رامپال، اسطوره فرانسوی فلوت (III)

ژان پير رامپال
ژان پير رامپال
رامپال در زمانی که به عنوان سولیست کار خود را ادامه می داد در گروه هایی نیز به نوازندگی می پرداخت در سال ۱۹۴۶ نوازنده ابوا Pierre Pierlot و رامپال Quintette a Vent Francais (کویینتت بادی های فرانسوی) را تاسیس کردند که از گروهی از دوستان موزیسن که در طول جنگ کار میکردند تشکیل شده بود: Rampal و Pierlot و نوازنده کلارینت، Jacques Lancelot باسونیست Paul Hongne, و نوازنده هورن Gilbert Coursier.

در اویل ۱۹۴۴ آنها در یک برنامه رادیویی مخفی که در کلوپ d’Essai در rue de Bec, (که در ژاریس واقع شده بود) همنوازی کردند.

این برنامه یک برنامه غیر قانونی توسط نازی بود که کارهایی از آهنگسازان یهودی مانند هیندیمنت، شونبرگ و میلهاود را مینواختند. این کویینتت تا دهه ۶۰ به فعالیتش ادامه میداد.

بین سالهای ۱۹۵۵ تا۱۹۶۲، رامپال مدیریت فلوت (Principal Flute) در اپرای پاریس را به عهده داشت و این معتبرترین سمت ارکسترال بود که برای یک فلوتیست فرانسوی اتفاق می افتاد. او در سال ۱۹۴۷ ازدواج کرد و صاحب دو فرزند شد. درآمدش در این پست بالا بود و علاوه بر آن درآمدی برای کارهای ضبط تکنوازیهایش به آن اضافه میشد.

audio fileبشنوید اجرایی از رامپال را

احیای باروک
اولین ضبط تجاری رامپال در سال ۴۶ برای لیبل Boite a Musique در Montparnasse کوراتت فلوت موزار بود که همراه با تریوی Pasquier اجرا شد.

در میان آهنگسازان موزار همچنان عشق اصلی او بود (رامپال در اتوبیوگرافی خود عنوان کرده است”موزار واقعیت است، او خدای من است!) و بدون شک موزار نقشی حیاتی در آثار هنری رامپال داشت.

نکته اصلی در موفقیت او در سالهای بعد از جنگ، گذشته از توانایی آشکار او،‌علاقه و احساس او نسب به دوران باروک بود. قبل از شروع به کار رامپال،‌ به جز تعداد معدودی از کارهای او از باخ و ویوالدی، موسیقی باروک هنوز کاملا شناخته نشده بود.

audio fileبشنوید اجرایی از رامپال را

او به خوبی آگاهی داشت که تصمیم او برای ترویج فلوت به عنوان یک ساز سولو به یک رپرتوار وسیع و انعطاف پذیر نیاز داشت که بتواند، تلاشش را به نتیجه برساند. پس به دلیل اهمیت این موضوع از دید رامپال، او کارهایی را از دوره باروک به عنوان “سالهای طلایی فلوت” نواخت و باعث معرفی بهتر این دوره شد. رامپال صدها کنسرتو و کارهای موسیقی مجلسی که در قرن هجدهم برای فلوت نوشته شده بود و گمنام و رو به فراموشی بود را نیز در نظر داشت.

با این وجود رامپال اولین فلوتیستی نبود که به دوره باروک علاقه داشت. کاتالوگ موسیقی ها فلوت ضبط شده در لوح های ۷۸rpm نشان میدهد که ذوقی از موسیقی Vivaldi, Telemann, Handel, Pergolesi, Scarlatti, Leclair, Loeillet در دیگران نیز وجود داشته است.

Paul Taffanel (1844-1908) به موسیقی دوره باروک علاقه داشت و در واقع اولین کسی بود که سوناتهای فلوت باخ را احیا کرد. شاگرد Taffanel، لوییس فلوری (Louis Fleury) علاقه او را در Société des Concerts d’Autrefois ادامه داد.

مارسل مویسه (Marcel Moyse) کسی که فلوت را به مرحله جدیدی از محبوبیت رساند، در بین سالهای جنگ قطعاتی از Telemann, Schultze و Bach و کنسرتوهای براندربورگ و سوییت شماره دو در B مینور برای فلوت و ارکستر و تریو سوناتا برای ویولون، فلوت و باس (BWV 1038) را نواخت.

