عصیان ِ کلیدر (I) – گفتگوی هارمونیک Harmony Talk

عصیان ِ کلیدر (I)

محمدرضا درویشی در حال ضبط موسیقی پیت نواز
محمدرضا درویشی در حال ضبط موسیقی پیت نواز
با گذشت دو هفته از برگزاری کنسرت ارکستر زهی کیف در تهران به رهبری ولادمیر سیرنکو، هنوز بازار نقد این کنسرت داغ است و در سایت هر خبرگزاری، چند تیتر مربوط به این کنسرت وجود دارد. عطا نویدی، از همکاران سایت “گفتگوی هارمونیک” که در این کنسرت حضور داشته، در این مطلب سعی کرده، غیر از جمع آوری گفته های مختلف در خبر گزاری ها، با موسیقیدانان دیگری هم به تبادل نظر بپردازد که بخش اول این مطلب شش قسمتی را میخوانید:

نگاهی به کنسرت مشترک درویشی علیزاده و مسائل حاشیه ای آن
به یقین میتوان گفت کنسرت مشترک علیزاده – درویشی یکی از مهمترین اتفاقات موسیقی یکی دو سال اخیر بود. این برنامه به مدد تبلیغات وسیعی که چه از سوی برگزار کنندگان و چه از سوی خود اهالی موسیقی به انجام رسید، اهمیتش بیش از آن نمود که باید. مسلما این کنسرت نیز مانند هر اجرایی حواشی فراوان داشت اما آنچه این حواشی را مهم و کمی قابل تامل میکند اظهار نظر اهل فن در مورد این کنسرت است که اتفاقا این قشر از مخاطبان، کمتر در مورد کنسرتی لب به انتقاد میگشایند! در اینجا سعی شده تا گوشه ای از این بحث دنباله دار را از ابتدا تا کنون به منظر دید بگذارم.

چند سالی است برگزاری نشست خبری برای برگزاری کنسرتها مرسوم شده؛ طبق همین رسم، علیزاده و درویشی نیز چندی پیش پای میز خبرنگاران نشستند و با آنان گفتگو کردند. درویشی در توصیف قطعه کلیدر گفت: «این قطعه بر اساس فواصل نوا نوشته شده و در جاهایی مدلاسیون‌هایی به شور، دشتی، بیات اصفهان و… اتفاق می‌افتد… کلیدر یکی از تلخ‌ترین و سیاه‌ترین کار‌هایی است که در زندگی هنری خود نوشته ام… نوشتن این قطعه مثل سیاه چاله‌‌ای بود که هر چه در آن جلوتر می‌رفتم تلخ تر می‌شد… این موسیقی برایم عزیز است و آن را با همه جانم نوشته‌ام…» و در ادامه میگوید: «شاید موسیقی کلیدر برای شنیدن مخاطبان عام کار سختی باشد چراکه ریتم بسیار کندی دارد و هیچ یک از جنبه های نمایشی رمان کلیدر را ارائه نمی کند.»

آنچه از این سخنان درویشی بیشتر مورد انتقاد بوده همین عبارت آخر است و براستی آیا یک هنرمند اجازه دارد، پیش از اظهار نظر مخاطبان، مخالفان اثرش را عامی بخواند؟!

در گفتگویی که با پژمان طاهری، آهنگساز و سرپرست گروه ایرانی داشتم نظرش را در مورد این گفته پرسیدم، او اینگونه پاسخ داد:«من شخصا شنونده هایم را تقسیم نمیکنم و به خودم هم این اجازه را نمیدهم چون آزمایشی نکردم که بتوانم درجه شعور آنها را محاسبه کنم و بفهمم کدام خاص و کدام عام هستند و گمان میکنم آرزوی هر هنرمندی این است که کاری بتواند بسازد که اهل فن تاییدش بکنند و عام هم پذیرایش باشند. یک اندیشه هنری اگر بخواهد حرکت رو به جلو داشته باشد و در گذر زمان اثرش کم نشود، مستزم این است که عام آن را بپذیرند ولی این تقسیم بندی از نظر من درست نیست چرا که شاید یک شنوده عادی بخواهد این نوع کار را بشنود. پس نباید مرز بندی بکنیم و میتوانیم مطلب را اینگونه بگوییم که ما به نظر خودمان داریم موسیقی جدی کار میکنیم و امیدواریم روز به روز مخاطبان موسیقی جدی افزوده شود.»

