گزارشی از نشست پایگاه های مجازی موسیقی کلاسیک ایران (I)

سجاد پورقناد، حمیدرضا عاطفی و محمد سریر
سجاد پورقناد، حمیدرضا عاطفی و محمد سریر
۲۵ اسفند در سالن اجتماعات خبرگزاری مهر، جشنواره وبلاگ نویسان با حضور جمعی از خبرنگاران و عوامل موسیقی از جمله دکتر محمد سریر، پیمان سلطانی، حمیدرضا عاطفی، ابوالحسن مختاباد و سجاد پورقناد که بانیان این دوره نشست بودند برپا شد. در این نشست سخنرانان، درباره مسائل مختلفی مربوط به نوشتار موسیقی بر روی محیط مجازی صحبت کردند که در ادامه می خوانید.

سجاد پورقناد سردبیر سایت گفتگوی هارمونیک، گفت: هر اثر موسیقی دو وجه دارد یکی وجه علمی که همان کلیشه ها است و یکی خلاقانه که در بخش علمی موسیقی جایی ندارد و این همان قسمتی است که باعث می شود یک تحصیل کرده موسیقی نتواند به جایگاه هنرمند برسد و در حد یک تکنسین بماند یک نقد موسیقی یا نقد هر هنر دیگری تا وقتی که نظر بر دو میدان علم و خلاقیت نداشته باشد نمی تواند یک نقد کارآمد باشد، پس یک نقد خوب باید دو بخش علم و خلاقیت را با هم داشته باشد.

در واقع عدم احاطه بعضی از منتقدان قدیم موسیقی کلاسیک به این دو میدان باعث شد که آنها قادر به تشخیص میزان قدرت یک اثر جاودان نباشد لازم به ذکر است اکثر منتقدان موسیقی بیشتر به علم موسیقی تسلط دارند و این تنها یک وجه آنالیز موسیقی را در بر دارد، به همین دلیل آثار جدید موسیقی که توسط بزرگانی مانند بتهوون و چایکوفسکی و… خلق می شد اکثرا با نظرات منفی منتقدان روبرو می شد که البته هنوز هم تعریف منتقد در ایران همین است!

تا اینجا به این موضوع رسیدیم که یک منتقد هنر باید مانند یک هنرمند راه او را دوباره برود تا بتواند یک نقد با ارزش بنویسد یعنی هر دو وجه را ببیند.

بعضی وب سایت ها مطالبی به صورت نقد موسیقی هم ارائه می دهند که در بیشتر مواقع، هشتاد درصد مسائل علمی و بیست درصد به نو آوری اختصاص دارد. کمتر از ده سال است که فضای اینترنت ایران با پدیده جدیدی به نام وبلاگ آشنا شده است، خصوصیتی که وبلاگ دارد نگاشته شدن نظر های شخصی و کمتر علمی در مورد مسائل مختلف به صورت روزنوشت است طبیعتا این نوع نوشتار اگر در مورد مسائل هنری باشد بیشتر به پیشنهاد های خلاقانه می پردازد تا بخش علمی.

در روز نوشت های وبلاگ ها بر خلاف سایت ها، با هشتاد درصد مطلب غیرعلمی و بیست درصد علمی رو به رو هستیم، در این صورت هر چه وبلاگ ها بیشتر بر این روال باشند تعداد پیشنهادهایی که در قید و بند علم نیستند بیشتر است اما بر خلاف وبلاگ ها سایت ها عنوان کننده مسائل علمی هستند و نقش مراجع علمی را بازی می کنند.

