استوکوفسکی رهبر بدون باگت

لپولد استوکوفسکی 1882- 1977
لپولد استوکوفسکی 1882- 1977
لپولد استوکوفسکی (Leopold Stokowski) یکی از مشهورترین رهبران ارکستر جهان است که شیوه رهبری خاص وی که رهبری ارکستر بدون چوب رهبری – باگت – میباشد نیز شخصیت متمایزی نسبت به همتایانش ایجاد نموده است. رهبری برخی از برترین ارکسترهای جهان و اجرا در صحنه های مختلف بین المللی از جمله هنرنمایی های او میباشد.

استوکوفسکی در آوریل سال ۱۸۸۲ از پدری لهستانی و با اصالت انگیسی و مادری ایرلندی بدنیا آمد.

در سال ۱۸۹۶ وی وارد Royal College of Musicلندن شد که در آن زمان تنها حدود ۱۳ سال سن داشت و بعنوان یکی از جوانترین شاگردان مدرسه مورد پذیرش قرار گرفت.

در طی دوران تحصیل فعالیت های متعددی را در زمینه های مختلف تجربه نمود اما شروع فعالیت های حرفه ای وی را باید از سال ۱۹۰۵ دانست زمانی در نیویورک آمریکا بعنوان نوازنده ارگ و رهبر گروه کر کلیسای Bartholomew مشغول به کار شد.

اما در آن کسوت وی نمیتواسنت جایگاه مورد قبولی را برای خود پیدا کند چرا که در واقع مخاطب حرفه ای را در مقابل خود نمیدید. وی بعد از مدتی دست از کار کشید و تصمیم گرفت بصورت حرفه ای رهبری ارکستر را دنبال نماید. به پاریس رفت و در آنجا آموزشهای مختلفی را در این زمینه دید تا اینکه متوجه شد، ارکستر سمفونیک شهیر سینسیناتی آمریکا به دنبال یک رهبر میباشد. پس از نامه نگاری های متعدد موفق شد برای مصاحبه، رضایت ریاست ارکستر را جلب نماید و در نهایت پس از آن توانست به عنوان رهبر ارکستر سمفونیک سینسیناتی مشغول به کار شود.

Audio File قسمتی از روایت استوکوسکی را از قطعه باخ ببینید

با رهبری این ارکستر وی توانست خود را به سرعت به یک چهره مردمی تبدیل نماید. ایده اجرای کنسرتهای عامه پسند و همچنین اجرای آثار جدید از آهنگسازان آن زمان همچون ادوارد الگار که سمفونی شماره دوم خودش را به این ارکستر تقدیم نموده بود، باعث شهرت استوکوفسکی شد. پس از مدتی با توجه به اعتبار خوبی که کسب کرده بود رهبری ارکستر سمفونی فیلادلفیا را به وی سپردند. در اکتبر سال ۱۹۱۲ اولین رهبری رسمی خود را با این ارکستر بر روی صحنه برد.

اما یکی از نکاتی که در رهبری استوکوفسکی باعث شده بود بیشتر از سایرین به وی توجه شود شیوه رهبری اش بود. شاید بشود او را جدا از رهبر ارکستر بازیگر خوبی نیز دانست! پرتاب کردن صفحات نت بر روی زمین و رهبری ارکستر بدون توجه به نت که نشان میداد وی محتاج به دیدن این صفحات نیست. حتی در زمان اجرا نیز گاهی با استفاده از نور و تاریک کردن سالن تنها میشد سایه ای از سر و دستان وی را مشاهده نمود که ارکستری را رهبری مینماید! این قبیل کارها که تا به حال صورت نگرفته بود جدا از مخالف از سوی عده ای طرفداران خاص خودش را داشت؛ شاید استقبال عموم مردم از اجراهایش این بود که صحنه اجرا را به محلی هیجان انگیز و حرکاتی غیر قابل پیش بینی تبدیل مینمود.

در طی سالهای ۱۹۲۹ رهبری بدون چوب به نشانی تجاری برایش تبدیل شده بود. اما در حقیقت این تنها ظاهری از یک رهبر ارکستر را نشان میداد.