طاهری در ادامه اظهاراتش در مورد توصیف کردن موسیقی از سوی آهنگساز میافزاید:«موسیقی را نباید خیلی تعریف کرد به این شکل که اینجا تلخ است و اینجا به امید میرسد و … من عقیده دارم که موزیسین آهنگ میسازد که کمتر حرف بزند! ممکن است یک اثر هنری واحد روی آدمهای مختلف اثرات مختلفی بگذارد. اگر کسی آهنگی را میسازد، بگذارد خود مردم تصمیم بگیرند. اثر هنری را نباید توضیح داد. کافکا میگوید آثار من شواهد تنهایی من هستند. البته شاید من هم روزی بگویم اینجا خیلی ناراحت بودم که این آهنگ را ساختم ولی وقتی میگویم که شجاعت این را داشته باشم که بگویم چرا ناراحت بودم»

بهزاد عبدی، آهنگساز و از همکاران ارکستر ناسیونال کیف، در همین مورد نظرش را اینگونه بیان کرد:«من مشخصا نمیتوانم بگویم با تقسیم پذیری آقای درویشی موافقم یا مخالفم چون ایشان تقسیم بندی خودش را دارد اما به نظر من مثل این میماند که یک قطعه ای بنویسم که مادربزرگم خوشش بیاید و یا یک قطعه ای که استاد دانشگاه خوشش بیاید، من نمیتوانم ادعا کنم قطعه ای که مادربزرگم خوشش می آید سطحش پایین است و یا آنچه استاد دانشگاه خوشش می آید سطحش بالاست. ممکن است چیزی در نظر شخصی شیرین و در نظر دیگری تلخ بیاید.»

نکته دیگر که به زعم نگارنده یکی از پرانتقاد ترین نکات این کنسرت بوده و هست ارکستر اوکراینی و اجرای ضعیف آثار است؛ درویشی در توضیح اجرای این کنسرت با ارکستر اوکراینی در نشست مذکور گفته است: «به این دلیل که در ایران ارکستر خوبی موجود نیست و رهبری که بتواند قطعاتی از این دست را رهبری کند وجود ندارد و در پایان استودیویی که ارکستر ۴۰ نفری بتواند در آن ضبط داشته باشد نیست و در نهایت صدابردار خوبی برای این کار هم نداریم، از همین رو تصمیم گرفتم به دلیل همه این نداشته ها این قطعه را با همه حساسیتی که داشتم در اکراین ضبط کنم.»

این سخن بر نماینده و مایستر ارکستر سمفونیک تهران خوش نیامد! ارسلان کامکار در گفتگو با خبرگزاری مهر در اتنقاد شدید به سخنان درویشی میگوید:« به جرات می گویم که ارکسترسمفونیک تهران و حتی ارکستر زهی پارسیان به مراتب قوی تر از آنچه دیدیم و شنیدیم قطعات این کنسرت را اجرا می کردند… درباره کیفیت اجرای نوازندگان هم باید متذکر شوم که نوازنده ها بسیار ضعیف و مبتدی بودند (به جز چند نفر انگشت شمار از جمله نوازنده خانم ویولنسل)، در بسیاری از مقاطع اجرا ارکستر فالش بود و بسیاری از پاساژها با یکدیگر هماهنگ نبودند… آنچه من از حرکات رهبر ارکستر مشاهده کردم به هیچ عنوان با تبحر رهبران حرفه ای قابل مقایسه نبود به عنوان مثال در اجرای قطعه “نی نوا” چنان با شدت رهبری می کرد که انگار می خواست ارکستر ازهم نپاشد، در صورتی که یک رهبر حرفه ای نیاز به چنین حرکاتی ندارد و با کوچکترین اشاره ارکستر متوجه منظور او می شود»

