کلاف سردرگم (III)

حاج قربان سلیمانی و محمدرضا درویشی
حاج قربان سلیمانی و محمدرضا درویشی
سال‌های بعد نیز وضع به همین منوال بوده است. دست‌کم هر دو یا سه سال یک بار چرخشی اساسی در دیدگاه‌ها و نحوه‌ی برگزاری این جشنواره رخ داده است. این موضوع که در آغاز در جهت تازگی و کمال به نظر می‌رسد از آن جهت که تداوم و انسجام این جشنواره را بر هم می‌زد نکته‌ی منفی‌ای به حساب می‌آید که تا امروز نیز به عنوان اصلی‌ترین پدیده‌ی آسیب‌شناختی جشنواره‌ی فجر به حساب می‌آید.

از سوی دیگر این تغییرات و بی‌برنامگی‌ها باعث می‌شد با تغییر در سطوح مدیریتی سازمان‌های متولی این واقعه‌ی موسیقایی و تغییر افراد در پست‌های کلیدی مربوط به جشنواره، سیاست‌گذاری‌های آن هم به شدت دچار تحول شود.

برای مثال یک سال (۱۳۶۶) مانند رقابت‌های ورزشی میان موسیقی‌دانان مدال پخش شد! و سالی دیگر (۱۳۶۵) مانند جایزه‌ی گِرَمی برنامه‌ی انتخاب نوار یا آلبوم سال برگزار شد. سال دیگری (۱۳۷۰) بخش «موسیقی نوین ایرانی» برگزار شد و دیگر ردی از آن مشاهده نشد.

در سال‌های اخیر نیز بخش رقابتی جشنواره به کلی حذف شد.

همین امر باعث شد که وقتی هم سال‌ها بعد جشنواره بین‌المللی شد روند مشخصی در دعوت از گروه‌ها و موسیقی‌دانان خارجی وجود نداشته باشد. شاید تنها مورد استثنا سالی است که جشنواره به موسیقی ملل مسلمان پرداخت (۱۳۷۰) که آن هم دیری نپایید. این سردرگمی باز هم مانند قسمت‌های داخلی مانع این شد که این جشنواره در مجامع بین‌المللی به عنوان یک رویداد هنری معتبر و تاثیرگذار که گروه‌هایی با سلیقه‌ی خاص برای ارائه‌ی آثارشان به آن توجه دارند، مطرح شود.

در این میان بخش موسیقی نواحی (یا فولکلور یا …) که در آن سال‌ها تنی چند از پژوهندگان و فعالان عرصه‌ی تحقیق (۹) بر آن متمرکز بودند هر چند بخش جدایی نبود و نام جداگانه‌ای نداشت به دلیل این که حساسیت‌ها برای این نوع موسیقی کمتر بود (و انتخاب هم به دست اهلش انجام می‌شد) کیفیت بهتری داشت.

تقریبا بهترین نمونه‌های موسیقی نواحی ایران به جشنواره فجر آمد و پایتخت‌نشینان علاقه‌مند (و شاید گروه‌های شهرستانی) نوای این موسیقی‌ها را شنیدند. در همین سال‌ها هسته‌ی اولیه‌ی جشنواره‌های موسیقی نواحی تشکیل شد، که در دهه‌ی هفتاد شمسی جزو مهم‌ترین و تاثیرگذارترین رویداد‌های موسیقی کشور بودند.

جشنواره‌های موسیقی نواحی مانند «آینه و آواز»، «ققنوس»، «موسیقی نواحی ایران» و … که سال‌های بعد برگزار شد به جهت این‌که حوزه‌ی مشخص‌تری داشت و انتخاب با اشراف بیشتری انجام می‌شد، موفق‌تر بودند. در مورد این جشنواره‌ها حداقل باید گفت هدف تا حدودی روشن‌تر بود؛ یک (یا چند) سنت موسیقایی بزرگ داشت از میان می‌رفت.

نوازندگان و خوانندگان برجسته‌ی هر یک از این سنت‌ها دیگر جانشینی نداشتند، به همین علت کسانی بر آن شدند تا پیش از آن با جشنواره‌ها و … آخرین بازماندگان این سنت‌های در حال انقراض را به دوست‌داران موسیقی و همکاران شهری‌شان معرفی کنند. به این امید که شاید بتوانند دست کم روند این انقراض را کمی کندتر کنند یا ماده‌ی اولیه‌ی لازم (ضبط‌ها، مصاحبه‌ها و …) برای بازسازی‌های بعدی فراهم آورند. یا این‌که به فرهنگ دوستان درباره‌ی این انقراض هشدار دهند و در جامعه طرح موضوع کنند (۱۰).

