عصیان ِ کلیدر (VI)

پاشا هنجنی تکنواز اصلی نی نوا
پاشا هنجنی تکنواز اصلی نی نوا
علی نجفی که خود نیز نوازنده ی نی است در باره اجرای نی در این قطعه میگوید :«از نظر من اجرای نی در این کنسرت چندان مناسب نبود. بحث نی نوازی را می توان از دو زاویه مورد بررسی قرار داد یکی موضوع سونریته نی که به نظر شخصی من سونوریته مناسبی برای همراهی ارکستر نبود، چه از نظر بالانس بودن صدای اول به صدای دوم و سوم، چه از نظر کوک و ولوم صدا که برای سلو نوازی در کنار ارکستر مناسب نبود. یکی هم از زاویه ی تکنیکی که آن آمادگی ای که باید سولیست داشته باشد، نوازنده در اجرای دوم (که من دیدم) آن آمادگی لازم را نداشت، حال به لحاظ خستگی یا جو سالن بود یا اینکه ارکستر نتوانسته بود آن فضای لازم را برای نوازنده ی نی فراهم کند که او در حس حال قطعه ی نی نوا باشد. هر کدام از این دو دلیل میتوانست وجود داشته باشد.

خود ارکستر هم معلوم بود خود اجرای اصلی قطعه را نشنیده بودند و آن حال و هوایی که ما شنیده بودیم را نداشت. در نت نویسی هم احتمالا یک سری اشکالاتی وجود داشت که در اجرای قطعه نوازندگان به مشکل بر میخوردند و در واقع آن چیزی را که ما شنیده بودیم آن نبود که در نت نوشته شده چون فرض ما بر این است که نوازنده ها نت را درست و بی اشکال زدند. بخصوص در آن قسمتی که نوازنده ی ویلن سولو اجرا میکرد.»

بهزاد عبدی نیز در پاسخ به چرایی اجرای نچندان مناسب نی نوا در این کنسرت میگوید: «این قطعه را مردم از سال ۶۳ دارند میشنوند. قطعه ضبط شده و مردم ۲۵ سال آن را دائم شنیدند و ناخود آگاه اگر حتی یک استیل هم شبیه آن نباشد میگویند خوب نبود و یا بد بود. البته در اجرای اول خوب اجرا نشد کما اینکه کنسرت مایستر حواسش زیاد جمع نبود و در اجرای دوم بهتر شد و در اجرای سوم انصافا خوب شد. من باید بگویم متاسفانه سولیست سر تمرینها حاضر نبود و فقط در روز آخر حاضر شد. من نکته ای را اضافه کنم که در برخی قطعات برنامه در اجرای اول برخی جاها متاسفانه نت خوب اصلاح نشده بود و خوب اجرا نشد. اینها نت را غلط نزدند ولی با آن احساس نی نوا که در ضبط شنیدیم یکی نبود ولی در مجموع روایتی بود از نی نوا..»

در کنسرت اخیر پس از اجرای “نی نوا” حسین علیزاده، مسعود شعاری و بهداد بابایی یه روی سن آمدند و همنوازی قطعه ی ترکمن را همراه با ارکستر اوکراینی آغاز کردند. تنظیم این قطعه از هوشیار خیام بود که در قطعه عصیان (از علیزاده) و شیشه رنگی (اثر خودش) پیانو نواخته بود و اینک میرفت تا مردم (به قول حسین علیزاده در بروشور) پس از بیست سال رونمایی این قطعه را با همراهی ارکستر بشنوند. حال تا چه اندازه این قطعه رضایت شنوندگان را جلب کرده است برای مجالی دیگر میماند. اما نظر چند نفراز اهالی موسیقی خالی از لطف نیست.

