بلبل سرگشته (I)

قمرالملوک وزیری  (۱۲۸۴- ۱۳۳۸)
قمرالملوک وزیری (۱۲۸۴- ۱۳۳۸)
اهل تاکستان قزوین فرزند سید حسن پدرش چند ما قبل از تولد قمر درگذشت و هشت ماهه بود که مادرش را نیز از دست داد سرپرستی اش را مادر بزرگش خیر النساء (افتخار الذاکرین) که زنی خوشخوان و ذاکر اهل بیت در حرم ناصری بود به عهده گرفت از کودکی به مرثیه خوانی در پای منبر مادربزرگ پرداخت و همین امر راهگشای خوانندگی او در بزرگسالی شد.

مرد هنردوست و ثروتمند و گشاده دستی به نام بحرینی حامی اوشد و هم او بود که در محفلی قمر را به مرتضی خان نی داود معرفی کرد مرتضی نی داود در مصاحبه به سال ۱۳۵۵ ش با سرگرد علی مبشر نوازنده ویولون می گوید من مدرسه موسیقی داشتم و قمر را به اینجا آوردم حتی یک گوشه از ردیف هم بلد نبود و بنده یادش دادم استعداد خیلی عالی داشت صدا دو قسمت دارد و قدرت و ظرافت خیلی کم اتفاق می افتد که هر دو در یک نفر جمع باشد و هر دو اینها را قمر داشت صدایش کم نظیر بود.

قمر به دلیل احترام خاصی که برای کلنل وزیری قائل بود نام فامیل خود را وزیری انتخاب کرد قمر را اسطوره آواز می دانند هر چه داشت خرج فقرا و مستمندان می کرد قمرز در اواخر عمر به تنگدستی افتاد دوستان و یارانی چند که تا حدودی مواظب احوال او بودند برایش در رادیو مستمری تعیین کردند که در همان ساعات اول او را به مستمندان می بخشید، در منزلی در اواخر عمر در شمیران نو زندگی می کرد.

روزی در سالهای اواخر عمر دوستانی چند به دیدارش رفتند قمر با صورت چروک خورده که غبار زمان در چهره اش هویدا بود با چشمان نافذ و مهربان در را باز کرد و با خوشرویی مهمانان را خوش آمد گفت، درون اتاق محقر اما پر معنای او عکس قاب شده بزرگی از جوانی قمر بر روی دیوار بود او در زیر عکس جوانیش نشست و با مهربانی سخن گفت دوستان او که گرامافون با خود اورده بودند اجازه خواستند تا صدای او را پخش کنند او موافقت کرد پس از شنیدن صدای خود سرش در میان دستهایش پنهان کرد و زار زار گریست مجلس بسیار منقلب شده بود اما کسی یارای قطع صدای قمر را نداشت قمر زیر تصویر جوانیش با صدای پر طنین که از صحنه گرامافون پخش میشد چنان تصویری از زندگی این انسان بزرگ به دست داده بود که توصیف آن با کلمات بسیار مشکل است قمر پس از یک دوره بیماری طولانی که در اثر سکته داشت روز ۵ شنبه ۲۵ مرداد ماه به درود حیات گفت پیکرش پس از ۴۸ ساعت در هوای گرم مردادماه با اجازه رئیس برزن و مسئولین گورستان ظهیرالدوله بالاخره اجازه دفن دادند و اندک یارانی چند در تشیع پیکر او شرکت کردند قمر در میان فقر و تنگدستی اما سربلند در پیشگاه تاریخ موسیقی در گذشت.

از قمر الملوک وزیری تا کنون ۱۰۵ عدد صفحه گرامافون یا ۲۱۰ روی صفحه مشاهده شده است که با کمپانی های صفحه پر کنی آثارش را در تهران به ضبط رسانده اند.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

«پرورده یِ عشق» (IV)

