لوکاس فاس، اسطوره زنده موسیقی آمریکا

لوکاس فاس
لوکاس فاس
لوکاس فاس (Lukas Foss)، آهنگساز، استاد و نغمه پردازی مهم در هنر موسیقی آمریکا محسوب می شود. او بویژه در زمینه ی نقد موسیقی قرن بیستم تلاش بسیار کرده است. فاس سرآغاز پیوند خود با موسیقی را در شهر برلین تجربه کرد، در همین شهر بود که نوازندگی پیانو این ساز مهم را آغاز کرد و در عین حال کوشش نموده با مبانی نظری این ساز آشنا شود، استادش خولیو گلدستین (Julius Goldstein) بود.

او بود که ویژگی های کارهای باخ، موتسارت و بتهون را به فاس آموخت.

فاس در سال ۱۹۳۳ به پاریس رفت. در این شهر توانست از آموزش های لازاره لوی (Lazare Lévy) در زمینه تکنیک ها و مهارت های نوازندگی پیانو بهره مند شود، ضمن آنکه روش های آهنگسازی را ازنوئل گالن (Noël Gallon)، کمپسوزیسیون را از فلیکس ولفس (Felix Wolfes) آموخت دوره نوازندگی فلوت را با لوئیس مویس (Louis Moyse) گذراند.

audio file بشنوید قسمت سوم از “سه قطعه آمریکایی” ساخته فاس را با تکنوازی ویولون پرلمن و رهبری اوزاوا

فاس تا سال ۱۹۲۷ را در پاریس اقامت داشت؛ در این سال به همراه خانواده خود راهی ایالات متحده آمریکا شد و برای ادامه آموزش های موسیقی خود به انجمن موسیقی کورتیس در فیلادلفیا رفت. در فاصله سالهای ۱۹۲۹ تا ۱۹۴۳ بود که او توانست اصول ارکستراسیون را نزد کوزویتسکی (Koussevitzky) در کانون موسیقی برکشایر (Berkshire Music Center) بیاموزد. فاس سرانجام آخرین نیازهای آموزشی خود را در سالهای ۱۹۳۹ تا ۱۹۴۰ در زمینه آهنگسازی فراگرفت که استادش آهنگساز بزرگ، پائول هیندمیت (Paul Hindemith) بود.

audio file بشنوید قسمتی از اپرای “Griffelkin” ساخته فاس را به رهبری گیل روس

پیشینه آهنگسازی فاس به سن هفت سالگی اش می رسد! او توانست اولین اثر جدی خود را در سن ۱۵ سالگی به دنیای هنر موسیقی عرضه کند. آثارش آنقدر جالب بودند که توانست در سن بیست و دو سالگی لوح افتخار منتقدین موسیقی نیویورک را نصیب خود کند. اثری که این جایزه را برایش به ارمغان آورد “cantata Prairie” نام داشت. این اثر برای اولین بار توسط گروه کر دانشجویان زیرنظر رابرت شا (Robert Shaw) به اجرا درآمد. در فاصله ی سالهای ۱۹۴۴ تا ۱۹۵۰ به مدت شش سال به عنوان پیانیست با ارکستر سمفونیک بوستون همکاری کرد. در سال ۱۹۴۵ او جوانترین آهنگسازی بود که توانست از بورس گاگنهایم استفاده کند. در سالهای ۱۹۵۰ و ۱۹۵۱ او به عضویت آکادمی موسیقی آمریکا در آمد و توانست از بورس فولبرایت نیز استفاده کند.

فاس در سال ۱۹۵۳ به عنوان استاد موسیقی در دانشگاه کالیفرنیا مشغول تدریس شد. او در حقیقت جانشین آرنولد شنوبرگ (Arnold Schoenberg) شده بود که کمپوزیسیون و آهنگسازی را در این دانشگاه تدریس می کرد!

در فاصله سالهای ۱۹۶۳ تا ۱۹۷۰ رهبری ارکستر بوفالو فیلارمونیک (Buffalo Philharmonic Orchestra) را به عهده گرفت، به علاوه در همین فاصله زمان به عنوان مدیر مرکز هنرهای خلاق نمایشی انتخاب شد و تا سال ۱۹۹۰ ارکستر بروکلین فیلارمونیک (Brooklyn Philharmonic) را هدایت کرد.

audio file بشنوید قسمتی از اپرای “Griffelkin” ساخته فاس را به رهبری گیل روس

فاس در سال ۱۹۷۳ رهبری ارکستر سمفونیک اسرائیل را نیز به عهده گرفت. فاس طی این مدت از تدریس غافل نماند. او که در منهتن اقامت داشت بویژه در سالهای ۱۹۷۲ تا ۱۹۷۳ در مدرسه ی موسیقی منهتن در سمت استادی فعالیت کرد. در ادامه فعالیت های رهبری خود فاس در بین سالهای۱۹۸۱ تا ۱۹۸۶ به رهبری ارکستر سمفنیک میلکوای (Milwaukee Symphony) انتخاب شد.

