بررسی جنبش احیای موسیقی دستگاهی در نیمه سده‌ حاضر (VI)

محمود كريمي و پريسا (تصوير از Parissa.org)
محمود كريمي و پريسا (تصوير از Parissa.org)
از آن‌جا که تقریبا تمامی مراکز و شوراهای تصمیم‌گیری موسیقی در اختیار احیاگرایان بود، جنبش احیا -دستکم در آن سال‌ها- ماهیتی رسمی یافت. با توجه به تعریف لیوینگستُن از احیا، می‌توان گفت در ایران یک جنبش ذاتا مخالف خوان بر اثر اتفاقی که اصلا موسیقایی نبود و ربطی هم به خود جنبش نداشت، تبدیل به نگاه رسمی شد، در نتیجه برای این جنبش نیز احتمالا همان اتفاقی افتاد که برای دیگر جنبش‌های مخالف فرهنگی که در موضع رسمی قرار می‌گیرند، رخ می دهد۱۸؛ یعنی احتمال گم شدن هدف احیا، چرا که دیگر هیچ نیروی معارضی باقی نمی‌ماند که سنت در مقابل آن نیاز به حفاظت داشته باشد.

و سرانجام در پایان این احیا نیز مانند مدل لیوینگستُن درست زمانی که احیا‌گرایان احساس می‌کردند “دیگر توجه مفرطی به اصالت در کار نیست و بیشتر احیاگران احساس می‌کنند که سنت محدود کننده‌تر از آن است که نقطه مرجع محسوب شود”(لیوینگستُن ۱۳۸۴) به پایان می‌رسد و طبق مدل به جریان‌های مختلفی تجزیه می‌شود، در این میان، سه گونه جریان را می‌توان به وضوح تشخیص داد:
۱٫ جریان‌هایی که به کلی با احیا قطع رابطه می‌کنند و رو به نوگرایی می‌آورند.
۲٫ جریان‌هایی که در میانه می‌مانند و دست به ترکیب سنت احیا شده با عناصر غیر سنتی می‌زنند.
۳٫ گروه‌هایی که به احیایی سختگیرانه‌تر معتقد می‌شوند و سعی می‌کنند سنتی هر چه خالص‌تر بیابند.

در ایران نیز پایان جنبش بسیار شبیه مدل لیوینگستُن است، اما به دلیل این که هنوز دوره‌ی پایانی جنبش به فرجام نرسیده و زمان درازی از آن نگذشته است، نمی‌توان تحلیلِ تاریخیِ درستی ارائه داد، بنابراین فقط به ارائه‌ی مثال‌هایی از گفته‌های موسیقیدانانی که روزی در جنبش احیا شرکت داشتند، بسنده می‌شود.

“برخورد خشک و غیر طبیعی ذوق هنرجو را از بین می‌برد… همیشه کسانی بیش از حد می‌خواهند همه چیز را برابر با اصل ارائه دهند، که دیگر خلاقیتی ندارند و تنها دنبال اصل می‌گردند”(علیزاده، حسین در شهرنازدار ۱/۱۳۸۳: ۳۲)؛ ایرانیک‌ها از این مقاله است.

“من کم‌کم در ذهنم به این نتیجه می‌رسیدم که صد البته قرار نیست تکرار یکی از استادان قدیمی باشم، دوست دارم تجربیات آنها را بیاموزم، اما حرف و کلام خودم را پیدا کنم.”(علیزاده، حسین در شهرنازدار ۱/۱۳۸۳: ۱۹)

“… دانش امروز را شناخت موسیقی گذشته می‌سازد، به نظر من ارزش را باید حفظ کرد و چیزی که ارزشمند است تنها به سبب قدیمی بودن آن نیست. موسیقی گذشته ما به این خاطر که قدیمی است ارزشمند نیست، بلکه خود حاوی ارزش است.”(طلایی، داریوش در شهرنازدار ۳/۱۳۸۳)