9 دیدگاه

  • رحیمی
    ارسال شده در دی ۲۱, ۱۳۸۷ در ۱۱:۲۳ ب.ظ

    ممنونم از مطلب خوبتون جناب آقای نویدی با نظر های آقای کامکار و بهزاد عبدی کاملا موافقم و متاسفانه قطعه نی نوا هم اصلا در حد انتظار نبود

  • bijam
    ارسال شده در دی ۲۲, ۱۳۸۷ در ۴:۳۳ ب.ظ

    از نظر من کنسرت چندان جالبی نبود.مگر ما موزیسین های با استعدادتری از آقای هوشیار خیام نداریم.آقای علیزاده که همیشه نسبت به انتخاب همکاران خود سخت گیری می کردند چرا فردی مثل خیام را انتخاب می کنند.کسی که رزومه شان مثل روز برای ما روشن است که چه کرده.
    قطعه ی کلیدر آقای درویشی هم بسیار خسته کننده بود.من هم مخاطب عام نیستم و می گویم این قطعه بسیار پایین تر از سطح آثار خود ایشان بود.
    تا کی باید حسرت دیدن یک کنسرت درست حسابی را بخوریم؟

  • مهدي قاسمي
    ارسال شده در دی ۲۳, ۱۳۸۷ در ۳:۲۵ ق.ظ

    روزی ارزش قطعه اقای درویشی مشخص میشود که برای تجلیل از او دیر شده.بگذارید ایندگان نظر بدهند.شنوندگان این موسیقی اگر اثار اهنگسازان مدرن را شنیده بودند. اینگونه نظر نمیدادند.در ضمن پژمان طاهری ملودی پرداز هم نیست چه رسد به اهنگساز.دوست عزیز اقای نویدی از این به بعد از کسانی نظر بخواهید که واقعا موزیسین باشند.در مورد هوشیار خیام با مطلب اقای بیژن موافقم

  • نصيري
    ارسال شده در دی ۲۳, ۱۳۸۷ در ۳:۱۹ ب.ظ

    کلیدر بااجرای بسیار ضعیف ارکستر اوکراین شنیدنی نبود. عصیان نیز حس و حالی گمشده در اجرای بسیار کم حوصله سولو ویلن داشت.
    در کل شنیدن این اجراها از کارهای بزرگ! وحشتناک است و بوی مرگ موسیقی ارزشمند می دهد. بنظرم یک ارکستر ایرانی حساسیت و حال و هوای این قطعات را بیشتر درک میکرد.

  • ارسال شده در دی ۲۳, ۱۳۸۷ در ۵:۲۶ ب.ظ

    نقد جالبی بود ولی چرا اینهمه سیاه؟
    عطای عزیز
    در بسیاری جهات حق با شماست.
    خصوصا نسبت به اظهار نظر جناب درویشی که گروهی و رهبری که بتواند این قطعه را اجرا و رهبری کند نیست.
    بر عکس بارها خودم شاهد فالش زدن سولیست ویولن بودم و با تمام احترامی که برای آقای درویشی قائلم ، باید عرض کنم که با این صحبتشان اصولا مخالفم. نه اینکه داعیه ی شناخت گروه های ایرانی را داشته باشم.
    نه. ولی به نظر من اگر یک ارکستر ایرانی این کنسرت و قطعات آن را با درجه ی نازلتری هم اجرا می کرد ، خرده ای بر ایشان نبود.به شرطی که از توانمندیها استفاده می کردند. وقتی این نوازندگی به مشام من که فقط شنونده هستم خوشبو نباشد، بماند که آنانی که کار تخصصی موسیقی می کنند چه خواهند گفت.

    اما در پاره ای جهات هم سیاه نمایی ها بیشتر بوده. به گونه ای که نقاط قوت ، خنثی و نقاط خنثی به نقاط ضعف بدل گشتند.

