کلاف سردرگم (II)

جلال ذوالفنون، شهرام ناظری و رضا قاسمی در کنسرت
جلال ذوالفنون، شهرام ناظری و رضا قاسمی در کنسرت "گل صد برگ" سفارت آلمان 1365
پس از انقلاب تمامی بنیادهای اجتماعی رژیم قبل در هم کوبیده شد، پس ادامه‌ی هیچ‌یک از فعالیت‌های گفته شده ممکن نبود (۴). «عالمی دیگر لازم بود و البته از نو آدمی» برای همین شاید یکی از اولین جشنواره‌هایی که نامش پس از انقلاب به گوش می‌خورد (یا اولین فعالیت‌هایی که می‌توان آن را جشنواره نامید)، عنوان «موسیقی خلق‌های جهان» (۵)(۶) یا چیزی شبیه به این را بر خود دارد. طبیعی است که در دوره‌ی تحولات سریع سیاسی و ایئولوژیک حتا نام یک فعالیت موسیقایی نیز نشانی از فضای اجتماعی اطراف خود داشته باشد.

پس از این به دلیل مسئله‌ی حرمت موسیقی و گرفتاری‌های دیگر تا مدتی فعالیت‌های مرتبط با موسیقی در ایران تعطیل بود. طبیعی است که در چنین شرایطی جشنواره‌ای هم برگزار نشود. از این‌جا به بعد بزرگ‌ترین مشکل جشنواره‌های موسیقی بعد از انقلاب رخ نمود؛ عدم تَعَیُن. تکلیف با موسیقی روشن نبود، پدیده‌ای که وجود داشت و در جامعه جاری و ساری بود و از بعضی جهات حتا لازم بود (۷) اما به دلایلی که گفته شد کسی به صراحت درباره‌ی آن صحبت نمی‌کرد.

در چنین شرایط و فضایی جشنواره‌ای که نامش به تقلید از کلام غالب آن دوره «جشنواره‌ی سراسری سرود و آهنگ‌های انقلابی» بود متولد شد. در سال ۱۳۶۴ اولین دوره‌ی این جشنواره برگزار شد. این جشنواره که امروز «جشنواره‌ی موسیقی فجر» نام دارد، هنوز هم بزرگ‌ترین رویداد موسیقایی کشور و ویترین یک سال فعالیت موسیقایی در ایران است (یا بهتر بگوییم قرار بود که باشد).

این عدم تعین و بلاتکلیفی موضوع موسیقی هنوز مهم‌ترین وجه مشکل جشنواره را تکشیل می‌دهد. اگر در آن دوره گروه تنبورنوازان از کرمانشاهان (باختران آن‌وقت) «گروه سرود باختران» نامیده می‌شد، یا برای جلوگیری از ایجاد تحریک در جامعه جشنواره حتا پوستر یا هیچ‌گونه اعلام عمومی نداشت. امروز نیز باریکه‌ای از این دیدگاه هنوز (گرچه بسیار مخفی و کم رنگ) وجود دارد.

جشنواره با اجرای گروه‌های سرود و دسته‌های موزیک نظامی آغاز شد. این جشنواره از آغاز رقابتی بود. در این مورد نیز برنامه یا تصور دقیقی وجود نداشت.

گروه‌هایی که بیشتر باید آن‌ها را نمایندگانی از موسیقی نواحی مختلف ایران دانست با گروه‌ها و دستجات نظامی و حتا گروه همسرایان مرکز سرود و آهنگ‌های انقلابی (کُر تالار رودکی سابق؟) به رقابت می‌پرداختند. جشنواره برای تکنواز و تکخوان برتر نیز جایزه‌هایی در نظر گرفت همین نشانه‌ی این است که در آن دوره تصور درستی از سرود و مسابقه یا جشنواره‌ی مربوط به آن وجود نداشت همچنین امکان دیگری هم برای برگزاری جشنواره‌ی موسیقی (اعم از تکنوازی یا گروه‌نوازی) موجود نبود.

با توجه به سرعت تغییرات در جامعه‌ی ایران جشنواره‌ها نیز با سرعت تغییر می‌کردند. دوره‌ی دوم، بدون حضور گروه‌های موزیک نظامی برگزار شد. در حالی که می‌دانیم برای اثر گذاری فرایند‌های فرهنگی نیاز به مداومت و زمان زیادی است. این امر همچنان (هر چند با شدتی کمتر از پیش) باعث سردرگمی مجریان موسیقی در ارتباط با جشنواره می‌شود. تاثیر پذیرفتن و تابع شرایط اجتماعی و حتا اقتصادی بودن شاید تنها نکته‌ی جشنواره‌ی این سال‌ها باشد (۸).

