به بهانه انتشار کنسرت ارکستر مضرابی (I)

بالاخره پس از گذشت ۱۵ سال از اجرای ارکستر مضرابی در تالار وحدت به رهبری حسین دهلوی، دی وی دی این اثر توسط انتشارات ماهور، به انتشار رسید. اگرچه این دی وی دی نه از نظر صوت و نه تصویر در حد مطلوبی قرار دارد ولی در این کسادی بازار هنر، متاعی است، گرانبها! اولین نکته ای که پس از بالا آمدن منوی این لوح تصویری توجه بیننده را به خود جلب می کند، نامهای آشنای قطعات است، به صورتی که در اولین نگاه، متوجه می شوید که در این کنسرت قطعه جدیدی ساخته نشده بلکه همه قطعات، “تنظیم شده” برای ارکستر مضرابی هستند.

علت اینکه چرا این هنرمند ارزنده برای این کنسرت قطعه ای خلق نکرده و به تنظیم آثار خود و چند هنرمند دیگر بسنده کرده، شاید کمبود وقت باشد یا دست کشیدن آهنگساز از خلق اثر (حسین دهلوی بارها در گفتگوهای خود عنوان کرده که پس از اپرای “مانا و مانی” که با شکست در اجرا روبرو شد، دیگر دست به خلق اثری نزده است)

البته می دانیم که اجرای این اثر پس از سالها سکوت حسین دهلوی و دوری از فعالیت صحنه ای روی داده که نشاندهنده بارقه هایی از امید به ادامه فعالیت، پس از انقلاب در آن دوره زمانی بوده است.

ارکستر مضرابی در جلد این آلبوم به طور کامل معرفی شده است (با دقتی که از صاحب این اثر سراغ داریم) ارکستری تشکیل شده از سازهای مضرابی (البته سازهای مضرابی ایرانی که حسین دهلوی آنها را دارای استانداردهای کلی موسیقی کلاسیک جهانی می داند، به همین خاطر از سازهایی مانند رباب، سه تار، دوتار، تنبور و … در این ارکستر استفاده نشده است)

چنان که از نوشته های صاحب این اثر در جلد آلبوم مشخص است، وی از شکل کنونی بعضی از سازهای این ارکستر، بالاخص سنتور، سنتور باس، بمتار، رضایت کامل ندارد و ابراز امیدواری کرده که در آینده، تئوری های بهتری در مورد ساخت این سازها به کار گرفته شود. این نارضایتی تا جایی پیش رفته که او پیشنهاد جسورانه ای را مطرح میکند: “برای جلوگیری از تداخل صداهای اکتاو با سیم ششم تار (سیم بم) که معمولا به وسیله سیم پنجم حاصل میشود، لازم است که سیم پنجم تار (در موقع اجرای این قطعات) حذف و در صورت امکان، سیم بم دیگری به جال آن بسته شود.”

توصیحات بسیار مفید و دقیقی که در جلد این اثر موجود است، نشان از دقت و جدیت این هنرمند در این راه دارد و برای علاقمندان این نوع ارکستر، بسیار ارزشمند است.

“ارکستر مضرابی” طبیعتا بخاطر، سازهایی که در آن موجود است، رپرتوار خاصی را میطلبد که بیشتر از فضای کنترپوانتیک بهره ببرد، چراکه سازهای زخمه ای در اجرای نت های کشیده، توانایی تولید صدای یکدست و خالصی مانند یک ارکستر با سازهای کششی را ندارند. در این آلبوم نیز تا حد ممکن تلاش شده تا بهترین صدای از ارکستر شنیده شود و قطعات با منطق این سازها هماهنگ باشد.

ترک اول این آلبوم به عقیده نگارنده، بهترین اثر از نظر ارکستری و آهنگسازی در این مجموعه است با نام “نخست گلبانگ مضرابی”؛ حسین دهلوی در میان تشویق های مدعوین که تالار وحدت را کاملا پر کرده اند، به روی صحنه می آید، پس از قطع شدن صدای تشویقها و شنیده شدن اولین مضرابهای ارکستر که به صورت “توتی” می نوازند، متوجه میشویم با صدابرداری بسیار ضعیفی مواجه هستیم، چراکه صدای تشویقها چندین برابر ارکستر است! به صورتی که گویی، میکروفن ها میان صندلی های حضار قرار گرفته است!

“نخست گلبانگ مضرابی”، قطعه ای است در مایه اصفهان که با مدلاسیونهای زیبایی همراه است و نمونه خوبی برای نشان دادن توانایی های منحصر به فرد این نوع ارکستر است. این اثر در واقع یک چهارنوازی مضرابی بوده که پارتهای مختلف آن توسط گروه سازها نواخته شده است. این اثر با توجه به شکوهی که به یمن تعدد سازها پیدا کرده یکی از نمونه های موفق این آلبوم است که نسبت به نمونه قبلی خود (چهارنوازی) بسیار منطقی تر و زیبا تر به نظر میرسد.

