چگونه همیشه به نواختن گیتار کلاسیک علاقه مند باشیم؟

می گویند روزی مردی به نزد یکی از استادان ذن رفت و از او سوال کرد: استاد می شود برای من مهمترین نکاتی را که در سطح استادی در فلسفه ذن باید بدانم برروی کاغذی بنویسید؟ استاد قلم را برداشت و کلمه دقت را نوشت. مرد گفت فقط همین؟ استاد قلم را دوباره برداشت ونوشت دقت، دقت… مرد گفت من معنای عمیقی در این کلمه نمی بینم. مگر شما چیز خاصی را در معنای این لغت می بینید؟ استاد گفت دقت یعنی دقت.

علاقه، دقت و هوشیاری، ارکان سه گانه ای هستند که شما باید با درک درست آن ها در سفر به دنیای نواختن گیتار کلاسیک همیشه همراه داشته باشید.

۱- علاقه: من به عنوان یک استاد گیتار هر چیزی را که دانش آموزانم نیاز دارند می توانم در اختیارشان قرار دهم، به جزء یک مورد که آن چیزی نیست جزء علاقه! شما باید در هر سطحی از نوازندگی این شاخصه را همراه خود داشته باشید.

این علاقه می تواند احساس نیاز به نواختن گیتار در طول زندگی تان باشد یا مثل سوخت ماشینی که در جاده ای حرکت می کند. باید ذکر کنم چه در سطح آماتور و چه در سطح حرفه ای فرق نمی کند، شما باید این شاخص را داشته باشید. چون این همان چیزی است که ارزشش را دارد صبح زود بیدار شوید یا بعد از اینکه به دانشگاه رفتید باز هم به نواختن گیتار ادامه دهید.

من به شخصه زمانی شخصی را می بینم که علاقه زیادی در آن نهفته است لذت می برم. ولی متاسفانه علاقه تنها کافی نیست. من اشخاص زیادی را دیده ام که از علاقه زیادی برخوردار بوده اند ولی پس از مدتی تلاش به دلیل اینکه نتوانستند از تمریناتشان نتیجه لازم را بگیرند نواختن گیتار کلاسیک را رها کرده اند.

آنها فکر می کنند که دارای مهارت کافی برای نواختن نیستند یا استعداد کافی ندارند، پس نواختن را رها می کنند. در عوض من اشخاصی را دیدم که سال ها گیتار تمرین میکنند و ماه ها با قطعات دست و پنجه نرم میکنند تا بتوانند بر آن ها تسلط کافی را بیابند و بالاخره پس از چند سال موفق می شوند تا بر این مشکلات غلبه کنند و به درستی گیتار بنوازند.

شخصی که نوازندگی را ادامه داده و شخصی که آن را رها کرده بعد از گذشت سال ها درک میکنند که بعضی از نوازندگان حرفه ای دارای استعداد بیشتری در نوازندگی هستند و چون آنها این قدرت را ندارند پس ناامید می شوند. اما برای من فرقی ندارد هر کسی که می خواهد در نوازندگی موفق شود و به آن ایمان دارد می تواند نوازنده بزرگی شود.

علاقه شدید شما به نوازندگی گیتار کلاسیک باعث می شود تا در ابتدا با مشکلات اولیه در نواندگی دست و پنجه نرم کنید و نوازندگی را ادامه دهید.

۲- دقت و تمرکز: بیشتر نوازندگان برای خود دورنمایی از نوازندگی شان در آینده را تجسم میکنند و همیشه به دنبال این هستند که چگونه و به چه قیمتی باید به هدف خود برسند. جالب است بدانید که بیشتر نوازندگان فکر می کنند با تمرین بسیار (منظور تمرین فیزیکی) میتوانند به این هدف برسند ولی به نظر من به جز تمرین فیزیکی باید به تمرین دیگری پرداخت.

