دنیای نوازنده و حقیقت درک صدا (II)

در اینجا به مورد سوم یعنی انسان می رسیم، قابل توجه است که این قسمت و موضوع چهارم آن که خود ساز می باشد جز مهمترین بخشها هستند زیرا هماهنگی و تعامل بین این دو عامل واثرگذاری مستقیمی که بر هم دارند، به نتایجی از آن حاصل می شود که بهتر است برای ایجاد ترتیب و توصیفی مفید تر از مسائل مربوط به ساز آغاز کرده و در مرحله بعد وارد مجموعه وسیعی همچون انسان و خصوصیات آن شویم.

ساز و مجموعه سیستم تولید صدا (اصوات موسیقایی که از ادوات موسیقی تولید و به گوش می رسد) محصور در قوانینی است که قرنها در اثر تجربه و خواستگاه بشر در زیر سایه خرد و دانش به حیات خود ادامه می دهد آنچنان که در دوره های متعدد تاریخی دستخوش تغییراتی نیز بوده است و این نوسانات جز به دلیل آزمایش در جهت بهبود هر چه بهتر کیفیت آن ازهر لحاظ نبوده است و اگر امروز معتقد به این باشیم که استاندارد وجود دارد و سازی که در دست داریم نسبتا خوب است و از اصول لازم و قانونمند ساز گری تبعیت می کند، می توانیم وارد تحولات تشخیصی گزینه انسانی شویم و دریابیم که تنوع نظرات را چگونه می توان تا حداقل محدوده کافی تشریح کرد.

اما و اگر ساز را امری کلی و نسبی ببینیم تحلیل کار کمی مشکل می شود، در اینجا باید به سراغ کارشناسی تولید ساز مورد نظر رفته و حد و کیفیت محصول را بررسی کنیم که البته تعیین کیفیت یک ساز به معیار سنجش انسانی نسبتا استاندارد نیاز دارد که در جنبه های مختلف لازم، از تعادل مطلوبی برخوردار باشد.(در این قسمت به در هم آمیختگی این دو پی می بریم)

سازی با مشخصات غیر استاندارد به علت فراهم نبودن برخی از ویژگی ها و امکانات، می تواند در طول زمان انسان را به عنوان عامل نهایی انتخاب دچار دگرگونی ونابسامانی کند و در مقابل، سازی با وضعیت طبیعی و درستی مراحل ساخت و نتیجه مقبول، امکان ترقی و بهبود احوال نوازنده را در پی دارد، آنچنان که در اکثر اقشار درگیر با این موضوع، اثرات را مشاهده می کنیم.

در نتیجه ساز به عنوان عامل بیان آنچه توقع داریم در برابرمان حادث شود و خود نیزکه در چگونگی آن سهمی به سزا داریم، نقشی مهم و درخشنده است. آنچه که در دست می گیریم و بر آن نوازشی داریم، خود در دنیای بزرگی ازمعلومات و محسوسات و مجهولات احاطه شده است، ولی برای توصیف آن بشر مجبورشد قالبی محسوس وهندسی شده در گذرزمان و تاریخ با صیقلی از جنس تجربه خلق کند تا امکان ایجاد تحول بوسیله آن میسر شود.

همه این مباحث در راستای تشخیص و چگونگی این فرایند است، آنگاه که می شنویم و در تمام وجودمان درک برای آنچه در جریان است موج می زند،.باید بدانیم که چگونه در حداکثر وضعیت برابر، نظرات متفاوتی وجود دارند، اگر از عادت های معمول خارج شویم و کمی به دنبال دلایل ملموس تر باشیم قطعا راهی گشوده خواهد شد و دلایلی که می تواند قابل قبول و مهم باشد.

از آنچه سخن به میان می آوریم نظراتی همچون بلندی و کوتاهی صدا، میزان زیر و بمی اصوات، تنوع طنینی، وزن و ارگونومی متفاوت است، در گذشته به تعدادی از موارد مهم و تاثیر گذار اشاره کردیم، حال به مهمترین بخش قضیه که معیار انسانی، برای سنجش چگونگی و سبب آن در تقابل با سازی که نواخته می شود و شاید محکی برای انتخاب آن باشد منتهی می شویم و آن را از سایر جهات مورد بررسی قرار می دهیم.

بطور مشخص در دو جریان متفاوت اما در ترکیب با یکدیگر می توان حرکت نمود. اول، جنبه درونی و روانی شخص است که در هماهنگی با ساختار وراثتی، فرهنگی و اجتماعی اوست و شاید کمتر در مسیر اصلاحات و تغییرات واقع شود.

معمولا می توانیم آن را به گونه ای سلیقه و یا آرمان ذهنی و یا آرزوی در حال انتظار تلقی کنیم که همیشه در همراهی با حامل آن یعنی انسان می باشد و به میزان و مقدار تفاوت در آن اختلافاتی کوچک، بزرگ و یا تعجب بر انگیز مشاهده می شود. گاه این بخش خود مختار و بدون تاثیر پذیری از سایر ارکان عمل می کند و گاه درتوازن و اعتدال با سایر بخشهای مهم و انکارناپذیر به نتیجه ای مطلوب و قابل اطمینان می رسد.(باور و قیاس نیز در این جنبه تعریف می شوند ولی کمیت آن ثابت نیست ورابطه مستقیمی با تعادل روانی و فیزیکی دارد.)

