عصیان ِ کلیدر (I)

محمدرضا درویشی در حال ضبط موسیقی پیت نواز
محمدرضا درویشی در حال ضبط موسیقی پیت نواز
با گذشت دو هفته از برگزاری کنسرت ارکستر زهی کیف در تهران به رهبری ولادمیر سیرنکو، هنوز بازار نقد این کنسرت داغ است و در سایت هر خبرگزاری، چند تیتر مربوط به این کنسرت وجود دارد. عطا نویدی، از همکاران سایت “گفتگوی هارمونیک” که در این کنسرت حضور داشته، در این مطلب سعی کرده، غیر از جمع آوری گفته های مختلف در خبر گزاری ها، با موسیقیدانان دیگری هم به تبادل نظر بپردازد که بخش اول این مطلب شش قسمتی را میخوانید:

نگاهی به کنسرت مشترک درویشی علیزاده و مسائل حاشیه ای آن
به یقین میتوان گفت کنسرت مشترک علیزاده – درویشی یکی از مهمترین اتفاقات موسیقی یکی دو سال اخیر بود. این برنامه به مدد تبلیغات وسیعی که چه از سوی برگزار کنندگان و چه از سوی خود اهالی موسیقی به انجام رسید، اهمیتش بیش از آن نمود که باید. مسلما این کنسرت نیز مانند هر اجرایی حواشی فراوان داشت اما آنچه این حواشی را مهم و کمی قابل تامل میکند اظهار نظر اهل فن در مورد این کنسرت است که اتفاقا این قشر از مخاطبان، کمتر در مورد کنسرتی لب به انتقاد میگشایند! در اینجا سعی شده تا گوشه ای از این بحث دنباله دار را از ابتدا تا کنون به منظر دید بگذارم.

چند سالی است برگزاری نشست خبری برای برگزاری کنسرتها مرسوم شده؛ طبق همین رسم، علیزاده و درویشی نیز چندی پیش پای میز خبرنگاران نشستند و با آنان گفتگو کردند. درویشی در توصیف قطعه کلیدر گفت: «این قطعه بر اساس فواصل نوا نوشته شده و در جاهایی مدلاسیون‌هایی به شور، دشتی، بیات اصفهان و… اتفاق می‌افتد… کلیدر یکی از تلخ‌ترین و سیاه‌ترین کار‌هایی است که در زندگی هنری خود نوشته ام… نوشتن این قطعه مثل سیاه چاله‌‌ای بود که هر چه در آن جلوتر می‌رفتم تلخ تر می‌شد… این موسیقی برایم عزیز است و آن را با همه جانم نوشته‌ام…» و در ادامه میگوید: «شاید موسیقی کلیدر برای شنیدن مخاطبان عام کار سختی باشد چراکه ریتم بسیار کندی دارد و هیچ یک از جنبه های نمایشی رمان کلیدر را ارائه نمی کند.»

آنچه از این سخنان درویشی بیشتر مورد انتقاد بوده همین عبارت آخر است و براستی آیا یک هنرمند اجازه دارد، پیش از اظهار نظر مخاطبان، مخالفان اثرش را عامی بخواند؟!

در گفتگویی که با پژمان طاهری، آهنگساز و سرپرست گروه ایرانی داشتم نظرش را در مورد این گفته پرسیدم، او اینگونه پاسخ داد:«من شخصا شنونده هایم را تقسیم نمیکنم و به خودم هم این اجازه را نمیدهم چون آزمایشی نکردم که بتوانم درجه شعور آنها را محاسبه کنم و بفهمم کدام خاص و کدام عام هستند و گمان میکنم آرزوی هر هنرمندی این است که کاری بتواند بسازد که اهل فن تاییدش بکنند و عام هم پذیرایش باشند. یک اندیشه هنری اگر بخواهد حرکت رو به جلو داشته باشد و در گذر زمان اثرش کم نشود، مستزم این است که عام آن را بپذیرند ولی این تقسیم بندی از نظر من درست نیست چرا که شاید یک شنوده عادی بخواهد این نوع کار را بشنود. پس نباید مرز بندی بکنیم و میتوانیم مطلب را اینگونه بگوییم که ما به نظر خودمان داریم موسیقی جدی کار میکنیم و امیدواریم روز به روز مخاطبان موسیقی جدی افزوده شود.»

