … به جلو خم شد وگفت: مرد جوان، آیا می دانی که هم اسم یکی از آهنگسازان بسیار مشهور هستی؟» گلاس به توضیح این مکالمه می پردازد: «خوب فیلیپ، کارت خیلی جالب بود. نظرت راجع به نوشتن یک اپرای واقعی چیست؟» منظور او از یک اپرای واقعی چه بود؟ «شاید بتوانی چیزی برای ارکستر، گروه کر و سولیست های من بنویسی. آن ها تحت آموزش خواندن به روش اپرای سنتی بوده اند و به همان شیوه تمرین کرده اند». در ابتدا گلاس دچار تردید شد.

چون او به این فکر افتاده بود که «اینشتین» به عنوان یک اثر رادیکال- بدون روایت، ارکستر و صداهای اپرایی – یک اپرای واقعی نبوده است. و چنین افزود: «سنت اپرایی برای من مرده بود و نمی شد به احیای آن در دنیای اجراهایی، که من در آن فعالیت می کردم، امیدوار بود».

در نهایت او ایده ی چارچوب بندی زبان موسیقیایی اش در قالب متن اپرایی مرسوم تر را پذیرفت. قرار بود از طرف شهر نوتردام، که قرار بود اولین اجرای اثر در آن جا برگزار شود، ۰۰۰’۲۰ دلار به عنوان کمیسیون به او اهدا شود و گلاس به سرعت مشغول به کار شد. او در پیشنهادِ موضوع اپرا تردید نکرد: گاندی؛ مردی که سه سال پیش توجه ویلسون را نتوانسته بود به خود جلب کند، هنوز مورد علاقه ی گلاس بود.

گلاس به جای این که تلاش کند تا روایتی حماسی را خلق کند که تمام زندگی گاندی را در یک جا خلاصه کند، تصمیم گرفت تا دوره ای خاص از فعالیت های تکوینی او را انتخاب کند. این بود که فلسفه ی سیاسی دفاع عاری از خشونت گاندی را، که به ساتیاگراها یا قدرت حقیقت معروف است، مبنای کار خویش قرار داد.

گلاس خود را یک آهنگساز متغیر می داند. او در سال ۱۹۸۷ در مورد خود می گوید: «من در آغاز یک آهنگساز تجربی بودم، اما حالا بیشتر یک آهنگساز مردمی هستم». او در سال ۱۹۸۸ مسیر خود را برای دهه ی ۱۹۹۰ ترسیم کرد: «من حق خود می دانم که مسیر کاری ام را تغییر دهم. هر هنرمندی این حق را دارد. ممکن سوء تفاهمی اتفاق بیفتد. من هرگز نمی خواستم یک هنرمند – باریک اندیش- باشم. هدف من همواره جلب تعداد بیشتری از مردم به کارم بوده است. این آن چیزی است که انجام داده ام».

اما آیا کیوان میرهادی نیز می تواند با این صراحت درباره ی خود چنین سخنی را بازگو کند؟ آیا او همواره با تمامی تلاش های پیاپی و بی وقفه اش توانسته خیل عظیمی از مخاطبان را به سوی خود جلب کند؟ آیا او هوادارانی را برای خود به دست آورده و در میان آنان محبوبیتی کسب کرده است؟ قطعاً جواب منفی است. تردیدی وجود ندارد که میرهادی عاشق موسیقی است.

او از اولین کسانی است که فعالیت های جدی را در حوزه ی موسیقی مدرن در ایران پی گرفته و برای اجرای آثاری از این دست، ارکستری را با زحمات فراوان و بدون هیچ حمایتی و با بودجه های ناچیز شخصی (که تمامی آن تنها از راه تدریس تأمین می شود) راه اندازی کرده است.

