عصر حماسی کوبیسم و فردیت در حنجره بزرگان (IV)

حتی در پهنه ساختاری اثر نمی توان انعکاس آگاهی جمعی واقعی یافت، زیرا گرایش های بالقوه ی آگاهی جمعی را به بالاترین درجه انسجام می رساند و آن را در قالب جهانی تخیلی بیان می کند. تمامی آگاهی و ساختارهای ذهنی یک گروه اجتماعی در دایره جامعه، پرورش می یابد، اما هیچ آگاهی جمعی نمی تواند بیرون از آگاهی فردی وجود داشته باشد.

هر فرد بی آنکه خود آگاه باشد در چندین گروه عضو است، به نحوی که آگاهی هایش نیز آمیزه ای خاص از عناصر آگاهی های جمعی گوناگون است و اغلب هم متضاد.

به علاوه این آگاهی متاثر از گردهمایی است که به پایگاه فکری و اجتماعی “او” متعلق نیستند. بنابراین آگاهی های جمعی فقط به صورت یک واقعیت بالقوه در آگاهی تک تک افراد وجود دارد.

آگاهی جمعی نوعی گرایش است نه واقیت تجربی. آن گروه اجتماعی که هدفش ساخت کل جامعه است، نقش مهمی در آفرینش فرهنگی ایفا میکند.

شجریان با فرهنگ حاکم پیش از انقلاب که بی هنران بر آن مسلط بودند، از تمامی مراکز، محافل و مجالس دوری گزید و نیز توانست با عدم حضور خود در تلویزیون در حوالی سال ۵۵ به آن مسئله شخصی و فردی راه پیدا کند.

شجریان چنان انگیزه نیرومندی در خود میدید که توانست، زانو بزند و بیاموزد، بی آنکه حتی پاسخی از سوی جامعه بگیرد. او به هیچ وجه مناسبتی نشد، چراکه فکر میکرد هنر نباید خرج خوشی های زود گذر شود. این بعد شخصیتی شجریان سبب شد که او کارکردی فعال تر از کارکرد همدوره هایی چون گلپایگانی، رضوی سروستانی و منتشری و … داشته باشد.

یکی از دلایلی که مخاطبان غیر حرفه ای هم نمی توانند از صدای شجریان دل بکنند این است که صدای شجریان رنگارنگ است، امکانات موجز و ویژه ای دارد. اما او صرفاً به این توانایی ذاتی متکی نیست (و این فقط یک اعتقاد شخصی است). چنین است که تقابل فرد با جامعه، با شخصیت دوره ویژه ای از مراحل زندگی شجریان ارتباط دارد.

آیا نمی توان دلیل موفقیت شجریان را به پای سختکوشی و ریاضتش گذاشت؟ شجریان برخلاف سیل عظیمی که تلاش داشت فرهنگ موسیقیایی را آلوده کند، شنا کرد و این، یکی از جنبه های شخصیتی شجریان است و همین جنبه است که او را واداشت تا عمیق تر و باوسواس تر از دیگران با آواز برخورد کند. می دانیم که شجریان یک نظریه پرداز اجتماعی نیست و قرار هم نیست که درباره هستی شناسی انسان صحبت کند. انتظار ما تنها این است که شجریان خوب آواز بخواند و می بینیم که تا به حال خوب خوانده است. اما اگر پرداختن به مسائل روزمره نبود، او بهتر از این می خواند؟

شجریان چند سالی است (تقریباً از حوالی ۱۳۶۷ به بعد) که باورمند شده باید آواز را چنان خواند که نسل جوان بدان نیازمند است. بنابراین اجراهایش نیز تحت تأثیر همین تفکر دچار نوعی بحران است. شاید نوع شعر، بحر عروضی و وزنی را که برای اجرای تصنیف ها، رنگ ها، چهار مضراب ها و … اختیار می کند، در پاسخ به همین باور است. او به آهنگسازی هم گرایش پیدا کرده است.

بدیهی است برخی از وزن های موسیقی و حتی بحرهای عروضی در مخاطب تحرک غیر ارادی ایجاد می کنند (البته منظور این نیست که هر نوع تحرک غیر ارادی و خلسه وار مذموم است). اما باید فقط در جوانان جنب و جوش پدید آورد؟ آیا این همان گرایشی نیست که شجریان خود در سال ها پیش به جدال با آن پرداخته بود؟ (لازم است در اینجا بر تفاوت بنیادی و هدفمند هنر رقص با تحرک غیر عادی که نمی دانم واژه مناسبی است یا نه، تأکید کنم.