طاهری در ادامه اظهاراتش در مورد توصیف کردن موسیقی از سوی آهنگساز میافزاید:«موسیقی را نباید خیلی تعریف کرد به این شکل که اینجا تلخ است و اینجا به امید میرسد و … من عقیده دارم که موزیسین آهنگ میسازد که کمتر حرف بزند! ممکن است یک اثر هنری واحد روی آدمهای مختلف اثرات مختلفی بگذارد. اگر کسی آهنگی را میسازد، بگذارد خود مردم تصمیم بگیرند. اثر هنری را نباید توضیح داد. کافکا میگوید آثار من شواهد تنهایی من هستند. البته شاید من هم روزی بگویم اینجا خیلی ناراحت بودم که این آهنگ را ساختم ولی وقتی میگویم که شجاعت این را داشته باشم که بگویم چرا ناراحت بودم»

بهزاد عبدی، آهنگساز و از همکاران ارکستر ناسیونال کیف، در همین مورد نظرش را اینگونه بیان کرد:«من مشخصا نمیتوانم بگویم با تقسیم پذیری آقای درویشی موافقم یا مخالفم چون ایشان تقسیم بندی خودش را دارد اما به نظر من مثل این میماند که یک قطعه ای بنویسم که مادربزرگم خوشش بیاید و یا یک قطعه ای که استاد دانشگاه خوشش بیاید، من نمیتوانم ادعا کنم قطعه ای که مادربزرگم خوشش می آید سطحش پایین است و یا آنچه استاد دانشگاه خوشش می آید سطحش بالاست. ممکن است چیزی در نظر شخصی شیرین و در نظر دیگری تلخ بیاید.»

نکته دیگر که به زعم نگارنده یکی از پرانتقاد ترین نکات این کنسرت بوده و هست ارکستر اوکراینی و اجرای ضعیف آثار است؛ درویشی در توضیح اجرای این کنسرت با ارکستر اوکراینی در نشست مذکور گفته است: «به این دلیل که در ایران ارکستر خوبی موجود نیست و رهبری که بتواند قطعاتی از این دست را رهبری کند وجود ندارد و در پایان استودیویی که ارکستر ۴۰ نفری بتواند در آن ضبط داشته باشد نیست و در نهایت صدابردار خوبی برای این کار هم نداریم، از همین رو تصمیم گرفتم به دلیل همه این نداشته ها این قطعه را با همه حساسیتی که داشتم در اکراین ضبط کنم.»

این سخن بر نماینده و مایستر ارکستر سمفونیک تهران خوش نیامد! ارسلان کامکار در گفتگو با خبرگزاری مهر در اتنقاد شدید به سخنان درویشی میگوید:« به جرات می گویم که ارکسترسمفونیک تهران و حتی ارکستر زهی پارسیان به مراتب قوی تر از آنچه دیدیم و شنیدیم قطعات این کنسرت را اجرا می کردند… درباره کیفیت اجرای نوازندگان هم باید متذکر شوم که نوازنده ها بسیار ضعیف و مبتدی بودند (به جز چند نفر انگشت شمار از جمله نوازنده خانم ویولنسل)، در بسیاری از مقاطع اجرا ارکستر فالش بود و بسیاری از پاساژها با یکدیگر هماهنگ نبودند… آنچه من از حرکات رهبر ارکستر مشاهده کردم به هیچ عنوان با تبحر رهبران حرفه ای قابل مقایسه نبود به عنوان مثال در اجرای قطعه “نی نوا” چنان با شدت رهبری می کرد که انگار می خواست ارکستر ازهم نپاشد، در صورتی که یک رهبر حرفه ای نیاز به چنین حرکاتی ندارد و با کوچکترین اشاره ارکستر متوجه منظور او می شود»

9 دیدگاه

  • رحیمی
    ارسال شده در دی ۲۱, ۱۳۸۷ در ۱۱:۲۳ ب.ظ

    ممنونم از مطلب خوبتون جناب آقای نویدی با نظر های آقای کامکار و بهزاد عبدی کاملا موافقم و متاسفانه قطعه نی نوا هم اصلا در حد انتظار نبود

