عصر حماسی کوبیسم و فردیت در حنجره بزرگان(II)

مجسمه شجریان و پاواروتی
مجسمه شجریان و پاواروتی
آوازخوان باید هنگام آوازخواندن یک اتوبیوگرافی ِ اعتراضی، اندیشگی و درون گرا از خود ارائه دهد.درواقع آوازخوان با بیان موسیقی آوازی و در قالبی غیرمعمول، سطری از دفتر زندگی خود را به صورت یک تاریخچه ی شخصی رقم می زند که در آن حقایقی نهفته از پرده می افتد، چونان آرش کمانگیر که بطالت و عبث بودن محیط بی رحم خود را ثبت کرد. آوازخوان باید مخاطب خود را وادارد تا حکمت، تشخیص و جذابیت اجراهای او را تحسین کند. از این رو آنچه ارائه می شود نباید به سمت شعار هنری بگرود(منظورم وجود اندیشه ی خام و عریان در اثر است).

زمانی که آواز با شعر توام می شود، آوازخوان بخشی از زبان خود را از دست می دهد.

زیرا بخشی از آن زبان، زبان شاعر است (گرچه آواز بدون کلام نیز به عنوان یک فرم هنری وجود داشته است.

اما اکنون آن فرم برای آواز خوان به محتوا بدل شده است و باید از ایمن محتوای کنونی فرم جدیدی ساخته شود.) و این، به آن دلیل است که شعر کنشی گفتار دارد.

هربخش از شعر، پیش از این که بوسیله ی آوازخوان ارائه شود، ساختار و بیان خود را بر اساس هدف شاعر عرضه کرده است. شاعر نیز واژگان خود را در شعر ناب و بی واسطه به کار برده است، در حالیکه آوازخوان برای اجرای موسیقی شعر را واسطه قرار می دهد.

در شعر تمامی گفتار از آن خود شاعر است، اما در آواز، آوازخوان نمایش دهنده ی این گفتار است. درواقع شعر بهانه و محملی است که فرم آواز بر روی آن شکل می گیرد و تبلور می یابد.

بیان شعر فارسی از سوی آوازخوان در مقابل استعاره و مجاز مرسل باید به شکلی باشد که تشبیه در مبالغه آمیزترین شکل به کار گرفته شود.

گفتاری که در آواز ایرانی میان ساز و آواز به وجود می آید، به دیالوگ نمی انجامد.در واقع بیان آواز آوازخوان پس از انتقال با ساز هم راه فرسایش می یابد و آن پژواک، دچار گونه ای عدم تجانس نمیشود حالتی به وجود نمی آید که چند انگاره با هم ترکیب شوند و از آمیختگی آن دو شالوده ای جدید رخ دهد.زیرا تشریح شخصیت فردی و توصیف محیط، احتیاج به توضیح های تازه دارد و آن رهانیدن موسیقی از عملکرد خود به خود تکنیک قراردادی در موسیقی ایران است.بنابراین ساز همراه، رویای یک تقلید واقع گرایانه را در کنار یک تکنیک کاملا تخیلی در سر می پروراند.

در آواز کلاسیک غربی معادله به صورت عکس عمل می کند.یعنی گفتگو میان آواز و ارکستر با یک مناسبت معناشناختی شکل می گیرد.درواقع میان آوازخوان و ارکستر رابطه ای بینامتنی عمل می کند.

شجریان بیشتر تحت تاثیر جریانهای فکری سالهای پنجاه ِ ایران شروع به فعالیت کرد.(منظور نوعی پوپولیزم سنت گرا است نه جهت گیری های اجتماعی) در آن زمان آثار وی به نوبه ی خود یکی از محرکترین ابزار نهضت مویقی ایران به شمار می آمد. این هنرمند زمانی که به بازار داد و ستد هنری پا گذاشت، جامعه آمادگی پذیرش او را داشت.

مجله بایا اردیبهشت ۱۳۷۸

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

آواز بنان (IV)

او غزلی را اجرا کرده است با ردیف «نشینم» (۲) که غزل‌سرا به جای «ببوسم»، «نشینم» را انتخاب کرده و بنان با چنان مهارتی این غزل را اجرا کرده که زهر و ابتذال کلمه را گرفته و این کاری است که از عهده همه کس برنمی‌آید.