فاس در بین سالهای ۱۹۸۹ تا ۱۹۹۰ به عنوان استاد موسیقی در دانشگاه بوستون به تدریس پرداخت و با اینکه به تدریس علاقه داشت، هیچگاه از رهبری نیز غافل نماند و به عنوان رهبر میهمان با بسیاری از ارکسترهای بزرگ جهان همکاری کرد. به علاوه مجموعه ای از سخنرانی های وی در دانشگاه هاروارد و دیگر مراکز مهم فرهنگی در دست می باشد.

آثار لوکاس فاس را می توان به دو دوره تقسیم کرد. در دوره اول زندگی هنری فاس می توانید تأثیر باخ و استراویسنکی را بر آثارش مشاهده کنید (دو آهنگسازی که وی به آنها عشق می ورزید) در دوره ی دوم فاس توانست آمیزه هایی از بداهه نوازی همراه با کاربرد تکنیکهای ۱۲ تونی را عرضه کند. از فعالیت های مهم این دوره عبارتند از “تغییرات پرنقش و نگار”،”چرخه زمان” (Time Cycle)،”سیزده را برای نگاه کردن به توکای سیاه” (Thirteen Ways of Looking at a Blackbird) و”پژواک” (Echoi).

از آخرین کارهای او می توان “تجدید حیات کنسرت” (Renaissance Concerto) را نام برد که این اثر دارای تنوع وسیعی از اصطلاحات و سبک های موسیقی هنر غرب است.

allmusic.com

3 دیدگاه

  • نازنین
    ارسال شده در دی ۱۵, ۱۳۸۷ در ۱۱:۱۳ ب.ظ

    سلام دوست عزیز وبلاگ قشنگیه گفتم ازشما که اطلاعاتتون در زمینه موسیقی کلاسیک زیاده کمک بگیرم قدیم در برنامه کودک کارتونی پخش میشد که یک قاصدک اینور و اونور میرفت که موسیقی متنش خیلی خیلی زیبا بود که من تونستم اطلاعاتی دربارش بدست بیارم
    اسم کارتون Den kato gluharche
    و یا Day Like a Dandelion
    سال ساخت ۱۹۸۱
    آهنگسازRaicho Liubenov
    کشور سازنده بلغارستان
    اطلاعات بیشتر در
    http://www.imdb.com/title/tt0356519/
    شما میتونید کمک کنید پیداش کنیم؟

  • ساعی مغیثی
    ارسال شده در دی ۱۸, ۱۳۸۷ در ۱۲:۴۹ ق.ظ

    بسیار متشکرم

  • kamal
    ارسال شده در شهریور ۲۵, ۱۳۸۸ در ۱۲:۵۳ ب.ظ

    salam va arze khaste nabashid manam kheyli dombale in ahange ghasedak hastam hich ja giresh nayavordam joone harki doost darin be manam begin chand sale dombalesham

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

ریتم و ترادیسی (I)

ریتم و ترادیسی دو روشِ فهم نظم های زمانی در جهان پیرامونِ ما را در تباین با هم قرا می دهد: فهم مستقیم به-واسطه ی قوه ی ادراک، و فهم غیر مستقیم به واسطه ی تجزیه و تحلیل. «ریتم» به دستگاه ادراکی ای که امکان مشاهده و دریافتِ بی دردِسرِ پدیده های ریتمیک را در اختیار افراد قرار می دهد گریز می زند، درحالیکه «ترادیسی» ابزارهای ریاضی ای را که برای کشف نظم ها و مطالعه ی الگوها مورد استفاده قرار می گیرد پیشِ روی می گذارد.

