عصیان ِ کلیدر (V)

بخش زهی ارکستر ناسیونال کیف به رهبری سیرنکو
بخش زهی ارکستر ناسیونال کیف به رهبری سیرنکو
اما روزبه تابنده در نگاهی متعادل در نگاه به کلیدر بیان میکند:« قضاوت در مورد آثار خاص موسیقی کمی مشکل است چون همیشه ممکن است نظر ما با سلیقه و دیدگاه آهنگساز در تضاد قرار بگیرد. اظهار نظر در مورد کلیدر هم به همین دلیل ساده نیست. چون آهنگ ساز این اثر یک آهنگساز عادی نیست. کسی است که موسیقی ایران را به خوبی میشناسد و دانش آهنگ سازی وسیعی هم دارد اما هرگز به دنبال جذب مخاطب نبوده. شاید به همین دلیل هم امروز هیچ فرد عامی نام درویشی را نشنیده. اثری که در این کنسرت اجرا شد چندان قابل نقد به لحاظ آهنگسازی نیست. چون نظر ما تحت تاثیر اجرای بد ارکستر قرار می گیرد. برای تحلیل یک اثر موسیقی حتما لازم است که چندین اجرای خوب از آن با هم مقایسه بشوند تا از خلال آنها بتوان راجع به روح اثر قضاوت کرد. بنابراین چون من یک بار بیشتر این کار را نشنیدم و آن بار هم از قضا اجرای خوبی نبود اجازه بدهید که راجع به این قطعه اظهار نظر نکنم تا زمانی که یکی دو اجرای خوب از آن را بشنوم»

علی نجفی ملکی نوازنده و سرپرست گروه موسیقی صهبا در پاسخ به سوالی در مورد دیدگاهش در مورد کلیدر میگوید: «اگر آقای درویشی، کلیدر را یک قطعه ی توصیفی ساخته باشد، آن چیزی که ما شنیدیم آنقدر هم توصیفی نبود چون عنوانها را می دیدیم و در ذهنمان یک سری شرایط و فضاها تداعی میشد و اتفاقا اثر را که گوش میکردیم می دیدیم که به آن فضا بی ارتباط است. مثلا در قطعه ی “وداع گل محمد” اصلا نتوانسته بود این عنوان را ترسیم کند و عین قطعه های قبلی بود و فرق چندانی نمیکرد و شاید اگر خود آقای دولت آبادی را میآوردیم و از ایشان می پرسیدیم این کدام قسمت از قصه ی کلیدر را توصیف میکند، ایشان هم نمیتوانستند متوجه شوند. بالاخره قطعه توصیفی باید یک سری خصوصیات را داشته باشد که این آهنگساز این نکات را رعایت نکرده بود.»

میتوان در نتیجه اینطور برداشت کرد که کلیدر بر اساس رمانی مشهور که در نقطه ای از خراسان شمالی – که اتفاقا دارای نغمه های متنوعی میباشد – اتفاق میافتد، ساخته شده. از نظر نگارنده بسیار پذیرا تر بود که در این قطعه از موسیقی نواحی ایران که درویشی یکی از بزرگترین پژوهشگران آن است استفاده شود.

آیا به راستی لازم بود در توصیف کتابی بومی، موسیقی غیر بومی و مدرن بشنویم؟ جواب این سوال هر چه باشد به اجرای بد ارکستر بر نمیگردد. چرا که همانطور که پیشتر گفته شد با توجه به ضبط کلیدر با این ارکستر میتوان نتیجه گرفت، ارکستر با آمادگی کامل این قطعه را نواخته. اما آنچه به اجرای بد ارکستر برمیگردد، «نی نوا» است.

«نی نوا» برای هر ایرانی که بیش از بیست سال آن را شنیده و از خاطره انگیز ترین قطعات تاریخ معاصر موسیقی ست. از همین روی اجرای نی نوا برای مخاطب ایرانی که با ریزترین تکیه ها و نت های تزئین آن به طور ناخودآگاه آشناست بسیار سخت است. نی نوا بی هیچ توصیفی، یکی از قطعاتی بود که توانست خیل عظیم مخاطبان را برای شنیدن آن به کنسرت بیاورد.

روزبه تابنده در مورد “نی نوا” در ادامه سخنانش می آورد:« نینوا اما داستانش متفاوت است. نینوا مثال واضح در زمان درست در جای درست بودن است. در یک برهه زمانی خاص این اثر حرفی برای گفتن داشت که کاملا آگاهانه و مناسب روح زمانه بود. یاد آوری اش هم هیچ اشکالی ندارد. اما اشکال کار اینجاست که اجرای مجدد اثری که جزء تاریخ موسیقی معاصر یک کشوری شده بسیار مشکل است. چون همه مردم با تمام جزئیات آن آشنا هستند و یک اجرای ضعیف مثل آن چیزی که شاهدش بودیم اصلا جوابگوی نیاز موسیقایی آنها نیست.»