در بعد حرفه ای جدا از رهبری قدرتمندانه و استادانه در زمینه بهره گیری حداکثر از صدا در ارکستر و همچنین توجه بیش از پیش به اکوستیک سالن و در نتیجه چیدمان ارکستر نوآوری و تحول اساسی را در دنیای موسیقی بوجود آورد. ایده نشستن نوازندگن ویولون یک و دو در کنار یکدیگر و در قسمت سمت چپ و همچنین قرار گیری نوازندگان ویولنسل و violas و در قسمت راست یکی از کارهایی بود که وی در جهت رشد کیفی ارکستر انجام داد. یکی دیگر از کارهایی که بسیاری را در حیرت قرار داد، تغییراتی بود که در ارکستراسیون قطعات آهنگسازان بزرگی چون بتهوون، باخ، چایکوفسکی، برامس و غیره انجام میداد. بعنوان مثال در قطعه Romeo and Juliet Fantasy Overtureاز چایکوفسکی وی اصلاحاتی را در پایان قطعه به وجود آورد که باعث شد قطعه پایانی سریع داشته باشد.

این قبیل تغییرات را در حالی انجام میداد که سعی میداشت تا به اصل کار لطمه ای وارد نسازد بلکه در جهت تفکرات این آهنگسازان این اصلاحیه ها را اعمال مینمود در هر حال این قبیل تفکرات به مذاق عده ای از موزیسین ها و منتقدین آن زمان خوش نمی آمد؛ این آزادی بیش از حد در اجرا و حتی دخل و تصرف در نت نوشته آهنگساز، برای آنان غیر قابل بخشش بود، هر چند بسیاری نیز موافق بودند و به نوعی حمایت خویش را از این امر اعلام میداشتند.

در هر حال باید وی را یکی از تاثیر گذارترین رهبران ارکستر در قرن بیستم دانست که تحولاتی شگرف را در زمینه رهبری بوجود آورد. از وی آثار ضبط شده متعددی بجای مانده است که از سوی کمپانی های معتبری چون RCA Victor, Columbia, Capitol, Everest, United Artists, و Deccaمنتشر شده است.

en.wikipedia.org

یک دیدگاه

  • amir
    ارسال شده در بهمن ۱۳, ۱۳۸۷ در ۸:۵۲ ق.ظ

    !che ejraye badi bud az toccata & fugue
    rasti in ke note gozashte jolosh vali goftid bedune note rahbari mikarde
    :-؟

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

نظر من، نظر شما، نظر او

خیلی پیش می‌آید که در واکنش به یک نقد بشنویم؛ «این نظر نویسنده است». آیا تا به‌حال دقیقاً فکر کرده‌ایم که چنین جمله‌ای یعنی چه؟ کسی که این جمله را می‌گوید درواقع دارد اعتبار حکم‌های درون نقد را زیر سؤال می‌برد. می‌گوید آنها از جنس «نظر شخصی» هستند. اولین مفهومی که از نظر شخصی به ذهنمان می‌آید چیزی است مثل این جمله «قورمه‌سبزی خیلی خوب است». این «نظر» گوینده است درباره‌ی یک غذا. آنجا «شخصی» بودنش معلوم می‌شود که یک نفر دیگر پیدا می‌شود و درست برعکسش را می‌گوید و ما هم راهی پیدا نمی‌کنیم که بگوییم کدام درست گفته. فقط می‌توانیم بگوییم با اولی موافقیم یا با دومی. یعنی وابسته به «شخص» گوینده یا شنونده است.

تحقیقی درباره باربد؛ موسیقیدان دوره ساسانی (III)

محمدالله مستوفی گوید: در زمان بهرام کار مطربان بالا گرفت چنانکه مطربی روزی بصد درم قانع نمیشد بهرام گوراز هندوستان دوازده هزار لولی آورد که نوادگان ایشان هنوز در ایران مطربی می کنند.