    عطای عزیز
    بیا یکبار دیگر همان مطلبی که خودت نقل کردی را یکبار دیگر بخوانیم…
    «شاید موسیقی کلیدر برای شنیدن مخاطبان عام کار سختی باشد چراکه ریتم بسیار کندی دارد و هیچ یک از جنبه های نمایشی رمان کلیدر را ارائه نمی کند.»

    جناب درویشی به هیچ وجه منظورشان از این جمله ، چیزی که شما برداشت کردید نبوده.
    ایشان نگفتند مخالفان این قطعه ، عوام هستند. منظوری که من از ای سخن ایشان استنباط می کنم این است که چون ریتم موسیقی این قطعه کند است و زمان آن طولانیست ( تازه شاید ) هضم آن ، برای یک شنونده ی عام ( غیر خاص ) مشکل باشد.
    البته که آقای درویشی به کار خودشان خرده گرفته اند چرا که موسیقی برای قشر خاصی ساخته نمی شود.

    ولی در کل
    من به کنسرت می روم به خاطر آنکه چیزی بیاموزم ، بشنوم ، زیبایی ها را برای خودم آرشیو کنم و زشتی ها را به حال خودشان بگذارم.به همین خاطر من از این کنسرت لذت بردم، جاهایی کسل کننده بود و جاهایی حتی عذاب آور. نه درویشی خدای موسیقی است و نه علیزاده و نه هیچکس دیگر. همه اشتباه دارند.
    فقط امیدوارم که اشتباهات واقعی و بنیادی ( و نه سلایق، ) موجب هرچه زیبا تر شدن کنسرت های بعدی شود.

  • سامان
    ارسال شده در دی ۲۶, ۱۳۸۷ در ۱۲:۵۷ ق.ظ

    به نظر من موسیقی دان های ما همه مشتی بازاری و کاسب منش شده اند.نه به فکر هنرند نه مخاطبشان.فقط پول وشهرت است که برای ایشان جذابیت دارد.هر روز هم که اسامی جدیدی به جرگه ی اساتید اضافه می شود.الان هم گویا استاد هوشیار خیام را هم باید در این خیل ببینیم.

  • ارسال شده در بهمن ۱۸, ۱۳۸۷ در ۸:۰۹ ب.ظ

    دوست گرامی آقای مهدی قاسمی
    ضمن تشکر از نظرتان در مورد ارزشهای هنری و ساختاری قطعه کلیدر همانگونه که شما هم نوشته اید درک و دریافت صحیح از اثری چنین عمیق و پر محتوی نیازمند دانستن پیش زمینه های بسیار در مورد یک ساختار هنری است که با و ضعیت فعلی رواج موسیقی در کشور نمی توان انتظار دیگری از مخاطب عام داشت ، مخاطبی که هنوز بسیاری از پارامتر های هنری برای ساخت یک اثر منسجم را نمی داند و بیشتر درگیر مسائل ظاهری یک اثر است تا فرم و درونمایۀ ساختاری آن …
    در مورد هوشیار خیام و توانایی های وی فکر می کنم کمی دچار اشتباه هستید. هوشیار خیام از هنرمندان بسیار خلاق و توانمند نسل جوان است و فکر می کنم در حد سن و سال خود آثار خاص و ارزشمندی هم برای موسیقی بالاخص ساز پیانو ارائه داده است البته در ترکمن و عصیان آنچنان که در آثار خود موفق بوده ، نتوانسته آنچه در بضاعت دارد را به نمایش بگذارد شاید هم نوع ساختار آثار آقای علیزاده با سلیقه و ذهن ایشان سازگار نبوده در هر صورت ارزش هنری هوشیار خیام بسیار بیشتر از این است که اینگونه با وی و هنرش برخورد شود.
    در مورد آ قای پژمان طاهری باید خدمتتان عرض کنم ایشان جزء معدود موزیسین های با سواد در عرصۀ موسیقی ایرانی هستند که تنها به نوازندگی و نواختن دو گوشۀ ردیف و ۳ تا چهارمضراب اکتفا نکرده اند و در کنار آن علم موسیقی را هم در مقاطع بالا فرا گرفته اند و فکر می کنم به عنوان یک موزیکولوگ آگاه به مسائل روز موسیقی ایران به اندازۀ کافی صلاحیت اظهار نظر در مورد موسیقی و مسائل هنری را دارند چند کاری هم که از ایشان منتشر شده به اندازۀ کافی گویای توانایی های ایشان در عرصۀ ساختاری موسیقی است. اگر هوشیار خیام یا پژمان طاهری از نظر شما موزیسین نیستند پس چه کسی از نظر شما موزیسین است؟