منظور از این تمرین به دست گرفتن گیتارتان نیست بلکه منظور قدرت تمرکز ذهن شما است. بله قدرت تمرکز ذهن، شما باید در هنگام نوازندگی تمام تمرکز و حواس خود را بر روی نواختن گیتار بگذارید. شما با تمرکز در هنگام تمرین باید شعور را به انگشتانتان انتقال می دهید تا در کنترل کامل شما باشند. سعی نکنید در هنگام نوازندگی حواستان جای دیگری باشد. باید به هر ضربه ی خود به سیم های گیتار و انگشت گذاری تان فکر کنید.

۳-هوشیاری: خیلی از مردم فکر می کنند نوازندگان بزرگ ساعت های بسیاری در روز به نوازندگی می پردازند ولی نمی دانند که آن ها با تمرین ۲ ساعت با تمرکز کامل می توانند به جای تمرین ۱۴ ساعت بدون تمرکز، قدرت خود را در نوازندگی افزایش دهند! در ضمن نوازندگانی که بدون تمرکز تمرین می کنند، نمی دانند که انگشت هایشان چه کاری انجام می دهد.

بد نیست بدانید پیانیست بزرگ گلن گولد در زمانی که فقط ۳ روز به کنسرتش مانده بود شروع به نوازندگی می کرد و تمام مدت قبل از آن را به تمرینات ذهنی می پرداخت و میگفت که این کار باعث می شود تا تمرکز بیشتری در هنگام نوازندگی داشته باشم.

جمله ای قدیمی است که می گوید نبوغ یعنی دقت تمرکز. نوازندگان حرفه ای این جمله را به طور کامل درک کرده اند. به نظر من نبوغ یعنی به اندازه کافی وقت گذاشتن برای تمرین در نوازندگی تا بتوان تمام تمرکز و حواس خود را در هنگام نواختن جمع کنید و هوشیاری کامل را در نوازندگی بدست بیاورید.

پس در پایان به این نکته پی بردیم که کلید موفقیت و همیشه علاقه مند بودن به نوازندگی در تمرین بسیار زیاد نیست بلکه در تمرین کردن درست است!

علاقه + اطلاعات درست + تمرین درست + اعتماد به نفس = افزایش علاقه شما در نوازندگی

منبع:
کتاب داستان های از ذن
نویسنده: جیمی آندرایس

10 دیدگاه

  • ارسال شده در بهمن ۴, ۱۳۸۷ در ۸:۴۹ ب.ظ

    نکات خوبی بود
    من فکر میکنم علاقه را هم تا حدی میشه تزریق کرد اینطور که من دیدم شاگردها سه دسته اند(از لحاظ علاقه):
    ۱-آنهایی که فوق العاده شیفته هستند که تکلیفشان معلوم است با هر استادی با ،هر روشی و با هر شرایطی بالاخره خود را به اوج میرسانند.
    ۲-آنهایی که بینهایت کم علاقه هستند. اصلا نمیدانم چرا شروع میکنند.(شاید دلیلی مثل چشم و هم چشمی).کار با آنها ۹۹ درصد بی نتیجه است.
    ۳-آنهایی که کمی تا قسمتی علاقه دارند که در این مورد من فکر میکنم استاد با دادن آهنگهای ساده، جذاب و مورد علاقه ی شاگرد میتواند علاقه شاگرد را رفته رفته زیادتر کند و در آینده ای نه چندان دور که شاگرد پیشرفت خوبی داشته قطعات اصلی را به او بدهد(البته کار ساده ای نیست) ولی من تجربه ی موفق آمیز این روش را کم نداشتم.

