محسن قانع بصیری درگذشت…

کوچک بودن و نوشتن از انسان های بزرگ و بزرگوار وظیفه سنگینی است. امروز اما به رسم شخصیت پرمحبتش که همیشه با پرسش از دیگران، حتی افراد جوان و بی تجربه، درپی آموختن از آنها و نشر آموخته هایش بود، با جسارت، در سوگ از دست دادنش می نویسم.

متأسفانه طلوع شنبه ۲۳ اردیبهشت ۱۳۹۶ خزان زندگی استاد محسن قانع بصیری را رقم زد. استاد قانع بصیری استاد زندگی بود و سرشار از شور آموختن. هرچند او هیچ گاه به طور حرفه ای وارد دنیای موسیقی نشد اما دانش و درکش از موسیقی و تفکرات و نظریه هایش درباره موسیقی منزل او را به محفل انس موزیسین ها تبدیل کرده بود.

نظریه سازه های میانی استاد قانع بصیری که در ژورنال گفتگوی هارمونیک منتشر گردیده یکی از مهترین نظریه های ایشان در حوزه هنر و مخصوصاً موسیقی است. متأسفانه ایشان فرصت تکمیل و انتشار کامل آن را بدلیل نوشتن کتاب ناتمامی با موضوع امنیت و قدرت نیافت.

استاد قانع بصیری روح زندگی را در موسیقی یافته بود و ذوق سرشار و علاقه بیکرانش به موسیقی را با غوطه ور شدن در دنیای این هنر و با کشف هر روزه نکاتی در اجرا یا یافتن آهنگسازان یا قطعاتی از موسیقی معاصر سراسر دنیا به علم و دانشش در زمینه های علوم اجتماعی و صنعتی پیوند زده بود تا، فراتر از نخوت زندگی روزمره، خالق آثار بسیار مهمی از جمله کتاب های از «اطلاعات تا آگاهی»، «پرسشی از هایدگر»، «مارکس و تکنولوژی»، «غرب زدگی، بسته بندی نوستالژیک تاریخی» و اثر جدید ایشان «جلوه ها و جنبه های دموکراسی» باشد.

بی گمان او بود که قدر و ارزش موسیقی را نه تنها به عنوان هنری والا بلکه در پیشبرد اهداف و ایده های غیر موسیقایی بشر به خوبی دریافته بود. تنها دو روز پس از درگذشت نابهنگام و باورناپذیرش، سیل ابراز تأسف در از دست دادن فرصت آشنایی و دیدارش از سوی هنرمندان و علاقه مندان به مسائل فلسفی و اجتماعی بر درد از دست دادنش می افزاید. کمتر کسی بود که شیفته شخصیت صمیمی و بی ریای او نشود و در تجدید دیدار با او درنگ کند.

سایه مهر استاد قانع بصیری از سر فرهنگ و اندیشه این سرزمین کوتاه گشت اما بی شک میراث پربار بر جا مانده از استاد همواره می تواند راه گشای جوانان و علاقه مندان به اندیشه ورزی باشد. نوید که چند مقاله منتشر نشده از ایشان در زمینه موسیقی بزودی و با اجازه خانواده ایشان در ژورنال گفتگوی هارمونیک به انتشار خواهد رسید. همچنین صفحه اختصاصی استاد قانع بصیری به احترام ایشان در دسترس خواهد ماند.

مراسم تشییع این فرهیخته از دست رفته ساعت ۹ صبح روز دوشنبه ۲۵ اردیبهشت ماه ۱۳۹۶ از کتابخانه ملی تا قعطه نام آوران بهشت زهرا برگزار می گردد. مراسم ختم ایشان نیز روز سه شنبه ۲۶ اردیبهشت ماه ۱۳۹۶ از ساعت ۱۸ و نیم تا ۲۰ در مسجد الرضا واقع در میدان نیلوفر برگزار خواهد شد.

5 دیدگاه

  • حامد فتحی
    ارسال شده در اردیبهشت ۲۵, ۱۳۹۶ در ۱۱:۳۷ ب.ظ

    تسلیت میگم واقعا ناراحت شدم .