“پیش درآمد همایون” دومین قطعه ای است که در این آلبوم ضبط شده؛ اثری آشنا از فرامرز پایور که توسط دهلوی برای ارکستر مضرابی تنظیم شده است؛ این پیش درآمد شباهت زیادی به پیش درآمد همایون پرویز مشکاتیان در آلبوم “افق مهر” دارد، البته اثر مشکاتیان سالها پس از خلق این پیش درآمد ساخته شده و به احتمال قوی پس از شنیدن این اثر و احساس می کنم، پیش درآمد مشکاتیان، بر دوش این قطعه سوار شده و به همین خاطر لطف بیشتری دارد.

لازم به ذکر است که فرامرز پایور، سالها در وزارت فرهنگ و هنر، یکی از مهمترین همکاران و همفکران حسین دهلوی بوده است و حتی وی سابقه شاگردی حسین دهلوی را در رشته آهنگسازی دارد. مهمترین همکاری این دو هنرمند در اثر با ارزش و تاریخی، کنسرتینو برای سنتور است که نقشی مهم در تغییر دیدگاه سنتی به تکنیکهای این ساز در تقابل با ارکستر بود.

2 دیدگاه

  • ارسال شده در مهر ۴, ۱۳۸۷ در ۴:۵۰ ق.ظ

    salam. agha ye purghannad nazar hatun taghriban dorost ast chera keh tasnif mer e foruzan dar haman sal sakhte shod va avvalin ejrayash bud vain tasnif e ziba avval ahangash sakhte shod bad sher rush gozashte shod. ba tashkkor.

  • رضا
    ارسال شده در مهر ۵, ۱۳۸۷ در ۱۱:۳۳ ق.ظ

    ba salam aghaye dehlavi yeki az bazmandegane mosihgiye classic iran hast ke ke nasle javan bayad nahayate estefadaro az tajrobiyate ishan bebarand.aya agar dehlavi dar kharej az iran bood arjo maghamash chand barabare inja nabood?ghadr danestan va arj nahadan be eftekharate melli hata az yade melate iran ham rafte.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

حنانه: پدرم هارمونی زوج را به هیچ کس تدریس نکرده است

به تازگی شایعه ای منتشر شده است که رساله «هارمونی زوج» مرتضی حنانه در انتظار انتشار است. از طرفی افرادی نیز خود را صاحب صلاحیت در آنالیز و حتی تدریس هارمونی زوج معرفی می کنند. این مسائل باعث شد تا از زبان فرزند مرتضی حنانه، امیرعلی حنانه، موضوع را بررسی کنیم:

نگرشی به تجدد طلبی در هنر و فرهنگ ایرانِ قرن بیستم (III)

عصر جدیدی است که خود محصول رنسانس و روشنگری در اروپا است؛ همراه با شکست نیروهای ارتجاعی در جنگ اول جهانی، فرهیختگان و هنرمندان اروپایی به خصوص دربرلین، پاریس و وین، با امیدواری و خوشبینی به آینده ای چشم دوخته بودند که ملت های رها شده از سلطه حکومت های خود کامه با استفاده از دانش و صنعت پیشرفته یک «نظام جدید جهانی»، شکل یافته از ایده های دموکراسی و سوسیالیزم، به وجود آورند. انگیزه و موضوع فعالیت های هنری یکسره دگرگون شده بود. برنامه «جهان نو» و «انسان نو» در دستور کار هنرمندان قرار داشت. درگیری و رویاروئی هنرمندان با ضابطه ها و معیارهای جدید آنها را در پی شیوه های جدید بیان به جستجو وا داشته بود. در تمام رشته های هنری به یک باره مکتب های مختلف و متنوع هنری، با برداشت های جدید و«مدرن» به وجود آمدند. برنامه «هنر مدرن»، پا به پای ایدئولوژی های جدید، آزاد کردن هنر از قیدهای تاریخی، سنتی، بومی، دینی و طبقاتی و قابل استفاده کردن آن برای عموم مردم دنیا یا همگانی کردن آن بدون تفکیک های نژادی، قومی و دینی و طبقاتی بود. به عبارت دیگر دو ویژگی مهم هنر مدرن، یکی «جهانی بودن» هنر در سطح جهان و دیگری «همگانی بودن» آن در عمق جامعه بود. سومین ویژگی هنر را می توان «پیراسته بودن» نامید. در ادبیات آلمانی، شروع ادبیات مدرن به مکتب ناتورالیسم موسوم شد. یعنی تعریف و توصیف هرچیز به خصوص انسان آن طور که «هست».