اما هیچ یک از پیشینیان رامپال، خود را آنقدر متعهد و متمرکز برای انجام کارهایی که رامپال انجام میداد نمیکردند و هیچ یک وسعت اطلاعات از آن دوره و رپرتوارهایی را که او نواخت را نداشتند. جستجوی رامپال در رپرتوارهای باروک در مرحله بسیار بالاتر از گذشتگانش بود، او کاملا این کار را دقیق انجام داد.

یک دیدگاه

  • ملیکا اکبری
    ارسال شده در مرداد ۳۱, ۱۳۸۸ در ۹:۴۰ ق.ظ

    کمی بی ارتباط

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

پیرگلو: نسبت به گذشته افت داشتیم

در آن زمان من هم ماندم و به هر حال یک سری مسائل خانوادگی هم بود، برادرم فوت شده بود و دختراشان را باید نگه می داشتم، مادرم هم که سرطان گرفته بودند و فوت کردند، این شد که فعلا دیگر ماندگار شدم.

ویژگی‌های رابطه‌ی موسیقی و برآمدن دولت-ملت مدرن در ایران (VI)

این گواه کوتاه نشان می‌دهد پیش از تولد دولت-ملت مدرن هم تصوری از یک فرهنگ موسیقایی که بتوان آن را «موسیقی ایرانی» خواند در مراکز اصلی شهری، یعنی تجمع‌گاه‌های قدرت و ثروت، وجود داشت. با یک جستجوی سردستی نیز دست‌کم تا میانه‌ی دوره‌ی قاجار می‌توان پیشینه‌ی چنین مفهومی را عقب برد. برخلاف نمونه‌های اروپایی در ایران این زبان موسیقایی نه تنها ممنوع (۲۵) یا گمشده نبود بلکه حمایت‌شده و رسمی هم بود. موسیقی دستگاهی افزون بر تمایز بسیار روشن از موسیقی اروپایی، به قدر کافی از همتایانش، یعنی حوزه‌های موسیقایی عربی و ترکی نیز فاصله گرفته بود.

از روزهای گذشته…

آوازهای تلخ سرزمین من  (II)

آوازهای تلخ سرزمین من (II)

او که بسیار به موسیقی محلی ایران علاقمند بود، در سال ۱۳۳۸، به ضبط هشت ترانه ی محلی ایران پرداخت که در کشور فرانسه جایزه ی اول “شارل کروس” را دریافت نمود. وکیلی پیش از این به تحقیق در مورد شیوه ی اجرای این ترانه های روستایی در مناطق مختلف ایران پرداخته بود.
ماهور ملک (قسمت اول)

ماهور ملک (قسمت اول)

جهانگیر ملک در نوازندگی استودیو تبحر و قابلیت های خاصی داشت؛ به تائید اساتید موسیقی جهانگیر ملک، از جمله نوازندگانی بود که قابلیت اجراء و ضبط برنامه در استودیو را حتی با یکبار شنیدن قطعه، دارا بود. او از لحاظ ساعات اجرا و ضبط برنامه در استودیو، (همانطور که پیشتر گفته شد) بیشترین آثار را به یادگار گذاشته و این اتفاق در تاریخ موسیقی ایران بی نظیر بوده است.
علی نجفی ملکی

علی نجفی ملکی

متولد ۱۳۶۲ تهران نوازنده و مدرس نی [email protected]
اُرفِ ایرانی؟ (III)

اُرفِ ایرانی؟ (III)

از صفحه‌ی چهل به بعد جلد دوم بیشتر به آن چیزی پرداخته که نویسنده از پیش آن را هدف کتاب دانسته است؛ موسیقی ایرانی، آن‌هم از طریق ملودی‌های نابش. «رنگ حربی»، کرشمه‌ی ماهور، «زنگوله‌ء راست‌پنج‌گاه» قطعه‌هایی است که به شکل ساده شده از ردیف نقل شده است. در همه‌ی موارد پیش از شروع قطعه توصیه شده با هجاهای معمولی مانند «لا» و «ها» و … وزن درست تمرین شود. به این ترتیب حالت‌های اصلی بر ساس میزان‌بندی و نواخته شدن در گروه از بین نخواهد رفت.
تأثیر موسیقی ایران در موسیقی عهد اسلامی (VII)

