عصر حماسی کوبیسم و فردیت در حنجره بزرگان (VII)

شاید بی آنکه خود شجریان و پاواروتی هم بدانند، سه دیدگاه همه جانبه این دو درباره انسان و موقعیت انسان است که آنها را در دل مردم جای داده است. اما درک بنیادی ماهیت و مناسبات انسان معاصر درگیری عجیبی را با زمان، مکان، اب‍ژه و سوژه پدید می آورد. ما فقط میتوانیم به آنچه که خارج و ورای خویشتن مان جای دارد ایمان بیاوریم.

آیا هنرمند پیش از آنکه نگران وظیفه ای باشد که به عهده دارد، باید نگران موقعیت خود در جهان باشد؟ آنچه هنرمند را به سوی خود جلب میکند روشنایی است؛ بنابراین خود را نه بر تنگناهای بلاواسطه که باید در زمینه اجتماعی روانشناسانه ی وسیعتری ارزیابی کرد.

موسیقی برای هنرمند امروز باید متورم شود. زمانی که این تورم بوجود بیاید موسیقی به سوی پست مدرنیسم حرکت میکند. تورم در اینجا به معنای پرکردن سطوح مختلف به یاری تمهیداتی است که در خود پست مدرنیسم مطرح است. سئوالی که پیش می آید این است که پست مدرنیسم چیست تا موسیقی امروز به سوی آن حرکت کند.

پست مدرنیسم فاقد آن چیزی است که مرجوع است؛ فاقد referent است. برای پست مدرنیسم رئالیته ای وجود ندارد تا به یک اصل ارجاع پیدا کند. ایحاب حسن معتقد است که پست مدرنیسم، مرحله ای است در راه وحدت روحی بشریت. تمهیداتی که در پست مدرتیست مطرح است نخست فاصله گرفتن از مدرنیسم است و دیگر اصل حاکمیت است که به معنی هستی شناسی مکانیزم های مختلف اثر است. پست مدرنیسم از الهامات به طرف وحی در حرکت است.

در موسیقی ایران اصل حاکمیت وجود ندارد. در ایران هیچ نهضت موسیقایی نداریم (اگر قبول کنیم در ایران نهضت موسیقایی وجود داشته است که جانشین نهضت قبل از خود شده باشد) زیرا یک اصل حاکم فارق بوجود نیامده است تا سیستم های موسیقایی را به طرف نهضتی دیگر حمل کند.

موسیقی ایران باید در زمان های مختلف به صورت نامکرر، مکرر شود؛ بنابراین آن عنصر تکرار و رخوت آور موسیقی ایران باید به عدم تکرار بدل شود و ساختار موسیقی به صورت متباعد، متداخل و متوازی به سمت بالا حرکت کند و در نتیجه تکرار عینی قبلی شست وشو شود و صدائیت صدا، به جای صدائیت عنصر سازنده صدا و واقعیت ابزار صدا به رخ کشیده شود.

برای اینکه ما در موسیقی به عدم استمرار برسیم، باید با صدا چه کنیم؛ ابتدا باید صدا را وارد حوادث دیگری کنیم (منظور همان حوادثی است که خودشان را شرح نمیدهند) بنابراین وقتی صدا وارد حادثه ای دیگر شود و موسیقی از یک مکانیزم به سمت مکانیزمی دیگر در زمان و مکان حرکت کند، منافی مکانیزم اول خواهد بود و این مارا از استمرار میرهاند.

برای اینکه ما در این میان حالت خودجوشی، شهودی و اشراقی را از دست ندهیم، باید عامل پیشبینی ناپذیر خود جوشی را معرفی کنیم. هیجان تیکه تیکه کرد، بخشی از خودجوشی است. زمانی که مکانیزم اجرا (خواندن و نواختن قوی باشد، هر بخش از اثر، به اندازه کل اثر به مخاطب لذت میدهد؛ بنابراین بازگرداندن و اجرا کردن هر بخش از اثر، خارج از قراردادهای نامربوط به آن اثر، به بی قرار دادی نت خود اثر، یک اثر را خودکفا میکند)

هر نهضت موسیقایی باید نهضت پیش از خود را بیگانه بداند و بکوشد آن را از خود براند. زمانی که ما با نهضت حاکم سروکار داریم، خود نیز تحت تاثیر حاکمیت آن نهضت ایم. اصل حاکم در نهضت مدرن عبارت است از شناخت شناسی اصل برداشتن. قرن بیستم قرن انباشتگی دانش است.