جشواره‌های بعدی (سوم و چهارم) سعی در اعاده‌ی حیثیت موسیقی به عنوان موسیقی و نه چیز دیگر داشتند هر چند در این راه مجبور شدند باز هم بر مفاهیمی غیر موسیقایی مانند «انسانیتی که در موسیقی فولکلور موج می‌زد» تکیه کنند شاید سایه‌ی آن نگاه منفی از سر موسیقی کنار رود.

اما در نهایت، حکم مشهور رفع حرمت موسیقی در سال ۱۳۶۸ بود که «جشنواره‌ی سرود و آهنگ‌ها انقلابی» را به «جشنواره‌ی موسیقی فجر» بدل کرد. در همین سال‌ها هم جشنواره از تغییرات سریع مصون نبود. تفاوت‌هایی که سال از پی سال رخ می‌داد و اجازه‌ی برنامه‌ریزی و ایجاد یک عادت فرهنگی را به گروه‌های شرکت‌کننده و گاه حتا خود برنامه‌ریزان (به ویژه داوران) نمی‌داد.

به دلیل همین تغییرات است که در دوره‌ی سوم و چهارم شاهد چاپ نشریه‌ی داخلی جشنواره هستیم، انگار که نگرانی از مستند کردن این فعالیت تا حدود زیادی برطرف شده است. این نشریات که بعدا (پس از سال ۱۳۶۸) نطفه‌ی اولین مجله‌ی موسیقی پس از انقلاب نیز در آن بسته شد از لحاظ تاریخی اهمیت بسیار دارند چرا که حاوی اولین اسناد مکتوب از این جشنواره‌اند که برای عموم منتشر شده است.

پی نوشت:
۴- به‌ویژه که به یاد آوریم اتفاقاتی که در سال‌های آخر جشن هنر در شیراز افتاد خود یکی از دلایل اعتراض مراجع مذهبی و از محرک‌های انقلابی بود.
۵- سندی از آن یافت نشد به همین علت، نام این جشنواره یا کنسرت تنها به مدد روایت شفاهی و حافظه نقل شد، بنابراین دقیق نیست. از زمان دقیق برگزاری آن هم اطلاعاتی نیافتم.
۶- گویا گروه‌های متعددی از کشورهای مختلف جهان (بیشتر بلوک سوسیالیست) در ایران اجرا کرده‌اند. مشخص نیست که کنسرت و کاست موسیقی خلق لُر هم بخشی از همین برنامه بوده یا خیر، ولی احتمال آن زیاد است.
۷- در این سال‌های شور انقلابی و سپس دوران جنگ، موسیقی برای تهییج نیروها بسیار لازم بود و تقریبا همه از آن استفاده می‌کردند.
۸- در سال ۱۳۶۵ کمیته‌ی برگزاری به گروه‌های شرکت‌کننده تعدادی نوار خام جایزه‌ داد! اگر کمبودهای اقتصادی آن دوره را به یاد آوریم این کمتر عجیب می‌نماید. این دوره‌ای است که رسانه‌های گروهی به طور مستقیم و غیر مستقیم مردم را تشویق می‌کردند حتا برای هدیه‌ی عروسی و از این قبیل به بستگان خود مایحتاج عمومی بدهند بنابراین این تصمیم برگزارکنندگان نباید زیاد شگفت‌انگیز جلوه کند.

2 دیدگاه

  • ali
    ارسال شده در دی ۱۶, ۱۳۸۷ در ۳:۳۰ ق.ظ

    I am sorry tath I could not type f to tel yo

  • ali
    ارسال شده در دی ۱۶, ۱۳۸۷ در ۳:۳۸ ق.ظ

    با سلام .ازرهنمای‌های شماسپاسگزاری می‌کنم من خیلی‌ استفاده کردم.موفق باشید.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

بیانیه هیات داوران هفتمین جشنواره نوشتارها و وب‌سایت‌ها موسیقی

شکی نیست سلیقه عمومی و شناخت صحیح نسبت به موسیقی در جامعه نیازمند راهبری و هدایت فکری است و این مهم در سایه نگارش و انتشار مقالات، نقدها، یادداشت و گزارش‌های پر مغز در رسانه‌ها تقویت می‌شود. و همین اهمیت بوده است که هر گاه سخن جدی گفتن از موسیقی در رسانه‌ها جدی گرفته شد سطح سلیقه عمومی و دانش شنیداری جامعه نسبت به آنچه به نام موسیقی تولید می‌شود بالاتر رفت و امروز که جدیت این مهم رنگ‌باخته شاهد زوال سلیقه موسیقایی در جامعه هستیم.