  • bijam
    ارسال شده در دی ۲۲, ۱۳۸۷ در ۴:۳۳ ب.ظ

    از نظر من کنسرت چندان جالبی نبود.مگر ما موزیسین های با استعدادتری از آقای هوشیار خیام نداریم.آقای علیزاده که همیشه نسبت به انتخاب همکاران خود سخت گیری می کردند چرا فردی مثل خیام را انتخاب می کنند.کسی که رزومه شان مثل روز برای ما روشن است که چه کرده.
    قطعه ی کلیدر آقای درویشی هم بسیار خسته کننده بود.من هم مخاطب عام نیستم و می گویم این قطعه بسیار پایین تر از سطح آثار خود ایشان بود.
    تا کی باید حسرت دیدن یک کنسرت درست حسابی را بخوریم؟

  • مهدي قاسمي
    ارسال شده در دی ۲۳, ۱۳۸۷ در ۳:۲۵ ق.ظ

    روزی ارزش قطعه اقای درویشی مشخص میشود که برای تجلیل از او دیر شده.بگذارید ایندگان نظر بدهند.شنوندگان این موسیقی اگر اثار اهنگسازان مدرن را شنیده بودند. اینگونه نظر نمیدادند.در ضمن پژمان طاهری ملودی پرداز هم نیست چه رسد به اهنگساز.دوست عزیز اقای نویدی از این به بعد از کسانی نظر بخواهید که واقعا موزیسین باشند.در مورد هوشیار خیام با مطلب اقای بیژن موافقم

  • نصيري
    ارسال شده در دی ۲۳, ۱۳۸۷ در ۳:۱۹ ب.ظ

    کلیدر بااجرای بسیار ضعیف ارکستر اوکراین شنیدنی نبود. عصیان نیز حس و حالی گمشده در اجرای بسیار کم حوصله سولو ویلن داشت.
    در کل شنیدن این اجراها از کارهای بزرگ! وحشتناک است و بوی مرگ موسیقی ارزشمند می دهد. بنظرم یک ارکستر ایرانی حساسیت و حال و هوای این قطعات را بیشتر درک میکرد.

  • ارسال شده در دی ۲۳, ۱۳۸۷ در ۵:۲۶ ب.ظ

    نقد جالبی بود ولی چرا اینهمه سیاه؟
    عطای عزیز
    در بسیاری جهات حق با شماست.
    خصوصا نسبت به اظهار نظر جناب درویشی که گروهی و رهبری که بتواند این قطعه را اجرا و رهبری کند نیست.
    بر عکس بارها خودم شاهد فالش زدن سولیست ویولن بودم و با تمام احترامی که برای آقای درویشی قائلم ، باید عرض کنم که با این صحبتشان اصولا مخالفم. نه اینکه داعیه ی شناخت گروه های ایرانی را داشته باشم.
    نه. ولی به نظر من اگر یک ارکستر ایرانی این کنسرت و قطعات آن را با درجه ی نازلتری هم اجرا می کرد ، خرده ای بر ایشان نبود.به شرطی که از توانمندیها استفاده می کردند. وقتی این نوازندگی به مشام من که فقط شنونده هستم خوشبو نباشد، بماند که آنانی که کار تخصصی موسیقی می کنند چه خواهند گفت.

    اما در پاره ای جهات هم سیاه نمایی ها بیشتر بوده. به گونه ای که نقاط قوت ، خنثی و نقاط خنثی به نقاط ضعف بدل گشتند.

    عطای عزیز
    بیا یکبار دیگر همان مطلبی که خودت نقل کردی را یکبار دیگر بخوانیم…
    «شاید موسیقی کلیدر برای شنیدن مخاطبان عام کار سختی باشد چراکه ریتم بسیار کندی دارد و هیچ یک از جنبه های نمایشی رمان کلیدر را ارائه نمی کند.»

    جناب درویشی به هیچ وجه منظورشان از این جمله ، چیزی که شما برداشت کردید نبوده.
    ایشان نگفتند مخالفان این قطعه ، عوام هستند. منظوری که من از ای سخن ایشان استنباط می کنم این است که چون ریتم موسیقی این قطعه کند است و زمان آن طولانیست ( تازه شاید ) هضم آن ، برای یک شنونده ی عام ( غیر خاص ) مشکل باشد.
    البته که آقای درویشی به کار خودشان خرده گرفته اند چرا که موسیقی برای قشر خاصی ساخته نمی شود.

