هفزیباه منوهین، نابغه پیانو (I)

هفزیباه منوهین (۱۹۸۱ ژانویه ۱- ۱۹۲۰ مه ۲۰) پیانیست آمریکایی – یهودی، مدافع حقوق بشر، زبان شناس و نویسنده ای است که در خلق چندین کتاب و نگارش، با همسر دومش، ریچارد حائوسر (Richard Hauser) مشارکت داشت. او همچنین خواهر لرد یهودی منوهین (Yehudi Menuhin) ویولونیست و یالتاح منوهین (Yaltah Menuhin)، پیانیست، نقاش و شاعر، بود.

هفزیباه منوهین در سن فرنسیسکو متولد شد. به واسطه پدرش موشه منوهین (Moshe Menuhin)، (شاگرد سابق خاخام و نویسنده ضد صهیوونیسم) از مقام عالی خاخامی کنار آمد.

مادر او به عنوان ” شخصیتی غالب و کنترل کننده ” توصیف شده است. فرزندان آنها تحصیلات رسمی بسیار کمی داشتند. هفزیباه تنها ۵ روز به مدرسه سن فرنسیسکوو رفت و در کلاس پایین تر از سطح خود نیز بود. والدینش او را از مدرسه بیرون آوردند و در خانه به او خواندن و نوشتن آموختند. وقتی ۴ ساله بود آغاز به یادگیری پیانو کرد و در سن ۸ سالگی، اولین تکنوازیش را در سن فرنسیسکو در سال ۱۹۲۸ به اجرا گذاشت.

پس از آن با رادولف سرکین (Rudolf Serkin) در بازل سوئیس (Basel) و مارسل سیامپی (Marcel Ciampi) در پاریس به یادگیری پیانو ادامه داد. در سال ۱۹۳۳ با برادرش اولین اثرشان را که سوناتهای موتسارت بود بیرون دادند؛ این اثر به شایستگی جایزه بهترین اثر سال را از آن خود کرد.

اولین کنسرت او در ۱۳ اکتبر ۱۹۳۴ در ساله پلیال (Salle Pleyel) در پاریس بود. همان اجرا را در تالار نیویورک و تالار ملکه (Queen’s Hall) در لندن داشت و در اکثر شهرهای مهم اروپا و آمریکا، تکنوازی اش را به نمایش گذاشت.

در مارچ ۱۹۳۸، بعد از کنسرتی در تالار رویال آلبرت (Royal Albert Hall)، برنارد هینزه (Bernard Heinze)، هفزیباه و برادرش یهودی را به خواهر و برادری استرالیایی، لیندسی و ونولا نیکولاس (Lindsay& Nola Nicholas) معرفی کرد. به زودی یهودی (۲۱ ساله) با نولا و هفزیباه (۱۷ ساله) با لیندسی ازدواج کردند!

هفزیباه به همراه نیکولاس به “ترینالووئ” (Terrinallum) نزدیک دارلینگتون در غرب ویکتوریا نقل مکان کرد که در آنجا ۱۳ سال بعدی زندگی خود را سپری کرد. او کتابخانه سیار را برای کودکان راه اندازی کرد و صاحب دو فرزند پسر، کرونرود و مارستون نیکولاس (Kronrod & Marston Nicholas) شد. البته، هیچ گاه حرفه موسیقی اش را رها نکرد.

او با ارکستر سمفونیک های سیدنی و ملبورن می نواخت و به همراه یهودی بارها در سال ۱۹۴۰ در استرالیا نواختند. او همچنین تک نوازی هایی را با حمایت فعالان منطقه، مانند گریلر کوارتت (Griller Quartet)، اجرا کرد و به همراه ریچارد گولدنر (Richard Goldner)، موزیکا ویوای استرالیا (Musica Viva Australia) را بنیان گذاردند.

audio file بشنوید قسمتی از همنوازی هفزیباه منوهین را با کلارینت جرج پیترسون

او همچنین با بسیاری از موسیقیدانان پناهنده اروپایی که به استرالیا مهاجرت کرده بودند، ارتباط صمیمانه داشت. در این زمان، اولین اجرای استرالیایی، دومین کنسرتو پیانوی بارتوک (Bartók)، را نواخت. پس از مدتی، هر دو ازدواج با نیکولاس ها به طلاق منتهی شد، هر دو پسران او، به پدرشان لیندسی واگذار شدند!