“من به عنوان سه‌‌تارنواز مثل درویش‌خان نماینده‌ی یک موسیقی سنتی نیستم و دنیای من یک دنیای گسترده‌تری‌ است. من چه بخواهم و چه نخواهم در این انقلاب مخابراتی که در دنیا اتفاق افتاده قرار دارم، ولی سعی می‌کنم در این ارتباطات اعتقاد، ملیت و ادبیات فارسی درون خودم را حفظ کنم.” (لطفی، محمدرضا در تنکابنی؛فرزین ۱۳۸۴)

“برومند بی‌آن‌که کمترین تغییری را جایز بداند، در ضرورت پیروی از ارزش‌های سنتی موسیقی ایرانی ، بسیار سخن می‌گوید. استاد که در جوانی با اشتیاق فراوان چشم به ابتکارات درویش‌خان داشت، امروز با نظر انتقادی با بدعت گزاران رویارو می‌شود.”(نتل، برونو در کریمی ۱۳۸۰: ۲۰۵)

شاید این گفته‌ی نتل درباره‌ی برومند را، به دلیل آن‌که برومند درست در سال‌های اوج جنبش درگذشت، نتوان به عنوان سندی برای وضعیت نهایی جنبش در نظر گرفت اما از این رو که نشانه‌هایی از سخت‌تر شدن مواضع احیاگرانه را به همراه دارد قابل توجه و تامل است. در این نمونه می‌بینیم چگونه شخصیتی که آثارش در ابتدا در دایره‌ی مورد قبول احیاگران قرار داشت در اثر تنگ‌تر شدن این دایره، بیرون از حوزه‌ی مورد قبول قرار می‌گیرد. اگر نمونه‌های بالا را با نظر احیاگران در سال‌های آغازین جنبش مقایسه کنیم، به تشابه زیاد پایان کار جنبش احیای موسیقی سنتی ایران با مدل نظری لیوینگستُن پی می‌بریم.

پانوشت:
۱۷٫ شاید در این میان تنها «آزمون باربد» را بتوان نوعی مسابقه‌ی مخصوص احیاگرایان دانست، چرا که موضوع این آزمون با آن‌چه آن‌ها سعی در احیایش داشنتد یکی بود. این آزمون دیری نپایید، اما برخی از برندگانش احیاگرایان نسل دوم بودند برای اطلاعات بیشتر رک. (کامکار، پشنگ در کریمی ۱۳۸۰: ۱۳۶-۱۳۳).

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

یادی از نوازنده کلیمی، یحیی زرپنجه (III)

در هر حال کسی هرگز فکر نمی کرد که او با آن بنیه سالم و جوان به این زودی از دست برود و اگر در «جزوات یادی از هنرمندان» (چاپ شده در سال ۱۳۵۷) یادی از او نیامده بود، شاید همین مقدار اطلاعات هم از او در دسترس نبود. از بازماندگان زرپنجه کسی باقی نیست. یحیی زرپنجه مطربی عاشق از نسلی دیگر و دورانی فراموش شده است که همچون صفحات کهنه اش تنها عده ای معدود را آشناست.

نی و دندان (II)

صدای نی ایجاد شده در نی ارتباط مستقیمی با طول و عرض و عمق کام و ارتفاع دندانها، شدت دمش و قوت و اندازه و پهنای زبان و… دارد و می شود به این نتیجه هم رسید که کیفیت تولید صدای نی برای هر نوازنده نی ای، نقطه اوجی دارد که بهتر از آن نمی تواند کیفیت صدای تولید شده را ارتقا بخشد و از توانایی فیزیکی او خارج است؛ همان طور که گفته شد در تولید صدای نی هر نوازنده ای در صورت تداوم به نقطه اوج خود خواهد رسید ولی در صورت عدم رعایت این ظرایف ممکن است سیر نزولی هم داشته باشد، اگر نوازنده ای صدای مطلوبی تولید می کند شک نیست که شرایط مناسب فیزیکی را هم داراست.