    ولی در کل
    من به کنسرت می روم به خاطر آنکه چیزی بیاموزم ، بشنوم ، زیبایی ها را برای خودم آرشیو کنم و زشتی ها را به حال خودشان بگذارم.به همین خاطر من از این کنسرت لذت بردم، جاهایی کسل کننده بود و جاهایی حتی عذاب آور. نه درویشی خدای موسیقی است و نه علیزاده و نه هیچکس دیگر. همه اشتباه دارند.
    فقط امیدوارم که اشتباهات واقعی و بنیادی ( و نه سلایق، ) موجب هرچه زیبا تر شدن کنسرت های بعدی شود.

  • سامان
    ارسال شده در دی ۲۶, ۱۳۸۷ در ۱۲:۵۷ ق.ظ

    به نظر من موسیقی دان های ما همه مشتی بازاری و کاسب منش شده اند.نه به فکر هنرند نه مخاطبشان.فقط پول وشهرت است که برای ایشان جذابیت دارد.هر روز هم که اسامی جدیدی به جرگه ی اساتید اضافه می شود.الان هم گویا استاد هوشیار خیام را هم باید در این خیل ببینیم.

  • ارسال شده در بهمن ۱۸, ۱۳۸۷ در ۸:۰۹ ب.ظ

    دوست گرامی آقای مهدی قاسمی
    ضمن تشکر از نظرتان در مورد ارزشهای هنری و ساختاری قطعه کلیدر همانگونه که شما هم نوشته اید درک و دریافت صحیح از اثری چنین عمیق و پر محتوی نیازمند دانستن پیش زمینه های بسیار در مورد یک ساختار هنری است که با و ضعیت فعلی رواج موسیقی در کشور نمی توان انتظار دیگری از مخاطب عام داشت ، مخاطبی که هنوز بسیاری از پارامتر های هنری برای ساخت یک اثر منسجم را نمی داند و بیشتر درگیر مسائل ظاهری یک اثر است تا فرم و درونمایۀ ساختاری آن …
    در مورد هوشیار خیام و توانایی های وی فکر می کنم کمی دچار اشتباه هستید. هوشیار خیام از هنرمندان بسیار خلاق و توانمند نسل جوان است و فکر می کنم در حد سن و سال خود آثار خاص و ارزشمندی هم برای موسیقی بالاخص ساز پیانو ارائه داده است البته در ترکمن و عصیان آنچنان که در آثار خود موفق بوده ، نتوانسته آنچه در بضاعت دارد را به نمایش بگذارد شاید هم نوع ساختار آثار آقای علیزاده با سلیقه و ذهن ایشان سازگار نبوده در هر صورت ارزش هنری هوشیار خیام بسیار بیشتر از این است که اینگونه با وی و هنرش برخورد شود.
    در مورد آ قای پژمان طاهری باید خدمتتان عرض کنم ایشان جزء معدود موزیسین های با سواد در عرصۀ موسیقی ایرانی هستند که تنها به نوازندگی و نواختن دو گوشۀ ردیف و ۳ تا چهارمضراب اکتفا نکرده اند و در کنار آن علم موسیقی را هم در مقاطع بالا فرا گرفته اند و فکر می کنم به عنوان یک موزیکولوگ آگاه به مسائل روز موسیقی ایران به اندازۀ کافی صلاحیت اظهار نظر در مورد موسیقی و مسائل هنری را دارند چند کاری هم که از ایشان منتشر شده به اندازۀ کافی گویای توانایی های ایشان در عرصۀ ساختاری موسیقی است. اگر هوشیار خیام یا پژمان طاهری از نظر شما موزیسین نیستند پس چه کسی از نظر شما موزیسین است؟

    با سپاس فراوان

    علیرضا جواهری

  • ی
    ارسال شده در خرداد ۲۴, ۱۳۸۸ در ۱۱:۲۱ ب.ظ

    سولیست بعنی چی؟

  • ناشناس
    ارسال شده در آبان ۹, ۱۳۸۸ در ۱۱:۱۸ ق.ظ

    نسبی گرایی منتفقدان نسبت به دسته بندی شنوندگان مویسقی از دید درویشی منطقی و تا کنون صحیح به نظر می رسد – بله ، نمیتوان آن ها را عام یا خاص خواند –
    اما بدیهی نیست یعنی اگر کمی رو راست و بدون افاضه ی منطق و اخلاق بخواهیم عمل کنیم باید بپذیریم که سطح شعور و آگاهی افراد با هم متفاوت است و همین آن ها را دسته بندی می کند مثل کسی که از صدای آهنگران لذت می برد و صدای زن را حرام می شمارد در مقایسه با کسی که از صدای شجریان لذت برده و به celin dion گوش می دهد . یه کم رو راستر باشیم حق با درویشی ست .