  • ارسال شده در اردیبهشت ۲۶, ۱۳۹۶ در ۱۰:۵۱ ق.ظ

    روانشون شاد

  • ملیحه شیدایی فر
    ارسال شده در اردیبهشت ۲۶, ۱۳۹۶ در ۱:۱۲ ب.ظ

    تسلیت میگم ، روحشون قرین رحمت

  • سجاد محرابی
    ارسال شده در اردیبهشت ۲۷, ۱۳۹۶ در ۳:۲۲ ب.ظ

    واقعه لطمه بزرگی به جامعه ی فرهنگی وارد شد؛
    برای بازماندگانشون آرزوی صبر دارم

  • میرزاده
    ارسال شده در مهر ۱۵, ۱۳۹۶ در ۱۰:۴۷ ق.ظ

    تسلیت میگم
    روحش شاد

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

ریتم و ترادیسی (I)

ریتم و ترادیسی دو روشِ فهم نظم های زمانی در جهان پیرامونِ ما را در تباین با هم قرا می دهد: فهم مستقیم به-واسطه ی قوه ی ادراک، و فهم غیر مستقیم به واسطه ی تجزیه و تحلیل. «ریتم» به دستگاه ادراکی ای که امکان مشاهده و دریافتِ بی دردِسرِ پدیده های ریتمیک را در اختیار افراد قرار می دهد گریز می زند، درحالیکه «ترادیسی» ابزارهای ریاضی ای را که برای کشف نظم ها و مطالعه ی الگوها مورد استفاده قرار می گیرد پیشِ روی می گذارد.

موسیقی و شعر در «گرگیعان و گرگیعان» (II)

بیرون‌رفتن مردم از خانه و برگرفتن و دورافکندن کلوخ در آخرین روز ماه شعبان به احتمال فراوان به نشانه ترک عیش و عشرت و باده‌نوشی در ماه مبارک روزه‌گیران و دورکردن دیو گناه باده‌نوشی از خود بوده است و این آیینی بازمانده از دوره پیش از اسلام بوده که با دگرگونی نظم و روال زندگی عادی مردم در تغییر ماه همراه بوده است (۲) و یا جشن «هالووین» در فرهنگ غربی. «هالووین» یک جشن مسیحیت غربی و بیشتر سنتی می‌باشد که مراسم آن سه شبانه‌روز ادامه دارد و در شب «۳۱ اکتبر» (نهم آبان) برگزار می‌شود. بسیاری از افراد و مخصوصا کودکان و نوجوانان در این شب با چهره‌های نقاشی شده، لباس‌های عجیب یا لباس‌های شخصیت‌های معروف، چهره و ظاهری که آن به‌نظرشان ترسناک باشد خود را آماده جشن می‌کنند و برای جمع‌آوری نبات و آجیل به در خانه دیگران می‌روند. این جشن را مهاجران «ایرلندی» و «اسکاتلندی» در سده نوزدهم با خود به قاره آمریکا آوردند. (۳)

از روزهای گذشته…

گفتگو با علی صمدپور (III)

گفتگو با علی صمدپور (III)

بعدها همکاری من با ماهور کمتر شد. از بحث اصلی خارج نشویم… به هر حال این نسلی که امروز می‌بینید ماها را دیگر نمی‌شناسند از آن فضایی که درواقع یک بخشی از آن‌را خود من ایجاد کردم به‌وجود آمدند. بعد از دوره‌ی ما هم دیگر آرامش پس از جنگ به وجود آمده بود و نسل بعد زندگی‌شان خوشبختانه به‌هم ریخته نشد. آنموقع ترس از سربازی رفتن هم وجود داشت که می‌روی و دیگر برنمی‌گردی. همه‌ی اینها جزء جزء مهم‌اند. به هرحال نشد که آن نسل موسیقی خودش را درست بکند و به‌نظر من بخشیش هم طبیعیبود. نسل بعد از ما هم، روی به نسل قبل از ما داشتند چون قطعه و موسیقی قابل توجهی قبل از خودشان ندیدند، دیدند که آنها هم دارند کارهای نسل‌های قبل‌شان را می‌زنند و آموزش می‌دهند. این وضعیت تا «راز نو» ادامه داشت و تقریباً بعد از «راز نو» بود که دیگران هم شروع به کار کردند.
وضعیت حاکم برسازندگان ساز

وضعیت حاکم برسازندگان ساز

براستی امروز در کجای تاریخ سازگری ایران در مقایسه با روند معمول نظام آموزشی متدوال در دنیا و یا در حداقل رعایت اصول استاندارد های جهانی به لحاظ علمی و تجربی به سر می بریم؟ گذشته سازگری ما وابسته به کدام پشتوانه مکتوب و قابل تدریس وهمچنین قابل نقد و بررسی می باشد؟ آیا به جز وجود سازهای متعدد که بوسیله سازندگان معروف در دهه های گذشته تولید شده اند، چه آثار دیگری به جهت منبع وماخذ برای استفاده و بهره وری موجود می باشد؟
کاظم داوودیان و موسیقی ایرانی با ارکستر سمفونیک

کاظم داوودیان و موسیقی ایرانی با ارکستر سمفونیک

بیشتر ما موسیقی های سمفونیکی که در دهه ۶۰ و ۷۰ شمسی از تلویزیون بر روی برنامه هایی با موضوعات، خود کفایی و استقلال بر روی تصاویری از مزرعه ها، بندرگاه ها و پالایشگاه ها به نمایش در می آمد را به خاطر داریم. موسیقی هایی که ریتم و مایه های موسیقی ملی در آنها موج میزد؛ القای ریتم از سوی ویولنسل ها و کنترباس ها به همراه تیمپانی و گاهی همراهی سازهای ایرانی.
“همه ما موریکونه را دوست داریم”