در سال ۱۹۴۷ در جشنواره موسیقی بهاره پراگ با کنسرتوی پائول موراوتز (Paul Morawetz)، تاجر ملبورنی، نواخت. او هفزیباه را با خود به دیدن درزینستاد (Theresienstadt)، بازداشگاه زندانیان سیاسی، برد که این اتفاق تاثیر عمیقی روی هفزیباه گذاشتو او را مجبور به رویارویی با معنای میراث یهودیت خود کرد. آنها رابطه ای عاشقانه ای را آغاز کردند که سالها به طول انجامید.

در سال ۱۹۵۱ او و یهودی در افتتاحیه تالار جشنواره رویال (Royal Festival Hall) در لندن، نواختند، همچنین سفرهایی طولانی برای دادن کنسرت هایی در استرالیا و پخش آنها برای ABC انجام دادند. او از انواع کنسرتها و تک نوازیها حمایت می کرد. هفزیباه در معرفی تاثیر تلویزیون را بر کودکان، نقش مهمی داشته است.

در سال ۱۹۵۴ به سیدنی نقل مکان کرد، کنسرتهای فراوانی در آنجا داد و در خانه اش به روی هر نیازمند به کمکی باز بود. در سیدنی، هفزیباه منوهین با ریچارد حائوسر عضو اتریشی جامعه شناس و مفسر اجتماعی که به همراه خانواده اش به سیدنی مهاجرت کرد، آشنا شد، اوا کوکس (Eva Cox) دختر حائوسر، نیز با آنها همکاری می کرد. هفزیباه از همسرش طلاق گرفت و با حائوسر، در سیدنی، در سال ۱۹۵۵ ازدواج کرد.

دو سال بعد آنها به همراه دخترشان کلارا (Menuhin-Hauser Clara) به لندن رفتند. در آنجا میخائیل الکساندر مورگان (Michael Alexander Morgan) پسری با اصلیتی از ولش و نیجریه، را به سرپرستی پذیرفتند که او با دخترشان کلارا بزرگ شد. آنها موسسه حقوق بشر و تعهد و مرکز تحصیل گروهی (که بعدا به سالن دوستان تغییر کرد) را در خانه ای مستقر در شرق لندن، بنیاد کردند.

همچنین در خانه خود در پیملیکو (Pimlico)، سازمان حمایت از حقوق پناهندگان را راه انداختند. آنها تلاش می کردند تا به اقلیتها در همه جای دنیا کمک کنند و او یک حامی صبور برای حقوق زنان و کودکان بود. در سال ۱۹۷۷ هفزیباه منوهین، به عنوان رئیس سازمان انگلیسی اتحادیه بین الملی زنان برای صلح و آزادی، (Women’s International League for Peace and Freedom) برگزیده شد.

3 دیدگاه

  • Эрфан
    ارسال شده در فروردین ۱۰, ۱۳۸۸ در ۱۱:۳۳ ب.ظ

    مرسی،با اینکه از ترجمتون خوشم نیومد ولی اطلاعات جالبی بود.ضمنا فکر کنم اگر به جای هفزیباه،هفزیبا می نوشتید بهتر بود.(مثل Serah که در برگردان به فارسی h نمی آید.)

  • فریار
    ارسال شده در فروردین ۱۴, ۱۳۸۸ در ۱۲:۲۰ ق.ظ

    عجب خانواده ی جالبی هستند این منوهین ها ..

    بسیار جالب بود .

    زنده باشید.

  • hossein
    ارسال شده در فروردین ۳۰, ۱۳۸۸ در ۱:۱۷ ق.ظ

    ممنون اطلاعات خوبی بود . موفق و کوشا باشی

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

حنانه: هارمونی زوج بر اساس موسیقی ۱۲ نیم پرده طراحی شده است

اگر کسانی مدعی هستند توانایی آنالیز قطعات پدرم را دارند، می توانم میزگردی برگزار کنیم و در این مورد بحث کنیم شاید بر اساس نوشته های من روی سایت شما به نتایجی رسیده باشند و یا از زوایای دیگری مسایل را مورد بحث قرار می دهند. برای رسیدن به چیزی شبیه به هارمونی زوج حتی اگر موزیسینی دارای هوش و استعداد کافی و گوش قوی باشد و چیزی بی آفریند که شبیه آن صدا بدهد، گواه بر دانستن منطق این زبان ویژه که با زبانهای دیگر بسیار متفاوت است نیست و اینکه ادعا کند، هارمونی زوج را آنالیز کرده است. ادعاییست که باید دید و شنید.