شاید سئوال برانگیز باشد که چرا شجریان و حتی پاواروتی باید از مدرنیزم بگذرند و به سمت پست مدرنیزم حرکت کنند. کاملا روشن است که اثر پست مدرن، به دنبال تغییرات تکنولوژیک شهری است. شجریان و پاواروتی هیچ یک از زندگی شهری و تکنولوژیک جدا نیستند. بنابراین ابزار هایی که به کار میبرند فنی اند و چنین است که کثرت مضمون پیش میآید. نکته بعد یافتن چند جغرافیا با چند عنصر پست مدرنیزم در اثر است.

اثری که از جدالهای ابدی بشری حاصل آمده باشد ولی یک موضع و موقع خاص را بیان کند، اثری پست مدرن است. بنابراین در پست مدرنیسم کوششی وجود دارد برای شمولیت و جامع و مانع بودن اثر. در عین حال پست مدرنیسم مخالف ارگانیک بودن است. پست مدرنیسم گاه ضد زمان عمل میکند. این مکتب با تکنیک های جدید بیان سروکار دارد و بخشی از تکنولوژیهای معاصر را درونی میکند و هستی شناسی (ontology)را به خود اختصاص میدهد.

اثر پست مدرن اثری است که در آن شناخت شناسی، به قیمت پیش خواندن هستی شناسی اثر به پس صحنه رانده میشود. از خصایص پست مدرنیسم تاکید بر دیگر جهانی بودن موسیقی است؛ منظور از دیگر جهانی بودن توجه به آخرت نیست بلکه منظور خلق شرایطی دیگر غیر از شراط فعلی است.

مجله بایا اردیبهشت ۱۳۷۸

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

مقدمه ای بر نحوۀ ترسیم و برش خطوط کانال سه زه صفحات ویولن

کانال سه زه جایگاه استقرار سه زه بر روی باند محیطی صفحه می باشد و دور تا دور محیط صفحه را در بر می گیرد. این کانال نه تنها نقش اساسی در زیبایی سه زه ها دارد بلکه عملکرد مکانیکی بسیار مهمی را نیز ایفا می نماید. اجرای دقیق کانال سه زه مستلزم داشتن مهارت بوده و همچنین صفحه ای که دارای لبه های کاملا صاف و باند محیطی مسطح باشد، تا بتوان با ترسیم خطوط راهنما مراحل اجرا و برش کانال سه زه را کاملاً تحت کنترل قرار داد.

درباره‌ی حالِ نزارِ موزه‌ی صبا

ابوالحسن صبا ورایِ نبوغ‌اش در موسیقی، به خوشرویی و مطایبه و لبخندِ همیشگی‌اش نیز شهره بود. سال‌های سال، آنها که درِ خانه‌اش در خیابان ظهیرالاسلام تهران را زده بودند، خاطرات شیرینی را از مصاحبت‌شان با صبا نقل کرده‌اند؛ چه شاگردان و چه دوستان و همکاران و آشنایان. تصاویری که از او باقیمانده و خاطرات پرشمار اهالی موسیقی، خود گویای این واقعیت است.

از روزهای گذشته…

روش سوزوکی (قسمت شانزدهم)

روش سوزوکی (قسمت شانزدهم)

بعد از نیمی از سال امتحانات پایان تحصیلی در کنسرواتوار پاریس برگزار شد. کوجی در نهایت تعجب در عرض شش ماه فارغ التحصیل شد! هر کسی که بتواند در این مدت کوتاه از چنین کنسرواتوار معروف و مطرحی درسش را به بایان برساند، دچار شعف و شادی عظیمی میشود ولی برای کوجی این موفقیت اهمیتی نداشت. این برایش اهمیت بسیار داشت که هرچه زودتر بتواند شاگرد انسکو بشود که همینطور هم شد، او تا زمان مرگ انسکو (که دو سال شد) کوجی شاگردش بود.
گفتگو با آرش محافظ (III)

گفتگو با آرش محافظ (III)