از روزهای گذشته…

به قلم یک بانوی رهبر (VIII)

به قلم یک بانوی رهبر (VIII)

او در دهه پنجاه، نخست به رهبری ارکستر روی آورد اما دید که زنان نمی توانند در این زمینه راه به جایی ببرند. از آن جایی که هیلیس انسان واقع گرایی بود به رهبری کر روی آورد. من هم در ابتدا به رهبری کر مشغول شدم زیرا فکر می کردم که در این زمینه فرصت هایی وجود دارد که در رهبری ارکستر وجود ندارد. البته پس از هفت سال تجربه نوازندگی، به عنوان یک پیانست و نوازنده چلو خود را به جلو راندم و فهمیدم که در قلمرو ارکستر بود که می توانستم به بیشترین رضایت هنری دست پیدا کنم.
نشست کارگروه موسیقی ایکوم

نشست کارگروه موسیقی ایکوم

مطلبی که پیش رو دارید گزارش نشست کار گروه موسیقی ایکوم (cim cim) است که توسط خانم مهتاب نادری تهیه شده است: دوشنبه ۵ آذر، تالار بتهوون خانه هنرمندان، محل برگزاری برنامه کمیته موسیقی ایکوم به سرپرستی پیمان سلطانی بود. در این نشست از مقام هنری رامبد صدیف خواننده قدیمی موسیقی ایرانی و همچنین فوزیه مجد آهنگساز و پژوهشگر با سابقه کشور تقدیر شد.
مجید کیانی و “طبیعت در هنر موسیقی” (V)

مجید کیانی و “طبیعت در هنر موسیقی” (V)

با ظهور” ابن‌ هیثم‌ “(متوفّی‌ به‌ سال‌ ۴۳۰/۱۰۳۹) ما به‌ اثری‌ چون‌ “شرح‌ قانون‌ اقلیدس”‌ راه‌ می‌بریم‌، آن‌ هم‌ به‌ همراه‌ اثری‌ دیگر چون‌ “مقاله‌ فی‌ شرح‌ الارمونیقی”‌ . این‌ اثر به‌ احتمال‌ با مقدمه‌ بر هارمونیک”‌ Introductio Harmonica” نوشته‌ی‌ “کلئونیدس‌ Cleonides ” یکی‌ است‌. “رساله‌ فی‌ تأثیرات‌ اللحون‌ الموسیقیه‌ فی‌ النّفوس‌ الحیوانیه‌” اثر دیگری از ابن‌هیثم‌ بود که‌ به‌ بررسی‌ انبوه‌ بی‌شمار پدیده‌هایی‌ می‌پرداخته‌ که‌ اذهان‌ ملّتهای‌ مسلمان‌ را طّی‌ ادوار متوالی‌ به‌ خود سرگرم‌ می‌داشته‌ است‌ – پدیده‌هایی‌ از این‌ شمار که‌ گامهای‌ اشتران‌ را می‌توان‌ به‌ قدرت‌ موسیقی‌ تندتر و یا کندتر کرد، و اسبان‌ را می‌توان‌ با جادوی‌ موسیقی‌ به‌ آب‌ خوردن‌ واداشت‌، و خزندگان‌ را می‌توان‌ جادو کرد و بر جای‌ میخکوب‌ نمود، و پرندگان‌ را می‌توان‌ به‌ نیروی‌ آن‌ به‌ دام‌ افکند.
چکیدۀ درس‌گفتارهای مبانی اتنوموزیکولوژی، جلسه دوم (I)

چکیدۀ درس‌گفتارهای مبانی اتنوموزیکولوژی، جلسه دوم (I)

در این جلسه به تعاریف مختلف اتنوموزیکولوژی از دیدگاه برجسته ترین نظریه پردازان این رشته و همچنین مکاتب مختلف اتنوموزیکولوژی پرداخته شده است. پیاده سازی و ویرایش این نوشته را نسیم احمدیان دانشجوی نوازنده و اتنوموزیکولوگ انجام داده است.
لری ادلر، هنرپیشه هارمونیکا (II)

لری ادلر، هنرپیشه هارمونیکا (II)