اجراهای او تا جایی که شرایط و امکانات اجازه می دهند، موجه و بدون کاستی است. اما او همواره باید دغدغه ی مخاطب را داشته باشد، نه به این سبب که محبوبیتی وجود ندارد، بلکه به این دلیل که درک موسیقایی بخش عمده ای از مخاطبانش یک قرن از مخاطبان گلاس دور تر است. به تلاش های کیوان میرهادی و گروهش آفرین می گوییم و تحسین شان می کنیم چرا که بدون وابستگی به سازمان ها و ارگان های داخلی و خارجی و با تکیه بر عزت نفس یادآوری می کنند که همواره پیروزی از آنِ آنهاست.

8 دیدگاه

  • آرمین
    ارسال شده در شهریور ۶, ۱۳۸۷ در ۸:۲۶ ب.ظ

    زنده باد کیوان میرهادی….

  • اکبر زاده
    ارسال شده در شهریور ۸, ۱۳۸۷ در ۱۱:۰۶ ق.ظ

    be dooste azizeman aghaye armin mikhaham yadavari konam agar ensane adeli bashand behtar bood ke migoftand zendebad music ya zende bad payman soltani va keyvane mirhadi chera ke in matlabe aghaye soltanist ke adam ra tahte tasir gharar midahad.
    ba tashakor

  • آرمین
    ارسال شده در شهریور ۹, ۱۳۸۷ در ۱۱:۰۱ ق.ظ

    جناب اکبرزاده والا حرف و مطلب و مقاله که زیاده….کی کار خوب انجام می ده؟!
    کیوان میرهادی جز معدود موزیسینهایی هستند که تو ایران داره موسیقی خوب و غیرسفارشی ارائه می ده! البت احترام آقای سلطانی هم واجبه!ولی باز هم من میگم:
    زنده باد استاد میرهادی….

  • مژگان
    ارسال شده در شهریور ۹, ۱۳۸۷ در ۱:۳۹ ب.ظ

    خیلی با شما موافقم آقای آرمین عزیز.
    زنده باد استاد گرامی جناب آقای میرهادی و بس. اخلاق در هر کاری بسیار مهم است!

  • Fatemeh-s
    ارسال شده در شهریور ۱۴, ۱۳۸۷ در ۱۰:۱۲ ب.ظ

    دوستان سلام.اگر کسی نت دونوازی گیتار و پیانو دارد ومی تواند آنها را برایم EMAIL کند ممنون میشوم.ترجیحا مدرن و در ضمن LEVEL اش بالا باشد. منتظر جواب هستم.

  • neda
    ارسال شده در شهریور ۲۵, ۱۳۸۷ در ۱۱:۳۷ ب.ظ

    زنده باد موسیقی و زنده باد دموکراسی و مرده باد بت پرستی و مرده باد تعصب و یکسونگری

  • پردیس
    ارسال شده در شهریور ۲۸, ۱۳۸۷ در ۱:۴۹ ب.ظ

    منم می گم زنده باد آقای میرهادی،همین و بس…..

  • محمد
    ارسال شده در آذر ۱۲, ۱۳۸۷ در ۵:۳۸ ب.ظ

    هر گز از گذشتگان به بزرگی یاد مکن و از مدرنها با نفرت…….
    همونطور که یکروزدر این مملکت هدایت پرچمدار ادبیات مدرن شد امروز در موسیقی کیوان میر هادی.
    تاریخ نام مردان بزرگ را به خاطر خواهد داشت……..
    همونطور که هدایت فراموش نشد.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

رمضان: به اجرای آثار معاصر علاقه داشتم

اگر چنین رویدادهایی اصولا ارزشی داشته باشند، که دارند، سوای انگشت گذاشتن بر موفقیت یک گروه در فعالیت چندین ساله –که به سادگی هم ممکن است معنایی بیش از یافتن دوست و رفیق بیشتر در میان اهل موسیقی نداشته باشد-، این است که بخش بزرگی از صداهای موجود شنیده شوند. مگر نه این که نام رویداد صدا، تهران، موسیقی است و تاکیدی هم بر موسیقی الکترونیک و الکتروآکوستیک دارد؟ پس چه چیز مهم‌تر از آن که در دل آن صداهایی تازه به جهان بیایند؟ فوران صداها دقیقا امری بود که در پنج روز رخ داد. فوران صداهایی که بعضی آن را صدای تهران دانستند. و خیلی بیراه هم نبود چون عنوان رویداد چنین چیزی را طلب می‌کرد.