سیستم دستگاهی با سیستم مقامی تناقضی ندارد. سیستم دستگاهی جدید است و ربطی به تیموری و صفوی ندارد. یک چیزی بین اواخر صفوی قرن هجدهم دوره زندیه و اوایل قاجار است. بین قرن ۱۸ و ۱۹٫ شما هر تقسیم از هر استادی گوش کنید کوتاه و نهایتاً ۵دقیقه است. در آن نهایتا ۲ ،۳ دقیقه‌ی اول فقط مقام اصلی است و بقیه مدگردی است. هنر موزیسین مقام‌شناس این است که بعد از آن می‌خواهد چکار کند. در ایران هم همینطور بوده اما بعد از اواخر صفوی که دربار سلیقه‌ی نازلی داشته و بعد از سقوط اصفهان و حمله‌ی افاغنه، ظهور دربار زندی با موسیقی نازل‌تر، بخش بزرگی از رپورتوآر آهنگسازی از بین می‌رود. قطعه‌ها فراموش شدند. آنقدر وضع اجتماعی خراب بوده و عرضه و تقاضای موسیقایی به هم ریخته بوده که منتقل نشده. وقتی تا این حد موسیقی تحت انحطاط بوده که از صدها قطعه حتی یکی به دوره‌ی بعد منتقل نشده، مسلماً خیلی از مقام‌ها و ریتم‌ها از بین رفته است. به‌نظر می‌رسد با این ضربه‌ی وحشتناک یکسری موزیسین به این نتیجه می‌رسند که دوباره هرچه مانده را سازماندهی کنند تا از بین نرود. به‌نظر دستگاه اینگونه شکل گرفته که چند مقام همگن‌تر را چیده‌ و مجموعه‌ی جدیدی ایجاد کرده‌اند.
نگاهی به سمفونی فانتاستیک اثر جاودان هکتور برلیوز (IV)

نگاهی به سمفونی فانتاستیک اثر جاودان هکتور برلیوز (IV)

برلیوز در مقدمه ی این موومان تنهایی در دامان طبیعت را تداعی می کند: یک کرآنگله ی سولو، نغمه ای را می نوازد و پژواک آن یک اکتاو بالاتر به وسیله ابوا به صدا در می آید (تداعی گر نوای نی دو چوپان). پیش از این هرگز موومانی از یک سمفونی با دوئت این سازها آغاز نشده بود. نوای نی چوپان که در مقدمه (میزان های ۱ تا ۲۰) و دیگر بار در پایان موومان به گوش می رسد، یادآور شباهت هایی در حالت بیان و رنگ آمیزی (استفاده از کرانگله)، در رومانس مارگریت از اپرای فاوست (۹-۱۸۲۸) اثر گونود است که نسبت به سمفونی فانتاستیک خیلی هم قدیمی نیست.
چند تصویر از حضور نوازندگان در شهر تهران: ایستگاه‌های مترو (III)

چند تصویر از حضور نوازندگان در شهر تهران: ایستگاه‌های مترو (III)

ایستگاه قیطریه: ماجرای نوازندگان ایستگاه قیطریه هم در نوع خود جالب است. خودبسندگی و سیستم کمابیش پیچیدهٔ نوازندگان این نقطهٔ شهر تهران تا آن‌جا پیش رفته بود که نوازنده‌ها، که به‌ندرت یک‌نفر بودند، گاه در نوبت می‌ماندند و بین خودشان وقت تعیین می‌کردند. این‌جا برخلاف متروی انقلاب نوازنده‌ها تنها قطعات بسیار شناخته‌شده را اجرا نمی‌کردند و به‌هیچ‌وجه به سبک‌هایی خاص محدود نبودند. از سه سال پیش که رفت‌و‌آمدم به این ایستگاه شروع شد، چندوچون این اجراها تفاوت‌های زیادی کرده است. اوّلین آن‌ها معمولاً دو نوازندهٔ گیتار بودند که بیرون فضای ایستگاه می‌ایستادند.
در‌آمدی بر دیسکوگرافی و کتابشناخت ردیف دستگاه‌های موسیقی ایران (I)

در‌آمدی بر دیسکوگرافی و کتابشناخت ردیف دستگاه‌های موسیقی ایران (I)

مهم‌ترین بخش کارگان (رپرتوار) موسیقی کلاسیک ایران که همچنان از دوره‌ی پیش از ضبط موسیقی (مکتوب و صوتی) در دسترس قرار دارد ردیف دستگاه‌های موسیقی ایران است. با توجه به اهمیت یافتن ردیف به عنوان ماده‌ی اصلی آموزشی پس از دهه‌ی ۱۳۴۰ شمسی و همچنین خطر از دست رفتن قسمت اعظم این میراث کلاسیک در آن سال‌ها، وزارت فرهنگ و هنر و رادیو و تلویزیون ملی وقت تلاش‌هایی در زمینه‌ی ضبط و نغمه‌نگاری ردیف از اجرای استادان بزرگ موسیقی ایرانی به عمل آورد.
کارگاه نوازندگی پیانو توسط نیسان روحانی برگزار می شود

