“ناگهان رستخیز”

احمد پژمان
احمد پژمان
به تازگی احمد پژمان، اثری را به سفارش حوزه هنری بر روی اشعار مولانا برای ارکستر سمفونیک و کر تنظیم کرده است که چند ماه است که ضبط آن به اتمام رسیده ولی هنوز توسط انتشارات حوزه هنری به بازار نیامده است. این اثر یکی از معدود آثار سمفونیک ساخته شده توسط این آهنگساز برجسته است در ۳۰ ساله اخیر.

“ناگهان رستخیز” عنوان نشستی است با استاد احمد پژمان در تالار فارابی دانشگاه هنر، در باره تازه ترین اثر ساخته شده ایشان که توسط کر وارکستر سنفونیک مسکو ضبط شده و بزودی از طرف حوزه هنری وارد بازار میشود.

تاریخ برگزاری این نشست، چهار شنبه ۲۱/۱۲/۱۳۸۷ ساعت ۱۶ الی ۱۹ همراه با پرسش و پاسخ و پخش صوتی بخشی از موسیقی و تحلیل آن توسط خالق اثر است. (ورود برای علاقه مندان آزاد میباشد)

احمد پژمان متولد شهر لار شیراز است. نوازندگی ویولون را زیر نظر حشمت سنجری آموخته است و در زمان رهبری حشمت سنجری و هایمو تویبر، نوازنده ارکستر سمفونیک تهران بوده است.

همچنین او سالها به عنوان نوازنده ویولون در ارکستر صبا به رهبری حسین دهلوی فعالیت میکرده است. احمد پژمان آهنگسازی را زیر نظر حسین ناصحی آموخته و آثارش تا کنون با ارکستر های زیادی به اجرا در آمده است.

یکی از مهمترین آلبومهای او که امروز در بازار وجود دارد، “حماسه” است که با ارکسترهای سمفونیک لندن و ارکستر سمفونیک نورنبرگ به اجرا درآمده است.

او در سال ۱۳۴۳ با یورس دولتی به آکادمی موسیقی وین راه پیدا کرد و زیر نظر استادانی چون: توماس کریستین داوید، آلفرد اوهل و هانس یلینک به تحصیل آهنگسازی پرداخت.

او در سال ۱۹۷۶ به دانشگاه کلمبیای آمریکا رفت تا به ادامه تحصیل خود بپردازد. پژمان در دانشگاه کلمبیا از محضر استادانی چون: ولادیمیر اوساچوسکی ، بولانت آرل و جک بیزن تا مقطع دکترا بهره برد.

پس از آن پژمان به ایران بازگشت و به عنوان آهنگساز به همکاری با تالار رودکی پرداخت. آثار زیادی از او توسط ارکستر های مختلف اجرا شد که از جمله آنها سه اثر اپرایی به نامهای “جشن دهقان”، “دلاور سهند”، “سمندر” بودف نیز آثاری به سفارش حسین دهلوی برای ارکستر تلفیقی از سازهای ایرانی و غربی تصنیف کرد.

او از سال ۱۳۷۰ بصورت نامنظم به تدریس آهنگسازی، هارمونی و کنترپوان در دانشگاه هنر پرداخته است. آثاری که از او پس از انقلاب منتشر شده: حماسه، هفت خان، تکسوار عشق، همه شهر ایران، خاطرات فردا، سراب هستند که به جز “حماسه” (که پیش از انقلاب ضبط شده است) و “تکسوار عشق” (که قسمتی از آن پس از انقلاب ضبط شده است) بقیه آثار الکترونیک هستند.

انتشار اثر جدید احمد پژمان با توجه به سکوت چند ساله او در زمینه خلق آثار سمفونیک، میتواند یکی از بهترین اخبار در زمینه موسیقی سمفونیک ایران باشد.

5 دیدگاه

  • babak
    ارسال شده در اسفند ۱۵, ۱۳۸۷ در ۱۰:۵۲ ب.ظ

    salam sharmande ke migam vali chand vaghte ke vaghean matlab nadarin ke benevisin nemidonam vali kheyla dige harmonytalko nemikhonan ye tajdide nazar dashte bashin takrar tekrar tekrar

  • فرزین
    ارسال شده در اسفند ۱۶, ۱۳۸۷ در ۴:۴۹ ب.ظ

    با شنیدن نام احمد پژمان یاد موسیقی فیلم “هنر پیشه” محسن مخملباف می افتیم.عجب فیلمی بود!

  • ali
    ارسال شده در فروردین ۲, ۱۳۸۸ در ۸:۵۵ ب.ظ

    ba salam in asar ali bud .mamnun

  • ali
    ارسال شده در فروردین ۲, ۱۳۸۸ در ۸:۵۸ ب.ظ

    aghaye pejman vaghean ostadie khodeshun ro neshun dadand man in ghata ro shenidam va besyar lezat bordam

  • قديمي
    ارسال شده در تیر ۱۶, ۱۳۸۹ در ۹:۵۹ ق.ظ

    هر از گاهی در گذر زمان کسانی مثل آقای پژمان پیدا می شوند که روحی تازه به موسیقی کشورشان تزریق کنند. بدون اغراق یکی از زیباترین آلبوم های موسیقی کلاسیک است که تا کنون شنیده ام حتی رد پای موسیقی ملی خودمان نیز گه گاه دیده می شود.
    از آقای پژمان ممنونم.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

مرور آلبوم «باغ بی برگی»

زبان اصالت برای مدرنیست‌ها یا آهنگسازان «موسیقی معاصر» ما معادل منطق زبانی است. عمدتاً گنجینه‌ی از پیش موجود دستگاهی را می‌کاوند تا بخشی از منطقش را در بستری آشنازدایی‌شده به‌کارگیرند و موسیقی به‌راستی پیشرو بیافرینند. برای بعضی (که بیشتر در خارج از ایران کار و زندگی می‌کنند) همین برداشت ماده‌ی اولیه کافی است. ماده‌ای که برداشته‌اند یا منطقی که ترکیب کرده‌اند به‌قدر کافی ناآشنا هست که «مدرن» بنماید. اما برخی دیگر از این پله فراتر می‌روند. درک و جذب منطق زبانی و توان تکلم با آن ولو با کلماتی که از آنِ همان زبان نیست، هدفشان می‌شود (گرچه گاه ناخودآگاه). آنها در پی چیرگی نوآورانه بر منطق کهن و تصعید آن به جهانی نو هستند.

بررسی برخی ویژگی های ساختاری آثار پرویز مشکاتیان (XIII)

به همین ترتیب مثال های زیر را مشاهده کنید و سعی کنید جملات تاثیر گرفته از ردیف را مقایسه کنید. قطعۀ «پیش درآمد نغمه» در دستگاه چهارگاه و گوشۀ زنگ شتر از ردیف میرزا عبدالله.

از روزهای گذشته…

گفتگو با کیاوش صاحب نسق (I)

گفتگو با کیاوش صاحب نسق (I)

به دنبال تهیه مطلب جشنواره موسیقی آهنگسازان معاصر ایران با کیاوش صاحب نسق آهنگساز معاصر و طراح جشنواره آهنگسازان معاصر ایران مصاحبه ای انجام دادیم که در این گفتگو را می خوانید.
جایگاه نوازندگی

جایگاه نوازندگی

بحث جدایی آهنگساز و نوازنده و ارزش هریک از آنها در اثر هنری، در سالهای اخیر بیشتر شده است و برخی معتقدند که:”در یک اثر موسیقی، آهنگساز اندیشه و احساسات خود را بیان می دارد و نوازنده صرفأ یک راوی است که روایتگر تفکرات و روحیّات آهنگساز است. در این دید، نوازنده دارای درجه هنری پایین تری نسبت به آهنگساز می باشد چراکه او نه یک هنرمند آفریننده، که یک کارگر هنری است. او تنها مجری تفکرات دیگری است”.
یادداشتی بر آلبوم «حُزّان»

یادداشتی بر آلبوم «حُزّان»

رسوبِ شنیده‌های پرشمار ما از آثار یک قرن موسیقی دستگاهی، همواره در حال هجوم آوردن به شنود ما هستند و کنار زدن این انباشت، لاجرم رخدادهای تازه‌ای می‌طلبد. در کنار چنین چالشی، انتخاب دشتیِ کم‌دامنه برای یک آلبوم، با کنش‌های مدال اندک و اتوس غالب‌اش، اندوه، خود خطرکردن است و مجاب‌کردن گوش‌ها در چنین فضای محدودی دشوارتر. آنچه که حُزان را در بیشتر بخش‌های آن پیروز این نبرد خودخواسته می‌کند، علاوه بر کار نی‌نواز و خواننده، سرزندگی اجرا و تزریق رخداد به موسیقی، چه در روند کلی و چه در درون هر بخش است.
آسیب شناسیِ کاربرد نت در موسیقی کلاسیک ایرانی (X)

آسیب شناسیِ کاربرد نت در موسیقی کلاسیک ایرانی (X)

کلیه کوشش هایی که تاکنون در جهت تجزیه و تحلیل سیستم های تنال این موسیقی ها با استفاده از نوتاسیون معمول اروپا به عمل آمده نامؤفق بوده و بی اندازه غیردقیق و خودسرانه صورت پذیرفته است. ایراد و انتقاد بعضی از محققین به آوانویسی موسیقی های غیرغربی با استفاده از نوتاسیون معمول اروپا، بی شک تا حدودی منطقی به نظر می رسد. این نوتاسیون قادر نیست کلیه ویژگی های ملودیک، ترکیبات و کیفیت های صوتی موسیقی فرهنگ های غیرغربی را مشخص کند. به همین دلیل ابتکارها و پیشنهادهای دیگری در جهت ثبت ملودی های این فرهنگ ها ارائه می شود‌‌» (مسعودیه/۱۳۸۳، ۴۸ و ۴۹).
موسیقی و معنا (VIII)

موسیقی و معنا (VIII)

ایده‌ی جدا نبودن معنای موسیقی از شرایط و فضاهای فرهنگی و اجتماعی برخاسته از آن در مجامع موسیقی‌شناسی (مانند Kramer 1995)، جامعه‌شناسی (مانندMartin 1995 ) و قوم‌موسیقی‌شناسی (مانند Bohlman 2000) پذیرفته شده است. در این رویکردها اندیشه‌هایی که پایه‌ی بسیاری از متون فلسفه‌ی موسیقی‌اند (مانند ایده‌ی وجود حوزه‌ی زیبایی‌شناسیِ مستقل و ضروری برای موسیقی) مورد تردید واقع شده یا مطلقاً رد شده‌اند؛ چراکه این افکار، یا پیش‌فرض‌های تک فرهنگی دارند (۱۰) یا نمی‌توانند به قدر کفایت با وجوه پویا و تاریخی موسیقی پیوند برقرار کنند.
محمد رضا درویشی و کلیدر (V)

محمد رضا درویشی و کلیدر (V)

در قسمت قبلی این نوشتار اشاره ای شد به وضعیت منتقدین و نویسندگان موسیقی در ایران و اینکه هنوز در این بخش کمتر شاهد مطالب و مقالات و نقد های جدی و درخور توجه هستیم. در مورد نقد ها و مطالبی که در مورد کلیدر نوشته شد کمتر به ویژگی های ساختاری این اثر اشاره شد و بیشتر نویسندگان به بررسی ویژگی های ظاهری این اثر از دیدگاه عموم پرداخته اند.
جوزپه وردی، اپراساز محبوب (III)

جوزپه وردی، اپراساز محبوب (III)

وردی و واگنر رهبران بزرگ موسیقی مستقل از یکدیگر بودند که به نظر می رسید با یکدیگر خصومت نیز داشتند. آنان هیچ گاه با یکدیگر ملاقات نکردند. نظریات وردی بر آثار واگنر بسیار کم بوده اما همان نیز نیکخواهانه نبود: “واگنر همواره انتخابهای یک شکل دارد، راههای تکراری، تلاش برای پرواز به جایی که تنها انسانهای منطقی از بودن در آنجا نتیجه می گیرند.” با این وجود در مرگ واگنر گفت: “غم انگیز، محزون، متاسف انگیز…! واگنر نامی است که تاثیری بزرگ و جاودان بر تاریخ هنر به جای خواهد گذارد.” نظر واگنر درباره آثار وردی که تنها یکی از آنها معروف است، واگنر پس از گوش سپردن به رکیوم وردی گفت” بهترین سخن آن است که سخنی نگوییم!”
شریف؛ مردم سالار موسیقی (III)

شریف؛ مردم سالار موسیقی (III)

هرچند در همان زمان با نگاهی موشکافانه به آثار وی می توان به ذوق و قریحه و با اصطلاح لهجه و زبان شخصی فرهنگ شریف در تار پی برد. البته این نکته را نیز باید در نظر گرفت که سبک تار نوازی خاندان شهنازی با سبک وزیری تفاوت های عمده ای داشته، ولی به هرحال اجرای آثار وزیری توسط فرهنگ شریف نشان دهنده سبک متفاوت نوازندگی وی در آن دوران نسبت به دوره ای است که عموماً از تار شریف شنیده شده است.
درباره حسینعلی ملاح (II)

درباره حسینعلی ملاح (II)

تخصص او در موسیقی علمی و عملی و در شعر ادیب پارسی و آشنایی به زبان های دیگر همگام با عشق به پژوهش از وی پژوهشگری کم نظیر و مطمئن ساخت به نحوی که بنا به قول استاد بزرگوار زنده یاد دکتر محمد تقی دانش پژوه دانشمندی چون مجتبی مینوی با آن وسواس علمی فیش های موسیقی خود را به وی می سپرد که یادآور سفارش علامه دهخدا در تحویل فیش های لغت نامه به دکتر معین است تا سیر تحقیق در باب تشویق تداوم یابد حسینعلی ملاح از نخستین کسانی بود که آقای مهدی ستایشگر صاحب اثر واژه نامه موسیقی را در این کار تشویق و ترغیب نمود و راهنمایی های موثری جهت این کار برای ایشان انجام داد.
از سمفونی ۹ بتهوون تا قدرت فاشیسمی آدلف هیتلر (III)

از سمفونی ۹ بتهوون تا قدرت فاشیسمی آدلف هیتلر (III)

در ساعت ۱٨:۳۰ تاریخ ۲۰ آوریل ۱٨٨۹ میلادی در مسافرخانه ای در شهر مرزی براونا آئو اماین اتریش که در مرز بین اتریش و امپراتوری آلمان بود، پسری چشم به جهان گشود. پسری که تا کنون در دنیا همسانی نداشته است. پسری که پدرش آلویس و مادرش کلارا بود، پدرش که کارمند گمرک بود و بسیار به اصول زندگی معتقد بود به افتخار زنده مانده آدولف دستور داد تا برای درک شکوه و عظمت جهان هستی برای او سمفونی را در ر مینور اپوس ۱۲۵ از بتهوون اجرا کنند. آری او آدولف هیتلر بود و صدای سمفونی نهم در زمان تولدش اولین صدایی بود که او را در این دنیا همراهی می کرد.