پژمان طاهری در جواب سوالی در مورد چگونگی اجرای ترکمن و مقایسه ی آن با اجرای اصلی می گوید:« در مورد قطعه ی ترکمن نظرات متفاوت است ولی من شخصا همان ساز تکی را که آقای علیزاده سال ۶۷ زده بودند را بیشتر می پسندم. شاید با یک تنظیم دیگر شاید با یک حال و هوای دیگر این قطعه با ارکستر هم شنیدنی تر باشد ولی در قیاس با این دو کاری که من شنیدم (اجرای ۶۷ و ۸۷) اجرای سال ۶۷ را بیشتر می پسندم. ولی به هر حال من فکر میکنم که آقای علیزاده یک موزیسین خیلی برجسته است و از این جهت این اتفاق مهمی بود که ایشان کنسرتی با این حجم را اجرا کردند و حضور آقایان شعاری و بابایی در کنار علیزاده تقریبا به عنوان سه نسل موسیقایی اتفاق فرخنده و جالبی بود .»

اما تابده در واکنش به ترکمن گفت:« ترکمن هم در این کنسرت با تنظیم کودکانه هوشیار خیام شرحه شرحه شده بود و ظاهرا با یک ماکت ساده انگارانه روبرو بودیم چون نسخه اصلی بسیار اثر گذارتر و قدرتمندتر است»

اما ازآنچه نمیتوان چشم پوشی کرد حضور حسین علیزاده بر روی سن و تاثیر رویارویی او با مخاطب بود. حسین علیزاره، به گفته ارسلان کامکار (در گفتگو با مهر ) «به تنهایی میتواند برای ۱۰ شب سالنها کنسرت را پر کند». نام علیزاده کافی بود تا جمعیتی مشتاق به کنسرت سرازیر شوند. به زعم نگارنده علیزاده مصداق بارز “نوازنده سالاری” است!

شنیدن قطعه ی آخر و به دنبال آن بیز برنامه این سوال را در ذهن پدید آورد که اگر نام و چهره علیزاده نبود چقدر این سالن پر میشد؟ شکی نیست که قطعه ی آخر و بیز تمام کنسرتها سهم بسزایی در القای رضایتمندی به مخاطبان دارد و این کنسرت هم با وجود کلاس کار یه ظاهر بسیار بالای آن، از این قاعده مستثنی نبود!

از نکته های قابل توجه دیگر، طراحی پوستر و صحنه ی کنسرت بود. سایت فرهنگ و آهنگ گفتگویی با طراح پوستر این کنسرت انجام داده بود و آنچه در ذهن تداعی میشد، داشتن یک نقش محوری برای این طرح بود اما به هنگام ورود به سالن تنها با صفحه ای سیاه و با تصاویری شبیه فتحه و ساکن و ضمه بر روی سن برخورد میکردیم! آیا بهتر نبود از همان عکس قدیمی (منظره ی برفی) که در پوستر آمده بود، هم در صحنه و هم در بروشور استفاده میشد تا این عکس لوگویی برای اجرای این کنسرت زمستانی باشد؟

در حاشیه ی این کنسرت بسیار نکات و سخنان قابل بررسی است، چنانچه از سخنان آقای داوود موسایی در گفتگو با خبر آن لاین، اینطور استنباط میشود که اجرای کلیدر مشکل حقوقی داشته، کما اینکه بهرنگ تنکابنی در جوابیه ای این سخنان را تکذیب کرده. به هر حال انتقادات و حواشی غیر موسیقایی در موضوع این نوشته نیست. در این نوشته سعی بر آن بود تا با استفاده از نظرات تنی چند از اهالی موسیقی به طور جدی به این بحث بنگریم. اما با تمام این تفاسیر عدم حضور محمود دولت آبادی به عنوان خالق رمان ده جلدی کلیدر جای تامل دارد. به راستی شرکت نکردن دولت آبادی را میتوان به مشغله کاری یا سفر یا هر چیز دیگر مربوط دانست؟ به طور طبیعی میبایست خالق اثر در هر سه اجرا یا حداقل در اجرای شب آخر حضور میداشت که البته اینطور نشد…

در پایان لازم به ذکر است که کنسرتی با این حجم (چه ازنظر موسیقی و چه از نظر حواشی) هرگز در یک مقاله نمی گنجد، بدیهی است بسیاری از نکات و حتی بررسی برخی از قطعات مانند عصیان از قلم بیافتند. اما به نکته ای که باید برای برگزار کنندگان و دست اندر کاران قابل تامل باشد این است که چرا در کنسرتی با این حجم تبلیغات و هزینه های گوناگون باید قطعاتی اجرا گردد که از نظر کیفی انتقاد و گاهی سکوت معنا دار اهل فن را به دنبال داشته باشد.