ابوالحسن مختاباد رئیس کانون پژوهشگران و بازرس خانه موسیقی نیز گفت: من قبلا دو وبلاگ داشتم یکی “نشر و نوشتار” و یکی “سربانگ” که هر دو یکی شدند و در حال حاضر در سه حوزه می نویسم، روزنامه نگاری (مسائل صنفی روزنامه نگاری و مسائل حرفه ای روزنامه نگاری) کتاب و فرهنگ، موسیقی. صحبت من در واقع این است که در درجه اول اگر قرار است این تشکیلات شکل بگیرد باید یک جمع اولیه انتخاب شود تا اگر بخواهید مسابقات یا جشنی راه اندازی کنیم، بتوانیم جذب اسپانسر کنیم و حتی با خانه موسیقی رابطه ای برقرار کنیم چون اگر به خانه موسیقی پیشنهاد بیاید حمایت می شود. اگر کارها به این صورت پیش برود بعد از آن می توان نقد هایی درباره وبلاگ ها هم به لحاظ علمی و هم به لحاظ تکنیکی و فنی انجام داد.

ابوالحسن مختاباد


نکته دیگر این است که هر کسی که وبلاگ می زند، باید در حوزه عمومی قرار گیرد یعنی در آن واحد در معرض دید باشد چون به هر حال ممکن است هر لحظه یکی برای بازدید وبلاگ شما بیاید، بنابراین بحث مسئولیت اخلاقی روزنامه نگار یا نویسنده وبلاگ هم هست چراکه این مسئله هم به چشم خود فرد می آید و هم خواننده وبلاگ، اگر چه امسال در نشست سه سالانه روز جهانی روزنامه نگاران که در مسکو بود، از طرف انجمن صنفی روزنامه نگاران ایران هم رفته بودند، هنوز وبلاگ ها جز (صنف) روزنامه نگاری به حساب آورده نمی شد، به همین دلیل روزنامه نگار حتما باید مسئولیت کارش را به عهده بگیرد و اگر حرفی می زند، باید مدرک برای حرف خود داشته باشد، به همین دلیل مسئولیت اخلاقی در لود کردن کامنت ها خیلی تاثیر دارد.

در هر حال روزنامه نگاری حرفه سختی است که ما در آن کار می کنیم یعنی در واقع به اندازه ده برابر اطلاعاتی که بروز می دهیم در دلمان هست، به حساب اینکه حرمت کسی شکسته نشود (قابل گفتن نیست)، همچنین موارد دیگری هم هست که مثلا روزنامه نگار نباید زیادی از کسی تعریف کند و هر حرف روزنامه نگار باید با دلیل و سند باشد.

یک بخش کار روزنامه نگاری هم جستجو هست و در کار وبلاگ به خصوص در حوزه موسیقی یا حوزه های دیگر وقتی به جلو می روید به بحثی می رسیم به نام روزنامه نگاری پژوهشی مثلا من خودم خبری را خواندم ولی تا برایم ثابت نشود نمی گویم و اگر یک خبر دروغین پخش بشود و اگر فرد از دست شما شکایت کند در واقع بار کیفری هم خواهد داشت.

نکته دیگری هم که قابل ذکر است این است که ذکر منبع خیلی مهم است اینکه مثلا خبر را از سایت ها و وبلاگ های دیگر می گیریم و منبع نمی دهیم و این مسئله از ارزش سایت شما کم نمی کند بلکه ذکر منبع به سایت شما پرستیژ می دهد.

آروین صداقت کیش نویسنده سایت گفتگوی هارمونیک و مجله فرهنگ و آهنگ نیز گفت: موضوع صحبتی که به آن خواهم پرداخت تا حدود زیادی هم پوشانی خواهد داشت با صحبت های آقای مختاباد و یک اظهار نظر خیلی شدید و بی پرده است، سر جمع به نظرم نمی آید نفعی توانسته باشند برسانند که البته این نظر شخصی من است چون اگر از این به بعد اتفاقات شدیدتری افتاد … حتما همه ما خبر می شویم! به غیر از جاهایی که از هنجار معمول وبلاگ و سایت بودن شروع کردند خارج بشوند یعنی به یک چیز دیگری تبدیل بشوند… حالا دایره المعارف از یک سو و مجله موسیقی از سوی دیگر، اما من با یک زبان فنی تری برمی گردم، به مسئله اخلاق و هنجار اخلاقی در رسانه اینترنتی.