پی نوشت
۹- در این دوره بیشتر اشاره به نام محمدرضا درویشی، بهمن بوستان و تا حدی دکتر محمد تقی مسعودیه است. هر چند که این آخری کمتر در جشنواره‌ها دخالتی داشت.
۱۰- فهمیدن این که تا چه حد به این امر موفق شده‌اند نیاز به زمان بیشتری دارد. به نظر می‌رسد که آن‌ها بیشتر روی بخش نخبه‌ی فرهنگی شهری تاثیر گذاشته‌اند تا خود فرهنگی که در حال انقراض بود. اما این نکته استثناهایی هم دارد. شاید اشاره به دوتار نواز نوجوان ترکمن که گفته بود خیال دارد دوتارش را با «ارگ» عوض کند و در یکی از همین جشنواره‌ها از تصمیم خود بازگشت (در عمل و با اجرای دوتار) نمونه‌ای کوچک ولی جالب از این اثرگذاری برون‌فرهنگی باشد.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

کارگاه آشنایی و نوازندگی «هنگ درام» توسط علی رحیمی

موسسه فرهنگی هنری فرزانه کارگاه آشنایی و نوازندگی «هنگ درام» علی رحیمی را برگزار می‌کند. این کلاس ها در شش جلسه سه ساعته برگزار خواهد شد و متقاضیان به دو صورت فعال و غیر فعال می‌توانند در این کلاس‌ها شرکت کنند. تعداد اعضای فعال محدود می‌باشد و پس از جلسه مشاوره رایگان توسط استاد رحیمی انتخاب خواهند شد.

«نیاز به کمالگرایی داریم» (I)

اگر اهل مطالعه نوشته های مربوط به موسیقی باشید حتما نام سجاد پورقناد برای شما آشناست؛ او سردبیر قدیمی ترین مجله اینترنتی روزانه موسیقی به نام گفتگوی هارمونیک است. البته فعالیت در عرصه مطبوعاتی (اینترنتی و کاغذی) تنها بخشی از فعالیت های پورقناد را تشکیل می دهد. او غیر از فعالیت گسترده در زمینه نقد، گزارش و مقاله نویسی، تلاش های قابل توجهی در زمینه تولید و اجرای موسیقی داشته است که شامل آثار مختلفی از نوازندگی، خوانندگی و در این اواخر آهنگسازی می شود.

از روزهای گذشته…

کنسرت مجدد زند آوه در خانه هنرمندان

کنسرت مجدد زند آوه در خانه هنرمندان

نوید زند آوه در تاریخ ۱۶ و ۱۷ تیر ماه سال جاری (۱۳۹۰) رسیتال دیگری را در خانۀ هنرمندان ایران برگزار خواهد کرد. زند آوه در این رسیتال آثاری از آهنگسازانی چون: ناروائز، سور، گرانادوس، باریوس، دوفایا و آلبنیز و چند قطعۀ ایرانی نوشته شده برای گیتار کلاسیک از ایشان و فرزان زحمتکش اجرا خواهد نمود که رپرتواری به نسبت متفاوت در مقایسه با اجرای ماه پیش وی میباشد.
پورساعی: با تغییر کوک با گیتار عادی ربع پرده می نوازم

پورساعی: با تغییر کوک با گیتار عادی ربع پرده می نوازم

اگر شما کل سطح انگشت را روی آن مقطع سیم حرکت کند. بعضی از نوازندگان فکر میکنند ویبراسیون روی گیتار شکل خواصی نمیتواند داشته باشد و بی دلیل دستشان در حال حرکت است، در صورتی که میشود نت اول به صورت کشیده و بدون ویبره و بعد کم کم ویبره شدید و باز به شکل بی ویبره نتی را اجرا کرد که با این شکل ها میشود ویبراسیون را زیباتر کرد. پورقناد: در سازهای پرده دار چون صدای ویبره کمتر هست، نوازندگان مشکل بیشتری با آن دارند و اگر هم ساز ارزان قیمت و کم کیفیت باشد این مشکل تشدید خواهد شد. البته روی گیتار اگر تکنیک را درست انجام دهیم میشود ویبره را تولید کرد.
فخرالدینی: حنانه دوست داشت آثارش را رهبری کنم

فخرالدینی: حنانه دوست داشت آثارش را رهبری کنم

دو ارکستر را می خواستند تشکیل دهند یکی ارکستر بزرگ رادیو و تلویزیون و دیگری ارکستر ساز‌های ملی، ولی وقتی دیدند که ویولون ساز ملی نیست، اسم آن را ارکستر مفتاح گذاشتند و آن نوازنده‌هایی که شیوه ساز زدنشان ایرانی‌تر بودند و زیاد در تکنیک کلاسیک قوی نبودند ولی در تکنیک ایرانی خوب بودند، در ارکستر مفتاح کار می‌کردند.
نقدی بر هارمونی زوج (I)

