اپرای سان فرانسیسکو (I)

اپرای سانفرانسیسکو
اپرای سانفرانسیسکو
اپرای سان فرانسیسکو(SFO) دومین شرکت اپرا از جهت بزرگی در آمریکای شمالی است. آن در سال ۱۹۲۳ توسط Gaetano Merola 1953-1881 تاسیس شد. شب باشکوه افتتاح اپرای سان فرانسیسکو یکی از خاطره انگیزترین اتفاقات سال برای مشتریان اپرا بود.

موسس/ رئیس کل Gaetano Merola 1923-1953
اولین اجرا در اپرای سان فرانسیسکو La bohème در ۲۶ سپتامبر ۱۹۲۳ بود که Queena Mario و Giovanni Martinelli در تالار کنفرانس ملی شهر و با اداره Merola به اجرای برنامه پرداختند.

Merola شرکتی در سال ۱۹۲۲ تاسیس کرد، که مطمئن بود که شهر پشتیبانی کامل و پیوسته از تشکیلات اپرا خواهد کرد بطوریکه به شرکتها وابسته نباشد. درحقیقت، اولین بازدید های مرولا از شهر به عنوان رهبر چند گروه متشکل از بازیگران و هنرمندان بود که اولین بار در سال ۱۹۰۹ با شرکت بین المللی اپرای مونترال برگزار شد. در ادامه بازدید های او در دهه بعد، به او ثابت شد که کمپانی سان فرانسیسکو دوام می یابد و در سال ۱۹۲۱ او بازگشت تا در شهر تحت پشتیبانی آقای الیور استین زندگی کند.

در پاییز ۱۹۲۱، او برای اولین فصلش برنامه ریزی می کرد که در استادیوم فوتبال دانشگاه استن فورد در ۳ جون ۱۹۲۲ با یک گروه از خواننده ها مثل Giovanni Martinelli با اجرای اپرای Pagliacci و در ادامه هم کارمن و فاوست برگزار شد. مرولا می دانست که یک پایگاه قابل اعتمادتر مالی مورد نیاز است، بنابراین برای فصل بعد اپرا که در پاییز ۱۹۲۳ در تالار کنفرانس ملی شهر برگزار می شد سرمایه گذاری کرد. مرولا از طریق همکاری ۲۴۴۱ نفر از”اعضای موسس” و هرکدام $۵۰ کمک دریافت کرد.

بعد از افتتاح La bohème، اوایل فصل ۱۹۲۳ شامل کارهای Andrea Chenier با Benjamino Gigli، Mefistofele ( دوباره با گیگلی)، Tosca با Giuseppe de Luca و Martinelli و Rigoletto از Verdi ( با کووینا ماریو، دِ لوکا و گیگلی) بود. یک فصل ملی اپرا برگزار شد و آنهایی که آن را دنبال می کردند میزان زیادی از اپراهای ایتالیایی را تحت پوشش قرار می دادند.

در طول ۹ سال بعد، خانه اپرای یادمان جنگ ساخته شد. ساختمان توسط آرتور براون طراحی شد، معماری که برج Coit و تالار شهر سان فرانسیسکو را نیز طراحی کرده بود.

شرکت خانه اپرای جدید را با اجرای Tosca در۱۵ اکتبر ۱۹۳۲ با بازی Claudia Muzio افتتاح کرد. مشخصه مرولا در ۳۰ سال بعد به عنوان رئیس اصلی، عاملی بود که ( نوشته شده توسط Chatfield-Taylor ) “خواننده های بزرگ دنیا مرتباً به سان فرانسیسکو می آمدند و نقش های مختلفی را اجرا می کردند.””

تا بعد از مرگ مرولا، فصل اصلی سان فرانسیسکو به ندرت تا آخر اکتبر دوام می یافت. او در حالیکه مشغول رهبری یک کنسرت روباز در Stern Grove در ۳۰ آگوست ۱۹۵۳ بود فوت کرد.

Edwin MacArthur هدایت ارکستر اپرای سان فرانسیسکو را در ضبط۷۸-rpm برای RCA Victor در اواخر دهه ۳۰ به عهده داشت که یکی ار آنها اجراهای سوپرانو Kirsten Flagstad بود. بعضی از این اجراها بعداً توسط RCA بر روی LP و CD دوباره منتشر شد.

نسخه های کوتاهی از کارهای آن دوره در برنامه هایی از ایستگاه های رادیویی کالیفرنیا، ارِگون، واشنگتن و بریتیش کلمبیا در سال ۱۹۴۱ و سالهای بعد از آن پخش شد.