از روزهای گذشته…

هادی سپهری

هادی سپهری

متولد ۱۳۵۶ تهران فوق لیسانس اتنوموزیکولوژی از دانشگاه هنرهای زیبا اتنوموزیکولوگ و نوازنده تار، سه تار، دیوان، دف و تنبک [email protected]
نگرشی به تجدد طلبی در هنر و فرهنگ ایرانِ قرن بیستم (IX)

نگرشی به تجدد طلبی در هنر و فرهنگ ایرانِ قرن بیستم (IX)

آخرین دانشمندان و عارفان تاریخ فرهنگ ما که در این دوره زیسته اند بهاءالدین محمد عاملی معروف به شیخ بهایی و صدرالدین شیرازی معروف به ملا صدرا که در همه علوم و فنون زمان خودشان رساله نوشته اند (بر خلاف رویه فارابی و ابن سینا) در باره موسیقی رساله ای ننوشته اند و این نشانه بارزی است از جایگاه تنزل یافته موسیقی در جامعه ایران. به همین علت، برخلاف ادبیات و به ویژه شعر، موسیقی در فرهنگ و جامعه ایران جایگاهی محکم، معلوم و مطمئن نداشت.
طهرانیان: آثارم را در معرض نقد قرار دادم

طهرانیان: آثارم را در معرض نقد قرار دادم

البته که دیدم اما شما به طور کلی پرسیدید! در دانشگاه هنر خانم آیلین ارجمند در دوره کارشناسی ارشد مشغول به تحصیل هستند که بسیار گیتاریست خوبی هستند و اجراهایی که از ایشان شنیده ام واقعا عالی بودند. آقای مهرگان نجفی بسیار گیتاریست خوب و موسیقیدان خوبی هستند. در دانشگاه آزاد آقای محمد صالحی تحصیل می کنند که بسیار موسیقیدان خوب و گیتاریست خوبی هستند. خانم فرناز خیابانی که بسیار تمیز و با موسیقی خوب به اجرای قطعات می پردازند. همچنین یک آلبوم از حامد پورساعی شنیدم که بسیار با تکنیک خوبی اجرا شده بود.
گروه ریمونز (I)

گروه ریمونز (I)

ریمونز یا ریمون ها (Ramones) یک گروه مشهور راک آمریکایی هستند که بیشتر به عنوان اولین گروه پانک راک شناخته شده اند. این گروه در منطقه ای در سال ۱۹۷۴ در تپه های جنگلی (Forest Hills, Queens) در نیویورک به وجود آمد. تمامی اعضای گروه، نام ریمون را به جای نام فامیل خود برگزیدند! آنها به مدت ۲۲ سال و بدون وقفه در حدود ۲۲۶۳ کنسرت برگزار کردند. در سال ۱۹۹۶ بعد از شرکت در جشنواره موسیقی لولاپالوزا (Lollapalooza)، گروه آخرین کنسرت خود را به مناسبت جدایی اعضا از یکدیگر اجرا کرد. در مدت این هشت سال جدایی، سه تن از بنیانگذاران گروه؛ جوی ریمون (Joey Ramone) خواننده، جانی ریمون (Johnny Ramone) گیتاریست و دی دی ریمون (Dee Dee Ramone) بیس نواز، فوت کردند.
گلن گلد و تکنیک شخصی اش (II)

گلن گلد و تکنیک شخصی اش (II)

شاید گفتن این نکته روشن کننده بسیاری از ابهامات باشد که وی در سن ده سالگی و بر اثر حادثه ای دچار صدمه ای شدید در ناحیه کمر میشود و مجبور میشود از صندلی مخصوصی برای نواختن استفاده کند که باعث تکنیک منحصر بفردی برای وی شده که در این بین استادش Alberto Guerrero کمک های شایانی به وی نموده است.
نگاهى به زندگى و آثار یوهان سباستین باخ