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

فضای اجرای موسیقی ایرانی باید صمیمی باشد (I)

نگار بوبان، فارغ‌التحصیل کارشناسی ارشد پیوستۀ معماری از پردیس هنرهای زیبای دانشگاه تهران است و نوازنده و آهنگساز. ساز تخصّصی او عود است و یکی از بهترین نوازندگان عود ایران به شمار می‌رود. خانوم بوبان، در میان مشغله و گیرو‌دارِ اجراهایشان با حسین علیزاده و گروه هم‌آوایان در دی‌ماه، به سؤالات مکتوب ما پاسخ دادند.

ادوارد الگار، آهنگساز انگلیسی (VI)

خانه ای که آنها یافتند، کلبه ای در ساسکس و نزدیک فیتلوورت بود. این مکان مناظر زیبا و جنگل های خوش منظره ای در اطراف خود داشت که الگار می توانست در آنها قدم بزند. این خانه “برینکولز” نام گرفت و الگار عاشق آن شد.

از روزهای گذشته…

بررسی مقایسه‌ای آثار آریستوگزنوس تارنتی و ابونصر فارابی (VII)

بررسی مقایسه‌ای آثار آریستوگزنوس تارنتی و ابونصر فارابی (VII)

هر چند که در متن الکبیر اشاره‌ای به این که این روش‌شناسی از آن آریستوگزنوس باشد، نمی‌یابیم اما به هر حال فارابی مستقیم یا غیر مستقیم تحت تاثیر مکتب او قرار گرفته یا اینکه خود با حرکت از مبادی اندیشه‌ی ارسطو به این نقطه رسیده باشد، این موضوعی است که نتون نیز به آن اشاره‌ای کوتاه می‌کند (Netton 1999: 5). باری، هر کدام که باشد او چونان آریستوگزنوس در همین چند سطر در مورد شخصی سخن می‌گوید که موسیقی‌‌شناس است و ما این اشاره را پیش از این هم دیده‌ایم (Gibson 2005: 1).
نکاتی درباره محدودیت های تکنیکی تار (II)

نکاتی درباره محدودیت های تکنیکی تار (II)

وسعت مورد استفاده روی هر سیم تار: اگر تار را به صورت معمول یعنی دو اکتاو و نیم بدانیم (تارهای سه اکتاو هم کم و بیش ساخته میشوند ولی بسیار کمتر تعداد ترند نسبت به تارهای عادی یک و نیم اکتاو)، در سیم دو، کل سیم مورد استفاده قرار میگیرد، در سیم سل یک چهارم آخر سیم (در صورتی که کوک سل داشته باشد از نت سل ۴ به بالا) کمتر مورد استفاده قرار میگیرد و در سیم بم، دو سوم سیم (یعنی با فرض دو کوک شدن سیم، از نت سی بمل ۳ به بالا) کمتر مورد استفاده قرار میگیرد.
ویژگی های یک سنتور خوب (VI)

ویژگی های یک سنتور خوب (VI)

به طور کلی تا امروز، اینکه بین سازهای بسیار خوب کدام سازها واقعا درجه یک هستند قضاوت بسیار مشکل است تا وقتی که رشته ی “ساز سازی” و “ساز شناسی” به عنوان یک رشته حرفه ای نگریسته و کار نشود و اجماع نظرها اتفاق نیفتد و کیفیت سازها با سطوح مختلف استاندارد نشود ماجرا همین خواهد بود. بنابراین سازی که مثلا استادی قیمت یک میلیون تومان را برای آن تعیین می کند، استاد دیگر بعید نیست آن ساز را یک ساز متوسط تلقی کند و بیش از چهارصد هزار تومان بر روی آن قیمت نگذارد و این بازار آشفته تا به سرو سامان برسد سلیقه افراد همیشه به عنوان موثرترین چاشنی عمل خواهد کرد، به طوری که نتیجه آن کماکان دورتر شدن از مبحث استاندارد خواهد بود چرا که بازه ی سلیقه ی افراد بسیار گسترده و تابع عوامل گوناگون است.
CREMONA 1730–۱۷۵۰ nell olimpo della liuteria