یک دیدگاه

  • ارسال شده در آبان ۱۷, ۱۳۸۷ در ۱:۱۵ ق.ظ

    Baa drood Bishtar e maghaalaat e shomaa khoob ast ammaa kaash fekri ham beh haal e sait e Note moosighi mi kardid.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

نگرشی به تجدد طلبی در هنر و فرهنگ ایرانِ قرن بیستم (XXIII)

مقارن با این تحولات نوار کاست به عنوان یک وسیله ارتباط جمعی جدید و مستقل از تشکیلات دولتی در ایران رایج شد. دو گروه شیدا و عارف نیز خود نوارهای موسیقی خودشان را با کیفیت بسیار خوب به بازار عرضه کردند. گروه های شیدا و عارف همگام با انقلاب کنسرت هایی با مایه های سیاسی و اجتماعی ترتیب دادند که با استقبال مردم به خصوص گروه های دانشجویی روبرو شد. در این میان کنسرت های گروه شیدا با آهنگ های محمد رضا لطفی (بشارت و سپیده) و پرویز مشکاتیان (ایرانی) همراه با اشعار هوشنگ ابتهاج (ه. ا. سایه) و آواز محمد رضا شجریان، خاطره درویش خان، ملک الشعرا بهار و حسین طاهرزاده را زنده می کرد.

نگاهی به کتاب «موسیقی ایرانی»شناسی (II)

پیش از انتشار این کتاب، استادانی بودند که موسیقی ایرانی را اول با گوشه‌های مدال ردیف درس می‌دادند؛ کسی که مجدانه در این زمینه تا امروز فعال بوده، حسین عمومی نوازنده و مدرس موسیقی دستگاهی است. عمومی در کلاس‌هایش قبل از آموزش کل ردیف، درسی به نام «پیش‌ردیف» را تدریس می‌کند که در زمانی حدود ۲۰ دقیقه، کل گوشه‌های مدال ردیف را پشت هم می‌خواند. (۵)

از روزهای گذشته…

“موسیقی همه زندگی من است” (V)

“موسیقی همه زندگی من است” (V)

البته. اگر من استعداد نداشتم هیچ کار نمی توانستم انجام دهم. در حال حاضر گاه حتی موسیقی راک اند رول و جاز نیز با یکدیگر ترکیب می شوند. من چند گروه راک اند رول را می شناسم که وقتی آنان را روی سن می بینید افرادی متفاوتند از آنچه در هنگام ضبط هستند، به دلیل آنکه افراد با سوادی دارند، موسیقیدانان خوبی نیز دارند.
گفتگو با فرهاد فخرالدینی (IV)

گفتگو با فرهاد فخرالدینی (IV)

من هم نوشته‌هایش را همانگونه که بود در کتاب نقل کردم. کاری را که او می‌خواست درباره‌ی من انجام بدهد من درباره‌ی او انجام دادم. بعد شروع کردم به اینکه خاطرات مشترکمان را هم بنویسم و دیدم حالا که دارم می‌نویسم، بخشی از مشاهدات خودم را در عالم موسیقی را نیز بنویسم و این همان چیزی بود که مورد دلخواه او هم بود. از آنجا که بعد از کناره‌گیری از ارکستر در سال ۸۸ نمی‌توانستم بیکار بمانم، به نحوی می‌خواستم که سرگرمی داشته باشم و شروع به نوشتن آنها کردم. شاید تعجب کنید ولی روزی ۱۲ ساعت کار می‌کردم و می‌نوشتم. در این دوره کمتر به کار آهنگسازی و بیشتر به کار نوشتن پرداختم. از طرفی بعضی از شاگردانم دائم می‌گفتند که این همه به ما درس و جزوه داده‌اید چرا اینها را چاپ نمی‌کنید؟ به این فکر افتادم که تجزیه و تحلیل و شرح ردیف موسیقی ایرانی را هم بنویسم و آن را هم نوشتم.
صبا، رپرتوار موسیقی (I)

صبا، رپرتوار موسیقی (I)

در موسیقی ایرانی بسیاری از آهنگسازان معاصر در سوابق هنری خود سعی کرده‌اند برخی قطعات گذشته را بازسازی نمایند تا ضمن کمک در حفظ و ماندگاری آهنگ، به نوعی آن را با حالتی جدید که مطلوب سلیقه معاصر باشد، اجرا کنند. از جمله آهنگسازانی که آثارش توسط آهنگسازان معاصر به کرات بازسازی شده، ابوالحسن صبا می‌باشد. در موسیقی ایرانی بسیاری از آهنگسازان معاصر در سوابق هنری خود سعی کرده‌اند برخی قطعات گذشته را بازسازی نمایند تا ضمن کمک در حفظ و ماندگاری آهنگ، به نوعی آن را با حالتی جدید که مطلوب سلیقه معاصر باشد، اجرا کنند. از جمله آهنگسازانی که آثارش توسط آهنگسازان معاصر به کرات بازسازی شده، ابوالحسن صبا می‌باشد.
موسیقی و ایدئولوژی (III)

موسیقی و ایدئولوژی (III)