نقدی بر هارمونی زوج (I)

چندی پیش مطلبی با عنوان «هارمونی زوج» توسط آقای امیرعلی حنانه در این سایت به انتشار رسید. نقدی بر این نوشته توسط آقای مهدی رضانیا نوازنده سنتور و کارشناس موسیقی از دانشگاه یورک کانادا و کارشناسی ارشد موسیقی در آهنگسازی از دانشگاه یورک کانادا نگاشته شده که به ایمیل سایت و همچنین آقای امیرعلی حنانه رسید و ایشان ضمن استقبال از روی دادن جریان نقد هنری درباب این مسئله، خواستار پیگیری این نقد در شماره های دیگر نوشته هایشان شدند، چراکه هنوز انتشار مجموعه «هارمونی زوج» به پایان نرسیده است. امروز بخش اول نقد هارمونی زوج را می خوانید:
“موسیقی همه زندگی من است” (VI)

“موسیقی همه زندگی من است” (VI)

فلسفه ما بر مبنای صداقت موسیقی است، هر کاری که انجام می دهیم با موسیقی و صوت ارتباط پیدا می کند. فکر می کنم بهترین قاضی آثار سارا وائوگن خود شخص اوست. من سعی می کنم جهت اجراها را به سمت و سویی بکشانم که به او این امکان را دهد که آنچه را می خواهد، بخواند.
ایران در کشاکش موسیقی (I)

ایران در کشاکش موسیقی (I)

از بدو رشد شکل و شمایل انسان و بنا به اکتشافات انجام شده، حتی پیش از ظهور کلام، انسان همواره با موسیقی رابطه تنگاتنگی داشته و تا امروز نیز دارد. بین ۱۲۵۰-۱۴۰۰ قبل از میلاد مسیح، بابلیان اولین بار فواصلی را بوجود آوردند، نامش نهادند، نوشته های موسیقی در شهر تجاری بنام یوراگیت در ساحل سوریه به نام اشعار حوریان، بعدها کاوش شد که سرودی مذهبی است برای نیکال همسر خدای ستاره ماه؛ ترجمه نوشته های این نوع موسیقی بسیار دشوار بود.
ادیت در ویولن (II)

ادیت در ویولن (II)

تذکر-۳: هرگاه علامت قراردادی لگاتو بر روی دو یا چند نت قرار گیرد و در عین حال بر روی این نت ها علامت چپ و راست آرشه نیز گذاشته شود، بهتر است جهت آرشه کشی نت ها طبق علامت چپ و راست آرشه ها تعویض گردد. در این حالت، تعویض آرشه ها بایستی بگونه ای ظریف انجام گردد که حالت لگاتوی صدایی و یا پیوستگی صوتی میان نت ها باقی بماند.( نمونه-۱: بروخ- کنسرتو ویلن اپوس۲۶ )
پیتر گابریل

پیتر گابریل

پیتر گابریل به عنوان سرگروه Genesis در اواخر دهه ۶۰ و اوایل ۷۰، موسیقی Rock را با بهره گیری از عنصر Pop به سطوح جدیدی سوق داد. گبریل در تک خوانی های خود نسبت به سایر اعضای گروه مثل Phil Collins زیاد بلند پرواز نبود، اما در شیوه کار خود دقت زیادی به خرج می داد.
رپ فراتر از موسیقی

رپ فراتر از موسیقی

رپ ترکیبی است از کلام (قوی) و موسیقی (ضعیف)، سخنی است که برای بیان بهتر خود سعی می کند از ابزار موسیقی بهره بگیرد. زمانیکه ادعا می کنیم موسیقی وسیله پیوند تک تک افرادی است که بر روی این کره خاکی زندگی می کنند، رپ را می توان نوعی از موسیقی دانست که افراد هم خون و هم نژاد را بدون در نظر گرفتن اینکه دوست یا دشمن هستند، بیش از هر چیز به یکدیگر مرتبط می کند.
نگاهی گذرا به زندگی راخمانینوف

نگاهی گذرا به زندگی راخمانینوف

می توان گفت در موسیقی افکار چایکفسکی (Tchaikovsky) را دنبال می کرد و با وجود اینکه زندگی مرفهی در قرن بیستم بدست آورد، جزو موسیقیدانان محافظه کار و سنت گرا بود. علاقه بسیاری به موسیقی شوئنبرگ (Schoenberg) و استراوینسکی (Stravinsky) داشت، گوش دادن به کارهای آنها وی را از دنیای رومانتیک بیرون می آورد.