    با سپاس فراوان

    علیرضا جواهری

  • ی
    ارسال شده در خرداد ۲۴, ۱۳۸۸ در ۱۱:۲۱ ب.ظ

    سولیست بعنی چی؟

  • ناشناس
    ارسال شده در آبان ۹, ۱۳۸۸ در ۱۱:۱۸ ق.ظ

    نسبی گرایی منتفقدان نسبت به دسته بندی شنوندگان مویسقی از دید درویشی منطقی و تا کنون صحیح به نظر می رسد – بله ، نمیتوان آن ها را عام یا خاص خواند –
    اما بدیهی نیست یعنی اگر کمی رو راست و بدون افاضه ی منطق و اخلاق بخواهیم عمل کنیم باید بپذیریم که سطح شعور و آگاهی افراد با هم متفاوت است و همین آن ها را دسته بندی می کند مثل کسی که از صدای آهنگران لذت می برد و صدای زن را حرام می شمارد در مقایسه با کسی که از صدای شجریان لذت برده و به celin dion گوش می دهد . یه کم رو راستر باشیم حق با درویشی ست .

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

تار و پودِ نشانه (I)

تار و پود بیش از آن که یک آلبوم باشد یک نشانه است؛ نشانی از دشواری‌های یک راه نکوبیده و نپیموده در موسیقی کلاسیک ایرانی. با آن، حمید متبسم که پیش از این طبع خود را رویاروی بلندترین قله‌ی شعر حماسی فارسی (شاهنامه‌ی فردوسی در قطعه‌ی سیمرغ) آزموده بود، حالا به صرافت طبع‌آزمایی موسیقایی با یکی از بلندترین ستیغ‌های شعر غنائی فارسی (خسرو و شیرین نظامی) افتاده است. به این ترتیب مجموعه‌ی تار و پود بدل به نشان مسئله‌ی موسیقی ما با روایت داستانی شده است. سیمرغ را می‌توانستیم «یک تجربه‌ی منفرد» (یا نادر) بشماریم و بگذریم یا همچون یک راه تازه‌گشوده با آن برخورد کنیم و منتظر آنچه در تداوم راه پیش می‌آمد بمانیم. اما با آمدن تار و پود، هنگامی که کار از یک گذشت، به وادی مقایسه می‌رسیم و خواه‌ناخواه آنچه پیش‌تر مبهم بود آشکار می‌شود. موقعیت این مجموعه به‌عنوان دومین تلاش است که آن را نشانه می‌کند.

امامی: استقبال خوبی از برنامه ما در سوئیس شد

من علاقه زیادی به موسیقی قدیم ایران داشته ام و سعی کرده ام در حد توانم بر روی آن حوزه موسیقی کارکرده و بر روی موسیقی دوره قاجار و هم قبل از آن دوره مطالعات مختصری داشته ام و به طبع در آثارم از آن ها بهره می برده ام در این سال ها آلبوم های تولید کرده ایم با همراهی دوستانم مثل آلبوم برافشان و آلبوم چهار سو که با آهنگسازی دوست خوبم حمید شریفی بوده و همچنین آلبوم بزم ۲ با آهنگسازی دوستانم سعید کورد مافی و علی کاظمی که همه این آلبوم ها توسط انتشارات ماهور منتشر شده است و تمامی این آثار رویکردی که ما داشته ایم استفاده از امکانات بالقوه موسیقی قدیم ایران بوده است و اینکه این امکانات بالفعل کرده و امکاناتی نظیر فرم و دورها و متدهای متفاوتی که در آن موسیقی وجود داشته است و الان کمرنگ شده است و یا کمتر استفاده می شوده است. این امکانات در هر صورت به ما راهی را نشان می دهند که شاید از این طریق بتوان رنگ و بوی تازه از موسیقی ایران رو شنید، البته شاید! در هر صورت راهی است که می شود در بستر تاریخی اصالت ها را حفظ کرد و موسیقی گذشته را به این شکل منتقل کرد.