عموما وقتی مسئله اخلاق مطرح می شود همه بر میگردند به اینکه کلمات نا مربوطی به کار نرفته باشد یا کسی به کسی توهین نکرده باشه یا حداکثر اینکه مطالب بدون مرجع به کار نرود، طبق مطالعاتی که داشتم به این نتیجه رسیدم که تعدادی بد اخلاقی های اینترنتی وجود دارد که به این سادگی ها هم قابل ردیابی نیستند.

چند مشکل جدی من پیدا کردم، کلیت بحث من حول و حوش موضوع احساس مسئولیت و پاسخگویی است، دو نکته بسیار مهم که در نوشتن اینترنتی به دلایل فرهنگی و تکنیکی فراموش می شود، نه فقط در ایران در غرب هم گاهی اوقات این اتفاق می افتد، اولین مسئله شبیه سازی است یعنی چیزی که وجود ندارد و از اسم گرفته تا آدرس (یا تا هر چیزی که شما فکرش را بکنید!) در اینترنت امکان پذیر است، مشابه آن در دنیای روزنامه نگاری نام مستعار است ولی آنجا معمولا روزنامه نگاران اسمی انتخاب می کردند که معلوم بود این اسم نمی تواند اسم طبیعی باشد، در ضمن سردبیر و مشاوران حقوقی می دانستند که این شخص کیست که اگر مشکلی پیش آمد همه می دانستند که عامل موضوع کیست، در دنیای اینترنت این امکانات فعلا موجود نیست یعنی شفافیت ها آنقدر نیست که ما بتوانیم تشخیص بدهیم که کسی که می آید و اسمی را می گذارد، بدانیم که این اسم واقعی است یا نه، البته از لحاظ فنی می توانیم کمی با دقت تر برخورد کنیم با این جریان.

مسئله بعدی مراجع متعدد است یعنی کسی بیاید و نوشته خودش را با مرجع بسیار معتبرتری نشان بدهد به طوری که تعداد زیادی نوشته دیگر به آن اشاره کنند که من این را بارها دیدم، به طوری که یک نفر چندین وبلاگ می زند و حتی علیه خودش بحث راه می اندازد، در دنیای مجازی… من نمی خواهم اینجا قضاوت اخلاقی کنم فقط می خواهم نشان بدهم که چطور این اتفاق می افتد و دیدم که فرد علیه خودش بحث راه انداخته و افراد وقتی می آیند و نظرها را می بینند دچار تحریک می شوند و شروع می کنند به نوشتن و این آتش دامن پیدا می کند!

حمیدرضا عاطفی و آروین صداقت کیش


مسئله بعدی که به خصوص در وبلاگ های فارسی زبان دیده می شود ناهنجاری زبانی است! زیاد نگران محتوی علمی نیستم بلکه این ناهنجاری زبانی است، خیلی وقتها حتی انشای درست وجود ندارد مثلا فرد مقابل که حدس زده می شود خیلی هم فرد بی سوادی نیست من خواننده را اصلا آدم حساب نکرده که یک بار دیگر از روی نوشته خود بخواند و وقتی وبلاگ یا سایت او را ببینید ادعایش اصلا این نیست که من شلخته هستم یا من هرچه دلم خواست می نویسم چون شما می توانید در دفترچه یادداشت خانگی خود هرچه دلتان خواست بنویسید ولی مثلا اگر بالای وبلاگتان عنوانی مثل وبلاگ تارنوازان ایرانی می نویسید، پس یعنی آدم بسیار جدی هستید و یک دغدغه ای پشت این قضیه است و این آدم باید به حوزه زبان خود اهمیت بدهد، این یکی از مشکلاتی است که من خودم دیدم و به آن اشاره کردم، بنابراین، هنجار زبان هم یک اشکالاتی دارد.

مسئله بعدی مسئله ادعا است و آن اینکه در نام وبلاگ شما واقعا چه چیزی ادعا شده است و آن نام با کاری که شما ارائه می کنید متناسب است یا اینکه یه چیزهایی می گویید و بعد کارهای دیگری می کنید!

