عصر حماسی کوبیسم و فردیت در حنجره بزرگان (VI)

شجریان سهم قابل ملاحظه ای در پی ریزی و غنای مکتب آوازی ایران داشته است. در عین حال من بر آن نیستم که بگویم او مبدع خلاقیتی خاص بوده است. اما معاصرین و اخلاف او همه ی اجراهایش را بدون نقد و بی هیچ برخورد پذیرفته اند. شاید سبک روایی (نقالی) و موجز شجریان، یا بیان هنرمندانه او از احساسات و تجربیات، یا تحلیل های موشکافانه ی وی از درون انسان عواملی هستند که او با تکیه بر آنها می تواند چنین میراثی از خود بر جای بگذارد.

اما این میراث به تمامی از آن ِ شجریان نیست. تنها جزئیاتی هستند که شجریان را از همه ی هم عصرانش جدا می کنند. این جزئیات نیز تنها چیزهایی نیستند که او شخصاً می داند. شجریان فن قدیم بیان، راز تغییرات و نوسان ها، بهره گیری از نوعی روانشناسی دراماتیک، ارائه صحیح واژگان و … را می شناسد.

اما غنای هنری به یاری کشفیات جدید و روش های پذیرش واقعیت، نه در یک سبک منحصر به فرد بلکه در عرصه های گوناگون حاصل می آید. ما معترفیم که نوآوری های هنری به هیچ وجه از اهمیت کار و ارزش نوآوری های معاصران یا پیشینیان نمی کاهد.

شجریان همواره به خاطر اجرا و توانایی حنجره تحسین شده است و می شود. شاید اگر تایر ثمربخش اصول اجرایی طاهرزاده و … بر روی حنجره و اجراهای شجریان نبود، توان اجرایی او چنین نبود. گرچه کسانی دیگر هم بودند که در کنار شجریان از طاهرزاده می آموختند. اما این واقعیت که شجریان متفاوت است، قابل انکار نیست. ای کاش جهت اصلی وفاداری هنری شجریان به طاهرزاده و … با گرایش های سنتی آمیخته نمی شد و شخصیت هنری، زنده و فعال وی می توانست روح قرن بیستم و تفکر معاصر را بیشتر درک کند. زیرا این برخورد ها سرانجام در یک نقطه به بی همتایی هنری خواهند رسید.

اما چرا شجریان با این همه استعداد و توان اجرایی از ظهور بزرگانی چون گوبا دلینا، اشنیتگه، ازراپاندو … در صحنه های هنری استقبال نمی کند؟ چرا او باید فقط تحت تاثیر آثار ایرانیان پیش از خود باشد؟ چرا باید فقط توان اجرایی او ملاک سنجش باشد؟ چرا فرم ها را نمی شکند و از وابستگی به شعر و عروض شعر فارسی نمی رهد؟ چرا مخاطب باید همواره در انتظار شعر و با اعتماد بر قدرت حنجره ی او به موسیقی گوش دهد؟

نمی توانم خود را متقاعد کنم که همه ی عناصر حنجره ی انسان با شعر حافظ، سعدی و مولوی گره خورده است. هم چنین نمی توانم بپذیرم که حنجره ی پاوارتی را شکسپیر، مالارمه، الیوت، هولدرلین و شیلر شکل داده اند. این دو استعداد خود را در خدمت پنهان کردن روح خود به کار می گیرند. در ارائه ی اجرایی موفق فقط فرمول های خشک و توخالی عمل نمی کنند، بلکه دیگر نیروهای محرکه آفرینش هنری، حتی رنج ها و زشتی ها نیز می توانند پ‍ژواک جدیدی ایجاد کنند.

حتی مهمترین نوع حضور سنت در قالب عواطف و هیجان های انسانی باید به گونه ای باشد که تداوم زندگی بر آن نقش بندد و در بررسی مضمون انسان و طبیعت نیز حضوری مشهود داشته باشد. در قالب سنت هم می توان با تحسین دنیای خارج مواجه شد. سنت به معنای حصار نیست. می توان آن را امروزی کرد، اما نه به معنای حفظ وضع موجود. گرچه برخی کسان سنت را با اندیشه های کهنه مترادف می گیرند، اما می توان آن را با ارزش های فرهنگی برابر گرداند. موسیقی ایران کهنه شده، اما واقعیت ناب پیدا نکرده است.