مشاهدات موسیقی شناس آلمانی از موسیقی ایران (II)

ممکن نیست درباره موسیقی ایرانی قضاوت کرد بدون‏ آنکه اختصاصات اجتماعی گسترش تاریخی دولت در قرن‏ بیستم، سیاست فرهنگی و حتی سیاست خارجی کشور ایران‏ در نظر گرفته شود. در حقیقت این حاصل سیاست فرهنگی‏ ایران است که جشنواره شیراز هم یکی از مظاهر آن شمرده‏ می‏ شود. پس آنکه در سال ۱۳۰۵ شمسی (۱۹۲۶) حکومت‏ فاسد قاجار برافتاد، کشور ایران با سرعت و شدت بسوی‏ تمدن غربی رو آورد.

از روزهای گذشته…

موسیقی‌شناسی‌ای که نمی‌شناسیم (IX)

موسیقی‌شناسی‌ای که نمی‌شناسیم (IX)

به همین ترتیب، درایه‌هایی مانند «امپرسیونیسم» و «اکسپرسیونیسم» سَبک هستند، عناوینی مثل «دوازده‌تنی»یا «لایتموتیف»اصطلاحات فنی مرتبط با یک سبک یا روش یک آهنگساز، و مدخل‌هایی مانند «موسیقی نظامی»، «موسیقی عاشقانه» و «موسیقی سَبُک» گونه‌های موسیقایی (۳۰).
شریف؛ مردم سالار موسیقی (II)

شریف؛ مردم سالار موسیقی (II)

در رابطه با سبک نوازندگی فرهنگ شریف سخن بسیار گفته شده و آن چه کمتر مورد بحث قرار گرفته است، مواضع جریان های مختلف موسیقی ایرانی در این سالها راجع به فرهنگ شریف و بطور کلی این نوع سبک از نوازندگی و اجرای موسیقی است. از دید نگارنده جریان های مختلف موسیقی در ایران معاصر را می توان در سه دسته کلی مورد تقسیم بندی قرار داد.
به قلم یک بانوی رهبر (VI)

به قلم یک بانوی رهبر (VI)

همانطور که اشاره شد تعارضی درونی بین شرطی سازی و آموزش مردان و زنان وجود دارد. در عرصه حرفه ای امروز آیا زنان می توانند خودشان باشند یا باید به ظاهر مردانه عمل کنند؟ آیا قاطعیت بهترین راه دستیابی به موفقیت است یا اینکه روش سنتی مردان است؟ آیا ارزش هایی هستند که زنان عمیقا به آن ها پایبندند و باید ارزش بیشتری برایشان قائل شد؟ زنان شرطی شده اند تا دوست داشتنی تر باشند، رابطه ها را حفظ کنند و انعطاف پذیری بیشتری از خود نشان دهند. زنان به دنبال حفظ جامعه، یکدستی، دوستی و حسن نیت هستند.
گزارش جلسه دوم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (I)

گزارش جلسه دوم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (I)

بعد از ظهر چهارشنبه ۴ بهمن ماه دومین جلسه‌ی «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» در خانه‌ی موسیقی تشکیل شد. عنوان درس این جلسه «تکنیک‌های عمومی نقد» بود و به مسائل و تکنیک‌هایی می‌پرداخت که عموما در حوزه‌ی منطق عمومی جای دارند و در همه گونه کنش یا نوشتار انتقادی (و نه فقط نقد موسیقی) ممکن است به کار روند و از همین رو «عمومی» خوانده می‌شوند.
انیو موریکونه – ۱