از روزهای گذشته…

استعداد سنجی در آموزش موسیقی (II)

استعداد سنجی در آموزش موسیقی (II)

این گروه، معلمان خود را در ابتدا به شدت شگفت زده و خوشحال می کنند. زیرا تمام درسهای ارائه شده توسط معلم را در جلسه بعد بی کم و کاست اجرا می کنند. یعنی نه چیزی به آن اضافه و نه از آن کم می کنند. این گروه از هنرجویان در عین حال که به تشویق و توجه زیادی نیازمندند، از سویی تحمل شنیدن انتقاد را ندارند. همچنین در نواختن خود بیشتر به اجرای قطعات سرعتی و نمایشی برای جلب نظر دیگران می پردازند و از اجرای قطعاتی که احتیاج به فکر دارد گریزانند. این دسته از هنرجویان معمولا خیلی زود از پیشرفت باز می ایستند و از گردونه خارج می شوند.
بزرگداشت احمد پژمان

بزرگداشت احمد پژمان

در آستانه ۷۸ سالگی استاد احمد پژمان در روز دوشنبه ۲۹ مهر ۱۳۹۲ از ساعت ۱۸ الی ۲۰ در تالار وحدت به همت جمعی از شاگران و دوستداران وی و با همکاری بنیاد فرهنگی هنری رودکی بزرگداشتی برگزار میگردد. این بزرگداشت جزو اولین بزرگداشتهای رسمی کشور است که برای یک هنرمند بزرگ با همت شاگردان و دوستدارانش و بدون حمایت مالی یک ارگان دولتی برگزار میگردد.
مصاحبه ای با آنتال سلای

مصاحبه ای با آنتال سلای

در مجارستان آژانسهای برگزار کننده کنسرت بسیار کم است. این یکی از دلایلی است که اجراهای من در طی سال خیلی برنامه ریزی شده نیستند. گاهی اوقات در زمان بسیار کوتاهی کنسرتهای فراوانی دارم و گاه برای ۲ تا ۳ ماه یا حتی بیشتر هیچ اجرای نداشته ام. کنسرتهای من بر اساس نیاز آنان به سولیست بوده، بنابراین ارکسترها و برنامه ریزان کنسرتها تنها زمانی که در یک کنسرت نیاز به نوازنده ویلون سولیست دارند به سراغ من می آیند. برای مثال به همراه ارکستر سمفونیک مجارستان در نوامبر سه کنسرت در آلمان خواهم داشت؛ کنسرتو در D ماژور پاگانینی و کنسرتو در E مینور مندلسون را در تالار بزرگ فیلارمونی اجرا خواهم کرد.
موسیقی مردمی، موسیقی هنری، موسیقی مردم پسند: <br>امروزه این دسته بندی ها چه معنایی دارند؟ (VIII)

موسیقی مردمی، موسیقی هنری، موسیقی مردم پسند:
امروزه این دسته بندی ها چه معنایی دارند؟ (VIII)

سپس، در هشت سال گذشته، به واسطه ی تنش و مناظره ی قابل توجه میان اهالی محل برجسته تر شد چرا که بسیاری از مردم محل احساس می کردند که آنچه مطرح شده است، چیزی کمتر از یک تهدید برای نمادهای مهم هویت محلی شهر نیست. اما این تنها هویت نیست؛ کارگان موسیقایی کنونی ارائه شده توسط کلیسا به عنوان اهانت به احساسات زیبایی شناختی آنها قلمداد می-شود، و قابل درک است که، چنین احساساتی در میان اعضای گروه آواز جمعی و خانواده هایشان قوی تر است. بسیاری از آنها به صراحت از همراهی در آوازِ جمعی در محیط زیبایی شناختی فعلی امتناع ورزیده اند.
اِدیت پیاف، گنجشککِ آواز فرانسه (III)

اِدیت پیاف، گنجشککِ آواز فرانسه (III)

ماه مارس سال ۱۹۳۷، ادیت پیاف حرفه ی موزیک هال را در آب ثِ پاریس آغاز کرد و خیلی زود به ستاره ی بسیار بزرگ آواز فرانسه تبدیل شد و مورد ستایش مردم قرار گرفت و همه ی آوازهایش از طریق رادیو پخش شد. در همین دوره بود که او با دَنیل بونِل (Danielle Bonel) آشنا شد. او منشی و شخص مورد اعتماد پیاف در تمام طولِ زندگیِ حرفه ایش شد.
رولاندو ویلازون (II)

رولاندو ویلازون (II)

