عصیان ِ کلیدر (IV)

ایستاده: پاشا هنجنی، هوشیار خیام، مسعود شعاری و بهداد بابایی
<br>
نشسته:حسین علیزاده و ولادیمیر سیرنکو
ایستاده: پاشا هنجنی، هوشیار خیام، مسعود شعاری و بهداد بابایی
نشسته:حسین علیزاده و ولادیمیر سیرنکو
پژمان طاهری در اظهار نظری در مورد این قطعه میگوید:« به نظر من بیشتر این موسیقی ، موسیقی فیلم بود ،موسیقی تصویر بود یعنی موزیکی نیست که مردم بتوانند به در قالب یک کنسرت بدون تصویر بیاییند گوش کنند این موزیک فیلم است. البته در همان قطعه ی کلیدر خیلی از تم های کارهای قبلی آقای درویشی تکرار میشد البته این قطعه زیبا بود و من بسیار لذت بردم.»

بهزاد عبدی نیز نظر خودش را در مورد کلیدر اینگونه بیان میکند:« کلیدر قطعه ای بسیار خوب و بسیار درونی است و قطعه ای نیست که اگر در یک کنسرت عمومی اجرا کنید مردم را به وجد بیاورد و هیجان زده کند. این قطعه بیشتر انسان را به حال درونی خودش فرو میبرد و من به شخصه این قطعه را بسیار دوست دارم و باید با تاسف اضافه کنم که چون در کشور ما دانش و آگاهی روز در زمینه ی موسیقی خیلی قوی نیست، سلایق جای عقاید حکم میکند ، یعنی وقتی شخصی از قطعه ای خوشش نمیآید به راحتی میگوید قطعه ضعیف بود. در حالی که خیلی از دوستان- که کم هم نبودند – به من مراجعه کردند و گفتند ما نفهمیدیم این ۵۰ دقیقه(کلیدر) چطور گذشت. اگر کسی کلیدر را با دقت گوش میکرد مطمئنا این قطعه اثر خودش را میگذاشت مضاف بر اینکه کسانی که رمان کلیدر را خوانده بودند خیلی بیشتر تاثیر گرفتند »

اما ارسلان کامکار در گفتگویش با مهر درباره ی کیفیت کلیدر اظهار داشت:« اولین سوالی که به ذهن یک شنونده پس از شنیدن این اثرمی رسد این است که چرا درقطعه “کلیدر” که داستان آن به خراسان (زادگاه نویسنده) بازمی گردد رنگ و بویی از موسیقی این خطه وجود ندارد که به عقیده من این بزرگترین اشکال قطعه “کلیدر” بود نکته دوم زمان اجرای آن بود؛ اگر این قطعه در ۱۰ دقیقه خلاصه می شد هیچ مشکلی نداشت اما چهل و پنج دقیقه از وقت کنسرت را به خود اختصاص داده بود بدون اینکه اتفاق خاص و یا یک لحظه شنیدنی در اثر به گوش برسد یعنی واقعا در رمانی به این عظمت هیچ اتفاق و لحظه خاصی وجود نداشت که در اثر موسیقایی آن شنیده شود.» وحید موسایی نیز در اظها نظری تند نسبت به این قطعه میگوید:« متاسفانه در انتخاب سازنده آهنگ تعجیل کردیم و کمتر تحقیق کردیم… ذهنیت من بر این بود که آقای درویشی موسیقی فولکلور و روستایی ایران را می‌شناسد و این شناخت من هم از کتاب دایرتالمعارف سازهای موسیقی بود که منتشر کرده بودند بنابراین و بر آن اساس فکر کردم که ایشان برای این کار فرد مناسبی است…»

طاهری در سوال اینکه چرا محمد رضا در ویشی بر خلاف انتظار ها از موسیقی محلی استفاده نکرده میگوید:«من میتوانم این را حسن آقای درویشی بدانم که اجازه نداده آهنگسازی قابل پیش بینی باشد. شما انتظار داشتید از موسیقی نواحی ایران چه از نظر سازبندی و چه از نظر ملودی هایی که در آن نواحی در جریان است استفاده کند ولی ایشان بر خلاف پیش بینی همه عمل کرده و این را من یک حسن میدانم که یک هنرمند بطور معمول نباید قابل پیش بینی باشد.»