تأثیر موسیقی ایران در موسیقی عهد اسلامی (VII)

همین مورخ می‌نویسد: «از خلفای عباسی هارون بود که درجات موسیکاران را همچنان برقرار کرد که اردشیر پاپکان ساز کرده بود و همو بود که طریقت پادشاهان ساسانی را برگزید. در این نظم و ترتیب، ابراهیم موصلی و ابن جامع و زلزل (منصور الضارب) درجه یکم را می‌داشتند. زلزل نوازندگی می‌کرد و ابن جامع خوانندگی و سلیم بن سلام (ابو عبیدالله کوفی) و عمروالغزل و امثال ایشان درجه دوم را حائز بودند و درجه سوم به کسانی داده شده بود که تنبور می‌زدند و سنتور می‌نواختند و ضرب گیر بودند.
اکسپرسیونیسم در موسیقی

اکسپرسیونیسم در موسیقی

حرکت اکسپرسیونیسم (Expressionism) در هنر از اواخر قرن ۱۹ و اوایل قرن ۲۰ ام میلادی بدنبال محقق شدن ایده های امپرسیونیسم شروع شد و بر خلاف امپرسیونسیم که غرق در رویاها و تفکرات غیر واقعی بود سعی کرد که به واقعیات درونی هنرمند بپردازد، بخصوص قسمتهایی از درون انسان که افراد هموراه برای حفظ ظاهر و شخصیت، آنها را از دیگران و اجتماع پنهان میکنند.
روش سوزوکی (قسمت بیست و سوم)

روش سوزوکی (قسمت بیست و سوم)

با وجود تمرین‌های پیوسته و فشرده ی دائم او توانست از پنج تمرین، چهارتای آنها را به انجام برساند و در صورت بروز حتی یک اشتباه باید دوباره همه را از اول شروع می‌کرد و اتفاقاً همین تکرارهای مداوم بود که‌ توانست به او اطمینان و استحکام ببخشد. “در جواب سوال تو سرآرشه را می‌بینی درسته؟” همیشه جواب می‌داد “بله من می‌بینم.” این جواب چه معنی می‌داد؟ بعضی وقت‌ها واقعاً اشک در چشمان من جمع می شد وقتی که می‌دیدم از دهان کوچولوی تائیچی، کودکی که این جهان را نه می‌توانست ببیند و نه می‌شناخت، بطور ناخودآگاه چنین پاسخی برمی آید.
جلسه تفسیر سمفونی عاشقانه فنتاستیک

جلسه تفسیر سمفونی عاشقانه فنتاستیک

در روز جمعه مورخ ۱۴ تیرماه ۱۳۹۲، انجمن فیلهارمونیک (فیلارمونیک) اصفهان، در تالار سوره-حوزه هنری اصفهان واقع در ابتدای خیابان آمادگاه، از ساعت ۱۶ تا ۱۸:۳۰، به تفسیر سمفونی عاشقانه “فنتاستیک” اثر آهنگساز شهیر فرانسوی، “هکتور برلیوز” خواهد پرداخت.
یک اتفاق خوب

یک اتفاق خوب

در وانفسای کنونی ِ رکود ظهور و بروز موسیقی های خوب، گاه اتفاق هایی هرچند کوچک، می تواند دلگرم کننده و فرخنده باشند. یکی از این اتفاق ها، سلسله برنامه هایی کوچک و به نسبت خودمانی بود که در اولین روزهای سال نو در شهر کرمانشاه برگزار شد؛ برنامه ای با عنوان «چهار روز با موسیقی»، در «کافه گالری آذرستان». نوشته ی حاضر، گزارش و توصیفی است مختصر از آنچه در این چهار روز به اجرا درآمد. این برنامه ها به ترتیب در روزهای سوم، چهارم، پنجم و ششم فروردین ارائه شد.
گروه بی جیز

گروه بی جیز

Bee Gees که مخفف برادران گیب میباشد (Brothers Gibb) گروهی سه نفره متشکل از بری – روبین و موریس گیب است. شاید برای بسیاری این نام زیاد آشنا نباشد اما باید بدانید که این گروه یکی از محبوبترین گروههای تاریخ موسیقی است!