پژمان طاهری در مورد اجرای نی نوا با ارکستر اوکراینی میگوید:«به نظر می آمد که کنسرت مایستر جایی از قطعه را یک جور دیگر مینواخت ولی خوب شما کیفیت یک اجرای زنده را نمیتوانید با ضیط استودیویی آن مقایسه کنید و طبیعتا آن اجرایی که در استودیو شده خیلی تمیز و شکیل تر است و ویلن اول هم خیلی بهتر از این اجرا میزد. من دقیقا با اینکه چند بار کات دادند و دوباره شروع کردند آشنا نیستم ولی نتیجه خیلی بهتر از اجرای زنده ی آن بود.»

وی درمورد نظرش درباره نوازندگی نی این کنسرت می افزاید: «نی خوب بود، اجرای اصلی آن در استودیو آقای عندلیبی بود ولی خوب آقای هنجنی در یک کنسرت که سه چهار هزار نفر مقابل ایشان بودند و با توجه به سازی حساس مثل نی که مستقیم ارتباط دارد با فک و صورت و حتی هنجره در مجموع خوب اجرا کردند.»

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

منبعی قابل اتکا و بنیادین در شناخت موسیقی (II)

همین ویژگی‌هاست که موجب شده است این کتاب بارها تجدید چاپ و روزآمد شود و هنوز نیز پس از گذشت چهار دهه کماکان به‌عنوان یکی از پُرطرفدارترین منابع اصلی برای درس‌های آشنایی با موسیقی ــ البته با تمرکز بر موسیقی کلاسیک یا هنری غربی ــ کاربرد و رواج داشته باشد.

نگرشی به تجدد طلبی در هنر و فرهنگ ایرانِ قرن بیستم (XIV)

«دستور تار» اولین کتاب تئوری موسیقی نوین و علمی ایران است. با بررسی آن می توان به علت عدم موفقیت مکتب وزیری که با امیدواری زیادی شروع شده بود، پی برد. یک اشکال اساسی در همان مقدمه ای که او بر دستور تار نوشته آشکار می شود:

از روزهای گذشته…

پرتو: کسی که یک سال پیانو زده به خود اجازه تدریس میدهد

پرتو: کسی که یک سال پیانو زده به خود اجازه تدریس میدهد

افلیا پرتو اول دی ماه ۱۳۱۷ در خانواده ای در تهران به دنیا آمد که همه اهل موسیقی بوند. پدر و مادر او کنسرتهای انجمن موسیقی ملی به رهبری استاد روح الله خالقی را دنبال میکردند و گویا حتی در انجمن عضویت هم داشته اند. استادان بزرگی چون، حسین خان هنگ آفرین و موسی معروفی به خانه آنها رفت و آمد داشتند و با پدر خانواده که نوازنده ای پی گیر و علاقمند بود، دوست بودند.
اجرای کوارتت زهی بهزاد رنجبران در میلواکی (آمریکا)

اجرای کوارتت زهی بهزاد رنجبران در میلواکی (آمریکا)

در روز ۱۹ آوریل ۲۰۰۵، کوارتت زهی هنرهای زیبا (Fine Arts Quartet) ، کوارتت زهی شماره ۱ اثر بهزاد رنجبران – آهنگساز ایرانی – در شهر میلواکی در آمریکا به اجرا درخواهد آمد.
ویلنسل (II)

ویلنسل (II)

بدنه: ویولنسل معمولا از چوب ساخته می شود، گرچه ممکن است مواد دیگری همچون فیبرکربن و آلومینیوم نیز برای ساخت آن بکار گرفته شود. صفحه رویی یک ویولنسل سنتی از چوب صنوبر و پشت، کناره ها و دسته ساز از چوب افرا ساخته می شود. گاهی از چوب درختان دیگری همچون سپیدار و بید برای پشت و کناره های ساز استفاده می شود.
باغلاما در قرن بیستم، حالتی بین تکامل و استانداردسازی (IV)

باغلاما در قرن بیستم، حالتی بین تکامل و استانداردسازی (IV)