بیانیه دبیر هفتمین دوره جشنواره نوشتار ها و وبسایت های موسیقی

هفتمین جشنواره‌ی رقابتیِ سایت‌ها و نوشتارهای موسیقی با تأخیری یک‌ساله، و با تجدیدِ نظر در ساختار و اساسِ جشنواره، سرانجام، جمعه ۲۴ اسفندماه ۱۳۹۷ اختتامیه‌ی خود را پشتِ‌سر گذراند. ازاین‌دوره برمبنای اساس‌نامه‌ی نو-دیوانِ جشنواره هیأتِ محترم اُمنا، به‌نمایندگیِ پژوهش‌گرِ ارجمند، آروین صداقت‌کیش مستقیماً هیأتِ داوران و دبیر هر دوره را انتخاب می‌کنند. امید است برمبنای این اساس‌نامه، جشنواره شاکله‌ی مشخص‌تر و منسجم‌تری به‌خود بگیرد.

از روزهای گذشته…

کتابی در اقتصاد موسیقی (III)

کتابی در اقتصاد موسیقی (III)

ادبیات اقتصادی کتاب پیروِ هدف‌گذاری آن، با زبانی ساده، جنبه‌های اقتصادی تولید و عرضه‌ی موسیقی را بیان می‌کند. برای نمونه در پس جمله‌ای از کتاب، که پیش‌تر نقل شد، این پیش‌فرضِ نانوشته است که هدفْ کسب سود اقتصادی از فعالیت موسیقی است و نه درآمد. در حقیقت، در جملاتی همچون جمله مذکور منظور از درآمد همان سود اقتصادی است؛ زیرا می‌دانیم اگر برای مثال ۱۰۰ ریال هزینه‌ی کل تولید یک اثر موسیقی باشد، صاحب اثر با کسب ۹۰ ریال درآمد هنوز متضرر است و محصول تولیدی با شکست مواجه است. بنابراین موفقیت نهایی زمانی خواهد بود که درآمد کسب‌شده از فروشِ اثر موسیقی، افزون بر اینکه کل هزینه‌های آشکار و پنهان تولید اثر را پوشش می دهد، از آن نیز فراتر رود و سود مدنظر را محقق کند. این نوع ساده‌گویی‌های زبانی و اجتناب از تخصصی‌ترشدن مباحث اقتصادی در دیگر بخش‌های کتاب نیز مشهود است.
بحران صدا

بحران صدا

از زمانی که به یاد می آورم و با صدا زیسته ام همیشه شاهد نشانه های بحران این صدا نیز بوده ام. یازدهمین سال تولدم چیزی به عنوان دلشوره، سیاست و امنیت برایم معنا نداشت. اما بلاتکلیفی موسیقی ایرانی و ناموزونی اش در کل برایم قابل لمس بود. که البته امروز فهمیده ام به آن می-گویند بحران و حال که حدود سه دهه از آن دوران می گذرد هیچ کس به این ناموزونی و بحران علاقه-ای نشان نمی دهد و این بحران هنوز همان بحران باقی مانده است و حالا فهمیده ایم که باید به دنبال شور از دست رفته ی همان دوران در موسیقی ایران بگردیم.
همایون رحیمیان: قصد داریم کنسرت را در تالار وحدت هم تکرار کنیم

همایون رحیمیان: قصد داریم کنسرت را در تالار وحدت هم تکرار کنیم

پیش از برگزاری کنسرت «نگاه آسمانی» به آهنگسازی همایون (علی) رحیمیان با آواز حسام الدین سراج، در آخرین تمرین های گروه حضور یافتیم تا گفتگوی کوتاهی با آهنگساز و رهبر این کنسرت انجام دهیم:
بی احترامی به موسیقی (II)

بی احترامی به موسیقی (II)

تنها به آنهایی اهمیت می دادم که به خاطر کارم باید چندین بار گوش می کردم. حتی با گستاخی تمام از آلبوم هایی که فکر می کردم دشوارترند روی بر می گرداندم. تعداد آهنگ های پیشنهادی هم که سر به فلک کشیده بود و نهایتا به گوش دادن به ریدیوهد (Radiohead) ختم می شد. وقتی که از جشنواره موسیقی SXSW که در تگزاس برگزار شد بازگشتم احساس می کردم که دچار اُوردوزِ موسیقی پاپ شده ام.
همراه با سلطان بلوز در ۸۰ سالگی