آیا بهتر نیست از آثار بزرگانی که هنوز اجرا نشده و یا اجراهای خام از آنها موجود است و اغلب هم برای شنونده حرفه ای و هم غیر حرفه ای قابل قبول است، در این نوع برنامه ها استفاده شود؟

همه از هزینه ها و مشکلات یک کنسرت در ایران باخبرند. اگر قرار باشد ارکستر مطرحی با این سابقه (۹۵ سال) برای اجرای قطعاتی از بزرگان به ایران بیایند، مسئولین امر باید ترتیباتی را اتخاذ نمایند که ارکستر بهترین اجرایش را برای مردم ایران و آهنگسازان آن در معرض اجرا بگذارد. نه اجرایی ناقص که باعث تند ترین اعتراضات شود.

یک دیدگاه

  • پویان رفیعی فرد
    ارسال شده در بهمن ۱۶, ۱۳۸۷ در ۲:۱۱ ب.ظ

    من از اون چه که در این چند مقاله خوندم یک چیز رو می فهمم. این که بهتره ما ایرانی ها یکمی هم به فن انتقاد کردن بیشتر توجه کنیم.با تمام احترامی که برای بزرگانی که در این چند مقاله نظرات مثبت و منفی خودشون رو اعلام کردن باید بگم برداشت شخصی من از صحبت هاشون این بود که تقریبا در اکثر موارد، دید به گونه ای بود، که همه چیز (از جمله دید و سلیقه و درک موسیقایی شنونده) کامل در نظر گرفته شده و تنها نقص موجود در آهنگ سازی یا اجرای بد یا هر چیز دیگه هست. بهتر نیست تمامی این دوستان به جای این که در رسانه ها شروع کنند به درگیری لفظی تا یک سری فرد مخالف و موافق شروع به جواب دادن به هم کنند. در یک نقد سازنده مشترک، در یک جلسه با حضور کسانی که می توانند از حقوق خود دفاع کنند به بیان نظرات شخصی بپردازند و دلایل آن را از زبان کسانی که به طور مستقیم در بحث ها بودند جویا شوند؟
    ولی به این صورت تنها یک سری اشکال از یک اجرا یا یک نوازنده یا آهنگ ساز یا هر فرد و عامل دیگری گرفته می شود و افرادی نیز می خواهند از آن ها دفاع کنند.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

مروری بر آلبوم «ایوارگاه»

وحید طهرانی آزاد با ایوارگاهش نشان می‌دهد که امروز، برخلاف تصور درونی‌شده‌ی عمومی، می‌توان بدون عملیات محیرالعقول و شعبده ساز درخور زد و گوشی یافت. اگر از چهار دونوازی کوتاه سنتور و ویلن (پرنای ۱ تا ۴)، با همه‌ی کمیابیِ خودِ ترکیب و نگاه متفاوت به سبک و سیاق خط ویلن، موقتا چشم بپوشیم هیچ چیز عجیب و غریبی در ایوارگاه نمی‌یابیم. آنچه در ایوارگاه به گوش می‌رسد غریبه که نه، اما شخصی است.

فرایند خم کردن زه وارها و اتصال آن به ساختمان کلافها در ویولن (I)

محتوای این مقاله بخشی از دروس ارائه شده در شهریورماه ۱۳۹۷ در کارگاه رضا ضیائی (RZW) توسط رضا ضیائی است که فرشاد شالپوش آن را گردآوری و تدوین کرده و امیر خمسه ویراستاری آن را بر عهده گرفته است. متن کامل و دیگر مقالات مرتبط در آرشیو کارگاه موجود است.