4 دیدگاه

  • ساعی مغیثی
    ارسال شده در بهمن ۶, ۱۳۸۷ در ۱۰:۳۳ ب.ظ

    منظور شما این است که عواملی مختلف در زندگی و درک صدا نقش دارند؟ به نظر من اگر این عوامل را جدا کنیم به نقل از دکتر شریعتی علم مشعلی است که فقط راه را روشن می کند اما احساس و اراده و بعد معنوی راه درست را نشان می دهند و علم در خدمت آن است و هنر تنها عاملی است که میتوان بوسیله ی آن به سطح بالایی از اراده و احساس و بعد معنوی دست یافت

  • ارسال شده در بهمن ۲۱, ۱۳۸۷ در ۳:۴۰ ق.ظ

    khobe

  • ارسال شده در بهمن ۲۱, ۱۳۸۷ در ۳:۴۲ ق.ظ

    khob bod
    vali kheyli rabti be darke mosighi nadasht.

  • ارسال شده در فروردین ۱۴, ۱۳۸۸ در ۶:۵۸ ب.ظ

    khob bod vali kamel nabod

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

روش سوزوکی (قسمت پنجاه و دوم)

چرا بیشتر انسان ها به این می‌اندیشند که کاری را انجام دهند اما در پایان آن را انجام نمی‌دهند؟ چرا آنها قدرت آن را ندارند که آن کاری را که در مغزشان می‌خواهند به آن عمل کنند عمل نمی‌کنند اگر آدم به انجام آن کار فکر کند باید به اجرای آن کار عمل کند.

ششمین جشنواره نوشتارها و وب سایت های موسیقی در اینترنت برگزار شد

سوم اسفند ماه ساعت ۲۰ مراسم اختتامیه ششمین جشنواره نوشتارها و وب سایت های موسیقی در اینترنت با معرفی برگزیدگان در رشته های مختلف در فرهنگسرای ارسباران تهران برگزار شد. این جشنواره با حمایت موسسه فرهنگی و هنری رادنواندیش و فرهنگسرای ارسباران برگزار شد.

از روزهای گذشته…

وکیلی: باید طبقه بندی مکاتب را با دقت بیشتری بررسی کرد

وکیلی: باید طبقه بندی مکاتب را با دقت بیشتری بررسی کرد

معرفی مکتب های آوازی در موسیقی دستگاهی ایران، یکی از شایع ترین روش های دسته بندی در آموزش آواز ایرانی است که در سالهای اخیر با به دست آمدن بخشی از صفحه های گرامافون کمتر شنیده شده از دوره قاجار و همچنین اسناد مکتوب گردآوری شده از آن دوره، دچار چالش های جدی شده است.
مجموعه «نهفت ۱» به انتشار رسید

مجموعه «نهفت ۱» به انتشار رسید

گروه موسیقی نهفت ترکیبی از هنرجویان نوجوان و جوان موسیقی است که فعالیت خود را از سال ۱۳۷۵ تحت سرپرستی جهانشاه صارمی آغاز نموده اند. این گروه شامل ارکستری از سازهای ملی ایرانی با همراهی یک خواننده است. امروز ۲۰ سال از تاسیس این گروه می گذرد و بسیاری از نوازندگان پیشین این ارکستر، از تکنوازان حرفه ای موسیقی امروز ایران هستند.
گذشتن از مرز کلمات با «تریو اولریش درِکس‌لِر» (II)

گذشتن از مرز کلمات با «تریو اولریش درِکس‌لِر» (II)

آهنگ سوم حالا تمام شده و نوبت به قطعه‌ی چهارم می‌رسد که اسمش هست «ترانه‌ی شنها» (Song of Sands). اولریش توضیح می‌دهد که این قطعه، ترانه‏‌ای‌ست درباره‏ی انرژی و پویایی. ترانه‏ی شنها شروع می‌شود. ضرباهنگی پُرجنب و جوش و لنگی خاصی که مخصوص جَز است، با ملودی‌های کوتاه و بریده‏بریده‏ی کلارینت‏باس با رَنگی خَش‌دار آغاز می‏شود. آن ضرباهنگ ادامه می‏یابد و این ملودی‏ها، جنب‏وجوش نهفته در نٌتها را به صدا بدل می‏کنند. بازی‌های ظریف و خلوت با ریتم بین درامز و پیانو به آهنگ پایان می‌بخشند.
رامپال، اسطوره فرانسوی فلوت (I)

رامپال، اسطوره فرانسوی فلوت (I)