علاوه بر کنسرتهای مشهور این سولیست بزرگ آواز، رولاندو ویلازون به عنوان رهبر ارکستر بر روی سن در بسیاری از کشورها برنامه داشته است، اجراهای مهمی در تالار باربیکن لندن، تاتر الیسس در پاریس و بسیاری سالنهای دیگر. در کنسرتهایش در نیو یورک، میامی، ونکوور، توکیو، تولس، مونته کارلو، مسکو، خیابان پترزبورگ، پراگ، زوریخ، روم، آتن، استانبول، مونته کارلو و کوپنهاگن. در سال ۲۰۰۷ رولاندو نقش آلمانی خود را در دیچترلیبه (Dichterliebe) به خوبی به نمایش گذاشت، او این برنامه را به همراه دانیل بارنبویم (Daniel Barenboim) ایفا کرد، موفقیت وی در خانه اپرای برلین، سالهای بعد نیز تکرار شد.
سارا وائوگن (II)

سارا وائوگن (II)

تردول شخصی را استخدام کرد تا مسئول سفرها و نیازهای وائوگن باشد. رابطه وائوگن با ضبط کلومبیا تا حدی خدشه دار شد، وی از استفاده تبلیغاتی آنان راضی نبود. گروه کوچکی که برای ضبط در سال ۱۹۵۰ به همراه مایلز دیویس (Miles Davis) و بنی گرین (Benny Green) تشکیل داد، در میان دیگر گروهها بهترین بود. در سال ۱۹۵۳ تردول باعث بسته شدن قرار داد فوق العاده ای بین وائوگن و کمپانی ضبط بسیار معروف مرکوری (Mercury Records) شد.
مارسین دیلا؛ آقای برنده (I)

مارسین دیلا؛ آقای برنده (I)

در سال های اخیر بیش از هر زمان، شاهد برگزاری مسابقات و همایش های موسیقی در زمینه نوازندگی بوده ایم. این مسابقات هنوز نتوانسته اند موافقت همه هنرمندان و دست اندرکاران موسیقی را با خود همراه کنند؛ انتقاداتی از این دست که: “نمی توان همه را با یک سنگ، محک زد”؛ “سلیقه داوران تاثیری انکار نشدنی در انتخاب برندگان دارد” و “کسانی که شایستگی کسب رتبه دارند اما حائز رتبه نمی شوند” بر این مسابقات وارد شده است. با این همه، کسب رتبه در مسابقات معتبر، تاییدی است بر کیفیت کار نوازندگان.
درباره‌ی پتریس وسکس (II)

درباره‌ی پتریس وسکس (II)

موسیقی لتونی تاریخ طولانیی ندارد. این موسیقی به دهه‌ی هفتاد قرن اخیر باز می‌گردد زمانی که یکی از معلم‌های آموزش‌دیده‌ی اصیل لتونیایی به نام جنیس چیمز (Janis Cimze 1814 – 1881) مجموعه‌ای به نام سیزمه روتا (Dziesmu Rota) که آهنگ‌ها و قطعات زیبایی برای کر بودند منتشر کرد. چهار جلد از هشت جلد این مجموعه لکو پوکز (Lauku Pukes) نخستین آهنگ‌های محلیِ تنظیم شده بودند. آهنگ‌های محلی لتونی تنظیم شده برای کر اهمیت زیادی دارند. این موضوع برای دانش‌آموزان سیزما در سمینار معلم‌ها در والکا -از شهر‌های شمالی کشور لتونی- شروع شد و تا امروز ادامه دارد. این تنظیم نشانه‌ای از معنویت و هویت موسیقی لتونی بود.
هنوز هم برای یادگیری ساز جدید دیر نیست (II)

هنوز هم برای یادگیری ساز جدید دیر نیست (II)

مندلسون از موتسارت تاثیر پذیرفته و ما نیز بعضی از آثار موتسارت را به طور منظم هر جمعه اجرا می کنیم. موتسارت خود یک ویلنیست بزرگ بوده که در نامه ای پدرش به او گفته: ”تو می توانی یکی از بزرگترین ویلنیست های اروپا باشی” و گمان می کنم او به حقیقت اینطور بود… اما نوازنندگی ویلن را رها کرد. من عاشق نواختن آثار وی هستم اگرچه عقیده دارم نوازنده هر سازی احتمال می رود عقیده داشته باشد که موتسارت بهترین قطعه را برای آن ساز نوشته است. چیزی که درباره آهنگسازی موتسارت برای من حیرت آور است؛ گویی قطعه را برای خوانندگی نوشته است، تمام آثار وی برای ویلن بسیار عالی تنظیم شده اند، محدودیتهای این ساز هیچ مانعی برای آهنگساز نداشته است.