بازگشت ایرانی (II)

رادیو و تلویزیون هم، که سال‌ها (به عدد سال‌های رنج فردوسی) است با موسیقی قهراند. برنامه‌ی کودک و نوجوان که یک لحظه‌اش بدون آهنگ نیست، چیزی بر شناخت بچه‌ها از موسیقی سرزمین مادری‌شان نمی‌افزاید (راستش را بخواهید از موسیقی سرزمین‌های دیگر هم در آن چیزی نیست) و تقریبا همان روش کودکستانی را دنبال می‌کند، با این تفاوت که در این جا گاهی علاوه بر «خاله»، «عمو» هم داریم و حرکات موزون هم اکیدا ممنوع است. آن یار دلنواز هم اگر هست در پس گلدانی یا شمایل زنبوری یا … رخ در نقاب کشیده.

چنین می‌شود که در غیاب هر گونه احساس مسئولیت برای آموزش موسیقی ایرانی به فرزندان ایران، آشفته بازاری به راه می‌افتد به نام «موسیقی کودک».

در چنین وضعیتی، پرسش در مورد این‌که «آیا روشی آموزشیِ موسیقی کودک، که از پایه ایرانی باشد وجود دارد؟» یا «روشی غیر ایرانی که بتوان آن را با موسیقی ایرانی همنشین کرد هست؟» یا «اگر وجود دارد چه کسی باید آن‌را انجام دهد؟» کمتر مطرح می‌شود.

در ایران رسم است (در جاهای دیگر دنیا نمی‌دانم) هر پرسش بی‌پاسخ یا هر درد بی‌درمان یا هر بار سنگین برزمین مانده که به حال خود رها شد؛ همه برداشتن‌اش را به دیگری وامی‌گذارند و چنان در این کار افراط می‌کنند که پس از مدتی امر بر خودشان نیز مُشتبه می‌شود که: قهرمانی اژدهاکُش لازم است تا دوایی بیابد بر همه‌ی این دردهای بی درمان. اما همان‌طور که حتما می‌دانید وجود چنین قهرمانی در دوره‌ی پسامدرن غیر ممکن است؛ نه به علت مرگ فرا روایت‌ها و … بلکه به دلیل این‌که در این دوره اصلا اژدهایی پیدا نمی‌شود که بتوان آن را کشت! اگر هم پیدا شود قهرمان‌ها در این دوره کم شده‌اند (الا نوع دون کیشوت وارَش)!

بر عکس داستان‌های جن و پری و مانند همه چیزِ دنیایِ واقعی، موضوع موسیقی کودک و تولیدات مربوط به آن نیز نه سیاهِ سیاه است نه سفیدِ سفید، بلکه بیشتر خاکستری است، یا اگر از من بپرسید مانند چادر مادربزرگ‌هاست، یعنی سیاه با چندتایی خال سفید و شاید چند تا هم سوراخ.

در مقاله‌هایی که پس از این می‌آید سعی شده است کارهایی را که در زمینه‌ی موسیقی کودک با تفکر ایرانی انجام شده اما کمتر مورد توجه قرار گرفته است، معرفی و بررسی گردد. در این راه نه فقط روش‌های آموزش موسیقی به کودک، که موسیقی‌ تولید شده برای کودکان را نیز اگر پایه‌ی ایرانی داشته باشد مورد بررسی قرار می‌دهیم.

اما اولویت با آثاری است که مستقیم و غیر مستقیم در آموزش نقشی داشته و نیز کمتر شناخته شده باشد. با زبانی دیگر، کار آن‌ها که «رسم اژدها کشی و شیوه‌ی شهر آشوبی» را پیشه‌ی خود کرده‌اند در دایره‌ی این مقالات می‌گنجد. اما یادمان هم نرود اژدهایی که هر یک از این قهرمانان کشته‌اند (یا ادعای کشتن‌اش را دارند) (بعضی اوقات) خوب که از نزدیک بنگری فقط کمی از یک گربه بزرگ‌تر است.

پس شما خواننده‌ی عزیز؛ اگر اژدهایی یا اژدهاکشی را می‌شناسید که یقین دارید از دید ما پنهان مانده معرفی کنید یا درباره‌اش برای‌مان بنویسید. مطمئن باشید در این مرحله معیار قضاوت ما اندازه‌ی اژدهای کشته شده نیست بلکه این است که اصلا کاری انجام شده باشد.