انیو موریکونه – ۱

در سال ۱۹۶۴، همکاری مشهور او با سرجیو لئونه و برناردو برتولوچی (Bernardo Bertolucci) آغاز شد. او برای لئونه موسیقی “به خاطر یک مشت دلار” را ساخت که با تعدادی وسترن دیگر ادامه پیدا کرد. در سال ۱۹۶۸ او بیشتر به آهنگسازی فیلم پرداخت و در یک سال، بیست موسیقی متن ساخت.
از استقبال بی نظیر تا بدرقه با شکوه ملودی اصلی

از استقبال بی نظیر تا بدرقه با شکوه ملودی اصلی

این مقاله تعمیمی بر فرم های موسیقی است. اگر یک قطعه موسیقی را به سه قسمت تقسیم کنیم؛ استقبال، ملودی اصلی و بدرقه سه بخش یک اثر موسیقیایی خواهد بود که می توان آن را به فرم ABA’ نسبت داد. رقص فلوت ها از سوئیت فندوق شکن اثر چایکوفسکی نمونه ی بارزی از معرفی این فرم است.
غفار بجویی: تفسیرها مختص این ارکستر است

غفار بجویی: تفسیرها مختص این ارکستر است

در جاهای زیادی این اتفاق افتاده است که آن چیزی که در ذهن من بوده است وقتی در تمرین ها حاضر شدم، مشاهده کردم که دقیقا همان را آقای گوران مطرح کرده است. مواقع زیادی نیز بوده است که با مطرح کردن آن تفسیر به بطن آن موسیقی توانستم پی ببرم و واقعا این تفسیرها و دانستن ذات موسیقی لذت بخش است.
آسیب شناسیِ کاربرد نت در موسیقی کلاسیک ایرانی (X)

آسیب شناسیِ کاربرد نت در موسیقی کلاسیک ایرانی (X)

کلیه کوشش هایی که تاکنون در جهت تجزیه و تحلیل سیستم های تنال این موسیقی ها با استفاده از نوتاسیون معمول اروپا به عمل آمده نامؤفق بوده و بی اندازه غیردقیق و خودسرانه صورت پذیرفته است. ایراد و انتقاد بعضی از محققین به آوانویسی موسیقی های غیرغربی با استفاده از نوتاسیون معمول اروپا، بی شک تا حدودی منطقی به نظر می رسد. این نوتاسیون قادر نیست کلیه ویژگی های ملودیک، ترکیبات و کیفیت های صوتی موسیقی فرهنگ های غیرغربی را مشخص کند. به همین دلیل ابتکارها و پیشنهادهای دیگری در جهت ثبت ملودی های این فرهنگ ها ارائه می شود‌‌» (مسعودیه/۱۳۸۳، ۴۸ و ۴۹).
مراسم جشن انتشار و رونمایی از آلبوم “راپسودی بختیاری” (III)

مراسم جشن انتشار و رونمایی از آلبوم “راپسودی بختیاری” (III)

دکتر طباطبایی در ادامه از دوره ی اشکانیان می گوید که گوسان ها راویان قصه و تاریخ گذشته ی ما هستند، همینطور که بخشی های خراسان و عاشیق های آذربایجان و تُشمال های بختیاری این روایت ها را انجام داده اند. از دیدگاه آقای محیط طباطبایی این عشایر هستند که در ایران تشکیل حکومت و دولت و قدرت می دهند. قرن هاست که به این شکل نظام های عشایری ساختار سیاسی و اجتماعی را بوجود آورده اند و بختیاری ها آخرین گروه ایلیاتی و عشایر سیاسی و اجتماعی ما هستند.
حدیث آرزومندی

حدیث آرزومندی

پس از سالها دوری و انتظار خبر اجرای کنسرت پرویز مشکاتیان به همراه گروه عارف دل بسیاری از شنوندگان و مخاطبان موسیقی را شاد و خرسند نمود.امیدوار بر این که پس از چیزی قریب به ۷/۸ سال سکوت،آقای پرویز مشکاتیان و گروه عارف شروع به فعالیت مجدد و پایدار خواهند نمود.