کارگاه نوازندگی پیانو توسط نیسان روحانی برگزار می شود

موسسه نوای چنگ فرزانه برگزار می‌کند؛ کارگاه نوازندگی پیانو توسط نیسان روحانی از ۲۲ مرداد ماه در آکادمی کوشا برگزار خواهد شد. نیسان روحانی نوازنده پیانو و فارغ التحصیل کالج ترینتی، در کنسرتها و تک نوازی های متعددی در اروپا و ایالات متحده شرکت کرده است. او همچنین به عنوان سولیست با ارکسترهای مختلفی از جمله ارکستر سمفونیک انجل، ارکستر مجلسی گراتس، ارکستر سمفونیک پازاردجیک و ارکستر فیلارمونیک روسه به روی صحنه رفته است.
حضور ارکستر ارغنون در چهارمین جشنواره سایت های و وبلاگ های موسیقی

حضور ارکستر ارغنون در چهارمین جشنواره سایت های و وبلاگ های موسیقی

ارکستر ارغنون در چهارمین جشنواره سایت های و وبلاگی های موسیقی به روی صحنه می رود. ابراهیم نظری نوازنده، آهنگساز و رهبر ارکستر رهبری این ارکستر را به عهده دارد. ارکستر ارغنون در اولین کنسرت خود به صورت آنسامبل فلوت به روی صحنه خواهد رفت و آثاری از آهنگسازان ایرانی و غربی را اجرا خواهد کرد. شایان ذکر است که این ارکستر پائیز سال جاری توسط ابراهیم نظری تاسیس شده است و مدیریت آنرا سجاد پورقناد به عهده دارد.
پنج لم مولووا برای نواختن باخ

پنج لم مولووا برای نواختن باخ

دیدیم که ویولن نواز روسی، کاترین مولووا تازگی شش سونات و پارتیتای باخ را ضبط کرده و پس از آن لمهایی را که در طول سالها برای نواختن این آثار پیدا کرده بروز داده در صحبت با آندرو پالمر تا در مجله استرینگز منتشر شود. پالمر بحثش را به شخصیت حساس مولووا ابتدا می‌کند. می‌گوید کاترین مولووا در یک روز معمولی روی آیپادش به باخ و هندل گوش می‌دهد و موسیقی کولی و البته موسیقی گیتار پرتغالی، هر نوع موسیقی که احساسی و عاطفی باشد، مثل شخصیت خودش… اینک ادامه داستان.
پیام تقدسی، ویلنسلیست ایرانی – اتریشی

پیام تقدسی، ویلنسلیست ایرانی – اتریشی

پیام تقدسی (متولد سال ۱۹۸۹) از چهارسالگی نزد مونیکا شرباوم (Monika Scherbaum) در شهر برگنز در اتریش به فراگیری موسیقی پرداخت. او در کنسرواتوار فلدکرش (Conservatory Feldkirch) در کلاس های ایمکه فرانک (Imke Frank) و مارتین مرکر (Martin Merker) شرکت کرد. او سپس در زوریخ در سوئیس به تحصیل موسیقی نزد توماس گروسنباخر (Thomas Grossenbacher) و کریستین پروسک (Christian Proske) پرداخت و در سال ۲۰۱۱ با مدرک لیسانس اجرای موسیقی فارغ التحصیل شد. دو سال بعد پیام تقدسی زیر نظر رافائل رزنفلد (Rafael Rosenfeld) مدرک کارشناسی ارشد خود را در رشته نوازندگی موسیقی دریافت کرد و سپس در سال ۲۰۱۶ با مدرک نوازندگی تخصصی موسیقی از مدرسه موسیقی بازل (Hochschule für Musik Basel FHNW) فارغ التحصیل شد.
“مثل رولینگ استون”

“مثل رولینگ استون”

باب دیلن درژوئن ۱۹۶۵ پس از نوشتن و ضبط بهترین آهنگ زندگی خود می گوید : “بالاخره آنرا نوشتم، موفق شدم، کار چندان مشکلی هم نبود”. درباره ترانه Like a Rolling Stone هیچ توصیفی بهتر از اجرای متحول کننده مرد جوان خالق این آهنگ که بیست و چهار سال بیشتر نداشت، نبوده و نیست.