بررسی جنبش احیای موسیقی دستگاهی در نیمه سده‌ حاضر (VII)

سمت چپ: پروفسور تران وان که استاد موزیکولوژی و اتنوموزیکولوژی در دانشگاه پاریس میباشد، در کنار دکتر داریوش صفوت هنگام سخنرانی به زبان فرانسه در تالار
سمت چپ: پروفسور تران وان که استاد موزیکولوژی و اتنوموزیکولوژی در دانشگاه پاریس میباشد، در کنار دکتر داریوش صفوت هنگام سخنرانی به زبان فرانسه در تالار "مرکز حفظ و اشاعه موسیقی سنتی ایران" درباره آشنایی با موسیقی شرقی در سال 1355
از آن‌جا که تقریبا تمامی مراکز و شوراهای تصمیم‌گیری موسیقی در اختیار احیاگرایان بود، جنبش احیا -دستکم در آن سال‌ها- ماهیتی رسمی یافت. با توجه به تعریف لیوینگستُن از احیا، می‌توان گفت در ایران یک جنبش ذاتا مخالف خوان بر اثر اتفاقی که اصلا موسیقایی نبود و ربطی هم به خود جنبش نداشت، تبدیل به نگاه رسمی شد، در نتیجه برای این جنبش نیز احتمالا همان اتفاقی افتاد که برای دیگر جنبش‌های مخالف فرهنگی که در موضع رسمی قرار می‌گیرند، رخ می دهد۱۸؛ یعنی احتمال گم شدن هدف احیا، چرا که دیگر هیچ نیروی معارضی باقی نمی‌ماند که سنت در مقابل آن نیاز به حفاظت داشته باشد.

و سرانجام در پایان این احیا نیز مانند مدل لیوینگستُن درست زمانی که احیا‌گرایان احساس می‌کردند “دیگر توجه مفرطی به اصالت در کار نیست و بیشتر احیاگران احساس می‌کنند که سنت محدود کننده‌تر از آن است که نقطه مرجع محسوب شود”(لیوینگستُن ۱۳۸۴) به پایان می‌رسد و طبق مدل به جریان‌های مختلفی تجزیه می‌شود، در این میان، سه گونه جریان را می‌توان به وضوح تشخیص داد:

۱٫ جریان‌هایی که به کلی با احیا قطع رابطه می‌کنند و رو به نوگرایی می‌آورند.

۲٫ جریان‌هایی که در میانه می‌مانند و دست به ترکیب سنت احیا شده با عناصر غیر سنتی می‌زنند.

۳٫ گروه‌هایی که به احیایی سختگیرانه‌تر معتقد می‌شوند و سعی می‌کنند سنتی هر چه خالص‌تر بیابند.

در ایران نیز پایان جنبش بسیار شبیه مدل لیوینگستُن است، اما به دلیل این که هنوز دوره‌ی پایانی جنبش به فرجام نرسیده و زمان درازی از آن نگذشته است، نمی‌توان تحلیلِ تاریخیِ درستی ارائه داد، بنابراین فقط به ارائه‌ی مثال‌هایی از گفته‌های موسیقیدانانی که روزی در جنبش احیا شرکت داشتند، بسنده می‌شود.

“برخورد خشک و غیر طبیعی ذوق هنرجو را از بین می‌برد… همیشه کسانی بیش از حد می‌خواهند همه چیز را برابر با اصل ارائه دهند، که دیگر خلاقیتی ندارند و تنها دنبال اصل می‌گردند”(علیزاده، حسین در شهرنازدار ۱/۱۳۸۳: ۳۲)؛ ایرانیک‌ها از این مقاله است.

“من کم‌کم در ذهنم به این نتیجه می‌رسیدم که صد البته قرار نیست تکرار یکی از استادان قدیمی باشم، دوست دارم تجربیات آنها را بیاموزم، اما حرف و کلام خودم را پیدا کنم.”(علیزاده، حسین در شهرنازدار ۱/۱۳۸۳: ۱۹)

“… دانش امروز را شناخت موسیقی گذشته می‌سازد، به نظر من ارزش را باید حفظ کرد و چیزی که ارزشمند است تنها به سبب قدیمی بودن آن نیست. موسیقی گذشته ما به این خاطر که قدیمی است ارزشمند نیست، بلکه خود حاوی ارزش است.”(طلایی، داریوش در شهرنازدار ۳/۱۳۸۳)

“من به عنوان سه‌‌تارنواز مثل درویش‌خان نماینده‌ی یک موسیقی سنتی نیستم و دنیای من یک دنیای گسترده‌تری‌ است. من چه بخواهم و چه نخواهم در این انقلاب مخابراتی که در دنیا اتفاق افتاده قرار دارم، ولی سعی می‌کنم در این ارتباطات اعتقاد، ملیت و ادبیات فارسی درون خودم را حفظ کنم.” (لطفی، محمدرضا در تنکابنی؛فرزین ۱۳۸۴)