3 دیدگاه

  • مازيار
    ارسال شده در شهریور ۱۷, ۱۳۸۷ در ۱۱:۴۹ ق.ظ

    جالب بود و ظریف، سپاس از شما

  • یعقوب نوروزی
    ارسال شده در فروردین ۴, ۱۳۸۸ در ۱:۲۰ ق.ظ

    با سلام و عرض خدا قوت
    می خواستم کتاب آهنگهای محلی به زبان ساده را که نوشته آقای یحیی الماسی است به حضورتان معرفی نمایم.
    کتابی بسیار عالی و کاربردی به همراه cd

  • ارسال شده در بهمن ۲, ۱۳۸۸ در ۲:۵۴ ق.ظ

    خیلی مطلب خوبی بود…
    متاسفانه موسیقی در ایران ؟؟؟!!!!
    نمیدونم..
    میگن هر چیزی رو باید از پایه قوی کرد…
    پایه های ما هم همین ها هستن که به قول شما ارف میزنن که از حرفهای خاله زنک بازی عقب نمونن.
    بسیار ممنون از زحمتی که میکشید.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

درباره‌ی آلبوم «نه فرشته‌ام نه شیطان» (III)

آواز اما، به اعتبار حضور یک خواننده‌ی چیره‌دست وضعیتی دیگر دارد. گاه به استقبال پیچیدگی‌هایی می‌رود که خواندنش از عهده‌ی خوانندگان اندکی برمی‌آید و گاه نیز اگر چه ساده طراحی‌ شده با چیره‌دستی خوانده می شود. موسیقی با کلام و هوای بازگشت به سوی مخاطب بلافاصله پای فرم ترانه (یا اگر ترجیح می‌دهید تصنیف) را به میان می‌کشد چنان که در بسیاری تولیدات صوتی این روزها با حذف میان-بخش های سازی و غیرسازی ممکن، به چشم می‌خورد؛ ترانه‌هایی که در این مجموعه‌ی به‌خصوص گرد آمده از دیدگاه پیوندهای زیباشناختی تفاوتی با تصنیف در موسیقی دستگاهی متاخر ندارند.

رسیتال پیانو وصال نایبی در تالار رودکی برگزار می شود

وصال نایبی با اجرای قطعاتی از باخ، بتهوون، شوپن و لیست با پیانو در روز شنبه ۴ آذر ساعت ٨ شب در تالار رودکی به روی صحنه می رود. این چهارمین رسیتال پیانوی وصال نایبی است. بلیط این برنامه از سایت ایران کنسرت به فروش می رسد.

از روزهای گذشته…

سعیدی: مضراب هایی برای قانون طراحی کردم

سعیدی: مضراب هایی برای قانون طراحی کردم

بله می‌شود. من خیلی زدم. یعنی الآن خیلی اجرا کردم به این فکر نبودم که قطعات پیانو را بخواهم ضبط کنم با ساز قانون ولی می گویم الآن کاری که در حال انجام اش هستم با همه انگشتان، شبیه کار پیانو هست یعنی خود قطعه‌ی پیانویی نیست ولی ساخت خودم است و فرم پیانو است و کار خوبی فکر کنم در بیاید.
هنر خیابانی، موسیقی (I)

هنر خیابانی، موسیقی (I)

در واژه نامه‌ها به نوعی از خلق هنر که در مقابل آثار هنری رسمیِ موزه، کلیسا و گالری‌ها سربرآورده‌اند، “هنر خیابانی” گفته شده است. هنری که در مکان‌های عمومی، توسط هنرمندانی به‌وجود می‌آید که خیابان را برای خلق انتخاب می‌کنند: تاتر خیابانی، نقاشی خیابانی، موسیقی خیابانی و…
نگاهی گذرا به کتاب‌های آموزش هارمونی متنشر شده <Br>در سال‌های اخیر (۸۹-۸۳) قسمت ششم

نگاهی گذرا به کتاب‌های آموزش هارمونی متنشر شده
در سال‌های اخیر (۸۹-۸۳) قسمت ششم

[۷] رسم‌الخط مخصوصی را برای مکتوب ساختن برخی از اصطلاحات جا افتاده‌ی موسیقی به کار برده که در ابتدا باعث می‌شود خواننده کمی سردرگم شود. برای مثال: «سُپرآنُ» به جای سوپرانو و «آلتُ» به جای آلتو یا «مینُر» به جای مینور و ماژُر به جای ماژور (۱۲). در [۴] با وجود این‌که اشکالات زبانی کمتر است، اما گاه اظهار نظرهایی وجود دارد که خواننده را در مورد صحت متن ترجمه شده به شک می‌اندازد. مثلا: «آهنگسازان ملی مانند استراوینسکی، بارتوک، یاناچک و اخیرا مسیان و کوپلند سیستم‌هایی را خلق کرده‌اند که در آن‌ها از الگوهایی برای ایجاد شخصیت و حداکثر تاثیرگذاری در موسیقی بهره برده‌اند.
Big Band – ارکستر و سازها