نگرشی به تجدد طلبی در هنر و فرهنگ ایرانِ قرن بیستم (IV)

شکل و هیئت معماری مدرن، بیادآوردنده هیچ فرمی از گذشته و تاریخ یا خاطره ای قومی یا ملی نیست، بلکه نشان دهنده دیدگاه و تفکر «مدرن» ی است که با واقعیت گرایی در پی شناخت حقیقتِ فرم و مصالح است. جمله معروف «کمتر، بیشتر است» معرف برنامه معماری مدرن شد.

از روزهای گذشته…

شارل کوشلین: «ساعت های ایرانی» برای پیانو

شارل کوشلین: «ساعت های ایرانی» برای پیانو

شارل کوشلین (۱۸۶۷-۱۹۵۰) در یک خانواده مرفه در پاریس تولد یافت و فعالیت های خود را در نظام آغاز کرد. پس از یک دوره بیماری، از سال ۱۸۸۹ به موسیقی پرداخت و چندی بعد در کنسرواتوار پاریس نزد گابریت فوره (Gabriel Fauré) ژول ماسن (Jules Massenet) و آندره گدالگ (André Gédalge) به تحصیل پرداخت. کوشلین در ۱۹۰۹ انجمن موسیقی مستقل Societe Musicale Independante را تشکیل داد. از آثار او می توان به پنج سمفونی، چهار پوئم سمفونیک، سه آواز برای ارکستر و سه کوارتت زهی اشاره کرد. وی کتابی نیز در زمینه ارکستراسیون نگاشته است.
تأملی در آرای موسیقی خیام (II)

تأملی در آرای موسیقی خیام (II)

استاد همایی در پایان خیامی‏نامه، متن عربی چهار صفحه‏ای منسوب به خیام را از روی نسخه‏ موجود در ترکیه به چاپ رسانیده و احتمال داده است که این چند صفحه، یک فصل یا صفحاتی از شرح خیام بر «کتاب موسیقی» اقلیدس باشد که به دست ما رسیده است.
جورج موستکی (II)

جورج موستکی (II)

موستکی که در جریان حوادث ماه می ۶۸ فرانسه خود را هنرمندی متعهد می دانست، ترانه ای رومانتیک که از بیگانه ای اثیری، خیالبافی آرام و بی تعلق، به نام «بیگانه» (Le Métèque) صحبت می کرد، ساخت و سال ۱۹۶۹ اجرا کرد. این ترانه اولین موفقیت بزرگ بین المللی جورج بود که شروع حرفه هنری او را رقم زد و درِ بیش از شصت کشور دنیا را به روی او گشود. موستکی موفق به دریافت جایزه ی بزرگ آکادمی شارل کرو (l’Académie Charles Cros) برای این ترانه شد.
رحمتی: وزیری سالهای زیادی از عمرش را در انزوا می گذارند

رحمتی: وزیری سالهای زیادی از عمرش را در انزوا می گذارند

دلیل این انتخاب، تاثیر شگرفی است که حضور وزیری به مثابه یک موسیقیدان موسیقی کلاسیک بر پیکره ی موسیقی ایرانی اواخر پادشاهی قاجار گذاشته و فصل تازه ی پر گفتگویی را به وجود آورده است. مناقشات موجود بر سر تاثیرات جدی و بنیادین حضور این موسیقیدان در موسیقی ایرانی از بدو ورود در این عرصه تا به امروز وجود دارد، که با فرونشستن غبار حاصل از حب و بغض های تاریخی، نیازمند کاووش های جدی و فراوان است. با مطالعه ای که اینجانب بر روی یادداشت های پراکنده و مصاحبه های مختلف موجود در این زمینه داشتم، به این نتیجه رسیدم که مخاطب، با مطالعه ی این یادداشت ها و مصاحبه ها نهایتا نمی تواند به یک تصویر شفاف و روشن از شخصیت موزیکال وزیری و همچنین عملکرد او به عنوان یک مدیر آکادمیک موسیقی رسیده، و موضع صریح و مشخصی در قبال او اتخاذ کند.
گزارش جلسه شانزدهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (IV)