  • منا
    ارسال شده در شهریور ۹, ۱۳۸۸ در ۱:۲۲ ب.ظ

    سلام من ۱۵ سالمه و تازه شروع کردم به رفتن سمت موسیقی علاقه خیلی زیادی هم دارم ولی همین الان چند ساعتی میشه که دارم میگردم و حتی یه قطعه که من بتونم بزنم و پیدا نکردم استادم هم میگه فعلا زوده منم کلی دل سرد شدم این انصاف نیست من خیلی علاقه دارم ولی نمیزارن

  • ارسال شده در شهریور ۲۸, ۱۳۸۸ در ۳:۲۴ ب.ظ

    من هم نیزعلاقه ای وافر به گیتار کلاسیک دارم.ولی متاسفانه در طی چند سال ۴استاد بی سواد در موسیقی عوض کردم و اکنون خود از روی کتاب تمرین میکنم!!!و دنبال یک استاد حرفه ای در شهر کرمان میگردم؟!!!

  • مهران
    ارسال شده در خرداد ۹, ۱۳۸۹ در ۴:۲۹ ب.ظ

    من ۴۳ سالمه حدود ۳ ساله گیتار میزنم البته کمو بیش بدون هزینه (استاد) از کارم که زیاد خوب نیست راضیم اما میدونم آحرس گیتاریست حوبی میشم

  • محسن
    ارسال شده در خرداد ۱۶, ۱۳۸۹ در ۲:۱۹ ب.ظ

    مرسی

  • سارا
    ارسال شده در اسفند ۱۷, ۱۳۹۰ در ۱۰:۲۹ ب.ظ

    سلام.من عاشق گیتارم هستم وهر روز تمرین می کنم ولی وقتی توی کلاس جلو استادمون می خوام بزنم حواسم همش به استادمون پرت می شه یه راه حل بهم بدین که حواسم به گیتار باشه نه استاد

  • عارف
    ارسال شده در اردیبهشت ۲۱, ۱۳۹۱ در ۱۱:۰۲ ق.ظ

    با سلام
    از برخی مطالب شما جهت آگاهی دوستان در پیج آکورد های گیتار شبکه ی اجتماعی فیسبوک استفاده کردم
    با تشکر از شما و مطالب بسیار مطلوب و خوبتان

  • مصطفی نعیمی
    ارسال شده در دی ۲۷, ۱۳۹۱ در ۷:۰۵ ب.ظ

    سلام.نکات گفته شده نکات جالبی بود اما به نظر من گیتار کلاسیک یعنی شطرنج صوتی .پس کسانی شعور نواختن ویا حتی شنیدن ان را دارند که دیوانه ی زندگی به روش کلاسیک هستند.مرسی

  • بابک
    ارسال شده در تیر ۲, ۱۳۹۴ در ۴:۴۳ ب.ظ

    کاملا”. تمرین روزی ۸ ساعت و ۱۲ ساعت و اینها گزافی بیش نیست. انسان نمی تواند این همه ساعت تمرکز کند. در ایده آل ترین حالت روزی ۱ تا ۲ ساعت شاید بشود تمرین مفید انجام داد. گاه حتی روزی چند دقیقه تمرین درست (و پرهیز از تمرین نا درست) اثر محسوسی در دراز مدت بر تکنیک فرد خواهد گذاشت.
    کسی که روزی چندین ساعت می نوازد کسی است که از نظر تکنیکی حرفه ای شده و اکنون می تواند برای لذت یا آمادگی اجرای قطعات و رسیدن به برداشت خود از آنها و… روزی مثلا ۸ ساعت بنوازد.

  • بابک
    ارسال شده در تیر ۲, ۱۳۹۴ در ۴:۵۱ ب.ظ

    اضافه کنم که روش درست همه چیز است. تمرین اشتباه از روی عادت یا هیجان و صرفا جهت لذت طلبی چیزی جز درجا زدن نخواهد بود, حتی اگر روزی ۱۲ ساعت برای ۴۰ سال باشد.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

مروری بر آلبوم «ایوارگاه»

وحید طهرانی آزاد با ایوارگاهش نشان می‌دهد که امروز، برخلاف تصور درونی‌شده‌ی عمومی، می‌توان بدون عملیات محیرالعقول و شعبده ساز درخور زد و گوشی یافت. اگر از چهار دونوازی کوتاه سنتور و ویلن (پرنای ۱ تا ۴)، با همه‌ی کمیابیِ خودِ ترکیب و نگاه متفاوت به سبک و سیاق خط ویلن، موقتا چشم بپوشیم هیچ چیز عجیب و غریبی در ایوارگاه نمی‌یابیم. آنچه در ایوارگاه به گوش می‌رسد غریبه که نه، اما شخصی است.