نماد‌شناسی عود (VII)

ابن سینا در کتاب خود «شفا» (کتاب ریاضیات) (۲۲) بخش زیادی از فصل مربوط به آلات موسیقی را به بحث کوک و فواصل و فیزیک صدا اختصاص داده و در آن بیان کرده‌است که عود بهترینِ سازها و محبوب‌ترینِ آنها نزد مردم است. (۲۳) مضاف بر این در ادامه‌ راجع به تعداد سیم‌های عود می‌گوید که ما پیش‌تر آن را در یکی از افسانه‌هایی با نگاهی تن-نمایانه برای عود یافتیم: او می‌گوید که عود گاهی دارای ۵ جفت سیم است اما بیشتر ۴ جفت سیم دارد(۲۴) و در هر دو صورت سیم‌های این ساز معمولاً با یک فاصله‌ی چهارم نسبت به هم کوک می‌شوند.(۲۵)

از روزهای گذشته…

نگاهی به آلبوم بوم، ساخته حمیدرضا دیبازر (IV)

نگاهی به آلبوم بوم، ساخته حمیدرضا دیبازر (IV)

اصوات الکترونیکی، کوبه ای و گیتار الکتریکی، زمینه را برای ورود تنورها که به ادای واژه های (سی دو لا سی لا سل فا می، سی دو لا لا سی لا سل فا می) میپردازند، آماده میسازند. در این قسمت، سازهای کوبه ای، ویولا و آکوردهای سازهای زهی، به همراهی تنورها میپردازند.
قانون، سازی زنانه؟!

قانون، سازی زنانه؟!

در فرهنگ موسیقی جهانی سازهایی هستند که به صورت سنتی متعلق به جنسیتی خاص تلقی می شده است؛ در این باره مقالاتی نیز در سایت زنان موسیقی به انتشار رسیده ولی اینکه تا چه حد دلایل این انتخاب ها منطقی و علمی بوده، جای بحث مفصل وجود دارد. مجموعه ای از سازهای بادی به دلیل این که گمان می رود، -به اصطلاح- نیاز به نفس زیاد دارند و تصور عامه چنین است که نوازندگان مرد، از نظر تنفس به بانوان برتری دارند، بیشتر در انحصار مردان درآمده ولی ساز هارپ زنانه تلقی می شود، چراکه گمان عامه چنین است که بانوان از اجرای نوانس ها و تکنیک های ظریف آن به دلیل برخورداری از انگشتانی ظریف تر، بهتر بر می آیند.
رنه فلمینگ

رنه فلمینگ

رنه فلمینگ (Renée Fleming) خواننده برجسته سوپرانو، در ۱۴ فوریه سال ۱۹۵۹ در پینسیلوانیا امریکا بدنیا آمد و عمده فعالیت وی خوانندگی در اپرا میباشد؛ هر چند وی یکی از خوانندگان مطرح در سبک جز نیز میباشد. در زمینه خوانندگی او را میتوان در دسته full lyric soprano قرار داد که قابلیت بسیار بالا از نظر وسعت صدا و تکنیک و صدایی رسا و قدرتمتد دارد که میتواند به راحتی از وسعت صدایی خویش فراتر رود.
گزارش جلسه هفتم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (VIII)

گزارش جلسه هفتم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (VIII)

چهارشنبه ۹ اسفند ۱۳۹۱ هفتمین جلسه‌ی کارگاه نقد موسیقی با تصمیم‌گیری درباره‌ی تداوم فعالیت کارگاه برای ۸ جلسه‌ی دیگر، و مروری بر چند نکته در تکمیل بحث هفته‌ی گذشته، آغاز شد و با درسی با عنوان «مسایل عملی نقد موسیقی (۲)» ادامه یافت.
عمر فاروق، موسیقیدان ترک (II)

عمر فاروق، موسیقیدان ترک (II)

او در این مدت نواختن چندین ساز را آموخت و نهایتا توانست در نواختن نی، سرنا، باگلاما، عود و پرکاشن به مهارت خاصی دست یابد. اگر درخت شکیبایی فاروق در خانه شان در شهری کوچک ریشه زد، تنه این درخت، به گفته خودش، در شهر بزرگی مثل استانبول رشد کرد.
باغلاما در قرن بیستم، حالتی بین تکامل و استانداردسازی (II)

باغلاما در قرن بیستم، حالتی بین تکامل و استانداردسازی (II)