گزارش جلسه شانزدهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (IV)

به این ترتیب برخی چشم‌اندازهای نقد در مواجهه با متن موسیقی را می‌توان چنین برشمرد: تحلیل محتوا، تفسیر محتوا به‌ویژه در شرایطی که صراحتی در متن نیست، لحن‌ها و خوانش‌ها، یافتن پیام متن (به این معنی که گاه صحبت از چیزی به میان می‌آید که منتقد می‌پندارد پیام سازنده است)، توافق عمومی یا درک مشابه (ادعای این که در درک آن پیام توافقی وجود دارد)، و هم‌زمانی با موسیقی.
صحنه هاى به یادماندنى

صحنه هاى به یادماندنى

چچیلیا بارتولى، پس از موفقیت چشمگیر آلبوم ویوالدى، به اجراى آثار گلوک پرداخت. کریستوف ویلیباد گلوک آهنگساز آلمانى- بوهمى نقش تاثیرگذارى در تاریخ موسیقى داشت. او در سن ۱۴ سالگى خانه اش را براى تحصیل موسیقى به مقصد پراگ ترک کرد و در آنجا به نواختن ارگ پرداخت. مدتى هم در لندن زندگى کرد، در آن زمان شنیدن آثار هندل دید تازه اى به او داد. در سال ۱۷۵۲ مجدداً به وین رفت و در آنجا کنسرت مایستر، ارکستر دربار شد.
گفتگو با روستروپوویچ (I)

گفتگو با روستروپوویچ (I)

مستیسلاو روستروپوویچ (Mstislav Rostropovich) هفتاد ساله، یکی از بزرگترین ویولن سل نواز زمان ما است و معمولا از او به عنوان هم نفس پابلو کاسالز (Pablo Casals) مشهور نام می برند. نزدیکی وی به کاسالز تصادفی نیست، پدر وی، لئوپارد روستروپوویچ (Leopold Rostropovich) هنر کاسالز را می ستود و مدتی در پاریس از هنرجویان وی بود. کاسالز (کسی که نواختن ویولن سل را در ابتدای این قرن متحول کرد) قطعه های باخ را برای تک نوازی با ویلونسل رواج داد، آثار این استاد موسیقی کلاسیک توسط ویولنسل، برای اولین بار در سالنهای کنسرت اجرا شد و این پایه گذاری نوین برای این ساز بود.
ابوای ارکستری، ریشه در سورنای محلی

ابوای ارکستری، ریشه در سورنای محلی

تاریخچه سازهای هم خانواده سورنا با رجوع به فرهنگ باستانی خاورمیانه و اروپا قابل تعمق است. این سازها معمولا به صورت دوتایی نواخته می شدند، هم اکنون سورنای محلی از چوب یا فلز ساخته میشود. سورنا هم همانند ابوا متشکل از یک زبانه دوبل است که از نی (بوریای خشک)ساخته شده است. سورناها دارای صوتی تیز و وزگونه بوده واکثرا در جشنها نواخته می شوند.(سور به معنای جشن +نای=سورنای).
نهال ارکستر سازهای ملی کاشته شد!

نهال ارکستر سازهای ملی کاشته شد!

پنجشنبه ۴ تیر ماه ۱۳۹۴ به همت و تلاش بنیاد رودکی، طرح ارکستر سازهای ملی ایران با مدیریت هنری علی رهبری در تالار رودکی اجرایی شد. در این مراسم علی رهبری، طی سخنانی از بی مهری دولت های گذشته به سازهای ایرانی و ادامه دار نبودن طرح های آنها درباره تشکیل ارکستر سازهای ملی انتقاد کرد.
ادوارد الگار، آهنگساز انگلیسی (III)

ادوارد الگار، آهنگساز انگلیسی (III)

در زمان ازدواجشان، آلیس به تنهایی خانه ای در مالوِرن اجاره کرده بود اما الگار اعتقاد داشت که برای تثبیت نام خود به عنوان یک موسیقی‌دان برجسته، باید نزدیک لندن باقی بماند. این، به معنای زندگی کردن در لندن بود. ازدواج آنها، در این مدت دچار مشکلات فراوانی بود چرا که الگار می خواست (و نمی توانست) که خود را در پایتخت تثبیت نماید. بعد از گذراندن ماه عسل، در کنینگتون غربی سکنی گزیدند.