“همه ما موریکونه را دوست داریم”

آثار موریکونه را باید نوعی از موسیقی عنوان کرد که در گذر زمان نه تنها از ارزشهایش کاسته نمیشود بلکه همواره زوایای پنهان از خلاقیت و ابعاد گسترده کاری وی را نشان می دهد. آثار وی قسمتی از احساس ما را که نسبت به موسیقی حساسیت دارد لمس میکند و بر آن تاثیر عمیقی میگذارد. آهنگسازی بیش از ۴۰۰ فیلم و مجموعه تلویزیونی از وی شخصیتی دست نیافتی ساخته است و به جرات میتوان عنوان کرد که اگر موریکونه و آهنگ هایش نبود، شاید فیلمهایی که امروز توانسته اند جوایزی را تصاحب کنند قادر به نائل شدن به این افتخار نبودند!
سر توماس بیچام، رهبر بزرگ انگلیس (V)

سر توماس بیچام، رهبر بزرگ انگلیس (V)

در دهه سی قرن بیستم بیچام دوباره توانست مدیریت بخش بزرگی از فصل های اپرای کاونت گاردن را در اختیار خود درآورد. اما از آن جایی که تمایل داشت بر آهنگ سازی تمرکز کند تا مدیریت، وظیفه مدیر هنری را به عهده گرفت و جفری توی (Geoffrey Toye) به عنوان مدیر عامل انتخاب شد.
درباره مشکل «شیش هشت» و «میزان های لَنگ» در وزن شناسیِ موسیقی ایرانی (IV)

درباره مشکل «شیش هشت» و «میزان های لَنگ» در وزن شناسیِ موسیقی ایرانی (IV)

مشکل اصلی وزن شناسی در تئوری پردازی ها، عدم توجه و تفکیک بین دو مفهوم مهم «ضرب و تاکید» در وزن شناسی است. «ضرب» و «تاکید»، پدیده های وابسته به هم و اغلب در هم ادغام شده هستند؛ آنچنان که تفکیک آنها از هم مشکل است. مشکل دیگر این است که واژه ها تعریف هایِ دقیق و تدوین شده ندارند. واژه «ضرب» در نوشته های موجود به مراتب بیشتر از «تاکید» اما با مفهوم های متفاوت مورد استفاده است.
موریس راول، اسطوره امپرسیونیست (VI)

موریس راول، اسطوره امپرسیونیست (VI)

راول در نیویورک، جرج گرشوین (George Gershwin) را ملاقات نمود و به همراه یکدیگر برای شنیدن موسیقی جاز، (موسیقی موسیقیدانان مشهور جاز از جمله دوک الینگتون)، به هارلم رفتند. زمانی که آهنگساز آمریکایی جرج گرشوین با راول ملاقات داشت ذکر کرد که همواره آرزو داشته با آهنگسازی فرانسوی کار کند.

بی بی سی همه ساله طی مراسمی برترین های موسیقی جز (Jazz) را انتخاب می کند. این مسابقه جایزه جز بی بی سی (BBC Jazz Award) نام دارد، امسال نیز همانند سالهای گذشته این مراسم از طرف شبکه های رادیویی دو و سه برگزار خواهد شد و در چهار گروه آلبوم جز سال، نوآوری در موسیقی جز رادیوی سه، هنرمند سال رادیوی دو و بهترین های جز، هنرمندان و آثار خوب آنها انتخاب خواهد شد.
پروژه موسیقی Era

پروژه موسیقی Era

Era یک پروژه موسیقی است که توسط اریک لوی آغاز شده و غالباً حاوی سرودهایی به زبانی خیالی نزدیک به زبان لاتین است. این موسیقی را میتوان در دسته نیو ایج (عصر نو ) در نظر گرفت با اینهمه ، موسیقی آنها ترکیبی از موسیقی کلاسیک، اپرا، سرودهای مقدس مسیحی و سبک های دیگر معاصر است.
پرفروش ترین ترانه دیسکوی تاریخ

پرفروش ترین ترانه دیسکوی تاریخ

اولین حضور بانی ام در آلمان با اجرای ترانه “Daddy Cool” در برنامه تلویزیونی “Musikladen” که در آن زمان برنامه ای مهم و مشهور بود، در ۱۹۷۶ به وقوع پیوست. پس از این حضور تلویزیونی، فروش این ترانه به تعداد باورنکردنی ۱۰۰٫۰۰۰ نسخه در هفته رسید!