موسیقی و شعر در «گرگیعان و گرگیعان» (II)

بیرون‌رفتن مردم از خانه و برگرفتن و دورافکندن کلوخ در آخرین روز ماه شعبان به احتمال فراوان به نشانه ترک عیش و عشرت و باده‌نوشی در ماه مبارک روزه‌گیران و دورکردن دیو گناه باده‌نوشی از خود بوده است و این آیینی بازمانده از دوره پیش از اسلام بوده که با دگرگونی نظم و روال زندگی عادی مردم در تغییر ماه همراه بوده است (۲) و یا جشن «هالووین» در فرهنگ غربی. «هالووین» یک جشن مسیحیت غربی و بیشتر سنتی می‌باشد که مراسم آن سه شبانه‌روز ادامه دارد و در شب «۳۱ اکتبر» (نهم آبان) برگزار می‌شود. بسیاری از افراد و مخصوصا کودکان و نوجوانان در این شب با چهره‌های نقاشی شده، لباس‌های عجیب یا لباس‌های شخصیت‌های معروف، چهره و ظاهری که آن به‌نظرشان ترسناک باشد خود را آماده جشن می‌کنند و برای جمع‌آوری نبات و آجیل به در خانه دیگران می‌روند. این جشن را مهاجران «ایرلندی» و «اسکاتلندی» در سده نوزدهم با خود به قاره آمریکا آوردند. (۳)

از روزهای گذشته…

عصیان ِ کلیدر (III)

عصیان ِ کلیدر (III)

پژمان طاهری در مورد این ارکستر میگوید:«ارکستر برخلاف نامش سمفونیک نبود بلکه ارکستر زهی بود. مضاف بر اینکه پانزده میکروفونی که بالای سر ارکستر گذاشته بودند با تعریفی که از سازبندی ارکستر زهی شده منافات دارد. چون اصولا سازبندی و صدا دهی ارکستر سمفونیک بدون آن تعداد میکروفون است البته این میکروفونها میتوانست برای ضبط باشد در حالی که شما میتوانید با دومیکروفون که در جای مناسب قرار میدهید کار را ضبط کنید ولی این میکروفونها برای پخش بود و این نمیتواند برای بزرگی سالن باشد زیرا ارکستر برای سالن بزرگتر از این هم جواب میدهد و نکته ی دیگر کم تمرینی بارز ارکستر بود. این در قطعاتی که برای گوش مردم آشنا بود مانند نینوا بسیار مشهود بود. ناهماهنگی بسیارمشخص بود البته این نکاتی که من میگویم ایراد گیری نیست چون اصولا املای نا نوشته غلط ندارد من خودم این کنسرت را دائما پیگیری میکردم که حتما بروم و کسانی مثل آقای علیزاده و درویشی اندیشه ای برای کار دارند»
چه نوع موسیقی میل دارید؟ (III)

چه نوع موسیقی میل دارید؟ (III)

موسیقی رپ یا هیپ هاپ: موسیقی هیپ هاپ می تواند تأثیرهای متفاوت فراوانی بر نوجوانان بر جای بگذارد. از یک سو این نوع موسیقی احساس های منفی را ترویج داده و از سوی دیگر آن قدر پر انرژی است که شنونده دوست دارد بایستد و با آن برقصد. نتایج پژوهشی درباره چگونگی تأثیرگذاری نماآهنگ های رپ بر سلامت احساسی و جسمی نشان می دهد که نوجوانانی که زمان زیادی را به تماشای مسائل جنسی و خشونت بار به تصویر کشیده شده در نماآهنگ های رپ می گذرانند (مخصوصا گنگستر رپ)، بیشتر در معرض بروز این رفتارها در زندگی واقعی و به ویژه در برابر زنان هستند.
شریف؛ مردم سالار موسیقی (II)

شریف؛ مردم سالار موسیقی (II)

در رابطه با سبک نوازندگی فرهنگ شریف سخن بسیار گفته شده و آن چه کمتر مورد بحث قرار گرفته است، مواضع جریان های مختلف موسیقی ایرانی در این سالها راجع به فرهنگ شریف و بطور کلی این نوع سبک از نوازندگی و اجرای موسیقی است. از دید نگارنده جریان های مختلف موسیقی در ایران معاصر را می توان در سه دسته کلی مورد تقسیم بندی قرار داد.
گروه کر اسکراک

گروه کر اسکراک

گروه کر اسکراک (SKRUK)، با آوا و رپرتوارهای خاص خود، به عنوان یکی از گروههای برجسته کر نروژ شناخته میشوند. طی ۳۰ سال گذشته، اعضای این گروه به طور مرتب تورها و کنسرتهایی در صدها کلیسای سرار نروژ برپا کرده اند و در مهمترین جشنواره های کشور شرکت داشته اند.
فریادی میهن پرستانه! (II)