همراه با سلطان بلوز در ۸۰ سالگی

بی.بی کینگ (B.B. King)، اسطوره بلوز همچنان در تور است و ساعتهای فراغت خود را در اتوبوس مجهز بسیار بزرگ خود به بازی تخته نرد و دومینو در کامپیوتر میگذراند.
گروه موسیقی هه رمان

گروه موسیقی هه رمان

گروه سنتی کردی _ فارسی هه رمان در سال ۸۳ توسط آرش نجم الدینی و گروهی از نوازندگان کرد مثل: آراس رجبی نوازنده نی و منا سیمیاری نوازنده بم تار و داود رحمان پور نوازنده سنتور به خوانندگی مصطفی محمودی و شادی بهیار تشکیل شد. این گروه اولین کنسرت بزرگ خود را در آذر ماه ۸۶ در تهران تالار حرکت و کنسرت دوم را در سنندج برگزار کرد، بعد از آن در اردیبهشت ۸۷ در تالار فارابی کنسرت سوم خود را اجرا کردند؛ در اینجا مصاحبه ای با آرش نجم الدینی سرپرست این گروه را می خوانید:
قول و غزل یا قول و غزل (IV)

قول و غزل یا قول و غزل (IV)

به نظر می رسد تا همین جا نیز این چند قطعه، قابل تأمل و گوش دادنی(!) باشند و اثر، در داشتن داعیه ای بیش از این، قابل دفاع نخواهد بود. نه به این دلیل که توضیحی در خصوص جنبه های احتمالی دیگر داده نشده بلکه تنها به این دلیل صریح که خود اثر، توضیحی بیش از این ارائه نمی دهد. از این رو، رهاشدن از بند چیدمان دستگاهی همانگونه که صاحب اثر نیز بر آن تأکید نموده، گام موثری در ورود به فضاهای مدال جدید خواهد بود.
توالی آکوردهای کروماتیک

توالی آکوردهای کروماتیک

توالی آکورد (Progression) معمولی ii-V-I را در نظر بگیرید. این توالی آکورد در تمامی سبکهای موسیقی کاربرد فراوان دارد و به همین دلیل استفاده ساده یا تکراری از آن در موسیقی اغلب باعث یکنواختی موسیقی می شود، اما شما می توانید با دادن تغییراتی در این توالی آکورد از آن بهره بیشتری ببرید.
عصیان ِ کلیدر (VI)

عصیان ِ کلیدر (VI)

علی نجفی که خود نیز نوازنده ی نی است در باره اجرای نی در این قطعه میگوید :«از نظر من اجرای نی در این کنسرت چندان مناسب نبود. بحث نی نوازی را می توان از دو زاویه مورد بررسی قرار داد یکی موضوع سونریته نی که به نظر شخصی من سونوریته مناسبی برای همراهی ارکستر نبود، چه از نظر بالانس بودن صدای اول به صدای دوم و سوم، چه از نظر کوک و ولوم صدا که برای سلو نوازی در کنار ارکستر مناسب نبود. یکی هم از زاویه ی تکنیکی که آن آمادگی ای که باید سولیست داشته باشد، نوازنده در اجرای دوم (که من دیدم) آن آمادگی لازم را نداشت، حال به لحاظ خستگی یا جو سالن بود یا اینکه ارکستر نتوانسته بود آن فضای لازم را برای نوازنده ی نی فراهم کند که او در حس حال قطعه ی نی نوا باشد. هر کدام از این دو دلیل میتوانست وجود داشته باشد.
تنها میزگرد تخصصی موسیقی ایران (I)

تنها میزگرد تخصصی موسیقی ایران (I)

میدانیم که آسیا از دیرباز سرزمین جشن ها و سرورها و آیین های گوناگون از جمله کهنترین شیوه های نمایشی جهان بوده است. سنت موسیقیایی ایران را نباید با موسیقی ملی ایران یکی گرفت. سنت موسیقی ایران، یا موسیقی سنتی -که اصطلاح اشتباهی است- آیینی است. همین آیینی بودن آن باعث می شود که جوان ایرانی راه خود را در این سنت پیدا کند. این راه چه در نوازندگی و چه در خوانندگی از این نقطه نظر فرقی ندارد.