“برومند بی‌آن‌که کمترین تغییری را جایز بداند، در ضرورت پیروی از ارزش‌های سنتی موسیقی ایرانی ، بسیار سخن می‌گوید. استاد که در جوانی با اشتیاق فراوان چشم به ابتکارات درویش‌خان داشت، امروز با نظر انتقادی با بدعت گزاران رویارو می‌شود.”(نتل، برونو در کریمی ۱۳۸۰: ۲۰۵) شاید این گفته‌ی نتل درباره‌ی برومند را، به دلیل آن‌که برومند درست در سال‌های اوج جنبش درگذشت، نتوان به عنوان سندی برای وضعیت نهایی جنبش در نظر گرفت اما از این رو که نشانه‌هایی از سخت‌تر شدن مواضع احیاگرانه را به همراه دارد قابل توجه و تامل است.

در این نمونه می‌بینیم چگونه شخصیتی که آثارش در ابتدا در دایره‌ی مورد قبول احیاگران قرار داشت در اثر تنگ‌تر شدن این دایره، بیرون از حوزه‌ی مورد قبول قرار می‌گیرد.

اگر نمونه‌های بالا را با نظر احیاگران در سال‌های آغازین جنبش مقایسه کنیم، به تشابه زیاد پایان کار جنبش احیای موسیقی سنتی ایران با مدل نظری لیوینگستُن پی می‌بریم.

پانوشت:
۱۸٫ بررسی این موضوع نیاز به انجام یک پژوهش مستقل دارد و در این مقاله فقط به عنوان یک حدس ارائه شده است برای آگاهی از برخی نظرات دیگر رک. (شهرنازدار ۱/۱۳۸۳ مقدمه).

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

همه حق اظهارنظر دارند

با این جمله لابد بارها برخورد کرده‌ایم. وقتی از آن استفاده می‌کنیم که کسی به نظر کس دیگری اعتراض کرده باشد. مثلاً وقتی‌که کسی بگوید «این چه مطلب بیراهی است که فلانی نوشته». جمله‌ی لیبرال‌منشانه‌ای است که این روزها طرفدارهایش از گذشته هم خیلی خیلی بیشتر شده و به‌سختی ممکن است بتوانیم با آن مخالفت کنیم.

مروری بر آلبوم «سایه وار»

مسعود شعاری از آن دسته نوازندگان برجسته‌ای است که بخشی از همِّ حرفه‌ای خود را معطوف سبک‌شناسی و اجرای مجدد آثار دیگر استادان بزرگ موسیقی ایرانی برای سه‌تار کرده است. نتیجه‌ی این کندوکاوِ او را پیش‌تر از یک سو در قالب سمینارها و اجراهای زنده‌ی آشنایی با شیوه‌ی نوازندگان قدیم (این که تا چه اندازه موفقیت‌آمیز بوده جایگاهی دیگر می‌خواهد) و از سوی دیگر دست‌کم یک آلبوم با عنوان «کاروان صبا» با تمرکز بر انتقال به سه‌تار و اجرای آثار صبا دیده‌ایم. آلبوم تازه‌ی «سایه‌وار» تداوم همین راه است و از آن رو که اجرای تفسیرمند و هنرمندانه‌ی آثار کارگان کلاسیک موسیقی ایرانی در برهه‌ی حاضر اهمیت فراوان دارد، شایسته‌ی توجه.

از روزهای گذشته…

مگر کار سختی است؟ (درسی از عدم موفقیت در موسیقی پاپ)

مگر کار سختی است؟ (درسی از عدم موفقیت در موسیقی پاپ)

نوشتن یک ترانه آسان است. مگر نه؟ ظاهرا هرکسی که بتواند درست بخواند، چند آکورد بر روی گیتار نواخته یا یک ملودی را با پیانو اجرا کند، تمام دانش مورد نیاز برای نوشتن یک ترانه سه دقیقه ای پاپ کلاسیک را خواهد داشت. اما ماجراهایی که در دنیای ترانه سرایی وجود دارند به ما میاموزند که این قالب هنری ظاهرا عامه پسند، در حقیقت به استعداد و مهارت بسیار بیشتری از آنچه اکثر ما در اختیار داریم، نیاز دارد.
موریس راول، اسطوره امپرسیونیست (V)

موریس راول، اسطوره امپرسیونیست (V)

در سال ۱۹۲۰ رئیس جمهور فرانسه مدال افتخار ل‍ژیون را به وی اهدا نمود اما راول آن را نپذیرفت. سال بعد به نواحی دور فرانسه رفت و به نوشتن موسیقی ادامه داد اگرچه نه آنچنان پربار اما می توانست در محیطی آرامتر هنرش را دنبال کند. وی به طور مرتب به پاریس باز می گشت برای اجرا و ادامه روابط اجتماعیش و همچنین کنسرتهای خارج از کشور خود را گسترش میداد.
شاهین مهاجری

شاهین مهاجری

متولد ۱۳۵۰ تهران لیسانس زمین شناسی٬ دانشگاه تهران٬ ۱۳۷۴ نوازنده و محقق تمبک٬ میکروتونالیست [email protected]
خداوندگار سنتور (I)