سخن دیگر اینکه توجّه شهیدی به تنوّع شعر و خواندن شعر شاعران مختلف مثال زدنی است و صرفا به دو یا سه شاعر برجسته اکتفا نکرده است. بنابر سنّت های سینه به سینه در آواز ایرانی بیشتر آواز را با غزل و آن هم غزل سعدی و بعدها غزل حافظ می خوانند و در مرتبه ی پایین تر غزل و مثنوی عطّار و مولانا یا رباعیّات خیّام، در این میان با وجودِ نبوغ شعری بی نظیر و تصاویر بدیع و محتوایِ عاشقانه یِ برجسته یِ سروده های نظامی، شعر حکیم نظامی گنجوی در آواز ایرانی مورد غفلت واقع شده است، عبدالوهّاب شهیدی نظامی خوانی ست بی نظیر که به خوبی از عهده ی بیان احساساتِ عمیق شعر نظامی برآمده و در این زمینه در مجموعه ی برنامه ی گلها آثار ماندگاری از خود به یادگار گذاشته است: هنگامی که در audio file برنامه ی گلهای رنگارنگ ۳۸۸ در مثنویِ ابوعطا، زاری های مجنون را بر درگاهِ کعبه زمزمه می کند:

مروری بر آلبوم «اپرای رستم و سهراب»

رستم و سهراب، این تراژیک‌ترین قله‌ی حماسه‌های فارسی را لوریس چکناوریان به هیات اپرایی درآورده و برای دومین بار منتشر کرده است. اجرای پیشین (ضبط سال ۲۰۰۰) را انتشارات هرمس سالی پس از ضبط منتشر کرده بود. این اجرای تازه با تکخوان‌هایی متفاوت (و به همین دلیل با لهجه‌ی برآمده از آواخوانی و تاکید متفاوت) و البته همان ارکستر و کر و احتمالا رهبری خود آهنگساز، گویا نسبت به اجرای پیشین نسخه‌ای دگرگون شده است (۱).

از روزهای گذشته…

خودآموختگی؛ از ورطه های تکرار تا هاویه های توهم (I)

خودآموختگی؛ از ورطه های تکرار تا هاویه های توهم (I)

موضوع اصلی در فرآیندهای زایندگی و خلاقیت اتصالی است که این روند میان میراث های گذشتگان با خواسته ها و آرزوهای آیندگان (و حتی گذشتگان) برقرار می کند. در این شرایط به همان اندازه که میراث ها قادرند برای خود حریمی از تکرار و فرومردگی در خود را پدید آورند خواسته ها و آرزوها نیز از نیروی تحمیل توهم به خودآگاه فرد راهی شده بهره مندند.
موسیقیدانها آستین هایشان را بالا می زنند!

موسیقیدانها آستین هایشان را بالا می زنند!

اهالی موسیقی ایران تا کنون در بسیاری از برنامه های مربوط به امور خیریه، فعالیتی جدی داشته اند؛ مخصوصا در سالهای اخیر بارها و بارها، شاهد اجرای هنرمندان ایرانی در حمایت از سیل دیدگان، زلزله زدگان و… بوده ایم. در تمام این برنامه های خیریه اهالی موسیقی با استفاده از هنرشان سعی در جذب سرمایه های مادی مردمی برای کمک به آسیب دیدگان داشته اند اما هیچ گاه حرکت منسجم و بزرگ حمایتی به صورت مستقیم از اهالی موسیقی ایران دیده نشده است.
چهارمین جشنواره سنتور به همت آموزشگاه پایور یزد برگزار میشود

چهارمین جشنواره سنتور به همت آموزشگاه پایور یزد برگزار میشود

آموزشگاه موسیقی پایور یزد در نظر دارد چهارمین جشنواره تخصصی “سنتور” را در مقاطع سنی کودکان، نوجوانان و بزرگسالان به صورت تکنوازی، دو نوازی و پنج نوازی، آبانماه امسال برگزار نماید. این برنامه که هرساله برای نشان دادن استعدادها و توانایی هنرمندان یزدی و نیز توانمندی آموزشی این مرکز، برنامه ریزی می گردد، هر ساله یک شب را نیز به برگزاری یاد و نکوداشت یکی از بزرگان موسیقی کشور اختصاص می دهد.
جلسه معارفه پروژه «پل هنر» برگزار می شود

جلسه معارفه پروژه «پل هنر» برگزار می شود

جلسه فوق الذکر در بیستم مهر ماه برگزار خواهد گردید و شرکت برای عموم با رزرو نام ایشان برای ارائه بهتر خدمات امکان پذیر است. این نشست در ساعت ۱۴ در محل آموزشگاه کوشا با همت «موسسه نوای فرزانه» برگزار می شود.
موسیقی و گردشگری (III)

موسیقی و گردشگری (III)