دلیل دیگری نیز که می توان برای عدم وجود محتوایی واحد و مشخص در موسیقی عنوان کرد و اینکه موسیقی توان انتقال یک مفهومی را به طور کامل ندارد، پاسخ به دلیلی است که برخی برای توجیه ضرورت موسیقی می آورند و آن این است که موسیقی عاملی است برای ایجاد آرامش در جهت رهایی از مشکلاتی که در طول زندگی مخصوصا” ماشینی بوجود می آید.
نقد تاریخ نگاری موسیقی ایرانی (II)

نقد تاریخ نگاری موسیقی ایرانی (II)

بیش از همه در تاریخ نگاری ها برای شناسایی «ایرانی» بودن موسیقی به عامل «نژاد» متوسل شده اند. تاریخ نگاران در وهله نخست مدلل نموده اند که به عنوان مثال «نژاد» عامل موسیقی دانی مانند فارابی یا ابراهیم و اسحاق موصلی ایرانی بوده اند و بعد چنین پنداشته اند که تحقیقات و تألیفات ایشان ناگزیر در حیطه ی موسیقی ایرانی و در نتیجه بخشی از تاریخ موسیقی ایرانی بوده است. چند نمونه: حسن مشحون در تاریخ موسیقی ایران: «ابراهیم پسر ماهان پسر بهمن پسر پشنک بود و (و در پاورقی توضیح داده که) ابن خردادبه می گوید چون ابراهیم در موقع مستی شعری را زیاد تکرار می کرده که در آن کلمه ی موصل بوده از این جهت به موصلی معرف شده» (جلد ۱، ص ۱۱۹)
اپرای راخمانینف

اپرای راخمانینف

حتما راجع به بیوگرافی سرگئی راخمانینف در روزنامه ها و سایتها و مجلات مطالب زیادی خوانده اید ولی در مورد اپراهای این موسیقیدان بزرگ، کمتر گفته شده است.
عصر حماسی کوبیسم و فردیت در حنجره بزرگان (VI)

عصر حماسی کوبیسم و فردیت در حنجره بزرگان (VI)

البته شجریان سهم قابل ملاحظه ای در پی ریزی و غنای مکتب آوازی ایران داشته است. در عین حال من بر آن نیستم که بگویم او مبدع خلاقیتی خاص بوده است. اما معاصرین و اخلاف او همه ی اجراهایش را بدون نقد و بی هیچ برخورد پذیرفته اند. شاید سبک روایی (نقالی) و موجز شجریان، یا بیان هنرمندانه او از احساسات و تجربیات، یا تحلیل های موشکافانه ی وی از درون انسان عواملی هستند که او با تکیه بر آنها می تواند چنین میراثی از خود بر جای بگذارد.
اپراخانه (II)

اپراخانه (II)

بیشتر سالنهای اپرا در سراسر دنیا سن های خیلی مکانیزه ای دارند،بالابرهای سن برای تغییر سریع مجموعه های سنگین.در اپرای متروپولیتن، به عنوان مثال، در طول برنامه مجموعه سن اغلب تغییر میکند.هنگامی که مخاطبان در حال تماشا هستند، خوانندگان درحالیکه می خوانند، بالا و پایین میروند. در ساخته های Met در اپرایAida و افسانه های هافمن (Tales of Hoffman ) شاهد این اتفاقات هستیم.
جای پرسش بنیادی صدا (III)

جای پرسش بنیادی صدا (III)

اگر چنین رویدادهایی اصولا ارزشی داشته باشند، که دارند، سوای انگشت گذاشتن بر موفقیت یک گروه در فعالیت چندین ساله –که به سادگی هم ممکن است معنایی بیش از یافتن دوست و رفیق بیشتر در میان اهل موسیقی نداشته باشد، این است که بخش بزرگی از صداهای موجود شنیده شوند. مگر نه این که نام رویداد صدا، تهران، موسیقی است و تاکیدی هم بر موسیقی الکترونیک و الکتروآکوستیک دارد؟ پس چه چیز مهمتر از آن که در دل آن صداهایی تازه به جهان بیایند؟ فوران صداها دقیقا امری بود که در پنج روز رخ داد. فوران صداهایی که بعضی آن را صدای تهران دانستند. و خیلی بیراه هم نبود چون عنوان رویداد چنین چیزی را طلب می کرد.
نگاهی به کتاب «موسیقی و سازهای موسیقی نظامی»

نگاهی به کتاب «موسیقی و سازهای موسیقی نظامی»

دفتر پژوهش های فرهنگی در تهران، هفتمین اثر از مجموعه «فرهنگ و مردم» خود را به پژوهشی در موسیقی و سازهای موسیقی نظامی در دوره قاجار اختصاص داده است. این پژوهش توسط علی بلوکباشی و یحیی شهیدی صورت پذیرفته است. این کتاب که در واقع، گزارشی است تاریخی، مصور و مستند درباره چگونگی شکل گیری و دگرگونی ها در موسیقی و نوع سازهای موسیقی در قشون قاجار، در ده گفتار تدوین شده است.