خداوندگار سنتور (I)

مرگ حبیب سماعی (استاد بزرگ سنتور) در سال ۱۳۲۵، ضربه جبران ناپذیری بر پیکره موسیقی ایرانی و همینطور ساز سنتور وارد ساخت و از آن به بعد بود که دوران رکود این ساز آغاز شد.
موسیقی مردمی، موسیقی هنری، موسیقی مردم پسند: <br>امروزه این دسته بندی ها چه معنایی دارند؟ (VII)

موسیقی مردمی، موسیقی هنری، موسیقی مردم پسند:
امروزه این دسته بندی ها چه معنایی دارند؟ (VII)

ارزشمندترین قطعات اجرا شده در طول هفته مقدس دو مجموعه از موتِت های معروف به موتِت های جایگاه ها [یِ صلیب] (Motetos de Passos) و موتِت های [بانوی] رنج ها [یِ ما] (Motetos de Dores)، هر دو از مانوئل دیاس د الیویرا هستند. در فرم اصیل شان، آنها در قالب دو گروه آواز جمعی چهاربخشی، دو فلوت، دو هُرنِ فرانسوی و باس تنظیم می شوند، اما در کامپانا یکی از گروه های آواز جمعی، بخش های مربوط به فلوت و نیز هُرن های فرانسوی توسط ویلُن ها نواخته می شوند.
مفهوم تنالیته (II)

مفهوم تنالیته (II)

در مطلب قبل راجع به تونالیته در نقاشی صحبت کردیم و با آوردن چند مثال و مقایسه موسیقی با نقاشی سعی کردیم احساس تنال بودن یک نقاشی را تعریف کنیم. اینکه نقاشی باید از زوایای مختلف مرکزیت داشته باشد، اینکه در یک کار تنال نمی توان برای کشیدن صورت یک فرد، بینی را از بغل کشید و چشمها را از جلو و… یا در نورپردازی، رنگ و … در این مطلب سعی خواهیم کرد به مفهوم نبود تنالیته در نقاشی اشاره کنیم تا در مطالب بعدی بتوانیم درک بهتری از تنالیته در موسیقی بدست بیاوریم.
ادوارد الگار، آهنگساز انگلیسی (XII)

ادوارد الگار، آهنگساز انگلیسی (XII)

یک اوراتوریو برای متزوسوپرانو، تنور، باس، گروه کر و ارکستر بر پایه ی شعری از کاردینال نیومن. اوراتوریو از دو قسمت تشکیل شده اما غالباً بدون وقفه در وسط دو بخش نواخته می شود.
جنیفر پال، تلاش و استمرار روی یک ساز

جنیفر پال، تلاش و استمرار روی یک ساز

جنیفر ایرنه پال (Jennifer Irène Paull) متولد ۲۴ نوامبر ۱۹۴۴ در لیورپول انگلستان، موسیقیدان، ناشر، سخنران و نویسنده است. وی سلوئیست ابوا دمور (oboe d’amore) است. وی به سرعت به عنوان نوازنده ابوای دمور در ارکستر سمفونیک BBC و ارکستر فیلارمونیک BBC حضور یافت. جنیفر پال به کمک معلم پیانوی خود در سنین بسیار پائینی دنیای غنی موسیقی را شناخت.
موسیقی های آشنا از دو هنرمند

موسیقی های آشنا از دو هنرمند

بنا به درخواست چند نفر از دوستان اقدام به بررسی فعالیت های هنری Richard Clyderman، نحوه گرایش او به موسیقی، سبک خاصی که دنبال می کند و … خواهیم داشت. قبل از شروع این مباحث مناسب دیدیم تا راجع به دو تن از همکاران کلایدرمن یعنی Paul de Senneville و Olivier Toussaint صحبت کنیم. قبل از آن به این قطعه زیبا ساخته پاول سنویل که توسط کلایدرمن اجرا شده توجه کنید، قطعه دارای Vocal نیز می باشد.
دیواری به نام شورای شعر (II)

دیواری به نام شورای شعر (II)

نکته مبهم بعدی در مورد شاعران معاصری است که قداست و مرتبه ی معنوی دسته اول را ندارند ولی کتاب های اشعارشان قبلاً چاپ شده است. چاپ یک کتاب شعر بدین معناست که به طریق اولا اشعار فوق از زیر نظر و تیغِ اصلاح وزارت مجترم ارشاد گذشته است و به ناچار باید بپذیریم که اینگونه شعر ها مشکلات خاصی را که قبلاً به آن اشاره کردیم ندارند. حالا چرا باید انرژی مضاعفی را هزینه کنیم و این دوباره کاری را به جان بخریم و یک بار دیگر اشعار مذکور را ممیزی کنیم؟ و مثلاً شعری را که یک سال قبل به عنوان یک شعرِ قابل چاپ، مجوز گرفته، امسال مجوز آلبومش را رد کنیم و سال دیگر احتمالاً به چاپ دوم کتابش مجوز بدهیم.