فرایند خم کردن زه وارها و اتصال آن به ساختمان کلافها در ویولن (I)

محتوای این مقاله بخشی از دروس ارائه شده در شهریورماه ۱۳۹۷ در کارگاه رضا ضیائی (RZW) توسط رضا ضیائی است که فرشاد شالپوش آن را گردآوری و تدوین کرده و امیر خمسه ویراستاری آن را بر عهده گرفته است. متن کامل و دیگر مقالات مرتبط در آرشیو کارگاه موجود است.

از روزهای گذشته…

No body home

No body home

راجع به بچه ای است که در دردوران کودکی یک دفتر چه کوچک داشت و شعرهایش را در آن می نوشت، در کیف مدرسه اش مسواک و شانه سرش را نگاه می داشت، راجع به بچه ای که در مدرسه معلمها اذیتش میکردند، مگر وقتهایی که به آنها باج میداد یا سرش در لاک خود بود،
کنسرتوی گمشده

کنسرتوی گمشده

نام پرویز محمود با دوره‌ای تب آلود از تاریخ موسیقی ایران عجین شده است. دوره ای که تغییرات بزرگ اجتماعی و سیاسی در سطح کلان با عث تغییر در ساختار مدیریت فرهنگی و پس از آن تغییر در مدیریت نهادهای موسیقایی (از جمله هنرستان موسیقی) شد.
کریستوف ایشنباخ (II)

کریستوف ایشنباخ (II)

در مقاله ای در سال ۲۰۰۷ مارک اسود (Mark Swed) از تایمز لس انجلس درباره ایشنباخ و ارکستر فیلادلفیا نوشته است: “ایشنباخ یکی از بهترین موسیقیدانان دنیا است. وی دارای عقیده و صاحب سبک و موسیقیدانی جهانی است. موسیقی را پرهیجان اجرا می کند، همکاران از وی با گرمی و حرارت سخن می گویند و همواره مورد علاقه خوانندگان است… پس مشکل کجاست؟ همه می دانند که ارکستر در پذیرفتن وی دچار مشکل بود. زمانی که ایشنباخ به عنوان مدیر ارکستر منصوب شد پنج سال از آخرین باری که ارکستر را رهبری کرده بود می گذشت. ۷۵ نفر از نوازندگان نامه درخواستی را مبنی بر تعلیق این تصمیم امضا کردند. از ابتدا رابطه آنان در مسیری غلط و ناخوشایند پیش می رفت. موسیقیدانان بر روی سن کسل بودند و بسیاری از حضار از سالن خارج می شدند و فضایی ناخوشایند در حین اجرای کنسرت حاکم بود.”
“ردیف” و “اغراق” به مثابه دو بال عامیانگی (I)

“ردیف” و “اغراق” به مثابه دو بال عامیانگی (I)

شنبه بیست و سوم مهر در شیراز کنسرتی بر پا بود که بیا و ببین… کنسرتی که اسمش را گذاشته بودند شب موسیقی معاصر پارس و ارکستر معاصر پارس که گویا ارکستری تازه تاسیس است با همکاری ارکستر با سابقه تر چنگ و چند تکنواز غیر شیرازی به اجرای برنامه میپرداختند. رهبر و آهنگساز تمام قطعات آقای علی رادمان بود که شاگرد شناخته شده آقای علیرضا مشایخی است و یکی دوبار هم حتی ارکستر موسیقی نورا رهبری کرده، پس بنابراین میدانستیم که باید منتظر نوعی موسیقی مدرن باشیم.
کنسرت لیلی افشار در نیاوران