مسئله بعدی لینک های شکسته است و اصلا دنبال این را نمی گیرند که وقتی یک نفر این لینک ها را دنبال می کند گم می شود و یا سر از کجا در می آورد! این یک مسئله فنی است و اصلا ربطی به این ندارد که شما چه مقدار موسیقی می دانید یا آدمی هستید که می توانید هنر نو را تشخیص بدهید! اصلا مهم نیست! مهم این است که مثلا یک مهمان به خانه شما آمده و می گویید “برو به یخچال آب بردار” در صورتی که اصلا آبی در یخچال نیست! این باعث شرمندگی میزبان است.

لحظه ای من ایرانی فکر می کنم، در این لحظه هیچ کس مرا نمی بیند و می توانم هر کاری بکنم و می کنم، این نیز از معضلات، نوشتار ها اینترنتی است، مخصوصا در زمینه وبلاگ.

5 دیدگاه

  • مصطفی
    ارسال شده در فروردین ۱, ۱۳۸۸ در ۷:۳۳ ب.ظ

    سلام
    سال نو مبارک

    باقی(ادامه)گزارش را هم منتشر میکنید؟

  • ارسال شده در فروردین ۸, ۱۳۸۸ در ۱۲:۴۲ ق.ظ

    من نمیدونم چرا این اهالی محترم !!۱ موسیقی این قدر حاشیه دارن !!!…بابا کجای دنیا رو گرفتن مگه….مسئله اخلاق…حاشیه….مسائل جزیی را بزرگ میکنند و دائم پشت هم حرف میزنند….

  • ناشناس
    ارسال شده در بهمن ۱۳, ۱۳۸۸ در ۱۰:۰۸ ق.ظ

    در حمایت از ماهنامه فرهنگ و آهنگ و هنرمندان دربند نظر دهید
    http://farhang-ahang.blogfa.com/

  • R.Namvar
    ارسال شده در فروردین ۹, ۱۳۹۰ در ۳:۳۳ ب.ظ

    salam,jenabe aghaye Pourghannad ye soal az shoma daram,yani hich vaght ye tahsil karde nemitune be paye honarmand berese ???
    hatta ba motale’eye asare bozorgan ?

  • ارسال شده در فروردین ۹, ۱۳۹۰ در ۴:۰۱ ب.ظ

    سلام
    دوست عزیز منظور شما از “به پای هنرمند رسیدن” کاملا مشخص نیست که چیست اگر منظور شما مطالعه برای هنرمند شدن است، قطعا این تلاش نا کافی است ولی قسمتی از پروسه هنرمند شدن است.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

مروری بر آلبوم «تصنیف‌های عارف قزوینی»

اجرایِ مقبولِ همه‌ی تصنیف‌های عارف در یک مجموعه، درباره‌ی شخصیت او و تصنیف‌سازی‌اش و در مورد تصنیفِ قاجاری به طور عام، فرصتِ تأملی دیگر می‌دهد. ازاین رو هر چند تصریح شده که هدف، گردآوریِ نمونه‌ای آرشیوی یا آموزشی نبوده اما می‌توان چنین کارکردی نیز برای این مجموعه قائل شد وگرنه با تمام تلاشی که در شنیدنی‌شدنِ اجرای همه‌ی بندهای تصانیف شده، هنوز شنیدن سیزده دقیقه تکرارِ تضرعِ عارف برای ماندنِ مورگان شوستر در ایران، در مقامِ یک اثر موسیقی چندان توجیهی ندارد*.