البته این نظرات به همین جا ختم نمیشود و شاهد بودیم ابوالحسن مختاباد در روزنامه ی اعتماد مورخ نهم دیماه طی نوشته ای با عنوان « ازرمانی پرشکوه تا قطعه یی پراندوه و کسالت بار» نظر خود را به این قطعه اعلام میکند. ناگفته پیداست موضع مختاباد نسبت به قطعه ی کلیدر چیست.

وی در قسمتهایی از این نوشته می آورد:« شاید اگر محمد رضا درویشی با موسیقی نواحی ایران آشنا نبود، و البته موسیقی سنتی ما را هم نمی شناخت، نیازی به طرح این پرسش نبود. اما نگارنده می داند که درویشی وجب به وجب نواحی ایران را گشته و کوهی از ملودی و آهنگ از گوشه گوشه این سرزمین پر آهنگ و ملودی در گنجینه ذهنش دارد. به خصوص منطقه خراسان و نیشابور که داستان کلیدر هم در آن رخ می دهد. حتی در فرازهایی از کلیدر یکی از قهرمانان داستان نوازندگی هم می کند. (به گمانم چگور)… ، آیا بهتر نبود آقای درویشی هم سازی (یا چند ساز) ایرانی یا از منطقه خراسان را در کنار ارکستر می نشاند تا این گونه هویتی تصویری از موسیقی این منطقه در قالب این کار تبلور می یافت.؟»

این نقد مختاباد بی پاسخ نماند و لیلی گلستان (مترجم) در یادداشتی در روزنامه اعتماد مورخ دوازدهم دیماه ، بر دفاع کلیدر بر آمد گلستان در این نوشته میآورد:« ناله های درویشی آشنا بود. صدای آرشه خشک روی سیم های خشک ویولن یا ویولنسل، انگار از خشکی جگرمان می آمد. این ناله ها، ناله های آشنای خودمان بود. در آن شب درویشی ناله کرد، مویه کرد، زاری کرد و تلخ بود و تلخ. این بود کار کارستان او. می شد حس کرد که خود آهنگساز در ساخت این آهنگ چه رنج ها برده و چه روزهای تلخی را گذرانده.» از این قسمت از نوشته وی میتوان دریافت که تا چه اندازه تحت تاثیر مستقیم سخنان درویشی در نشست خبری کنسرت بوده.

البته تاثیر پذیری گلستان به اینجا هم ختم نمیشود. وی از جمعیت سالن هم به وجد آمده و در پایان یادداشتش مینویسد:« حسی را که چندین مدت بود از دست داده بودیم ، دوباره به ما برگرداند و آن احساس افتخار به اینکه ایرانی هستیم. احساس افتخار به اینکه با درویشی، با دولت آبادی، با مارال و گل محمدها و با تمام کسانی که با تمام وجودشان برای درویشی کف زدند و هورا کشیدند، هموطن، هم خون و هم درد هستیم. این یک کار کارستان بود.» البته در این مجال فرصت آن نیست که نظرات شنوندگانی غیر از اهالی موسیقی را بیان کنیم اما این قسمت از آن جهت آورده شد که شاهد تاثیر فراوان تبلیغات پیش از اجرا (همانند توصیف یک قطعه ی ناشنیده و…) باشد و نیز تاکید ورزیم تا چه اندازه تشویق تماشاچیان که در هر کنسرتی وجود دارد میتواند در دیدگاه عموم تاثیر پذیر باشد. اما در پاسخ به این مترجم باید گفت آیا شما معیار خاصی برای تشویق از تمام وجود تماشاچیان داشتید که من نداشتم؟

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

درباره اتصالات چسبی ویولن (I)

زمانی که در یک وسیله چوبی تغییراتی رخ می دهد، دامنه این تغییرات می تواند منجر به واکنش هایی متفاوت از سمت چوب گردد. همان طور که می دانیم چوب ماده ای پویا و تغییرکننده می باشد و تغییرات آن بر اثر دگرگونی های دما، رطوبت، فشارهای فیزیکی و مکانیکی درونی و بیرونی به وجود می آید.