CREMONA 1730–۱۷۵۰ nell olimpo della liuteria

نمایشگاهی کم سابقه برای ویلنهای تاریخی که بدست سازندگان بزرگی همچون ANTONIO STRADIVARI – GIUSEPPE GUARNERI DEL GESU, – CARLO BERGONZI ساخته و امروز معرف آثاری هنری و ارزشمند است.
چه مقدار تمرین، چه مقدار پیشرفت (III)

چه مقدار تمرین، چه مقدار پیشرفت (III)

پیرو مطالبى که در شماره ى دوم در رابطه با شیوه هاى آموزشى ذکر شد در این شماره سعى مى کنم نسبت به هر شیوه ى آموزشى مقدار تمرینى را پیشنهاد دهم که مناسب با کلاسِ موردِ نظر باشد.
BBC Jazz Award

BBC Jazz Award

BBC همه ساله طی مراسمی برترین های موسیقی Jazz را انتخاب می کند. امسال نیز همانند سالهای گذشته این مراسم از طرف شبکه های رادیویی دو و سه برگزار خواهد شد و در چهار گروه آلبوم Jazz سال، نوآوری در موسیقی Jazz رادیوی سه، هنرمند سال رادیوی دو و بهترین های Jazz، هنرمندان و آثار خوب آنها انتخاب خواهد شد.
گاه های گمشده (XI)

گاه های گمشده (XI)

دکتر مهدی برکشلی در وجه تسمیه نام «راست» بیان می کند که چون این مقام «بر روی درجات اصلی و بدون تغییر نواخته می شود» نام راست (به معنای درست) را به خود گرفته است. با این توضیح و هم چنین بر مبنای دوبل گام و معانی لغوی کلمات مرکب با «گاه»، که پیش از این بیان شد، فواصل راست در تمامی گاه ها ثابت و بدون تغییر درنظر گرفته شده است.
اپرای مولانا برجسته ترین اثر سمفونیک ایران است

اپرای مولانا برجسته ترین اثر سمفونیک ایران است

بیشتر از ۵۰ سال است که بحث تلفیق موسیقی ایرانی و غربی در ایران وجود داشته است؛ از تلاشهایی که پرویز محمود، روبیک گریگوریان، ثمین باغچه بان، حشمت سنجری، مرتضی حنانه و … کردند تا امروز که نسل ما هنوز به دنبال نوعی تلفیق آرمانی میگردیم. من به جرات میتوانم بگویم این آرمانی که شخص مرتضی حنانه داشت و دیگرانی که امروز در قید حیات هستند و شاید درست نباشد نامشان را بگویم و آنها هم به دنبال این آرمان بودند، امروز بهزاد عبدی جوان توانسته به آن برسد!
نور، دوربین  (III)

نور، دوربین (III)

قطعات این اجرا (و البته اجراهای قبلی) تا حدودی خصوصیات شبیه به یکدیگر دارد. اولین ویژگی که در بخش قبل هم به آن پرداخته شد تنک شدن تزینات است. مهم‌ترین چیزی که در قطعات به چشم می‌خورد استقلال کم بخش‌های مختلف گروه نسبت به یکدیگر است؛ در میان قطعات کمتر قطعه‌ای را می‌توان یافت که حضور ۵ سنتور را توجیه کند.
نت هایی از حاشیه های موسیقی (I)

نت هایی از حاشیه های موسیقی (I)

مقاله ای که در زیر می خوانید ترجمه ای است از مقاله ای که چند ماه پیش در سایت روزنامه ی گاردین درباره ی نابرابری تعداد آهنگسازان زن و مرد در جامعه ی بریتانیا منتشر شده است. اهمیت ترجمه ی این مطلب از این روست که این نابرابری در جامعه ی موسیقیایی ایران نیز مشاهده می گردد. هرچند بی شک شرایط اجتماعی ایران و بریتانیا متفاوت است، اما شباهت های زیادی می توان در قیاس کمّی تعداد آهنگسازان زن این دو کشور دید.