کنسرت لیلی افشار در نیاوران

رسیتال گیتار کلاسیک لیلی افشار در تاریخ ۱۸ و ۱۹ مرداد ماه طی دو شب در فرهنگسرای نیاوران برگزار خواهد شد. افشار در این کنسرت به اجرای قطعاتی از آهنگسازانی چون تدسکو، باخ، لئو براور، آلبنیز و همچنین قطعات محلی تنظیم شده برای گیتار کلاسیک خواهد پرداخت. بلیط فروشی این کنسرت از طریق گیشه فرهنگسرای نیاوران آغاز شده است.
موسیقی در دوران ساسانیان

موسیقی در دوران ساسانیان

دوره حکومت ساسانیان بالغ بر چهارصد سال بطول انجامید و این عصر را در میان اعصار تاریخ ایران پیش از اسلام، درخشانترین دوره موسیقی نام نهاده اند. در این دوره قدرت متمرکز به جای قدرتهای پراکنده در ایران حاکمیت یافت و با تمرکز قدرت و جذب تدریجی ارباب هنر به دربار، زمینه رشد، پیشرفت و پرورش هنرمندان، بویژه موسیقیدانان فراهم آمد.
چارلز براون

چارلز براون

اگر بخواهیم در دنیای پیانو – بلوز تنها نام یک موسیقیدان را ببریم، بدون هیچ شک و تردیدی، ناخودآگاه نام چارلز براون را خواهیم آورد. چراکه توانایی غیر قابل تصور او در نواختن پیانو به همراه صدای باز، گرم و نحوه خواندنش که آمیخته با نغمه های Jazz-Blues بود، به اتفاق هم موسیقی ای را پدید می آورد که تا به امروز کسی نتوانسته همانند آن را بیافریند.
نقدی بر «شیوه نوازی» علی قمصری (II)

نقدی بر «شیوه نوازی» علی قمصری (II)

اگر این قطعات با رویکردی «آموزشی» ارائه شده اند، پس باید به لحاظ آموزشی دارای مطالب مهم و قابل ارائه ای بوده و به گونه ای کاملا گویا از این دیدگاه اجرا شده باشند اما در هیچ یک از این چهار ویدئو، شیوه های مورد نظر به خوبی اجرا نشده و حق مطلب ادا نشده است.
مروری بر آلبوم «سایه‌وار»

مروری بر آلبوم «سایه‌وار»

سبک‌شناسیِ سه‌تار همواره دل‌مشغولی شعاری بوده و کندوکاوهایش در این خصوص، زمانی با برگزاری کارگاه‌ها و کنسرت‌های پژوهشی (از اواخر دهه هفتاد) و بعدها در کنار ترجمه‌ی قطعات اغلب ویولونیِ ابوالحسن صبا به زبان سه‌تار، در «شباهنگ» یا «کاروان صبا» و انتشار آوانگاری‌هایشان عینیت یافت.
گفتگو با حسین علیشاپور (II)

گفتگو با حسین علیشاپور (II)

دلیل دوم هم بحث عدم تحقیق است که این دوستان در شیوه هایی مانند شیوه ی تاج، شیوه ی ادیب، شیوه ی اقبال، شیوه ی طاهرزاده و … خیلی غور و تفحص نمی کنند و در این جزییات وارد نمی شوند که از آنها آگاهی یابند و با توجه به گفتمان امروزی آواز بتوانند حرف امروز خود را با شیوه ی خاص خود بیان کنند. مرحوم همایونپور همیشه به بنده نصیحتی می کردند که ”تو اگر در آواز خواندن تقلید نکنی، به شخصیت خودت احترام گذاشته ای و اثبات می کنی که یک انسان مستقل با فکری مستقل هستی”.