دوشنبه ۱۰ فروردین ۱۳۸۸
هفزیباه منوهین (1981 ژانویه 1- 1920 مه 20) پیانیست آمریکایی – یهودی، مدافع حقوق بشر، زبان شناس و نویسنده ای است که در خلق چندین کتاب و نگارش، با همسر دومش، ریچارد حائوسر (Richard Hauser) مشارکت داشت. او همچنین خواهر لرد یهودی منوهین (Yehudi Menuhin) ویولونیست و یالتاح منوهین (Yaltah Menuhin)، پیانیست، نقاش و شاعر، بود.
هفزیباه منوهین در سن فرنسیسکوو متولد شد. به واسطه پدرش موشه منوهین (Moshe Menuhin)، (شاگرد سابق خاخام و نویسنده ضد صهیوونیسم) از مقام عالی خاخامی کنار آمد.
مادر او به عنوان " شخصیتی غالب و کنترل کننده " توصیف شده است. فرزندان آنها تحصیلات رسمی بسیار کمی داشتند. هفزیباه تنها 5 روز به مدرسه سن فرنسیسکوو رفت و در کلاس پایین تر از سطح خود نیز بود. والدینش او را از مدرسه بیرون آوردند و در خانه به او خواندن و نوشتن آموختند. وقتی 4 ساله بود آغاز به یادگیری پیانو کرد و در سن 8 سالگی، اولین تکنوازیش را در سن فرنسیسکوو در سال 1928 به اجرا گذاشت.
پس از آن با رادولف سرکین (Rudolf Serkin) در بازل سوئیس (Basel) و مارسل سیامپی (Marcel Ciampi) در پاریس به یادگیری پیانو ادامه داد. در سال 1933 با برادرش اولین اثرشان را که سوناتهای موتسارت بود بیرون دادند؛ این اثر به شایستگی جایزه بهترین اثر سال را از آن خود کرد.
اولین کنسرت او در 13 اکتبر 1934 در ساله پلیال (Salle Pleyel) در پاریس بود. همان اجرا را در تالار نیویورک و تالار ملکه (Queen's Hall) در لندن داشت و در اکثر شهرهای مهم اروپا و آمریکا، تکنوازی اش را به نمایش گذاشت.
در مارچ 1938، بعد از کنسرتی در تالار رویال آلبرت (Royal Albert Hall)، برنارد هینزه (Bernard Heinze)، هفزیباه و برادرش یهودی را به خواهر و برادری استرالیایی، لیندسی و ونولا نیکولاس (Lindsay& Nola Nicholas) معرفی کرد. به زودی یهودی (21 ساله) با نولا و هفزیباه (17 ساله) با لیندسی ازدواج کردند!
هفزیباه
به همراه نیکولاس به "ترینالووئ" (Terrinallum) نزدیک دارلینگتون در غرب ویکتوریا نقل مکان کرد که در آنجا 13 سال بعدی زندگی خود را سپری کرد. او کتابخانه سیار را برای کودکان راه اندازی کرد و صاحب دو فرزند پسر، کرونرود و مارستون نیکولاس (Kronrod & Marston Nicholas) شد. البته، هیچ گاه حرفه موسیقی اش را رها نکرد.
او با ارکستر سمفونیک های سیدنی و ملبورن می نواخت و به همراه یهودی بارها در سال 1940 در استرالیا نواختند. او همچنین تک نوازی هایی را با حمایت فعالان منطقه، مانند گریلر کووارت (Griller Quartet)، اجرا کرد و به همراه ریچارد گولدنر (Richard Goldner)، موزیکا ویوای استرالیا (Musica Viva Australia) را بنیان گذاردند.
بشنوید قسمتی از همنوازی هفزیباه منوهین را با کلارینت جرج پیترسون
او همچنین با بسیاری از موسیقیدانان پناهنده اروپایی که به استرالیا مهاجرت کرده بودند، ارتباط صمیمانه داشت. در این زمان، اولین اجرای استرالیایی، دومین کنسرتو پیانوی بارتوک (Bartók)، را نواخت. پس از مدتی، هر دو ازدواج با نیکولاسها به طلاق منتهی شد، هر دو پسران او، به پدرشان لیندسی واگذار شدند!
در سال 1947 در جشنواره موسیقی بهاره پراگ با کنسرتوی پائول موراوتز (Paul Morawetz)، تاجر ملبورنی، نواخت. او هفزیباه را با خود به دیدن درزینستاد (Theresienstadt)، بازداشگاه زندانیان سیاسی، برد که این اتفاق تاثیر عمیقی روی هفزیباه گذاشتو او را مجبور به رویارویی با معنای میراث یهودیت خود کرد. آنها رابطه ای عاشقانه ای را آغاز کردند که سالها به طول انجامید.
در سال 1951 او و یهودی در افتتاحیه
تالار جشنواره رویال (Royal Festival Hall) در لندن، نواختند، همچنین سفرهایی طولانی برای دادن کنسرت هایی در استرالیا و پخش آنها برای ABC انجام دادند. او از انواع کنسرتها و تک نوازیها حمایت می کرد. هفزیباه در معرفی تاثیر تلویزیون را بر کودکان، نقش مهمی داشته است.
در سال 1954 به سیدنی نقل مکان کرد، کنسرتهای فراوانی در آنجا داد و در خانه اش به روی هر نیازمند به کمکی باز بود. در سیدنی، هفزیباه منوهین با ریچارد حائوسر عضو اتریشی جامعه شناس و مفسر اجتماعی که به همراه خانواده اش به سیدنی مهاجرت کرد، آشنا شد، اوا کوکس (Eva Cox) دختر حائوسر، نیز با آنها همکاری می کرد.
هفزیباه از همسرش طلاق گرفت و با حائوسر، در سیدنی، در سال 1955 ازدواج کرد.
دو سال بعد آنها به همراه دخترشان کلارا (Menuhin-Hauser Clara) به لندن رفتند. در آنجا میخائیل الکساندر مورگان، (Michael Alexander Morgan) پسری با اصلیتی از ولش و نیجریه، را به سرپرستی پذیرفتند که او با دخترشان کلارا بزرگ شد. آنها موسسه حقوق بشر و تعهد و مرکز تحصیل گروهی (که بعدا به سالن دوستان تغییر کرد) را در خانه ای مستقر در شرق لندن، بنیاد کردند.
همچنین در خانه خود در پیملیکو (Pimlico)، سازمان حمایت از حقوق پناهندگان را راه انداختند. آنها تلاش می کردند تا به اقلیتها در همه جای دنیا کمک کنند و او یک حامی صبور برای حقوق زنان و کودکان بود. در سال 1977 هفزیباه منوهین، به عنوان رئیس سازمان انگلیسی اتحادیه بین الملی زنان برای صلح و آزادی، (Women's International League for Peace and Freedom) برگزیده شد.
فروردین ۱۰م, ۱۳۸۸ at ۱۱:۳۳ ب.ظ
مرسی،با اینکه از ترجمتون خوشم نیومد ولی اطلاعات جالبی بود.ضمنا فکر کنم اگر به جای هفزیباه،هفزیبا می نوشتید بهتر بود.(مثل Serah که در برگردان به فارسی h نمی آید.)
فروردین ۱۴م, ۱۳۸۸ at ۱۲:۲۰ ق.ظ
عجب خانواده ی جالبی هستند این منوهین ها ..
بسیار جالب بود .
زنده باشید.
فروردین ۳۰م, ۱۳۸۸ at ۱:۱۷ ق.ظ
ممنون اطلاعات خوبی بود . موفق و کوشا باشی