Big Band – ارکستر و سازها

با وجود اینکه آهنگسازان و تنظیم کنندگان بیگ بند از ترکیبات متنوع سازی استفاده میکردند اما از دهه ۳۰ نوعی سازبندی قراردادی به وجود آمد که شامل بخش ریتم شامل درامز، بیس، پیانو و گاهی گیتار و بخش سازهای بادی – ترومپت، ساکسوفون و ترومبون – بود.
وضعیت حاکم برسازندگان ساز

وضعیت حاکم برسازندگان ساز

براستی امروز در کجای تاریخ سازگری ایران در مقایسه با روند معمول نظام آموزشی متدوال در دنیا و یا در حداقل رعایت اصول استاندارد های جهانی به لحاظ علمی و تجربی به سر می بریم؟ گذشته سازگری ما وابسته به کدام پشتوانه مکتوب و قابل تدریس وهمچنین قابل نقد و بررسی می باشد؟ آیا به جز وجود سازهای متعدد که بوسیله سازندگان معروف در دهه های گذشته تولید شده اند، چه آثار دیگری به جهت منبع وماخذ برای استفاده و بهره وری موجود می باشد؟
نقد آرای محمدرضا درویشی (I)

نقد آرای محمدرضا درویشی (I)

از اواخر دهه‌ی شصت، ناظر و پیگیرِ اتفاقات و جریان‌های فکریِ هنر در ایران بوده‌ام. به‌نظر می‌رسد، اغلبِ کسانی که حرفی نو در حوزه‌ی نظر و اندیشه‌ی هنر در ایران داشته‌اند، آن را از اندیشمندان علوم انسانی اخذ کرده‌اند و ترجمه و برگردانش را در حیطه‌ی هنر، بسط و نشر داده‌اند. البته هنرمندان صاحب‌فکر و اندیشه هم در هنرِ ایران دیده می‌شوند، ولی انگشت‌شمارند.
کلارا راکمور، ترمینیست نابغه

کلارا راکمور، ترمینیست نابغه

کلارا راکمور (نام خانوادگی پدری او، رایزنبرگ بود) نوازنده چیره دست ترمین (theremin) بود که در روز نهم ماه مارچ سال ۱۹۱۱ در ویلنیوس، لیتوانی کنونی، به دنیا آمد. کلارا اگر زنده بود می بایست امروز ۱۰۵ ساله شود.
گزارش جلسه پانزدهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (V)

گزارش جلسه پانزدهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (V)

پس از این بحث زمان اندکی نیز به مبحث نقد اسطوره‌شناسانه‌ی موسیقی اختصاص یافت که قاعدتاً باید در جلسه‌ی یازدهم (همراه با نقد نشانه‌شناسانه‌ی موسیقی) مطرح می‌شد اما به دلیل گستردگی مباحث تنها اشاره‌ی کوتاهی به آن شده بود. این‌گونه نقد که برآمده از مطالعات اسطوره‌شناس ساختارگرای فرانسوی است نخستین بار به صورت اشاراتی در فصل اول کتاب «خام و پخته» (Le cru et le cuit) و فصل آخر «انسان برهنه» (L’Homme nu) ظاهر شد و در «اسطوره و معنا» (که به دست «شهرام خسروی» به فارسی هم ترجمه شده)، به صورت مختصر مورد اشاره قرار گرفت. تلاش «لوی استروس» برای پیوند زدن اسطوره‌شناسی و یافتن سرمشق‌های اصلی در حوزه‌ی موسیقی (به‌ویژه تحلیل ساده‌ی فوگ یا فرم سونات) این پیام را داد که می‌توان از راهِ یافتن کهن ‌الگوها به نقد و تفسیر موسیقی پرداخت:
گزارش جلسه هفتم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (II)

گزارش جلسه هفتم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (II)

پس از این، مدرس به مساله‌ی مرجعیت نقد/ منتقد اشاره کرد و گفت دو نمونه از گفته‌های متفکران درباره‌ی این مرجعیت را می‌خوانیم تا روشن شود که نگاه به این موضوع همیشه و نزد همه کس یکسان نبوده است:
کتابی در اقتصاد موسیقی (VI)

کتابی در اقتصاد موسیقی (VI)

توجه کتاب به از قلم نیفتادن هیچ نکته‌ای در فرایند تولید و بازاریابی و فروش محصولات موسیقی در بخش‌هایی چنان پررنگ شده است که برخی فصول (مثلاً فصل پنجم) تا حدودی از بحث اصلی کتاب منحرف شده‌اند. شاید تنها جمله ای که در تمام فصل پنجم به اقتصاد موسیقی ارتباط مستقیم دارد این باشد: