گفتگو با جیمز دپریست (I)

جیمز دپریست
جیمز دپریست
جیمز دپریست مدیر ارکستر مدرسه جولیارد (The Juilliard) و مدیر اُرگون سمفونی (Oregon Symphony)و از سال ۲۰۰۵ تا ۲۰۰۸ رهبر دائم ارکستر سمفونیک متروپولیشن توکیو بوده است. به عنوان رهبر میهمان در تمام ارکسترهای بزرگ آمریکای شمالی حضور داشته و کارهای بین المللی او رهبری در آمستردام، برلین، پراگ، روم، رتردام، سئول، استوکهلم، بوداپست، کپنهاگ، هلسینکی، منچستر، ملبرن، مونیخ، اشتوتگارت، سیدنی، تلاویو، توکیو و وین می باشد. کنسرت لندن او به همراه ارکستر سمفونیک لندن در باربیکن در آپریل ۲۰۰۵ بود.

او اغلب در جشنواره موسیقی آسپن به همراه سمفونی تانگلوود، ارکستر فیلادلفیا در مرکز موسیقی مان (Mann Music Center) و ارکستر جولیارد (Juilliard orchestr) در مرکز لینکلن و تالار کارنگی حضور دارد.

او بیش از ۵۰ اثر ضبط شده دارد، یکی از مهمترین آثار ضبط شده او شامل مجموعه قطعات شوستاکویچ به همراه فیلارمونیک هیلسنکی و ۱۵ اثر ضبط شده به همراه سمفونی اُرگون است (که او توانست این ارکستر را به بهترین ارکستر آمریکا مبدل کند.)

شیکاگو سان تایمز در ستایش او مینویسد : “جیمز دپریست یکی از مهمترین رهبران ارکستر روز آمریکا است.” و نیز شیکاگو تریبون نوشته است: “یکی از بهترین رهبرانی که این ملت به خود دیده است!”

او در فیلادلفیا در سال ۱۹۳۶ به دنیا آمد، به همراه وینسنت پرسیچتی در کنسرواتور فیلادلفیا فعالیت داشت و لیسانس و فوق لیسانس خود را از دانشگاه فیلادلفیا دریافت کرد. در سال ۱۹۶۲ جایزه بین المللی رهبری ارکستر دیمیتری میتروپولوس (Dimitri Mitropoulous) را از آن خود کرد و توسط لئونارد برنستین به عنوان دستیار رهبر فیلارمونیک نیویورک طی فصول ۱۹۶۵ – ۶۶ برگزیده شد.

از افتخارات بزرگ دپریست، کنسرت اروپای او در فیلارمونیک رتردام در سال ۱۹۶۲ می باشد. در سال ۱۹۷۱ آنتال دوراتی او را به عنوان رهبر دستیار خود در سمفونی ملی واشنگتون دی-سی انتخاب کرد.

جیمز دپریست دارنده ۱۳ دکترای افتخاریست و نویسنده ۲ کتاب و اشعار زیادی است. او منتخب آکادمی آمریکایی علم و هنر و آکادمی رویال سوئد و دارنده نشان افتخار فرماندهی فنلاند، مدال شهر کوبک و عضو هیات رئیسه فرهنگی مریت (Merit) در موناکو است. در سال ۲۰۰۵ رئیس جمهور آمریکا جیمز دپریست را منتخب مدال ملی هنرها معرفی کرد که این بزرگترین افتخار ملی هنری آمریکا است.

من، بوروس دُفی در سال ۱۹۸۸ مصاحبه ای با جیمز دپریست انجام دادم،(در هتلی در شیکاگو که به مناسبت مجمع ارکستر سمفونیک آمریکا که او آنجا اقامت داشت) بحث ما در آرامش و غیر رسمی بود و او در مقابل سئوالات من علاقه فراوان نشان می داد. زمانی که ضبط صوت را روشن می کردم از من پرسید چقدر طول می کشد و زمانی که در جواب گفتم ۴۵ دقیقه، در پاسخ گفت:
نمی توانم تصور کنم در این زمان طولانی چه چیزی ارزش بیان کردن دارد!

(متعجب) از زبان رهبری همچون شما؟! خب اجازه بدهید با سئوال راجع به تحصیلاتتان آغاز کنم؛ در حدود ۳۵۰ سال مطالب برای یادگیری وجود دارد، چگونه انتخاب می کنید تا کدام را یاد بگیرید، به کدام در آینده بپردازید و کدام را کاملا نادیده بگیرید!؟
بسیار دوره جالبی است! کاری که انجام می دادم این بود که تمام قطعات موسیقی موجود در کتابخانه ام را نگاه می کردم و بعد از مطالعه، با نوشتن بله یا نه آنها را علامت گذاری می کردم. اگر از یک کار اجراهای فراوان داشته باشید، دوست دارید خود تصمیم نهایی را بگیرید اما باید قطعه ای را بنوازید که با مسئول ارکستر نیز به توافق رسیده اید.

دوراتی (Dorati) همیشه به من می گفت: “هیچ تصمیم نهایی نگیر جیمی، تا زمانی که آن قطعه را با بهترین ارکستر اجرا کنی.” زمانی که قطعه ای را تمرین می کنید و تسلط کامل دارید، آن را در بسیاری از برنامه هایی که مناسب به آن می بینید اجرا کنید، با این کار قطعات محبوب به تدریج آشکار می شوند. اگرچه قطعات مختلفی را بارها اجرا کرده اید اما همان قدرت انتخاب بهتری به شما می دهد. تا زمانی که چیزی برای کشف کردن و پیشرفت وجود دارد فوق العاده است!

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

ریتم و ترادیسی (IX)

با این حال، حتی مفیدتر از فهرست های رویدادها، تجسم داده های MIDI به صورت پیانو-رُل مطابق شکل ۱۲ است. در این نوع ارائه، محور عمودی نشان گر شماره های نت MIDI است (مانند F2=53) و نت های متناظرِ شستی های پیانو به صورت گرافیکی بر هر دو طرف شکل نشان داده شده اند. زمان در طول محور افقی حرکت می کند، و با ضرب ها و میزان ها مشخص شده است. هنگام نمایش سازهای کوبه ای، هر سطرْ متناظر با یک ساز متفاوت (به جای یک نت متفاوت) است. برای مثال، در مشخصات کلی MIDI برای طبل، سطر متناظر با C1 طبل بزرگ با شماره ی نت MIDI برابر ۳۶ است، D1=38 طبل کوچک است و ۴۲=۱♯F و ۴۴=۱♯G و ۴۶=۱♯A انواع مختلف سِنج پایی هستند. این موارد در شکل همراه با شماره ی نت MIDI متناظرْ برچسب گذاری شده اند.

همه حق اظهارنظر دارند

با این جمله لابد بارها برخورد کرده‌ایم. وقتی از آن استفاده می‌کنیم که کسی به نظر کس دیگری اعتراض کرده باشد. مثلاً وقتی‌که کسی بگوید «این چه مطلب بیراهی است که فلانی نوشته». جمله‌ی لیبرال‌منشانه‌ای است که این روزها طرفدارهایش از گذشته هم خیلی خیلی بیشتر شده و به‌سختی ممکن است بتوانیم با آن مخالفت کنیم.

از روزهای گذشته…

امامی: به تئاتر علاقه دارم

امامی: به تئاتر علاقه دارم

بنده از کودکی با موسیقی آشنا شده ام و این شانس را داشته ام که در خانواده ای رشد پیدا کنم که اهل موسیقی بودند. پدر بنده استاد احمد امامی سال ها است که دف و تنبک تدریس می کنند، خوب به طبع اولین سازی که تجربه کرده ام و نواخته ام ساز تنبک است و آواز هم در آن سنین می خواندم. بعدها ساز سنتور را تجربه کردم و خدمت اساتیدی چون آقای حسین شکوفا و جناب آقای مسعود شناسا رفتم و آواز را هم در واقع به صورت جدی دنبال کرده ام و بعدها خدمت اساتیدی رسیده ام چون آقای ادیب، استاد محسن کرامتی؛ در کلاس های استاد محمد رضا لطفی شرکت کرده ام و کلاس تحلیل ردیف و آواز تخصصی ایشان افتخار داشته ام که حضور داشته باشم. از سال ۱۳۸۶ هم کارگاه استاد محمد رضا شجریان برپا شد، شرکت کرده ام و در کلاس های ایشان حضور پیدا کرده ام و بسیار از ایشان آموخته ام و استفاده برده ام.
نگاهی به فعالیتهای موسسه فرهنگی هنری آوای مهربانی (IV)

نگاهی به فعالیتهای موسسه فرهنگی هنری آوای مهربانی (IV)

مؤسسه فرهنگی هنری آوای مهربانی سی و هفتمین نشست پژوهشی خود را با همکاری انجمن موسیقی این بار با موضوع « مروری بر آثار رضاقلی میرزا ظلی» روز جمعه ۲۵ خرداد۸۶ از ساعت ۴ الی ۶:۴۵ در تالار رودکی برگزار کرد. در این برنامه پژوهشی کاربردی، ضمن دیسکوگرافی و تجزیه وتحلیل اثار ظلی، نمونه هایی از صفحات او پخش و برخی نیز بازخوانی شد. فهرست برنامه به این شرح بود
چهارمین اجلاس جهانی موسیقی در اکتبر ۲۰۱۱

چهارمین اجلاس جهانی موسیقی در اکتبر ۲۰۱۱

چهارمین نشست جهانی موسیقی ۴th world forum on music”” از ۲۶ سپتامبر تا اول اکتبر ۲۰۱۱ در تالین استونی با شرکت شورای جهانی موسیقی، شورای موسیقی اروپا، شرکت تجاری NAMM (که یکی از اسپانسرهای اصلی این برنامه بود)، وزارت فرهنگ استونی، مرکز فرهنگی استونی، پایتخت فرهنگی اروپا ۲۰۱۱ تالین، یونسکو، بنیاد طراحی برنامه های هنری جوانان، بنیاد طرح برنامه های فرهنگی اتحادیه اروپا و میهمانان و اعضای آزاد از سایر کشور ها، کار خود را آغاز کرد.
گفتگو با عبد الحمید اشراق (II)

گفتگو با عبد الحمید اشراق (II)

من در آن زمان در رادیو با دو ارکستر همکاری کردم یکی ارکستر امیریی و اسکوئی و دیگری همایون خرم بود و با خوانندگانی چون ملوک ضرابی و دردشتی و دیگران‏ نوازندگی می‏کردم. در آن دروان هارمونی را نزد آقایان حسین دهلوی و حسین ناصحی‏ می‏آموختم و درعین‏ حال در خیابان نادری و چهار راه حسن‏ آباد کلاس موسیقی داشتم‏ و درس می‏دادم و رشتهء معماری را هم در دانشگاه تهران ادامه می‏دادم.
نگاهی کوتاه به هارمونی دوبفسکی (II)

نگاهی کوتاه به هارمونی دوبفسکی (II)

نویسندگان کتاب هم که خود از استادان این درس‌ در یکی از مراکز معتبر آموزش موسیقی در دنیا بوده‌اند، این موضوع را متوجه شده و با قرار دادن تمرین‌های با پیانو در کتاب برای هنرجویان سعی در درونی کردن قواعد حفظ شده، داشته‌اند. چرا که اگر هنرجویی بتواند در زمان نواختن (تحت فشار زمان) وصل‌های درستی را انجام دهد، مطمئنا قواعد را به شکلی درونی در می‌آورد و دیگر خطر مسئله‌ی بالا او را تهدید نمی‌کند.
مقدمه ای بر گام پنتاتونیک

مقدمه ای بر گام پنتاتونیک

گام پنتاتونیک از جمله گامهایی است که در موسیقی Jazz کاربرد دارد، یکی از متداول ترین آنها گامهایی است که بر اساس یک گام ماژور ساخته می شود. گامی است متشکل از ۵ نت که از فاصله های دوم بزرگ و سوم کوچک تشکیل شده است.
اقیانوسی بنام باخ (I)

اقیانوسی بنام باخ (I)

از آنجائیکه باخ در مقایسه با آهنگسازان هم عصر خود میل شدیدتری به موسیقی داشت و پیروی از سبک او نگرش عمیق تری از حد معمول را طلب می کرد، همگان قادر به بهره جویی از اقیانوس بیکران هنرش نبودند. شاید یکی از دلایلی که او را از دیگر آهنگسازان متمایز نموده این نکته است که هیچ یک از آثارش سطحی نیستند.
سمفونی مانفرد؛ یک شاهکار روسی… (II)

سمفونی مانفرد؛ یک شاهکار روسی… (II)

«کاری را که تمام تابستان بدان مشغول بودم اکنون به اتمام رسانده ام و چه کوششی کردم تا مانفرد بدین جا رسید. تمام دل و جانم و وجودم را بر روی آن گذاشته بودم و در طی این مدت چه هیجانی داشتم و این کار چقدر دشوار بود و همنشینی با مانفرد مرا به ناراحتی عصبی دچار کرده است.»
یادداشتی بر نوشته ی «وهم یا نبوغ؟!» (I)

یادداشتی بر نوشته ی «وهم یا نبوغ؟!» (I)

چندی پیش مطلبی در سایت به قلم یکی از نویسندگان «گفتگوی هارمونیک»، سعید یعقوبیان به نام «وهم یا نبوغ؟!» به انتشار رسید که از طرف مخاطبان مورد توجه و بحث های زیادی قرار گرفت. چند روز پیش یکی از خوانندگان سایت، یادداشتی را بر این نوشته ارسال کرد که امروز این مطلب را می خوانید:
آشنایی با اولین ساز الکترونیکی: <br>تصادفی که تاریخ موسیقی را متحول کرد

آشنایی با اولین ساز الکترونیکی:
تصادفی که تاریخ موسیقی را متحول کرد

همه ما الیشا گری (Elisha Gray) را به‌عنوان مخترع تلفن می‌شناختیم، اگر الکساندر گراهام‌بل یک ساعت قبل از او به دفتر ثبت اختراعات نرفته بود در عوض نام‌ گری در تاریخ «موسیقی الکترونیکی» به‌عنوان مخترع اولین ساز الکترونیکی ثبت شده است. حال اگر بخواهیم فهرستی از بدشناس‌ترین مردان تاریخ تهیه کنیم، نام الیشا گری (Elisha Gary) بعد از Remo Giazotto (آهنگ‌ساز و محقق موسیقی سبک باروک ایتالیا) در ردیف دوم قرار می‌گیرد. به هر حال در کنار این بدبیاری بزرگ، او اختراع اولین ساز الکترونیکی را مدیون یک اتفاق تصادفی است.