فریادی میهن پرستانه! (II)

پس از آن تم رود را که حالتی آوازگونه و پیوسته دارد، در تونالیته می مینور میشنویم که به وسیله ویولون ها اجرا شده و سازهای بم زهی آنها را همراهی میکنند. این تم که حرکتی کمانی دارد، همچون انسانی که باری سنگین به دوش میکشد آغاز شده و جریان میابد. گویی هنگام گذر از شهر تمامی خاطرات خوب و بد گذشته برایش زنده شده و آنها را به یاد می آورد. نوایی حزن انگیز که حسی از امید در آن قابل شنیدن است.
about violin design – طرح و مدل (I)

about violin design – طرح و مدل (I)

در این قسمت از مباحث ساخت ویلن، به مرحله ای می رسیم که از دقت و توجه خاصی برخوردار است. این موضوع مشخصا در تمام متد های آموزشی ساخت ساز، بخشی مهم و قابل پردازش است. در طول تاریخ سازگری نظرات متفاوتی در راستای چگونگی عملکرد برای ورود به عرصه ظهور ماهیت فیزیکی ساز مطرح بوده است.
روز شهناز

روز شهناز

اول خرداد ماه مصادف است با تولد منسوبی جلیل شهناز، نوازنده ای که بیش از نیم قرن افتخار و سرآمد هنر تارنوازی ایران بوده است.
«ایران جوان» ساخته پیمان سلطانی به صدای شهرام ناظری منتشر می شود

«ایران جوان» ساخته پیمان سلطانی به صدای شهرام ناظری منتشر می شود

اولین آلبوم از مجموعه سرودها و تصنیف‌های ملی – میهنی، ۲۸ شهریور توسط انتشارات جامه دران منتشر می شود. این آلبوم شامل سه ملودی است که هر کدام در چهار ورژن برای پیانوی سولو، پیانو و کر، ارکستر سمفونیک و کر و خواننده سولو، ارکستر سمفونیک و ساز سولو، آهنگسازی شده است. آواز سولوی این مجموعه را شهرام ناظری و سازهای سولو این آلبوم را پیمان سلطانی اجرا کرده اند. این آلبوم شامل دو لوح فشرده است که در لوح فشرده اول، یک سی دی صوتی و در لوح دوم یک دی وی دی تصویری شامل یک مستند و یک کلیپ وجود دارد.
گفتگو با حسین علیشاپور (VI)

گفتگو با حسین علیشاپور (VI)

شما دقت بفرمایید موسیقی ما پر است از این گونه موارد. برای مثال عرض می کنم گستره ی صوتی صدای استاد بنان در حد – مثلا – آقای گلپایگانی و ایرج نبود، منتهی طوری از کلام استفاده می کرد که مخاطب را پای کار می نشاند. یا – خدا رحمتشان کند – استاد محمودی خوانساری با این که شعر را که می خواند هجابندی های خوبی – آنچنان که در نظر بنده و شما هست و استاندارد است – نداشت اما آنقدر شعر را خوب انتخاب می کرد و مضمون شعری که می خواند خوب بود که من دیده ام مخاطب عام صدای او را می شنود – مخاطبی که به موسیقی ایرانی دلبستگی ای ندارد – و پای صدای او می نشیند.
کریمی: هیچ استادی نمیتواند همه چیز را بیاموزد!

کریمی: هیچ استادی نمیتواند همه چیز را بیاموزد!

«فروغ کریمی»، نوازنده‌ی فلوت و کینوزولوگ، استاد دانشگاه موسیقی و هنرهای نمایشی وینِ اتریش، در تابستان سال گذشته سفری به تهران داشت و با همکاری «حامد پورساعی»، «سجاد پورقناد» و «میثم قدرتی» مسترکلاس سه‌روزه در تهران برگزار کرد. این چهارمین سفر ایشان به ایران بوده است؛ وی در سال‌های ۱۳۸۶ و ۱۳۸۷ برای اجرای کنسرت -‌در تالار رودکی و خانه‌ی هنرمندان، دونوازی فلوت و گیتار- و برگزاری مسترکلاس، سفری به ایران داشت، اما این‌بار بدون برگزاری کنسرت، تنها به برنامه‌های مسترکلاس فلوت و موسیقی کینزیولوژی پرداخت.