زیرا موسیقی ایران نتوانسته است به یک جریان آکادمیک فرابروید دنیایی که امروز به ما اجازه ی ورود داده است، دنیای بسیار نویی است. ژرف ترین نوع همدردی با این دنیا و صمیمانه ترین نوع احترام به آن ارائه ی بیان شخصی و نو است. در چنین دنیایی باید تبحر هنرمندانه با آگاهی عمیق از واقعیت و برخورد واقعی با زندگی ترکیب شود.

دنیایی که در آن زندگی می کنیم، از اشیای مدرن اشباع شده است و چون این اشیای مدرن رئالیته را پوشانده اند، ما نمی توانیم طبیعت را ببینیم. می توان گفت نوعی Artifact (ترکیبی از واقعیت و هنر) به وجود آمده است. آیا نمی توان در دنیای معاصر احساسات را به غلیان درآورد؟ مصالح تاریخی و انسانی به هیچ وجه از هم جدا نیستند، اما آیا انسان در گسترده ترین مفهوم کلمه باید فقط در توصیف پدیده های مشخص تاریخی بیان شود؟ اگر واقعیات تاریخی بدون توصیفات زنده و با روح خصوصیات انسانی ارائه شوند، به چیزی جز تجریدهای بی مانند نخواهند رسید.

مجله بایا اردیبهشت ۱۳۷۸

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

واکاوی نظری موسیقی امبینت (I)

دیدگاه عامه مردم و متخصصان موسیقی نسبت به موسیقی الکترونیک – در مفهوم عام کلمه – چگونه است؟ موسیقی الکترونیک را چقدر جدی می گیریم؟ پس از گذشت حدود یک قرن از تولد موسیقی هایی که به نوعی با کمک علم الکترونیک ساخته می شوند تا چه اندازه به آنها به دیده یک اثر هنری نگاه می کنیم؟ آیا چالش قبول موسیقی الکترونیک به عنوان یک اثر هنری مانند چالش پذیرش عکاسی دیجیتال در کنار عکاسی سنتی ختم به خیر خواهد شد؟

گفت و گو با جان کیج (I)

نوشته که پیش رو دارید، یکی از مهمترین گفتگوهای جان کیج است که در آن به توضیح نظریات خود می پردازد. مصاحبه کنندگان مایکل کربی و رایچارد شکنر هستند و متن آن ابتدا در مجله تئاتر “Tulane”، جلد دهم، شماره دو (زمستان ۱۹۶۵)، صفحه ۵۰ تا ۷۲ به انتشار رسیده است که امروز اولین قسمت از برگردان فارسی آن را می خوانید. (مترجم: محبوبه خلوتی)

از روزهای گذشته…

امشب و فردا شب کوارتت شهرزاد به روی صحنه می رود

امشب و فردا شب کوارتت شهرزاد به روی صحنه می رود

امشب و فردا شب کوارتت شهرزاد در این کنسرت منتخبی از آثار محمدسعید شریفیان همچون فانتزی برای پیانو، تصاویر روستایی، کوارتت زهی، شب دریای موج برای سولوی ویولن – نکتورن برای فلوت و پیانو و ۴ قطعه گرگانی را اجرا خواهد کرد.
روش سوزوکی (قسمت سی ام)

روش سوزوکی (قسمت سی ام)

از همان ابتدای زندگی ام از روش، رفتار، اخلاق و نوع زندگی پدرم بسیار تاثیر گرفته بودم. در کنار زندگیش که سراسر جست و جو و تحقیق بود به من مهارت‌ های بسیاری یاد داد که شیوه و راه و روش زندگی کردن صادقانه، یکرنگی و راستی و درستی را به همراه داشت. با تمام این اوصاف مقارن با بحران اقتصادی جهان در دهه بیست شرایط او نیز رو به وخامت گذاشت. امروزه سه خیابان در کنار یکدیگر به نامهای او مه ما چی (Ume – Machi) اوگو یسوماچی (Ugeusu – Machi) و‌هایاشی ما چی (Hayashi – machi) نامیده شده اند.
صبا از زبان سپنتا (I)

صبا از زبان سپنتا (I)

استاد ابو الحسن صبا در سال ۱۲۸۱ هجری‌ شمسی در تهران تولد یافت. پدر او کمال السلطنه‌ که مردی ادیب و هنرمند بود، ابو الحسن خان‌ شش ساله را برای فراگرفتن سه تار نزد میرزا عبد الله‌ هدایت کرد. صبا سه تار را از استاد زمانه میرزا عبد الله و درویش‌خان، سنتور را از میرزا علی اکبر شاهی، تنبک را از حاجی خان، کمانچه را از حسین خان اسماعیل‌زاده، فلوت را از اکبرخان و ویلن را از حسین هنگ آفرین فرا گرفت.
وهم یا نبوغ‌؟! (II)

وهم یا نبوغ‌؟! (II)

بی‌تردید جمع شدن تمام این نارسایی‌هاست که باعث شده‌است، میانگین کیفی تولیدات موسیقی در ایران و سطح سلیقه‌ی عموم به شکل چشمگیری تنزل یابند. موضوعی قدیمی که در دهه‌های گذشته برخی از موسیقی‌دانان و موسیقی‌شناسانِ معاصر، بارها و بارها در مقالات و نوشته‌های مرثیه‌گونِ خود به آن پرداخته ‌اند(۵)، (۶).
لطفا علمی نقد کنید!