مروری بر آلبوم «زمین»

«زمین» یک دونوازی است؛ دوئت برای پیانو و خوانش شعر، هوشیار خیام و احمد پوری. و نتیجه‌اش شش قطعه‌ی موسیقی است و راهی دیگر برای همنشینی خوانش و موسیقی. نام موسیقایی قطعه‌ها، پرلودیوم، سرناد، آریوزو و … هم به تمثیل همین را می‌گوید. حتا اگر ندانیم که روش ساخته شدن این آثار، اجرای همزمان بوده است، سرشت دونوازانه‌ی این خوانش خود را نخست در نسبت حضور صدای گوینده و صدای پیانو می‌یابد؛ در سکوت‌ها و مکث‌ها. آنجا که شاعر خاموشی اختیار می‌کند تا جایی به حضور همنوازش بدهد. و چه هوشمندانه و با ظرافت چنین می‌کند. می‌شنود. می‌اندیشد و در لحظه تصمیم می‌گیرد و ناگهان بافت ساخته شده از صدای پیانو/انسان دگرگون می‌شود.

از روزهای گذشته…

نوازنده و تمرین (V)

نوازنده و تمرین (V)

از آنجا که بسیاری از نقاط قوت وضعف درهنگام تمرین و اجرا وجود دارد که نوازنده به دلایل مختلف از وجود آنها ناآگاه است، ضبط تمرین و شنیدن آن به دقت، می تواند بعنوان یک ابزار کنترل کننده نوازنده، کمک شایانی به شناسایی نقاط قوت وضعف موجود در کار او نماید. اما بهتر است به دو مورد دقت نماییم:
لئوپاد آئور (III)

لئوپاد آئور (III)

هیچ گاه آرشه را بر نمی داشت تا پاساژها را توضیح دهد. اگرچه خود هوادار و استاد تکنیک بود. بنابر ترسی که هنرجویان از سوال پرسیدن از آئور داشتند از یکدیگر سوال میکردند. وی استعدادها را تخمین می زد اما هیچ بهانه ای را برای عدم دقت، بی نظمی و غیبت نمی پذیرفت. وی به وقت شناسی بسیار اهمیت می داد، انتظار داشت هنرجویانش به جزئیات توجه کنند، کلاسهای وی به همان میزان اجراهای رسیتال سخت بودند!
ادیت در ویولن (II)

ادیت در ویولن (II)

تذکر-۳: هرگاه علامت قراردادی لگاتو بر روی دو یا چند نت قرار گیرد و در عین حال بر روی این نت ها علامت چپ و راست آرشه نیز گذاشته شود، بهتر است جهت آرشه کشی نت ها طبق علامت چپ و راست آرشه ها تعویض گردد. در این حالت، تعویض آرشه ها بایستی بگونه ای ظریف انجام گردد که حالت لگاتوی صدایی و یا پیوستگی صوتی میان نت ها باقی بماند.( نمونه-۱: بروخ- کنسرتو ویلن اپوس۲۶ )
نامگذاری سمفونی شماره سه بتهوون

نامگذاری سمفونی شماره سه بتهوون

بتهوون قبل از آنکه نام سنفونی سوم خود را اروییکا بگذارد در نظر داشت تا نام آنرا بناپارت بگذارد.
تدارک ارکستر (VI)

تدارک ارکستر (VI)

مراحل ضبط اثر بدین صورت خواهد بود که قبل از ورود موزیسین ها تمام میکروفونها نصب و چک میشوند. در شروع جلسه ضبط، رهبر ارکستر قبل از آغاز به کار، صدا و کیفیت کار ضبط شده را روی سیستمها چک کرده و یک مرور کلی هم روی برنامه تعیین شده برای گروه انجام میدهد. چنانچه قطعه در نظر گرفته شده برای ارکستر یک آهنگ جدید باشد، رهبر ارکستر قبل از شروع به ضبط، قطعه را با گروه تمرین خواهد کرد و سپس آن قطعه ضبط میگردد. این روند تا اجرای کامل قطعات و ضبط تمامی بخشهای در نظر گرفته شده، ادامه پیدا میکند. بدیهی است که در طی این مراحل تهیه کننده نیز حضور دارد و به نوع اجرا و زمانبندی کارها نظارت میکند. معمولآ برای ضبط یک سی دی موسیقی، سه جلسه سه ساعته در نظر گرفته میشود.
راخمانینف؛ واپسین نماینده یک سلسله بزرگ (I)

راخمانینف؛ واپسین نماینده یک سلسله بزرگ (I)