طبق آماری که در جراید اعلام شد ایران در سال گذشته تنها ۳۵۰ هزار گردشگر را پذیرا بوده است (که شاید در سال ۸۵ به خاطر مشکلات سیاسی کمتر هم شده باشد) این آمار نسبت به سال ۷۶ که ۶۶۰ هزار توریست به ایران آمدند کاهشی شدید داشته است. در سال ۷۶ درآمد کشور از توریست ها ۳۰۰ میلیون دلار بوده است.
مروری بر آلبوم «انگاره»

مروری بر آلبوم «انگاره»

روزی که جایزه‌ی رضا کروریان بنیاد گذاشته شد کم‌تر کسی می‌توانست پیش‌بینی کند که تهران این‌گونه مملو از رویدادهای موسیقی الکترونیک شود که اکنون شده است. بی‌گمان خود این جایزه هم بازتاب‌دهنده‌ی بخشی از این اقبال فزاینده بود و هم شاید تداوم‌دهنده‌ی بخشی از آن، چنان‌که اغلب جایزه‌ها و فستیوال‌های قابل تامل در تاریخ موسیقی معاصر نیز تاثیری مشابه بر حوزه‌ی کار خویش گذاشته‌اند. آلبوم انگاره نمودی از برآیند همین کارکرد اولیه‌ی جایزه است و نیز در حکم معرفی چهره‌هایی تازه به دنیای موسیقی در ایران که بعضی‌شان بی‌نیاز از آن، در فاصله‌ی میان برگزاری دوره‌ی نخست و انتشار آلبوم آثار برگزیدگانش، شهرتی به‌سزا پیدا کرده‌اند.
مقدمه ای بر تاریخ نی

مقدمه ای بر تاریخ نی

نی به عنوان قدیمیترین وسیله موسیقی ساخت دست بشر شناخته شده است. نتیجه کاوشهای بعمل آمده در این زمینه، تاریخ استفاده از گیاه نی را برای ساختن سازهای بادی در ارتفاعات امریکای جنوبی (در کشور پرو) به ده هزار سال قبل باز می گرداند.
در بازار موسیقی

در بازار موسیقی

بعد از انقلاب در کشور ما همواره به دلیل نبود تریبونی برای معرفی موسیقی خوب، تنها مکان عرضه و معرفی این کالاهای فرهنگی، نوار فروشی ها بوده است! متاسفانه بیشتر نوار فروشی ها از کم و کیف آثاری که به فروش گذاشته می شود بی خبر بوده و حتی گاهی آنها را نسبت به رنگ جلد طبقه بندی می کنند!
صادقی: شاید در سالهای آینده ارکستر سمفونیک به توانایی قبلی خود برسد

صادقی: شاید در سالهای آینده ارکستر سمفونیک به توانایی قبلی خود برسد

مدیران آنقدری که باید، رسیدگی کامل و کافی به وضعیت معیشتی اعضای ارکستر سمفونیک و گروه کر نداشتند و گاه گداری نامه نگاری هایی انجام می شود، هیأتی از ارکستر یا گروه کر مسئول می شدند برای پیگیری نامه ها و مسائل مختلف حاشیه ای و خوب بعضی وقتها به ثمر می رسید و بعضی وقتا به ثمر نمی رسید! متاسفانه در سال های گذشته به دلایل مختلف (حالا می توانیم به نوعی بگوییم بعضی وقت ها)، استفاده از رهبرانی که رفتارشان با اعضای ارکستر خیلی مناسب نبوده است و همینطور وضعیت ارائه حقوق ها به کارمند ها یا پایین بودن سطح حقوق که باعث می شد خیلی از نوازندگان پیشکسوت در ارکستر یا گروه کر از این گروه ها فاصله بگیرند و متاسفانه ارکستر افراد پر سابقه را از دست بدهد؛ ارکستر سمفونیک و کر وضعیت بدی را تجربه کرد.
صبا، رپرتوار موسیقی (II)

صبا، رپرتوار موسیقی (II)

به زندان: قطعه‌ای است در شوشتری که صبا برای ویولن نوشته و نشان‌دهنده فضایی است که در آن عده‌ای زندانی که دست‌هایشان با غل و زنجیر به‌هم بسته شده است، توسط ماموران به مکانی نامعلوم برده می‌شوند و در تمامی مدت، زندانیان نگران عاقبتشان هستند و این نگرانی باعث شده از ماموران سوال کنند که «ما را کجا می‌برید؟» یا «مگر ما چه کردیم؟».