از روزهای گذشته…

طبقه‌بندی سازها (II)

طبقه‌بندی سازها (II)

استفاده‌ی دیگر ساز‌ها به‌کارگیری‌ آن در رقص بود. پارتیتورهای سازی به علت عدم نیاز به ندرت وجود داشت؛ چرا که موسیقی‌دانان با تکیه بر رپرتوار محدودی از ملودی‌ها بداهه‌نوازی می‌کردند. حتا نواختن ساز‌های زهی، تقلید کورکورانه‌ای از صدای انسان بود، که تا پیش از دوره‌ی باروک، نسبت به هر نوع ساز دیگر جایگاه بالاتری داشت. در طی دوره‌ی رنسانس سازها، نوازندگان و سازندگان‌شان، از منزلت خاصی برخوردار شدند. به‌تدریج اما بدون شبهه، موسیقی‌دانان که در جایگاه کم‌ اهمیت‌تری نسبت به خوانندگان قرار داشتند، با رسیدن به خود باوری همچون نقاشان، مجسمه‌سازان و شاعران دوره‌ی رنسانس جایگاه خاص خود را یافتند. اقتصاد پویای آن دوران نیز در هنر سازسازی بی‌تاثیر نبود.
هارمونیک (IV)

هارمونیک (IV)

به طور حتم یکی از مهمترین و اساسی ترین بخشها در توسعه و شکوفایی یک صنعت، قابلیت توصیفی آن در مباحث پایه ای و زیرساختی موضوع مورد بررسی است و از آنجا که از ریاضیات برای بیان صریح و دقیق اصول مهندسی در اغلب رشته ها استفاده میشود، میتوان اذعان داشت، ریاضیات در پیشبرد صنعت نقشی اساسی و تعیین کننده دارد؛ اما خود بیان و آنالیز موضوع و تطابق بحث عامل مهمی است که معمولآدر حوزه فیزیک جای میگیرد.
نوشتن همراهی برای یک ملودی (I)

نوشتن همراهی برای یک ملودی (I)

به هیچ وجه قصد نداریم در اینجا خیلی پیشرفته و تخصصی راجع به انواع و اقسام روشهای همراهی صحبت کنیم. بلکه خیال داریم در جواب دوستانی که بارها و بارها براشون این سئوال مطرح شده که حالا روی این ملودی چه آکورد هایی بگذاریم؟ و یا اصلا” مدل همراهی چگونه باشد یک پاسخ ساده ارائه کنیم.
فرامرز پایور در قیاس با هم عصرانش

فرامرز پایور در قیاس با هم عصرانش

مطلبی که در پیش رو دارید سه سال پیش به مناسبت تولد فرامرز پایور در سایت موسیقی هنری ایران قرار گرفت. در این نوشته مقایسه ای بین فرامرز پایور با هنرمندان دیگر موسیقی، صورت گرفته است؛ مسلما” مقایسه دو هنرمند در دو رشته مختلف کاری دشوار است ولی می توان بصورت کلی از زاویه های مختلف، مقایسه ای به عمل آورد (همانطور که امروز بزرگانی مثل ابن سینا و داوینچی را از نظر خلاقیت و نوآوری با هم مقایسه میکنند) و در آخر معدلی از فعالیتهای موسیقی او به دست آورد.
موسیقی پست مدرن (IV)

موسیقی پست مدرن (IV)