تغییرات بر باغلاما محدود به موارد بالا نیست و تکنیک های پیشرفته ی نوازندگی باعث پدید آمدن نسل دیگری از باغلاما شد. نواختن سنتی، که بر اساس تک صدائی بنا شده است، به نواختن ملدی همراه با صداهایی که از سیم های دیگر تولید می شد تبدیل شد که نوعی چند صدائی را پدید آورد. در دهه ی هشتاد چنین نواختنی با تلاش های کمال اَراُغلو به خاطر ساخت باغلامای دسته کوتاه برای عارف ساق باعث به روز شدن باغلاما شد. برای نواختن ملدی با همراهی در سال ۱۹۹۱ م. باعث پدید آمدن نسل اول « اُغور ساز» شد که دارای تعداد سیم بیشتری است.
ویژگیهای ارتعاشی چوب و کوک کردن صفحات ویولن (XI)

ویژگیهای ارتعاشی چوب و کوک کردن صفحات ویولن (XI)

کارلین هاتچینز تجربیات زیادی را با استفاده از الگوهای کلادنی در کوک کردن صفحات بدست آورده و مطالبی را در مورد راههای مختلف استفاده از رزونانس دوم و پنجم ارائه داده است. او پیشنهاد می کند کار باید با صفحه رو شروع شود که بدون دریچه های صوتی ff و باس بار است و ضخامتش نیز کمی از حد معمول بیشتر باشد(طرح سمت چپ در تصویر ۲۰-۱). ضخامت کم در قسمت لبه ها و چند سانتیمتر جلوتر از لبه ها باعث می شود فرکانس های مربوط به هر دو رزونانس (دوم و پنجم) تقریبا ً به یک اندازه مشخص پائین بیایند.
لطفی، نظریه پرداز-پژوهشگر (III)

لطفی، نظریه پرداز-پژوهشگر (III)

در مورد فواصل او مانند بعضی از دیگر همدوره‌هایش (۹) سعی می‌کند پلی بر نظریات نظریه‌پردازان مشهور قرون گذشته در خاورمیانه بزند (مانند عبدالقادر مراغی و صفی‌الدین ارموی) و از آن‌ها برای توضیح مسائل امروزی موسیقی ایران بهره گیرد هر چند که او بر این نکته واقف است که ساختار اجرایی موسیقی دستگاهی با دوره‌ی مورد بحث تفاوت‌های اساسی دارد اما به دنبال قرابت‌ها می‌گردد و سعی می‌کند نشان دهد که فواصل از دوره‌ی مورد بحث تاکنون تغییری نکرده‌ است (البته در میزان موفقیت وی و دیگر همفکرانش هنوز جای بحث هست).
کادانس ها (I)

کادانس ها (I)

همانطور که یک نقاش تصاویرش را بر روی بوم سفید نقاشی می کند، آهنگسازان هم هنرشان را روی بوم خالی سکوت، نقاشی می کنند.
نکاتی در آموزش نوازندگی (II)

نکاتی در آموزش نوازندگی (II)

بطور کلی فراگیری نوازندگی ساز، راهی دشوار و طولانی است و پیشرفت، غالبا با کندی صورت می گیرد. از دیگر سو هنرجو نیز درکی کامل و صحیح از مسیری که باید آنرا طی کند ندارد. بنابراین با توجه به این موارد، بهتر است هنرجویان در مورد میزان پیشرفت خود در نوازندگی، تنها به قضاوت شخصی بسنده نکرده و از نتیجه گیری های زود هنگامی که می تواند به شکلی مخرب در روند رشد و تکامل هنری آنان تاثیر گذارد، پرهیز نمایند و در این زمینه از ارزیابی استادان خود بهره گیرند.
زمان بندی و شیوه تمرینات روزانه در نوازندگی گیتار (I)

زمان بندی و شیوه تمرینات روزانه در نوازندگی گیتار (I)

هر وقت هنرجویی می پرسد “چقدر زمان برای تمرین لازم است؟ “معلم پاسخ می دهد: “هر چقدر که در توانت هست” و این تقریبا پاسخی صادقانه است.
گفتگویی با جولیان بریم (III)

گفتگویی با جولیان بریم (III)

من همیشه با استرس روی صحنه مواجه بودم وهمیشه به هنگام شروع کنسرت حالت عصبی داشته ام. این طبیعی است. گاهی هم ممکن است این استرس بیشتر از دفعات دیگر به سراغم بیاید. استرس به عوامل خیلی زیادی بستگی دارد. مثلا اینکه اگر قبل از اجرا استراحت کافی نداشته باشم یا از موضوعی ناراحت و غمگین باشم، استرس و فشار عصبی بیشتر خواهد شد. باید سعی کنم تمام آن روز را با چیزهای ملایم و راحت گذرانده باشم. همچنین استرس اجراهایم خیلی به این موضوع بستگی دارد که بعد از ظهر شب اجرا را چگونه گذرانده باشم.