نگرشی به تجدد طلبی در هنر و فرهنگ ایرانِ قرن بیستم (XXIII)

مقارن با این تحولات نوار کاست به عنوان یک وسیله ارتباط جمعی جدید و مستقل از تشکیلات دولتی در ایران رایج شد. دو گروه شیدا و عارف نیز خود نوارهای موسیقی خودشان را با کیفیت بسیار خوب به بازار عرضه کردند. گروه های شیدا و عارف همگام با انقلاب کنسرت هایی با مایه های سیاسی و اجتماعی ترتیب دادند که با استقبال مردم به خصوص گروه های دانشجویی روبرو شد. در این میان کنسرت های گروه شیدا با آهنگ های محمد رضا لطفی (بشارت و سپیده) و پرویز مشکاتیان (ایرانی) همراه با اشعار هوشنگ ابتهاج (ه. ا. سایه) و آواز محمد رضا شجریان، خاطره درویش خان، ملک الشعرا بهار و حسین طاهرزاده را زنده می کرد.

از روزهای گذشته…

ژوزف کسما

ژوزف کسما

به جرات می توان گفت که یکی از زیباترین قطعات استاندارد در Jazz قطعه “Autumn Leaves” ساخته “Joseph Kosma” می باشد و عجیب است که یک آهنگساز مجارستانی بتواند قطعه ای را بنویسد که سالهای سال همه علاقمندان به موسیقی (Jazz و ساریر شاخه ها) از شنیدن آن لذت ببرند. این قطعه بارها و بارها توسط افراد مختلف بصورت وکال یا سازی اجرا شده و هنوز هم هر نوازنده Jazz ای این قطعه را اجرا می کند.
نگاهی به اپرای عاشورا (V)

نگاهی به اپرای عاشورا (V)

صدای خوف انگیز بادی چوبی ها با فاصله چند اکتاو از باسها، خبر از ورود ما به دربار یزید میدهد. یزید به عمر ابن سعد، دستور حمله به کاروان حسین میدهد و سلطنت بعد از این پیروزی… عمر هم میخواند “چه کردی ای امیر از مرحمت این لحظه سر دارم، ز اولاد علی یک تن به عالم زنده نگذارم…”
آرتور توسکانینی، نابغه رهبری (II)

آرتور توسکانینی، نابغه رهبری (II)

پخش های تلویزیونی شبکه NBC بر روی دیسکتهایی با ضبط الکتریکی نگهداری می شد، هم بر روی ۷۸-rpm و ۳۳-۱/۳ rpm ضبط می شد تا آنکه در سال ۱۹۴۷ شبکه NBC از نوار کاست استفاده کرد. صدها ساعت از تمرینهای توسکانینی به همراه ارکستر NBC در آرشیو میراث توسکانینی در کتابخانه عمومی نیویورک نگهداری می شود. توسکانینی اغلب به دلیل نادیده گرفتن موسیقی آمریکایی مورد انتقاد قرار گرفته، گرچه در ۵ نوامبر ۱۹۳۸ دو اثر ارکستر از ساموئل باربر (Samuel Barber) را رهبری کرد.
نقشه‌برداری موسیقایی (I)

نقشه‌برداری موسیقایی (I)

دکتر خسرو جعفرزاده، موزیکولوگ و معماریْ ایرانی است که در عرصۀ موسیقی با نوشته‌های پژوهشی‌شان در زمینۀ موسیقی دستگاهی شناخته شده‌اند. با این حال، ایشان در وین درس معماری خوانده‌اند و دفتر معماری خودشان را دارند. در گفت‌و‌گوی پیشِ رو، که به صورت مکتوب و با ارسال چند پرسش کلّی، که بتواند دست مصاحبه‌شونده را برای پاسخ‌گویی باز بگذارد، انجام شد، ایشان به چند جنبه‌ای که به نظرشان می‌توان رابطه یا اشتراکی میان این دو هنر دید پرداخته‌اند، از جمله مسئلۀ آکوستیک و سالن‌های اجرای موسیقی در ایران، تأثیر معماری سالن‌ها بر ادراک موسیقایی مخاطبان، فضای مناسب اجرای موسیقی ایرانی و قیاس این دو هنر و بیان نوع تأثیرپذیری‌های ممکن از نظر ایشان.
کنسرت شجریان در تهران و رهبری در آنکارا!

کنسرت شجریان در تهران و رهبری در آنکارا!