چرخه‌ی صوتی پیشاپیش استفاده از نمونه برداری در موسیقی تکنو، هاوس و «اسکرچینگ» هیپ‌هاپ را نشان می‌داد. علاوه بر این رویکرد «حذف و اضافه» طعنه آمیز (مجازی) آثار متاخر اشتوکهاوزن (که عناصری از هر دو رده‌ی موسیقی پست و والا را به کار می‌گرفت) به‌شدت بر آهنگساران راک و پاپ بیشماری در دهه‌ی ۷۰، ۸۰ و ۹۰ میلادی اثر گذاشت. برای مثال فرانک زاپا و گروه «رزیدنت».
Double Time & Double Time Feel

Double Time & Double Time Feel

اگر با گروه های موسیقی بخصوص Jazz کار کرده باشید حتما” برای شما رخ داده که بنا به دلایلی تصمیم می گیرد که قطعه را Double Time Feel اجرا کنید. رهبر گروه به نوازنده ها می گوید که خب لطفا” قطعه را Double Time Feel یعنی با حس اینکه میزان ها به هم فشرده شده اند اجرا کنید.
رسیتال پیانو وصال نایبی در تالار رودکی برگزار می شود

رسیتال پیانو وصال نایبی در تالار رودکی برگزار می شود

وصال نایبی با اجرای قطعاتی از باخ، بتهوون، شوپن و لیست با پیانو در روز شنبه ۴ آذر ساعت ٨ شب در تالار رودکی به روی صحنه می رود. این چهارمین رسیتال پیانوی وصال نایبی است. بلیط این برنامه از سایت ایران کنسرت به فروش می رسد.
به دنبال نگاه (I)

به دنبال نگاه (I)

«هر یک از این آهنگ‌های مردم ما نمونه‌ی واقعی تکامل هنری است. من آن‌ها را شاهکارهای مینیاتور می‌دانم. همسطح فرم‌های وسیع‌تری که فوگ باخ و سونات موتزارت نمونه‌ی آن باشند. این آهنگ‌ها از لحاظ کیفیت و پرمایگی در دنیای فکر موسیقی خود را بدون جزئیات بیان می‌کنند.» (۲) این‌ها کلمات یکی از آهنگ‌سازان نامدار قرن گذشته است کسی که نامش پیوندی ناگسستنی با پژوهش جدی موسیقی‌های غیر کلاسیک دارد. ارزشی که او به این ساخته‌های فرهنگی می‌دهد یکی از کلیدهای اصلی نگاه انسان مدرن به پدیده‌های فرهنگی است.
بررسی اجمالی آثار شادروان <br>روح الله خالقی (قسمت هجدهم)

بررسی اجمالی آثار شادروان
روح الله خالقی (قسمت هجدهم)

مادر خالقی ـ مخلوقه خانم ـ اواخر سال ۱۳۰۳ وقتی روح الله، ۱۸ ساله بوده، برحمتِ حقّ می پیوندد و آهنگساز بزرگِ ما، سی سال پس از آن هنگامی که خود در آستانهِ پنجاه سالگی قرار داشته، به گونه ای از آن واقعه سخن می گوید که گویی دیروز رخ داده است. تازگی این زخم به ظاهر کهنه، از کلماتِ او تراوش می کند:” …من به مادر خود بسیار علاقمند بودم. وقتی او را از کف دادم، تنها و بی پناه ماندم… بسا شب ها که در مرگِ مادر به تنهایی گریستم…”
نگاهی به اپرای عاشورا (V)

نگاهی به اپرای عاشورا (V)

صدای خوف انگیز بادی چوبی ها با فاصله چند اکتاو از باسها، خبر از ورود ما به دربار یزید میدهد. یزید به عمر ابن سعد، دستور حمله به کاروان حسین میدهد و سلطنت بعد از این پیروزی… عمر هم میخواند “چه کردی ای امیر از مرحمت این لحظه سر دارم، ز اولاد علی یک تن به عالم زنده نگذارم…”