در تصویر پائین از کتابِ «توصیف تاریخی، تکنیکی و ادبی آلات موسیقی شرقی» نوشته ی گیوم آندره ویّوتو در ۱۸۳۲م. از چپ به راست تنبورِ بُلغاری، تنبور باغلاما، تنبورِ بوزوک و تنبورِ شرقی را مشاهده می کنید [با توجه منابع مختلف از جمله موسیقی الکبیر نوشته ی فارابی به نظر می رسد عنوان تنبور یک اصطلاح عمومی برای انواع لوت دسته بلند بوده است]
در نقد آلبوم سخنی نیست (II)

در نقد آلبوم سخنی نیست (II)

سازمان پیوندی این ساختارهای موسیقایی از طریق گوشه‌ها است (به خصوص که در اولین تجربه‌ها خود گوشه‌های ردیف به این شکل از چندصدایی اجرا شده‌اند). در این شیوه، به هنگام هم‌خوانی، یا همان گوشه‌ی سازنده‌ی ملودی اصلی از کرسی دیگری خوانده می‌شود یا به کل ملودی گوشه‌ای دیگر که همراهی‌اش ملایمتی ایجاد می‌کند. این تجربه‌ها که در نوبانگ کهن هنوز پیوندشان با کرال‌ها تا اندازه‌ای به گوش می‌رسد، ابتدا در سال ۱۳۷۰ در «دلشدگان» بیان کاملا مستقل آوازی ایرانی می‌یابند و سپس امتداد پیدا می‌کنند تا سال ۱۳۷۶ و «راز نو» که در آن عدم هم‌زمانی لایه‌های مختلف صوتی و فروگشایی به هم­صدا، اکتاو و به ندرت فواصل قابل فروگشودن دیگر، یعنی مجموع فنون هم‌آوایی علیزاده، شکل نهایی خود را پیدا می‌کنند (۸).
ویلنسل (X)

ویلنسل (X)

بسیاری از ویولنسل نوازان ریزاندام نواخن با ویولنسل هفت هشتم را ترجیح می دهند، چون با این ساز کشیدگی پنجه در پوزیسون های بالای دسته دشواری کمتری برایشان می آفریند. به ندرت ویولنسل هایی بزرگتر از چهار چهارم هم وجود دارد. نوازنده هایی که دستهایی با بزرگی نامعمول دارند، ممکن است ویولنسلی را بنوازند که کمی از full-size بزرگتر باشد.
فرامرز پایور در قیاس با هم عصرانش

فرامرز پایور در قیاس با هم عصرانش

مطلبی که در پیش رو دارید سه سال پیش به مناسبت تولد فرامرز پایور در سایت موسیقی هنری ایران قرار گرفت. در این نوشته مقایسه ای بین فرامرز پایور با هنرمندان دیگر موسیقی، صورت گرفته است؛ مسلما” مقایسه دو هنرمند در دو رشته مختلف کاری دشوار است ولی می توان بصورت کلی از زاویه های مختلف، مقایسه ای به عمل آورد (همانطور که امروز بزرگانی مثل ابن سینا و داوینچی را از نظر خلاقیت و نوآوری با هم مقایسه میکنند) و در آخر معدلی از فعالیتهای موسیقی او به دست آورد.
به‌استقبال «ماراتن پیانو» در پردیس هنرهای زیبای دانشگاه تهران (I)

به‌استقبال «ماراتن پیانو» در پردیس هنرهای زیبای دانشگاه تهران (I)

درست یک‌روز پیش از پریشانی حملات چهارشنبه، در لابه‌لای گرما و خشکی فضای اداری دانشگاه، گروه موسیقی دانشگاه تهران رویدادی را سامان داد که بی‌شک خجسته بود. «ماراتن پیانو» عنوان برنامه‌ای بود که در لابی دانشکده‌ی هنرهای نمایشی و موسیقی دانشگاه تهران و یکی از کارگاه‌های گروه موسیقی برگزار شد و طیّ آن، بیش از پنج‌ساعت انواع و اقسام قطعات از رپرتوار موسیقی کلاسیک غربی توسط نوازندگان گوناگون –عموماً دانشجویان- اجرا شد. تنها وجه اشتراک این قطعات این بود که در آن‌ها ساز پیانو نقشی را برعهده گرفته بود. این رپرتوار از حیث فرم، سبک و نیز دوره‌ای که قطعات به آن تعلق داشتند بسیار متنوع بود و قطعاتی از آهنگسازانی چون باخ، شوبرت، استامیتز، گریگ، راخمانینف، موتسارت، بورن، پروکفیف، هیندمیت، برامس، کورت وِیل، پولنک و سن ‌سانس در آن اجرا شد.