همانطور که در خبرها خواندید، علی رهبری رهبر دائم ارکستر سمفونیک تهران که چندی پیش با علاقه و اشتیاق فراوان به ایران آمده و سکان ارکستر را به دست گرفته بود با انتشار نامه سرگشاده خود به وزیر ارشاد، تهران را به قصد اتریش ترک کرد؛ اما شجریان که تا قبل از کنسرت اخیر خود مایل به اجرای برنامه در ایران نبود، کنسرتهایی را در تالار وزارت کشور به روی صحنه می برد!
هارمونی پویا

هارمونی پویا

در مطلب قبل راجع به هارمونی استاتیک، عملکرد هارمونی استاتیک را مشاهده کردیم و دیدیم که آهنگساز ممکن است برای تاکید روی تنالیته موسیقی هارمونی را همواره میان تونیک و یکی دیگر از درجات به نوسان بیندازد. گوش در این نوع از هارمونی خیلی ساده می تواند موسیقی را پیش گویی کند، در صورتی که یکی از مزیت های موسیقی خوب می تواند آن باشد که آهنگساز در موارد مورد نیاز قدرت پیش داوری را از شنونده بگیرد.
آیا وزیری به موسیقی ایران خیانت کرد؟

آیا وزیری به موسیقی ایران خیانت کرد؟

نوشته پیش رو نقدی است بر بخشی از نظرات مرحوم آقای دکتر محمد مددپور (زادهٔ ۱۳۳۴ در بندر انزلی – درگذشتهٔ ۱۳۸۴)، نویسنده و فلسفه‌دان معاصر که در مجله مقام موسیقایی منتشر گردید.
نوروز تو راه نیست!

نوروز تو راه نیست!

در طول ایام تعطیلات نوروزی، بارها دوستان گرامی با منزل ثمین باغچه بان و همسر وفادارش ئولین تماس می گرفتند و بوق ممتد، تماس ایشان را بی پاسخ می گذاشت… در این مدت به کار بروی قطعه «دو زلفونت بود…» اثر ثمین باغچه بان برای پیانو و ارکستر کار می کردم و در نظر داشتم تا پس از اتمام کار تنظیم آن برای ارکستر، در تماسی با وی تنظیم مجدد آن را تقدیم این بزرگمرد موسیقی ارکسترال ایرانی نمایم. تلفن ها کماکان بدون پاسخ می ماند…
علی نوربخش

علی نوربخش

Ali Nourbakhsh متولد ۱۳۵۵ تهران Date and place of birth 1977 Tehran نوازنده و کارشناس آموزش ویولون Violinist and Violin Instructor لیسانس مهندسی عمران B.Sc. Civil Engineering mail @ viol.ir
تحلیلی بر کتاب‌شناسی‌های موسیقی در ایران (II)

تحلیلی بر کتاب‌شناسی‌های موسیقی در ایران (II)

با وجود آوردن عنوان و تقسیم‌بندی موضوعی، خواننده‌ی پژوهش‌گر گاه نیازمند است بیشتر بداند، چرا که بسیاری از اوقات عنوان، گویای تمامی بار اطلاعات یک مقاله یا کتاب نیست. همچنین تقسیم‌بندی موضوعی هر چقدر هم دقیق باشد نمی‌تواند خواننده را کاملا راهنمایی کند که در مقاله چه چیزی خواهد یافت. به همین دلیل توصیف و چکیده‌نویسی یا به عبارت دیگر کتاب‌شناسی توصیفی ضرورت می‌یابد. اولین مسئله‌ای که کتاب‌شناسی‌های توصیفی را از یکدیگر متمایز می‌کند روش چکیده‌نویسی است؛ زیرا یک چکیده‌ی خوب می‌تواند ضمن فشرده بودن، اطلاعات زیادی را منتقل کند. از این دیدگاه هر چه اطلاعات منتقل شده نسبت به طول چکیده‌ی نوشته شده (تعداد کلمات) بیشتر باشد کارآیی بیشتر است.