از روزهای گذشته…

گفتگو با علی صمدپور (IV)

گفتگو با علی صمدپور (IV)

موضوع دیگر هم ماجرای عمده‌شدن ردیف بود و اینکه ردیف یک دریایی تصور شد که همه در آن غوطه‌زده بودند و غرق آن بودند. اینکه اصلاً ردیف را ما باید حفظ باشیم برای همیشه یا نباید باشیم برای کسی سوال نبود. همه فکر می‌کردند باید ردیف را حفظ باشند. اینکه چگونه باید حفظش کنند و راه و روشش چیست معلوم نبود. چون در نسل بعد کسی نوازنده‌ی تمام وقت نبود. بخش تئوری موسیقی ایرانی هم خیلی ضعیف بود. متنی راجع به آن وجود نداشت (امروز حداقل ده کتاب درآمده که می‌شود خواند و رد کرد یا پذیرفت). به هر حال همین وصل بودن به یک نفر، برای عده‌ای این احساس اطمینان را می‌آورد که مثلاً ما درون یک خیل هستیم. ثمره‌اش شد این شیفتگی. خیلی‌ها اینگونه‌اند و استقلال هنری را فراموش کرده‌اند.
امینی: انتقال نت ها کار وقت گیری است

امینی: انتقال نت ها کار وقت گیری است

قرار است یعنی این مجموعه آلبوم ۸ تایی در یک جزوه پارتیتور چاپ شود و گروه‌ها از این به بعد می‌توانند یک پارت ارکستر کامل هم داشته باشند و اگر خواستن استفاده کنند.
سریر: آثار نوری چند ژانر را در بر دارد

سریر: آثار نوری چند ژانر را در بر دارد

جایگاهی که نوری داشته، ثمره شصت سال زندگی هنری او بوده و حتی بهترین شاگردانش هم ادعا نمیکنند که میتوانند امروز پا جای او بگذارند. اگر فرض کنیم این افراد حتی اجرایی کاریکاتور مانند هم از اثر من اجرا کنند، باز نفس کار و ذات آن موسیقی بالاخره جای خود را باز میکند و تاثیرش را میگذارد.
فواصل خنثی یا میانه (I)

فواصل خنثی یا میانه (I)

دنیای اطراف ما مملو ازصداهایی با فرکانسهای مختلف هستند که به شرط قرار گرفتن درمحدوده شنیداری ۲۰-۲۰۰۰۰ HZ قابل درک می باشند. انسان در این دنیای پرازصدا ودرطول تاریخ فرکانسهایی را ازمحدوده شنیداری انتخاب کرد تا فاصله موسیقایی ایجاد و به بیانی ملودیک دست یابد. فلوتهای استخوانی باقی مانده ازهزاران سال پیش مؤید این مطلب اند. با گذشت قرنها بشر متوجه مفهومی به نام سیستم کوک شد. سیستم کوک روشی است که تئوریسین یا نوازنده به وسیله آن مشخص می کند چه فواصلی را برای اشل صوتی خود انتخاب کند. (Alves 2013:10)
بررسی برخی ویژگی های ساختاری آثار پرویز مشکاتیان (I)

بررسی برخی ویژگی های ساختاری آثار پرویز مشکاتیان (I)

هدف از این نوشتار بررسی کوتاه و گذرای چند اثر ساخته شده از هنرمند بزرگوار زنده یاد پرویز مشکاتیان است. در نگاهی کلی آثار پرویز مشکاتیان به دو بخش بداهه و قطعات ساخته شده تقسیم می شود. مسلما بررسی ویژگی های بارز بداهه پردازی و بداهه نوازی در تکنوازی های پرویز مشکاتیان با سازهای سنتور و سه تار، مجالی دیگر می طلبد و در این بحث نمی گنجد. بنابر این در ادامۀ مطلب اشاره ای گذرا به برخی ویژگی های ساختاری آثار ساخته شدۀ پرویز مشکاتیان خواهیم داشت. قطعات پرویز مشکاتیان به چند الگوی ساختاری تقسیم می شوند که عبارتند از: پیش درآمد، چهارمضراب، ضربی، چند مضراب، مضراب پرانی، رنگ، تصنیف، ترانه و آثار تنظیم شدۀ تلفیقی برای گروه بزرگ سازهای ایرانی و جهانی.
ویژگی‌های رابطه‌ی موسیقی و برآمدن دولت-ملت مدرن در ایران (III)