منظور این نیست که موسیقی نباید انسان را به شور، هیجان، نشاط و جنبش وادارد. بلکه هدف نقد اصوات موزیکالی است که در صدد ابداع نوعی موسیقی اند که به مرکز هستی این هنر (صدا) نمی اندیشند. طبعاً این نوع موسیقی نمی تواند عدم تناسب منطق مفهومی و حسی را استخراج کند.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

برخی از مشکلات پزشکیِ نوازندگانِ سازهای بادی‌برنجی (V)

بسیاری از نوازندگان سازهای بادی‌برنجی دچار دردهای مختلفی هستند. آن‌ها از دردِ مچ، بازو، التهاب تاندون‌ها، مشکلات شانه، کشیدگی گردن و کمردرد و پشت درد مزمن رنج می‌برند. به این آسیب‌ها که ناشی از تکرار حرکات یکسان یا نشستن طولانی مدت در یک موقعیتِ ثابت یا هر دو مورد است، آسیب‌های استفادۀ مکرر می‌گویند و مسلماً بهترین رویکرد، پیشگیری از بروز چنین آسیب‌هایی است. نوازندگان سازهای بادی‌برنجی از بازوها به‌صورت مکرر در جلوی بدن استفاده می‌کنند. از این‌رو به مرور زمان، عضلات جلویی شانه و سینه قوی و عضلات پشتی شانه و پشت ضعیف می‌شوند. عضلات قوی کوتاه‌تر می‌شوند درحالی‌که عضلات ضعیف بلندتر می‌شوند. این عدم تعادل منجربه درد در ناحیۀ بازوها، شانه‌ها، قفسۀ سینه، گردن یا پشت می‌شود. اما راه حل ساده است: تمرینات کششی برای عضلات در جلوی بدن و تقویت عضلات در پشت بدن. پرورش عضلات این نواحی منجر به کمک به عضلاتی می‌شود که کشش‌ها را متحمل می‌شوند.

گزارش مراسم رونمایی «ردیف میرزاعبدالله به روایت مهدی صلحی» (VI)

مسئلۀ بعدی دربارۀ نت‌کردن ردیف در آن عصر است که به قصد حفظ و نگهداری ردیف به‌عنوان یک میراث انجام شده است و بَعد آموزش. در حالی‌که الآن کاملاً برعکس است. با این‌همه وسایل ضبط و ثبت که امروزه در اختیار داریم مسئلۀ حفظ ردیف‌ها مطرح نیست؛ آموزش آن مطرح است که باید بیشتر به این بُعد توجه شود.

از روزهای گذشته…

نجفی ملکی: استیل نوازنده نقش زیادی در تسلط تکنیکی او دارد

نجفی ملکی: استیل نوازنده نقش زیادی در تسلط تکنیکی او دارد

نوشته که پیش رو دارید گفتگویی است با علی نجفی ملکی*، نوازنده نی، این گفتگو در برنامه نیستان در شبکه فرهنگ انجام شده است. علی نجفی ملکی چند سال است که مشغول ضبط و اجرای آثار آهنگسازان ایرانی برای سازهای مختلف مخصوصا تار و سنتور است و همینطور او به اجرای آثار کلاسیک غربی با نی پرداخته که اجرای چنین قطعاتی با سازهای ایرانی در نوع خود بی نظیر بوده است.
خانلری و موسیقی (II)

خانلری و موسیقی (II)

آشنایی با شادروان خالقی، سبب بیداری ذوق موسیقی در خانلری شد، مدتی به‏ نوازندگی ویلن پرداخت، ولی چون نمی‏توانست بطور جدّی به موسیقی بپردازد، بتدریج‏ نواختن ویلن را ترک کرد و به این اندیشه روی آورد که دربارهء«آهنگ کلام»مطالعه‏ کند، و عناصر سازندهء«لحن را در لفظ»مورد بررسی قرار بدهد؛به همین سبب نه تنها موضوع رسالهء دکتری خود را«وزن شعر فارسی»انتخاب کرد، بلکه بعدها هم که برای‏ ادامهء مطلاعات به کشور فراسنه رفت(۱۳۲۷ خورشیدی)بسوی دانش فونتیک‏ tique ? Phone و زبان‏شناسی روی آورد. خود او نوشته است:
گفتگو با مائوریزو پُلینی (III)

گفتگو با مائوریزو پُلینی (III)

ارتباط برقرار کردن با موسیقی در هر دو یکی است. در کار ضبط در استودیو، تماشاگر غایب است و این باعث مصنوعی شدن کار می شود. اما شما باید در نظر بگیرید که تماشاگران به آن گوش خواهند داد، تنها در زمانی متفاوت از آن لحظه…
دو مضراب چپ (قسمت نهم)

دو مضراب چپ (قسمت نهم)