“هنرمند می کوشد و باز می کوشد تا به غیر ممکن دست یابد. گاهی خوش اقبال است و کمی به هدفش نزدیک می شود. اما همه مدت به جایی دیگر رانده می شود، به جایی که کسی نمی تواند او را آرام کند، کسی نمی تواند کمکی به او بکند.”
سالاری: امیر خسرو دهلوی  مبتکر سبک های جدید آوازی و<br> احیا کننده بسیاری از سبک های قدیمی است

سالاری: امیر خسرو دهلوی مبتکر سبک های جدید آوازی و
احیا کننده بسیاری از سبک های قدیمی است

استاد داریوش سالاری سال ۱۳۲۹ در شهرستان آبادان چشم بر جهان گشود.وی بیش از بیست سال است که بصورت حرفه ای سنتور می سازد و با اساتید بزرگ موسیقی ایران زمین همچون استاد محمد رضا شجریان ، و نوازندگان توانایی چون استاد پرویز مشکاتیان ، استاد پشنگ کامکار و استاد اردوان کامکار همکاری داشته است. طنین سازش گوش هزاران هزار آشنای موسیقی را به نوازش درآورده است و نزدیک به پانزده هزار سنتور نه تنها تراشه ی کالبدشان را بلکه لطافت و زیبایی روح و روانشان را از دستان هنرمند این سازنده ی توانای ایرانی گرفته اند.
مصاحبه ای با رنه فلمینگ (III)

مصاحبه ای با رنه فلمینگ (III)

تا چندی پیش من تنها اجرای زنده داشتم. شما روی صحنه می روید و باید تمام تلاش خود را بکنید و امیدوارید که نتیجه شرمگینانه نباشد! دو سال پیش در یک استودیو، لولو (Lulu) و ووزچ (Wozzeck) را به همراه لوین (Levine) اجرا و ضبط کردم که اخیرا تکثیر شده است و این اولین کار ضبط من از آثار موتسارت با ماکراس (Mackerras) بوده. بیشتر آثار اپرایی برای ضبط من تا حدی غیر معمول بودند و با صدای خیلی زیر…
نگاهی به غلبه موسیقی پاپ بر موسیقی کلاسیک در کنسرت «ارکستر سازهای ملیِ» جدید

نگاهی به غلبه موسیقی پاپ بر موسیقی کلاسیک در کنسرت «ارکستر سازهای ملیِ» جدید

به یاد می آورم پس از اولین کنسرت ارکستر سمفونیک تهران با عنوان جدید «ارکستر سمفونیک ملی ایران»، غوغایی در جامعه موسیقی به پا شده بود و طرفداران طرح علی رهبری (که تعطیلی ارکستر ملی و ادغام آن با ارکستر سمفونیک تهران و تغییر نام این ارکستر بود) و فرهاد فخرالدینی (که خواستار تشکیل ارکستری مجزا از ارکستر سمفونیک تهران به مانند سالهای گذشته با عنوان ارکستر ملی بود) در مقابل هم صف کشی کرده بودند؛ در نهایت برنده این بحث رهبر سابق ارکستر ملی فرهاد فخرالدینی بود و به سرعت طی برگزاری جلسه ای، ارکستر ملی تقریبا با همان ترتیب سابق شکل گرفت البته با این تفاوت که قرار شد با دعوت از رهبران میهمان، وضعیت تک بعدی ارکستر ملی که به شدت تحت تاثیر موسیقی سبک ارکسترال ایرانی بود تعدیل یابد. *
«خُرده‌روایت‌های صوتی» (III)

«خُرده‌روایت‌های صوتی» (III)

هنر نیز به عنوان «برجسته ترین فرانمود عصر» (گامبریج، ۱۳۸۰: ۶۰۱) در پی ظهور چنین گفتمانی چشم اندازهای دیگری جُست؛ به عقیده‌ی گامبریج مهمترین رخداد تاریخ هنر، تغییر و تحول سترگی بود که در نگرش‌های عمومی رخ داد، نه این یا آن جنبش خاص هنری (همان:۵۹۹). بنابراین نمودِ چنین نگرشی در روند تغییرات زبان موسیقایی نیز، هر چه که باشد، دیگر نمی‌تواند در ادامه‌ی ردیف شدن مجموعه‌های متمایز از هم در نظر گرفته‌شود و آن را باید یک گسست رادیکال دانست.