ویژگی‌های رابطه‌ی موسیقی و برآمدن دولت-ملت مدرن در ایران (III)

چنان که گفته شد، دولت-ملت مدرن همنشین اندازه‌ای از تاکید بر مشترکات و درنتیجه دگرگونی هویت جمعی است (۹). از سوی دیگر دیدیم که موسیقی نیز نقشی پراهمیت در بروز هویت ملی (یا هر نوع هویت دیگر) دارد. پس اکنون هنگام آن است که چند پرسش مهم بپرسیم. نخست این که هویت جمعی و وابستگی جغرافیایی و سیاسی اندکی پیش و پس از پیدایش دولت-ملت مدرن (۱۰) چه شکلی داشته است؟ و سپس هویت فرهنگ جمعی (مخصوصا موسیقایی) در همان دوران چگونه بوده است؟
مارش مراسم تشییع جنازه

مارش مراسم تشییع جنازه

داستان چگونگی تصنیف Funeral March توسط شوپن.
گفتگو با سارا چانگ (III)

گفتگو با سارا چانگ (III)

اگر شما موسیقیدان هستید و به مقدار اطلاعاتتان تا حدی اطمینان دارید، وقتی به کنسرتی گوش می دهید متوجه می شوید که نوازنده با تمام وجودش نمی نوازد، شما سریعا این را حس می کنید، برای همین است که تعیین زمان و شرایط مناسب برای اجرای کنسرتتان اهمیت فراوان دارد و باید مطمئن باشید که شدیدا خسته نیستید و خودتان را آماده کنید. اگر می دانید زمانی به آنجا خواهید رسید که تمام روز پرواز داشته اید و هیچ زمانی برای تمرین نداشته اید… من احتمالا در این شرایط روی تختم دراز می کشم و به خواب می روم، حتی در ۱۰ دقیقه مانده به کنسرتم، مادرم معمولا به سراغم می آید و در حالی که در می زند می گوید: “آیا هنوز خوابی؟ نمی توانی خواب باشی در حالی که تا ۱۰ دقیقه دیگر باید روی سن بروی!”
آموزش گیتار به کودکان (II)

آموزش گیتار به کودکان (II)

یافتن گیتار کلاسیک در سایزهای ۲/۴ و ۳/۴ در بازار بسیار ساده است. اما باید توجه داشته باشید که تهیه و خرید ساز، یک امر کاملا تخصصی است و با خریداری کردن اسبابی چون تلویزیون و کولر تفاوت عمده‌ای دارد! سایز مناسب گیتار را تنها مُدرس هنرجو می‌بایست تشخیص دهد. ساز هنرجو در همان ابتدا باید کیفیت مطلوبی در زمینه‌ی حجم صدا داشته باشد. بسیاری از ساز‌های سایز کوچک در بازار به شدت بی‌کیفیت هستند و شاید اغلب جنبه‌ی تزیین داشته باشند تا اینکه به عنوان ساز استفاده شوند. خوشبختانه سازندگان گیتار در ایران در زمینه ساخت تجربه و مهارت کم‌نظیری دارند لذا می‌توان از سازهای دست‌ساز سازندگان ایرانی استفاده کرد. لذا قابل ذکر است هر ساز دست سازی نیز کیفیت مناسبی ندارد.
Radio K.A.O.S – I

Radio K.A.O.S – I

سال ۱۹۷۹ راجر واترز در حال ساخت یک مستند رادیویی درباره آلبوم The Wall بود که با جیم لد (Jim Ladd تهیه کننده برنامه های رادیویی و از مشهورترین DJ های راک رایدو در آمریکا) ملاقات کرد. این ملاقات نقطه شروع رابطه دوستانه و صمیمی ای بود که تا به امروز نیز ادامه یافته است.