لری ادلر در سال های ۱۹۳۸ و ۱۹۳۹ تورهای کنسرتی را، پیش از بازگشتن به آمریکا، در آفریقای جنوبی و استرالیا برگزار کرد (در واقع، در استرالیا بود که برای اولین بار به اجرای سولو در کنسرت کلاسیک با ارکستر سمفونیک سیدنی پرداخت). ادلر در دهه ۴۰ همراه با پاول دریپر (Paul Draper)، رقصنده، تورهایی را در ایالت های مختلف آمریکا برگزار کرد و آنها همچنین با برنامه های خود، اسباب سرگرمی سربازان آمریکایی را در آفریقا و خاور میانه فراهم آوردند.
Aziza Mustafa Zadeh

Aziza Mustafa Zadeh

عزیزا فرزند واقیف مصطفی زاده ، نوازنده افسانه ای پیانو و آهنگساز Jazz در آذربایجان می باشد. Dizzy Gillespie نوازنده توانای ترمپت Jazz در باره موسیقی واقیف گفته است که موسیقی او از سیاره دیگری آمده است.
کنسرت گروه صهبای کهن به مناسبت دهمین سالگرد تاسیس گفتگوی هارمونیک

کنسرت گروه صهبای کهن به مناسبت دهمین سالگرد تاسیس گفتگوی هارمونیک

به مناسبت دهمین سالگرد فعالیت مجله گفتگوی هارمونیک، گروه موسیقی صهبای کهن به روی صحنه می رود. این کنسرت یکی از برنامه هایی است که امسال توسط نویسندگان این سایت برگزار خواهد شد. این کنسرت فردا جمعه ۱۴ شهریور ماه ساعت ۲۰ در فرهنگسرای سوهانک اجرا می شود.
یک دختر کشاورز

یک دختر کشاورز

در سالهای اخیر پگی لی میگفت : “مردم در تعجبند که چطور میتوان در حرفه نمایش دوام آورد.” او اضافه میکرد : “قدرت من از تربیت کودکی من سرچشمه گرفته است، زمانی که در مزرعه یک نیروی کمکی به حساب می آمدم. من گندمها را باد میدادم، کاه ها را با چنگک جمع میکردم و ارابه آب را برای گروه خرمن کوبها میراندم.”
گذشتن از مرز کلمات با «تریو اولریش درِکس‌لِر» (II)

گذشتن از مرز کلمات با «تریو اولریش درِکس‌لِر» (II)

آهنگ سوم حالا تمام شده و نوبت به قطعه‌ی چهارم می‌رسد که اسمش هست «ترانه‌ی شنها» (Song of Sands). اولریش توضیح می‌دهد که این قطعه، ترانه‏‌ای‌ست درباره‏ی انرژی و پویایی. ترانه‏ی شنها شروع می‌شود. ضرباهنگی پُرجنب و جوش و لنگی خاصی که مخصوص جَز است، با ملودی‌های کوتاه و بریده‏بریده‏ی کلارینت‏باس با رَنگی خَش‌دار آغاز می‏شود. آن ضرباهنگ ادامه می‏یابد و این ملودی‏ها، جنب‏وجوش نهفته در نٌتها را به صدا بدل می‏کنند. بازی‌های ظریف و خلوت با ریتم بین درامز و پیانو به آهنگ پایان می‌بخشند.
آثار باقیمانده از ردیف موسیقی ایران (II)

آثار باقیمانده از ردیف موسیقی ایران (II)

قسمت سوم، ردیفهای موسیقی ایرانی است که به خط بین المللی نت نوشته شده، اولین مرتبه ای که خط نت بین المللی به ایران آمد توسط «لومر» فرانسوی بود، نامبرده از فرانسه برای تدریس موزیک نظام استخدام شده بود و او اولین کسی است که خط نت را در ایران تدریس کرد، همچنین تعدادی از پیش درآمدهای موسیقی ایرانی را به خط نت نوشت و به چاپ رسانید ولی تا این زمان هنوز ردیف موسیقی ایرانی به خط نت نوشته و منتشر نشده بود.