ژان پیر رامپال در Marseille متولد شد، او فرزند آندره (Andree née Roggero) و فلوتیست موفق فرانسوی جوزف رامپال بود. ژان-پیر رامپال اولین نماینده عصر مدرن بود که فلوت سلو را در اتحادیه کنسرت بین الملل تثبیت کرد و موجب تحسین و تشویق بسیار زیاد مخاطبان شد، بطوریکه کنسرت های او با برنامه های خواننده های مشهور، پیانیستها و ویولونیستها برابری می کرد.
تأثیر موسیقی ایران در موسیقی عهد اسلامی (II)

تأثیر موسیقی ایران در موسیقی عهد اسلامی (II)

حجاز آواز حزین و بزمی بود که آن را نصب العرب می‌نامیدند و موسیقی‌دانان حیره شیوه‌های {اجرایی} هنرمندانه‌تر این آواز را می‌دانستند و عود کاسه چوبی را نیز عربها از مردم حیره اقتباس کردند و به جای عود با کاسه پوست دار {که} مزمر نامیده می‌شد و در حجاز معمول بوده بکار می‌بردند و همچنین در حیره چنگ و تنبور رواج داشت.
فقط تصور کن! (I)

فقط تصور کن! (I)

گلوله ای درست مغز او را نشانه گرفت؛ گلوله ای که پیش از آن هم انتظارش را داشت. زمانی که جان لنون گفته بود شاید مثل کندی و گاندی به ضرب گلوله کشته شود، شاید بسیاری از مردم در دل به او پوزخند زدند، اما حقیقت آن بود که خود به درستی فهمیده بود تحت کنترل شدید سازمان سی. آی. ای و اف. بی. آی است. سال ها از این ماجرا می گذرد و هنوز ماهیت این ترور به درستی روشن نشد و هنوز بحث بر سر آن است که آیا این گلوله را مارک چاپمن به اراده خود شلیک کرده یا آلت دستی بیش نبوده است؟
تاثیر موسیقی درخلاقیت کودکان (V)

تاثیر موسیقی درخلاقیت کودکان (V)

بسیاری از مردم کوشش جسمی را کاری آسان می یابند. با وجود این تعداد کمی هستند که به کوشش فکری مبادرت می‌نمایند. چنین تضادی این مطلب را توجیه می‌کند که چرا بسیاری از ما خیلی کمتر از آنچه قادر به خلاقیت هستیم، خلاقیم. این مساله در مورد هنر نیز صحیح است. از آنجا که استعداد یک فرد ثابت است، این زیر و بم ها باید صرفاً زیروبم‌های انرژی باشند- حقیقتی که به اثبات این مطلب کمک می‌کند، که تا چه حد زیادی باروری خلاقیت ما به کوشش آگاهانه بستگی دارد. (اسبوران، ۱۳۶۸: ۱۶۵) امروزه مردم ما نیازمند آموزش خلاقیت هستند که با خلق افکار نو به سوی یک جامعه سعادتمند قدم بردارند.
همگون و ناهمگون (IV)

همگون و ناهمگون (IV)

تفاوت شیوه نقش‌خوانی نقش‌خوانان نسبت به نسل قبل تنها در لحن و بیان حسی است و در سایر زمینه‌ها نقش‌خوانی بدون هیچ کم و کاست و هیچ دخل و تصرف، عیناً مانند نسلهای قبل خوانده و گفته می‌شود. بخشهای غنایی نقش‌خوانی که بسیار محدود، گه‌گاه و اتفاقی است، به حافظه موسیقایی، دانش آوازخوانی، سونوریته، توانایی حنجره و مهارت خواندن بستگی دارد که کاملاً سلیقه‌ای و شهودی است و گاه چندان ادامه می‌یابد و به درازا می‌کشد که به خارج از موضوع نقش‌خوانی می‌کشد. این بخش از موسیقی قالیباف‌خانه‌ای به دلیل عدم تکرار و حسی بودنِ بیش از حد در حافظه‌ها باقی نمی‌ماند و غیرقابل انتقال است.
زمان با شکوه نقطه اوج (III)

زمان با شکوه نقطه اوج (III)

سلوک در موسیقی چه در خلق آن با این همه کوره راه های خطرناک و چه در شنیدن آن با هجوم حجم عظیم صدا در این زمان، نیاز به تجربه ای دارد که ما نامش را تجربه سلوک در زمانی می نامیم که با پرسشی آغاز و با پرسشی دیگر پایان میگیرد اگر اثری ناتوان از پرسش نهایی نباشد، یا سطحی است یا دروغ است راز جاودانگی اثر در همین استمرار خلاق زایش پرسش های جدید است هنگامی که اثری از این توان تهی شد، به معنی آن است که عمرش به پایان رسیده است.
خود آموختگی و خلاقیت (I)

خود آموختگی و خلاقیت (I)

خود آموختگی اصولا مقوله ای معرفتی است که طی آن، موضوعی که باید آموخته شود چون نقطه ای روشن از انتهای خیال برجسته و برجسته تر میشود. یکی از ضعف های نظام مدرسی آن است که فاقد تحریک هدف و خواسته یا آندو به مثابه نقطه روشن برای وصال و تجلی آن میباشند و موضوع علم یا هنری را که میخواهند پرورش دهند از قلمرو خیال خارج میسازند.