یکی از ویژگی های خیلی مهم در اجرای دو مضراب چپ آزاد بودن هر دودست پس از اجرای این تکنیک است، به طوری که در صورت اجرای درست می توانیم هم از دست راست استفاده کنیم و هم از دست چپ و نکتۀ جالب تر اینجاست که حتی قادر خواهیم بود، پس از دومضراب چپ سریعاً جفت مضراب و دوبل نُت هم استفاده کنیم.
سرنوشت او از پیش رقم خورده بود

سرنوشت او از پیش رقم خورده بود

بیزت همانند موتزارت و مندلسون از جمله موسیقیدانان زود رس بود و معروف است که او در سن چهار سالگی می توانست نت های موسیقی را بخواند و بنویسد. پدرش با شناختی که از او داشت اغلب مانع از این می شد که جورج کوچک اوقات خود را به چیزی غیر از موسیقی بپردازد، به همین دلیل می توان گفت که سرنوشت او از پیش رقم خورده بود.
سر توماس بیچام، رهبر بزرگ انگلیس (III)

سر توماس بیچام، رهبر بزرگ انگلیس (III)

در سال ۱۹۱۱ و ۱۹۱۲ ارکستر سمفونیک بیچام باله روسیِ (Ballets Russes)، سرگئی دیاگیلف (Sergei Dioghilev) را هم در باغ کاونت و در کرولوپر (Krolloper) در برلین به رهبری بیچام و پیر مونتو (Pierre Monteux)، رهبر اصلی دیوگیلوف اجرا کرد. بیچام با رهبری موسیقی جدید و پیچیده پتروشکا (Petrushka) ی استراوینسکی (Stravinsky)، در غیاب مونتو، در حالیکه فقط دو روز قبل به او خبر داده بودند، بدون هیچ تمرینی، توانست تحسین فراوانی را از آن خود سازد.
چهارمین جشنواره موسیقی و فستیوال سنتور نوازی آموزشگاه پایور

چهارمین جشنواره موسیقی و فستیوال سنتور نوازی آموزشگاه پایور

چهارمین جشنواره موسیقی و فستیوال سنتور نوازی آموزشگاه پایور در تاریخ ۱۹ آبان ۹۰ در رده سنی ۷ تا ۲۷ سال با حمایت محمود عالیشوندی مدیر کل اداره فرهنگ و ارشاد یزد در تالار فرهنگ برگزار شد. در بخش اول این فستیوال نجمه جعفری ۱۱ ساله نوازنده برتر نوجوان کشور با اجرای قطعاتی از آثار چپ کوک سنتور فرامرز پایور و پرویز مشکاتیان رتبه برتر، زهرا ستون زاده با اجرای قطعاتی از فرامرز پایور رتبه اول و سینا عقدایی و محمد حسین جلیلی رتبه های دوم و سوم را از آن خود کردند.
دسته بندی و زمان بندی: ادراک متر (V)

دسته بندی و زمان بندی: ادراک متر (V)

ایده ی مشابهی در مفهوم “مرجع تراکم” مانتل هود وجود دارد: “سریع ترین پالس موجود در قطعه چه بوده است ؟ (البته باید دوبرابر کردن یا سه برابر کردن مشخصه ی تزیین متریک را در نظر نگرفت.) با این که هیچ کس نمی تواند بگوید که کند ترین پالس قطعه چه بوده است اما همه موافق اند که هر قطعه یک پالس سریع دارد. این ابزار اندازه گیری مرجع تراکم نامیده شد.”
نگاهی به سانسور موسیقی در ایران (I)

نگاهی به سانسور موسیقی در ایران (I)

تاریخ مکتوب و اطلاعات در دسترس از موسیقی گذشته‌ی ما آنقدر زیاد نیست که بتوان به کمک آن‌ها دورنمای تاریخی طولانی‌ای از سانسور در موسیقی ترسیم کرد. بر خلاف دیگر هنر‌ها (به ویژه ادبیات) که مسئله‌ی سانسور در آن سابقه‌ی طولانی دارد، به سختی می‌توان از موسیقی نمونه‌هایی آورد، البته این به دلیل عدم سانسور موسیقی در تاریخ نیست بلکه بیشتر به این خاطر است که در این باره کمتر نوشته شده است.
سر توماس بیچام، رهبر بزرگ انگلیس (X)

سر توماس بیچام، رهبر بزرگ انگلیس (X)

انتخاب های بیچام از بین موسیقی فرانسوی چه در کنسرت ها و چه در استودیوی ضبط به طور ویژه ای التقاطی بود. او از اجرای راول خودداری می کرد اما اجرای آثار دبوسی را مرتب در برنامه خود داشت. او زیاد از فوره (Fuare) اجرا نمی کرد اما در عین حال the Pavane یک استثنا بود. همچنین ضبط سوئیت the Dolly که در سال ۱۹۵۹ صورت گرفت به ندرت پس از اولین پخش این اثر از کاتالوگ ها حذف شد.