لطفا علمی نقد کنید!

حتما شما هم مثل من شنیده یا خوانده‌اید که کسی درباره‌ی یک نقد موسیقی چنین حرفی بزند. اما آیا تابه‌حال به معنی‌اش دقت کرده‌اید؟ وقتی کسی این عبارت امری محترمانه را می‌گوید منظورش دقیقا چیست؟ چه می‌خواهد؟ اگر به جاهایی که این جمله گفته می‌شود و بحث‌هایی که بعد از گفتنش پیش می‌آید خوب فکر کنیم متوجه می‌شویم که معنی‌های مختلفی در نظر گویندگان یا نویسندگانش بوده است.
منبری: کیستم من را برای ارکستر مضرابی نوشتم

منبری: کیستم من را برای ارکستر مضرابی نوشتم

آقای مشایخی به من گفتند قطعه ای برای فلوت بنویسم. پرسیدم فقط فلوت تنها؟ گفتند فعلاً فقط فلوت تنها. گفتم استاد برای ارکستر و فلوت بنویسم؟ گفتند نه فقط برای فلوت. من قطعه ای برای فلوت سلو در شوشتری نوشتم. سعی کردم به لحاظ ریتم و ملودی مونوتون نباشد. کار متفاوتی بکنم. ایشان کار را گام به گام می دیدند و نظراتی می دادند، وقتی تمام شد، گفتند در فرهنگسرای نیاوران اجرایی داریم که می خواهم قطعه تو هم اجرا شود. کسی را می شناسی که فلوتش را بزند؟ من دوستم ناصر رحیمی که نوازنده حرفه ای فلوت هستند را معرفی کردم و با اجرای ایشان کار اجرا و ضبط شد.
شناخت کالبد گوشه‌ها (VII)

شناخت کالبد گوشه‌ها (VII)

هنوز هم در نمونه‌های نسبتا موفق از همین طریق زایش و آفرینش صورت می‌پذیرد. بدین ترتیب اگر حتا چنین تحلیل‌هایی به کشف و دسته‌بندی قاعده‌های عام دستوری منجر می‌شد باز هم موفقیت تحلیل‌ها در این بُعد قابل پرسش بود چه رسد به اکنون که به نظر می‌رسد جز نوعی دسته‌بندی کلیِ انعطاف‌پذیر، قاعده‌مندی فرمی دیگری پیدا نشده است (۱۸).
مرور آلبوم «انجمن فلوت ایران ۱»

مرور آلبوم «انجمن فلوت ایران ۱»

عطر همکاری دانشگاهی نخستین چیزی است که از آلبومی با نام یک انجمن تخصصی به مشام می‌رسد. استادی دلسوز، انجمن تخصصی ساز و یک کنکور استاندارد را پایه‌گذاری کرده، دانشجویی با استعداد و کوشا در آن برگزیده شده، بعضی استادان دانشگاه برای اجرا قطعاتی تصنیف و به برگزیده اهدا کرده‌اند و در نهایت جایزه‌اش را که ضبط یک آلبوم بوده دانشگاه -از طریق موسسه‌ای که گویا خاص نشر آثار دانشجویی به راه انداخته- منتشر کرده است.
عشق‌بازی می‌کنم با ˝نام˝ او (II)

عشق‌بازی می‌کنم با ˝نام˝ او (II)

آیا عنوان “مثنوی در موسیقی دستگاهی” به معنای معرفی و سپس بسط این گوشه در موسیقی دستگاهی نیست؟ و اگر پاسخ سوال پیشین مثبت است، این اتفاق چگونه رخ داده؟
درک تصویر صوتی

درک تصویر صوتی

دریافت ایده از تصویر صوتی (Soundscape) یک قطعه موسیقی کاملا” به توانایی های شما در دیدن و تشخیص دادن بهتر شکلها و Object ها در یک قطعه موسیقی دارد. در اینجا لازم است قبل از ادامه بحث به ارائه چند تعریف بپردازیم.