نگاهى به زندگى و آثار یوهان سباستین باخ

جان بوت با بررسى زندگى باخ و ارائه دلایل متعدد، معتقد است باخ نه صرفاً آهنگسازى مذهبى بلکه بیشتر یک «مدرنیست» است. عکس روى جلد CDهاى جدید آثار باخ از همان نگاه اول، بسیار تعجب برانگیزند؛ به جاى طرح هاى همیشگى که معمولاً پیکره اى از آهنگساز باکلاه گیس را نشان مى داد و دست نوشته هایش و ارگ کلیسا و صلیب، به تازگى دوکانتات (فرم مرکب آوازى متعلق به دوره باروک) از باخ منتشر شد که طرح جلد یکى از آنها کودکانى با نگاهى پرشور و ظاهرى غیرغربى بود و دیگرى تصویرى از آبشارى با عظمت؛ اما در این میان از همه عجیب تر، عکس آهویى است که روى جلد کنسرتو براندنبورگ کار شده است.
طبقه‌بندی سازها (II)

طبقه‌بندی سازها (II)

استفاده‌ی دیگر ساز‌ها به‌کارگیری‌ آن در رقص بود. پارتیتورهای سازی به علت عدم نیاز به ندرت وجود داشت؛ چرا که موسیقی‌دانان با تکیه بر رپرتوار محدودی از ملودی‌ها بداهه‌نوازی می‌کردند. حتا نواختن ساز‌های زهی، تقلید کورکورانه‌ای از صدای انسان بود، که تا پیش از دوره‌ی باروک، نسبت به هر نوع ساز دیگر جایگاه بالاتری داشت. در طی دوره‌ی رنسانس سازها، نوازندگان و سازندگان‌شان، از منزلت خاصی برخوردار شدند. به‌تدریج اما بدون شبهه، موسیقی‌دانان که در جایگاه کم‌ اهمیت‌تری نسبت به خوانندگان قرار داشتند، با رسیدن به خود باوری همچون نقاشان، مجسمه‌سازان و شاعران دوره‌ی رنسانس جایگاه خاص خود را یافتند. اقتصاد پویای آن دوران نیز در هنر سازسازی بی‌تاثیر نبود.
آشنایی با رشته موسیقی کلاسیک (I)

آشنایی با رشته موسیقی کلاسیک (I)

با وجود آنکه بسیاری از علاقمندان به موسیقی در ابتدای راه تحصیل و فراگیری موسیقی، به رشته موسیقی کلاسیک علاقمند می شوند اما اغلب در ادامه راه پس از آشنایی با پیچیدگی و گستردگی آن دچار رعب و وحشت در ادامه و یا شک و تردید در انتخاب مسیر آینده می شوند. این ترس به حدی است که ممکن است باعث رها کردن این رشته و یا حتی در نهایت تحصیل موسیقی شود.
پورساعی: با تغییر کوک با گیتار عادی ربع پرده می نوازم

پورساعی: با تغییر کوک با گیتار عادی ربع پرده می نوازم

اگر شما کل سطح انگشت را روی آن مقطع سیم حرکت کند. بعضی از نوازندگان فکر میکنند ویبراسیون روی گیتار شکل خواصی نمیتواند داشته باشد و بی دلیل دستشان در حال حرکت است، در صورتی که میشود نت اول به صورت کشیده و بدون ویبره و بعد کم کم ویبره شدید و باز به شکل بی ویبره نتی را اجرا کرد که با این شکل ها میشود ویبراسیون را زیباتر کرد. پورقناد: در سازهای پرده دار چون صدای ویبره کمتر هست، نوازندگان مشکل بیشتری با آن دارند و اگر هم ساز ارزان قیمت و کم کیفیت باشد این مشکل تشدید خواهد شد. البته روی گیتار اگر تکنیک را درست انجام دهیم میشود ویبره را تولید کرد.
ویلنسل (VII)

ویلنسل (VII)

در پوزیسیون های روی دسته ساز (که تنها کمتر از نیمی از گریف را شامل می شود) انگشت شصت پشت دسته قرار می گیرد. در پوزیسیون شصت (یک نام عمومی برای نت هایی که روی باقیمانده گریف اجرا می شود) انگشت شصت معمولا در کنار دیگر انگشتان روی سیم قرار گرفته و از کنار شصت برای انگشت-گذاری استفاده می شود. بطور معمول انگشتان با تمایل همه بندها نسبت به هم در حالتی خمیده که نوک انگشتها هم با سیمها در تماس باشند قرار می گیرند.